Quantcast
Channel: مددکاراجتماعی- پزشک و مشاور اجتماع
Viewing all 131 articles
Browse latest View live

حجاب

$
0
0

مقدمه

حجاب یا پوشش یکی از احکام اسلامی است که برای پوشش زنان مردان وضع شده است و اصطلاحاً عبارت است از پوشاندن ضروری مود و سایر اعضای بدن به جز صورت و دو دست (و گاهی دو پا) توسط زنان مسلمان (تنها در صورتی که کنیز نباشند)، در برابر مردانی است که طبق شریعت اسلامی نامحرم شمرده می شوند. درباره پوشش مردان نیز، حداقل مقدار پوشش واجب حفظ عورتین است.

حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آورده است. استعمال این کلمه بیش تر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده به وسیله ی پوشش است.

حجاب از جمله ضروریات دین است که هر مسلمانی چه مردان و چه زن بایستی آن را رعایت نماید، حدود شرعی حجاب برای زنالن و مردان متفاوت است. اسلام عزیز همان طور که دستور داده است تا زنان خود و زینت هایشان را از نگاه نامحرمان بپوشانند و حجاب سر و بدن و چشم ها را رعایت کنند به مردان نیز دستور داده است تا حجاب داشته باشند. البته توجه داریم که حجاب زنان و حجاب مردان هر دو بایستی اصلاح شود و مورد رعایت قرار گیرد اما هر کسی به تناسب وظایف و واجبات خود مسئول در پیشگاه الهی است. غدر و بهانه این که دیگران رعایت احکام شرعی را نمی کردند، ما هم نکردیم، به گواهی هیچ عاقلی سند محکمی در نزد پروردگار نخواهد بود! مراقب پاکی هایتان بیشتر باشید، خدا همین نزدیکی هاست.

امروزه حجاب در کاربرد عام به پوشش ضروری زنان اطلاق می شود و به یکی از نمادهای بسیاری از جوامع اسلامی تبدیل شده و در برخی کشورها از جمله ایران رعایت آن در مکان های عمومی برای همه زنان (با هر اعتقاد یعنی) اجباری است. با وجود این، گروهی از نواندیشان دینی شیعه و سنی وجوب حجاب در اسلام را زیر سؤال برده اند.

لذا در این مقاله ابتدا پارادایم های حجاب تبیین شده و پس از آن رابطه میان حجاب و همچنین تجربه شناسی آسیبی و حجاب و پوشش مورد بررسی قرار خواهد گرفت و محقق به دنبال پاسخگویی به سؤالات ذیل می باشد:

v   سئوالات

1-  هنجارهای اجتماعی چرا و چگونه دچار آسیب شده و موجب انحراف فرهنگی      می شود؟

2-  حجاب و پوشش در جامعه چگونه و چرا به یک هنجار مورد هدف غرب قرار گرفته است و غفلت های موجود در کدام بخش از این هدف گیری غرب را تشدید         می کند؟

3-   هنجارهای مهاجم چگونه موفق به جایگزینی خود در هنجارهای هدف شده و چه عواملی باعث تقویت آنان در جایگزینی و نهادینگی می شود؟

4-  چه آینده ای را برای ناهنجاری های پوششی در کشور پیش بینی می کنید و علت پیش بینی خود را ذکر فرمائید؟

5-  چگونه می توان هنجار غالب اجتماعی را در حوزه پژوهشی تقویت و از نفوذ تهاجم فرهنگی از آن جلوگیری نمود؟       

بیان مسئله:

 لزوم پوشیدگی زن در برابر نامحرم یکی از مسایل مهم اسلامی است و در قرآن کریم در این خصوص تأکید شده است دیده می شود که برخی از خانم های ایرانی پوشش خود را به طور کامل رعایت نمی کنند که با توجه به بررسی های انجام شده بیشتر به دلیل ناآگاهی آنان نسبت به فلسفه حجاب می باشد. این در حالی است که یکی از جلوه های رفتاری زن یا مرد مسلمان که نشانه دینداری و عامل صیانت جامعه از فساد و آسیبهای روانی- اجتماعی   می باشد، حجاب است، داشتن پوشش مناسب نه تنها سبب امنیت خود فرد از آسیبهای مختلف می شود، بلکه سبب تحکیم خانواده و آرامش روانی افراد جامعه و افزایش امنیت در جامعه خواهد شد. برای توسعه فرهنگ حجاب در جامعه و اثربخشی شیوه های تربیتی مربوط به آن در افراد، از یک سو باید رغبت و نیاز درونی نسبت به این مسأله در آنان ایجاد شود تا انگیزه کافی برای بروز رفتار سالم را داشته باشند و از سوی دیگر باید روشها و شیوه های تربیتی فعال و مناسب جانشین شیوه های غلط و منفعل تربیتی گردد.

 

 

رفتار اجتماعی شده مرتبط با حجاب، در جهان امروز در دو محیط پیوسته یعنی محیط فیزیکی و محیط مجازی ظهور پیدا کرده است. از سوی دیگر هنجارهای اجتماعی مرتبط با حجاب با نوع دینداری افراد جامعه و در جنس مجازی آن نیز باز تعریف متفاوتی پیدا کرده است، که در این مقاله تلاش می شود، به ابعادی از آن پرداخته شود. در واقع مسأله اصلی این مقاله توجه به آسیب های موجود در جامعه و ارتباط آن با حجاب و نوع پوشش در جامعه است.

اینکه کنش و واکنش مسلمان دیندار ایرانی در مواجه به آسیب ها و ناهنجاری های فرهنگی چگونه است؟ و در چه چارچوبی می توان آن را درک نمود و انعکاس داد؟ و آیا فرهنگ غرب در مصرف آسیبی و یا تولید آسیب ها و ناهنجاری های حجاب و نوع پوشش در جامعه ما تأثیر دارد یا خیر؟

چارچوب مفهومی تحقیق

در این مقاله تلاش خواهد شد، ضمن بیان این نگاه که در جهانی شدن همه قلمروهای نظری و معرفت شناسی جهان جدید را تحت تأثیر خود قرار می دهد و همچنین تحولاتی جدی را در نگاه، روش، زمینه یا بستر مطالعات به وجود می آورد، الگویی برای فهم آسیب های ناشی از دو جهانی شدن فضای زندگی، ارائه شود.

درباره «فراگیری» نیز باید به مشخصه گستردگی نامحدود شبکه های ارتباطی انسانی و اجتماعی توجه کرد. این شبکه های گسترده در فضای مجازی باعث فراگیر بودن و شدن پدیده ها در این فضا در سطوح گوناگون می شود. دسترسی دائم و همیشه در دسترس بودن و نیز نبود موانع فضای فیزیکی زمان مند و مکان مند، معیار تازه ای از دسترسی در این فضا ارائه کرده است.

تفاوت های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، گرچه در این فضا کمتر از فضای فیزیکی نمود دارند، ولی به دلیل سرعت بالای حرکت در این فضا و آشنایی سریع با دیگر فرهنگ ها، مشکلاتی برای افراد ایجاد خواهد کرد. اثربخشی بالای این فضا به دلیل درگیر شدن اغلب حس های انسانی در تعامل با آن است، چنان که انسان خودبخشی از این فضا می شود.

ـ آسیب های مجازی را می توان نوع دیگر آسیب های اجتماعی جدید دانست. این آسیب ها از آنجا که منشأ آنها در فضای مجازی است و ممکن است، اثرات آنها نیز تنها در فضای مجازی جاری باشد و یا از آن فضا به فضای فیزیکی زندگی کشیده شود، آسیب مجازی به حساب می آیند.

- به تعبیری دیگر آسیب های اجتماعی در نوع اول از فضای فیزیکی زندگی آغاز و در ادامه به فضای مجازی منتقل می شود و بر پایه فرامتغیرهای این فضا گسترده و فراگیر می شود. در این نگاه می توان فضای مجازی را امتداد دهنده آسیب و یا به دلیل اثربخشی در توسعه و تشدید آسیب، آسیب ثانویه دانست. از سوی دیگر ممکن است آسیب از فضای مجازی آغاز و بر زندگی اجتماعی فضای فیزیکی تأثیر بگذارد. به طور کلی و در امتداد نگاه این مقاله، آسیب را با توجه به محیط یا منبع ایجاد آسیب می توان به آسیب فیزیکی و آسیب مجازی تقسیم کرد. آسیب فیزیکی به آسیب اجتماعی برمی گردد، که فرد در فضای فیزیکی دچار آن می شود، هر چند ممکن است این آسیب در فضای مجازی نیز امتداد داشته باشد، اما به اعتبار آن که در فضای فیزیکی زندگی ایجاد شده است، آسیب فیزیکی خوانده می شود. در سوی دیگر، آسیب مجازی با توجه به این که این نوع آسیب در فضای مجازی به وقوع می پیوندد و در حقیقت خاستگاه ایجاد این آسیب، فضای مجازی است، آسیب مجازی خوانده می شود.

آسیب را می توان براساس منشأ بروز و ظهور آسیب و همچنین شیوه امتداد آسیب مورد توجه قرار داد.

آسیب های اجتماعی که در فضای مجازی یا از طریق فضای مجازی به وجود می آیند، آسیب های سریع هستند. سرعت بالای حرکت از جایی به جای دیگر در فضای مجازی، باعث تغییرات ناگهانی شده است، که خود منجر به ایجاد مسائل و گاه آسیب های اساسی می شود. آسیب های فضای فیزیکی به دلیل جبر مکانی و زمانی، آسیب های کندی محسوب می شوند. اما در فضای مجازی به خاطر سرعت انتقال داده ها، بی مرز بودن و همچنین فراگیری این فضا، نه تنها آسیب به سرعت رخ می دهد، بلکه سریع انتشار می یابد و آسیب های ثانویه و پیامدهای آسیب اولیه نیز به سرعت خود را نشان می دهد.

آسیب های مجازی و آسیب های اجتماعی در فضای مجازی، آسیب های فراگیر هستند. فراگیر به این معنا که دامنه شمول آن بسیار گسترده است.

ایمیل های مشوق فساد، تبلیغات پاپ آپ، تصویری که بدون درخواست فرد در صفحه ی رایانه ظاهر می شود، درخواست های عضویت بی شمار برای حضور در جماعت های منحرف و فساد و.... و هرز نامه هایی که به تبلیغ در حوزه های جنسی و هرزه نگاری بدون توجه به بسترهای فرهنگ کاربران می پردازند، مواردی است، که بدون درخواست و اقدامی از سوی کاربر، فرد را در معرض فساد قرار می دهد.

آسیب ها در فضای فیزیکی تنها زمانی فرد را مورد هجمه خود قرار می دهد، که فرد به قلمرو آسیب وارد شود این در حالی است که فرد نمی تواند خواسته یا ناخواسته از تأثیرات آسیب در فضای مجازی به علت بنیان های اساساً متفاوت این فضا و نامشخص بودن آسیب و حوزه اثرگذاری آن، اجتناب کند. به صورت بالقوه در هر لحظه و با هر کلیکی، این امکان وجود دارد، که فرد وارد حوزه آسیب زای فضای مجازی شود و در حوزه اثرگذاری آسیب ها قرار گیرد. از این رو می توان گفت که در فضای فیزیکی نوعی آسیب گرایی و تمایل به اثرپذیری از آسیب ارادی وجود دارد، اما در فضای مجازی چنین تمایلی هر چند ممکن است در امتداد تمایل فضای فیزیکی به این فضا نیز کشیده شده باشد، اما به صورت بالقوه اثرپذیری از آسیب در این فضا شکلی غیرارادی و ناخواسته دارد.

 

حجاب از نظر اسلام:

اسلام در پرتو رسالت خود، خواسته است که جامعه بشری از بی بندو باری ای که جوامع ابتدایی و جوامع صنعتی امروز، در آن غوطه ور بوده و هستند، سالم و مصون بماند. خداوند متعال می فرماید: ( به مردان مؤمن بگو: دیده [از نامحرم]فرو نهند و پاک دامنی خود را حفظ کنند که این برای آن ها پاکیزه تر است. همانا خدا به آنچه می کنند، آگاه است و به زنان مؤمنه بگو: دیدگان خود را [از نامحرم] فرو بندند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آنچه نمایان است [مانند دست و صورت] آشکار نسازند.

اسلام بر زنان حرام کرده است که خود را در معرض دید مردم قرار دهند و زینت و زیورآلات نهانی، فریبندگی ها، دلربایی ها و زیبایی های فتنه انگیز خود را به نمایش بگذارند تا اعمال ایشان، موجب گمراهی و وسوسه شدن و فریفتن مردان نشود.

خداوند می فرماید: " ولا تَبَرَّجنَ تَبَرّجَ الجَاهِلِیَّهِ الأولَی..." (همچون جاهلیت پیشین در میان مردم ظاهر نشوید). همان گونه که قران دستور داده است که لباس زنان به گونه ای نباشد که تن در آن پیدا باشد. و همچنین می فرماید: " یَا أیّهَا النَّبیُّ قُل لأزوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِساءِ المؤمِنِینَ یُدنِینَ عَلَیهنَّ مِن جَلاییهنَّ ذَلِکَ أدنی أن یُعرَفنَ فَلایُؤذَینَ وَ کانَ اللّهُ غَفوراَ رَحِیماً     ( ای پیامبر! به همسران و دختران خود و زنان و مؤمنان بگو که پوشش های خود را بر خود بپیچند، این برای آن که [به عفیف بودن] شناخته شوند و مورد اذیت و آزار قرار نگریند، بهتر است و خداوند آمرزنده و مهربان است).

برای این که زنان نسبت به لباسی که اسلام بدان دستور می دهد، در تنگنا و سختی قرار بگیرند و مانع انجام اعمال و حوائج آنان نگردد، خداوند می فرماید: " وَلا یِبدِینَ زینَتَهٌنَّ إلا مـَا ظَهَرَ مِنهَا وَلیَضربنَ یخُمُرهِنَّ عَلَی جُیُویهنَّ..."

(... و زینت خود را جز آنچه نمایان است [مانند دست و صورت آشکار نسازند، و باید روسری های خود را بر یقه و گریبان هایشان فرو اندازند...).

می توان گفت هدف اسلام از حجاب آن است که زن مسلمان با فراغت کامل بتواند وظایف و رسالت خویش را انجام دهد که حفظ نسل انسان، پرداختن به شئون خانه و تربیت کودک و اهمیت دادن به آن است، به اعتبار اینکه مادر، کارخانه انسان ساز و نخستین مدرسه زندگی طفل و سرچشمه محبّت و انگیزه سعادت روحی شوهر است. حجاب، رمز وقار، متانت و سنگینی زن است، نه آن گونه که دشمنان مغرض اسلام آن را نشانه خواری و بردگی او می دانند و به قول عقاد، حجاب مانع گمراهی و خودنمایی و فضولیت و حافظ حرمت و آداب عفّت و حیا او است. اسلام وقتی حیا را برای زن را واجب نموده و برهنگی و خودنمایی و اختلاط با مردان را حرام کرده است، هدفش آن است که دل ها آرام، روح ها مطمئن و خانه ها فضای ملایمی داشته باشند.

در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد. یکی از این آیات، آیه شریفه 59 سوره مبارکه احزاب است: " یَا أیِّهَا النَّبیُّ قُل لأزوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِسَاءِ المُؤمِنینَ یُدنِینَ عَلَیهنَّ مِن جَلاییهِنَّ ذَلِکَ أدنَی أن یُعرَفنَ فَلا یُؤذَینَ وَ کَانَ اللّهُ غَفُورًا رَحِیمًا" (ای پیامبر! به همسران و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که پوشش های خود را بر خود بپیچند، این برای آن که [به عفیف بودن] شناخته شوند و مورد اذیت و آزار قرار نگیرند، بهتر است و خداوند آمرزنده و مهربان است).

حجاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوس رانان مصون و محفوظ باشد.

فلسفه حجاب در اسلام

هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیله تزکیه نفس و تقوا به دست می آید: " إنَّ أکرَمَکُم عِندَ اللّهِ أتقَـاکُم..." (قطعاً ارجمندترین شما نزد خدا، با تقواترین شماست...). هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الأمِّیّینَ رَسُولا مِنهُم یَتلُو عَلَیهم آیاتِهِ وَیُزَکِیهم وَ یُعَلِمُهُمُ الکِتابَ وَالحِکمَهَ و إن کَانُوا مِن قَبلُ لَفِی ضَلالٍ مُبین"  (اوست خدایی که میان عرب امّی            [قومی که خواندن و نوشتن هم نمی دانستند] پیغمبری از خودشان برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آن ها را [ از لوث جهل و اخلاق زشت] پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطه جهالت و گمراهی آشکاری بودند). از قرآن کریم استفاده می شود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست یابی به تزکیه نفس، طهارت، عفّت و پاکدامنی است. آیاتی همچون:         "قُل لِلمؤمِنینَ یَغضُّوا مِن أبصَارِهِم وَ یَحفَظُوا فُرُوجَهم ذَلِکَ أزکَی لَهُم ...                              " ( به مردان مؤمن بگو: دیده [از نامحرم] فرو نهند و پاک دامنی خود را حفظ کنند که این برای آن ها پاکیزه تراست"...

با توجه به این آیات و روایات فوق برخی از علل وجوب حجاب در اسلام به شرح ذیل می باشد:

مقدمۀ وجوب حجاب:

انسان در پناه حجاب، احساس آرامش می کند. پوشش اسلامی نیز نگهبان زن است و به او امنیت و آرامش می بخشد. پس هر چه این پوشش کامل تر شود،  درصد امنیت و حفاظت زنان بالاتر می رود. حجاب، حق بیمه ای است که زن برای تأمین سلامت خود       می پردازد؛ زیرا حجاب، مانع جریان یافتن هوای نفس و نگاه های آلوده و فساد آمیز، به حریم پاک زنان می شود. پوشش، سدی بزرگ در برابر تهاجم فرهنگ غرب است. جایگاه والای زن می طلبد که این گوهر آفرینش، در صدف حجاب قرار گیرد تا  ارزش های انسانی اش در امان بماند. فلسفه نگهبانی و پوشش اشیاء ارزش آنهاست و هر قدر این ارزش بالاتر باشد، نسبت نگه داری آنها نیز بیشتر می شود.

پوشیدگی زن، نماد پرهیزکاری اوست. وقتی زن خود را بپوشاند، وعده های الهی که برای پرهیزکاران داده شده است، درباره او نیز محقق می شود. در واقع، چیرگی بر هواهای نفسانی و چشم پوشی از لذت های حرام، به انسان هیبت و وقار  می بخشد. به صورت ناخودآگاه، برخورد مردان با زنانی که پوشش ناقصی دارند، برخوردی شهوانی و ابزاری است، ولی برخوردشان با زنان پوشیده و با حجاب اسلامی، برخوردی همراه با احترام و تکریم قلبی است.

نوع پوشش زن، معّرف شخصیت عفیف یا هوس انگیز اوست که موضع گیری مرد را در برابر او مشخص می کند. زن و مرد همانند دو سیم برق هستند که نبود عایق میان آنها آتش         بی عفتی را شعله ور می سازد و ارزش ها را می سوزاند. تا وقتی بانوان، خود را از دید چشم های حریص مردان می پوشانند،دریای نفس آنها آرام است. ولی وقتی به جلوه گری دست می زنند، تلاطم روحی و نابسامانی روانی را برای مردان فراهم می آورند.

نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرتهای بی بندوبار، هیجانها و التهابهای جنسی را فزونی می بخشد و تقاضای سکس را بصورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی در می آورد.

به هر حال اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل کرده است؛ و لذا تدابیری برای تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است و در این زمینه، هم برای زنان و هم برای مردان، تکلیف معین کرده است. یک وظیفه مشترک که برای زن و مرد، مقرر فرموده مربوط به نگاه کردن است: «قَل لِلمؤمنین یغضوا من أبصارِهم و یَحفضُوا فروجَهم... قُل للمؤمِنات یغضضن من أبصارهُن و یحفظن فروجَهن»

علت اینکه در اسلام دستور پوشش اختصاصی به زنان یافته است، این است که میل به خود نمائی و خود آرائی مخصوص زنان است. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود میخواهد دلبری کند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به خود اسیر سازد. لهذا برهنگی از انحرافهای مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است.

اسلام زن را تشویق کرده است که از این وسیله استفاده کند. اسلام مخصوصاً تأکید کرده است که زن هر اندازه متین تر و با وقارتر و عفیفتر حرکت کند و خود را در معرض نمایش برای مرد نگذارد، بر احترامش افزوده میشود. قرآن کریم در سوره احزاب پس از آنکه توصیه میکند زنان خود را بپوشانند، میفرماید: « ذلکَ ادنی أن یعرفن فلا یؤذین». یعنی این کار برای اینکه به عفاف شناخته شوند و معلوم شود خود را در اختیار مردان قرار نمیدهند بهتر است، و در نتیجه عفت و حشمت آنها مانع مزاحمت افراد سبکسر می گردد.

مسایل و معضلات کنونی دربارۀ حجاب، معلول متغیرهای روانی و اجتماعی متعددی است. نمی توان شیوع بی حجابی در جامعه را تنها به یک یا دو عامل خاص نسبت داد و برخوردی  سطحی و عوامانه با این فرایند پیچیده اجتماعی کرد. مطلب در این نکته نهفته است که امروزه به روشنی دریافته ایم که در مواجهه باید در گام نخست، ریشه ها و سرچشمه های شکل گیری این پدیده اجتماعی را یافت و درباره هر یک و رابطه آن با دیگر عوامل و نقش و وزن آن ها تأمل علمی کرد.

طبیعی است که سهمی از پدیده بدحجابی، به جهل و ناآگاهی بدحجاب ها باز می گردد؛ به این معنی که برخی از این افراداز معارف و تعالیم اسلامی بهره چندانی نبرده اند ونمی دانند که حجاب اسلامی، دارای چه حدود و قیودی است. در تصور اینان، حجاب فعلی شان در تضاد با شریعت نیست.

گروه دیگری از افراد بدحجاب وجود دارند که اساساً تقیدی به احکام و ارزش های دینی ندارند، زیرا کاملاً بی بندوبارند و هدف آنها از نوع پوشش شان، انجام رفتارهای ضد اخلاقی است.

افرادی وجود دارند که از خود، اراده و شخصیتی ندارند و متأثر از جامعه اند. دلیلی که این عده برای نوع پوشش با الگوهای رفتاری خود ارایه می کنند، تبعیت از جامعه و همرنگی با آن است.

اینان چون توان ایستادگی در مقابل تحقیر دیگران را ندارند یا اساساً هر نوع تحول اجتماعی را پیشرفت می شمرند و علاقه دارند تا به همراه جامعه، مرتباً رنگ عوض کنند و نو به نو شوند.

برخی افراد بدحجاب، مبتلا به امراض روانی از قبیل افسردگی اند، این افراد به دلایل روانی، علاقه دارند جلب توجه کرده و از دیگران تأیید بگیرند. یعنی دیگران آن ها را بپذیرند یا نوعی سرگرمی رفتاری برای خود ایجاد کنند.

 

 

7- برانگیختگی غریزه جنسی

در برخی از جوانان که امکان ازدواج ندارند و مجرد هستند؛ گاهی غریزه جنسی در اثر محرک های بیرونی، به شدت فعال و نیرومند می شود و فرد را وادار می کند تا به نوعی، آن را ارضاء کند. می توان ادعا کرد که در جامعه کنونی ما، حجم قابل توجهی از پدیده بی حجابی و بدحجابی، معلول مستقیم وجود همین عامل است. برای روشن شدن ابعاد متنوع این عامل، به برخی از محرک های غریزه جنسی که جوان را به سوی انتخاب رفتارهای ضد ارزشی سوق می دهد.

7-تأثیر الگوها در ترویج فرهنگ حجاب

یکی از راه های ترویج پوشش و حجاب اسلامی، پیروی از الگوهای وارسته است. از این رو، وظیفه نهادهای فرهنگی است که در معرفی این الگوها بکوشند و اگر در این راه سستی بورزند، دشمن به راحتی فرصت می یابد تا الگوهای دلخواه خود را به جوانان و نوجوانان معرفی کند. یکی از امتیازهای ادیان الهی این است که نه تنها الگو معرفی کرده اند، بلکه الگوهایشان در جنسیت های مختلف است خدای متعال حضرت فاطمه زهرا علیها السلام را آفرید تا هم الگوی زنان باشد و هم مردان، چنان که علی ابن ابیطالب علیه السلام نیز هم الگوی مردان است و هم زنان ؛ زیرا این دوجنس، مکمل یکدیگرند.

بی شک، پیروی از الگوهای کامل اسلامی، سرمشقی نیکو درتنظیم رفتار و منش و پوشش جامعه دینی است.

«بنده اصرار دارم که در محافل تصمیم گیری نظام جمهوری اسلامی، یک مقوله مورد توجه قرار بگیرد و آن مقوله فرهنگ است.... به نظر ما مقوله فرهنگ از نظر تأثیرش در آینده یک ملت و یک کشور، با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست. اهمیت مقوله فرهنگ از اینجاست. لذا هر آنچه که موجب دغدغه انسان نسبت به آینده کشور و اهداف و آرمان های آن        می شود، همین ها موجب دغدغه در مسایل فرهنگی هم می شود».

«فرهنگ به عنوان جهت دهنده به تصمیم های کلان کشور، حتی تصمیم های اقتصادی، سیاسی، مدیریتی، و یا در تولید نقش دارد. وقتی ما می خواهیم ساختما بسازیم و شهرسازی کنیم، در واقع با این کار داریم فرهنگی را ترویج می کنیم، یا تولید می کنیم یا اشاعه می دهیم».

رویکرد تهاجم فرهنگی دشمن:

« تهاجم فرهنگی بزرگ تر این است که این ها [غربی ها] در طول سال های متمادی به مغز ایرانی و باور ایرانی تزریق کردند که تو نمی توانی، باید دنباله رو غرب و اروپا باشی. نمی گذارند خودمان را باور کنیم. الان شما اگر در علوم انسانی، در علوم طبیعی، در فیزیک و در ریاضی و غیره یک نظریه علمی داشته باشید. چنانچه بر خلاف نظریات رایج و نوشته شده دنیا باشد، عده ای می ایستند و می گویند حرف شما در اقتصاد، مخالف با نظریه فلانی است به حرف شما در روان شناسی، مخالف با نظریه فلانی است».

«مسأله ی تهاجم فرهنگی که ما بارها روی آن تأکید کردیم، یک واقعیت روشنی است که با انکار آن نمی توانیم اصل تهاجم را از بین ببریم، تهاجم فرهنگی وجود دارد. اگر ما آن را انکار کردیم به مصداق این فرموده ی امیرالمؤمنین صدایی را می شنویم که : «وَ مَن نامَ لَم یُنم عَنُه» تو اگر در سنگر به خواب بروی معنایش این نیست که دشمن هم در سنگر مقابل به خواب رفته است و لذا تو که به خواب رفته ای سعی کن خودت را بیدار کنی».

فقر علمی عامل خودباختگی:

«وقتی علم نباشد، صنعت نیست. وقتی صنعت نباشد، بسیاری از ثروت های جامعه کشف نمی شود. وقتی صنعت نباشد، همه موجودی برای به دست آوردن صنعت روز خرج می شود: دنباله روی از بیگانه و گرفتن ناگزیر فرهنگ بیگانه و تبعیت ناگزیر از سیاست های بیگانه هم به دنبالش پدید می آید. همه این ها ناشی از بی علمی است».

«عده ای فکر می کنند چون غربی ها از لحاظ علمی بر ما برتری دارند، پس ما باید فرهنگ و عقاید و آداب معاشرت و آداب زندگی و روابط اجتماعی و سیاسی مان را از آن ها بگیریم؛ این اشتباه است... اروپایی ها کارهای غلط و خطا و رفتارهای زشت، الی ماشاءاللّه دارند. چرا باید این کارها را از آن ها یاد بگیریم؟

ترویج مفاسد اخلاقی:

« بنده بارها گفته بودیم که دشمنان ملت ایران، بیش از آنچه به توپ و تفنگ و این چیزها احتیاج داشته باشند. به اشاعه بنیان های فرهنگی فاسد ساز نیاز دارند. در خبرها خواندم که یکی از مسئولان یک مرکز مهم سیاسی در آمریکا گفته به جای انداختن بمب، دامن های کوتاه برایشان بفرستید! راست می گوید: اگر برای کشوری شهوات جنسی و آمیزش بی رویه زن و مرد و دختر و پسر را ترویج کردند وجوان را به راه هایی کشاندند که غریزه او هم به طور طبیعی متمایل به آن است، دیگر احتیاج به استفاده از توپ و تفنگ علیه یک ملت نیست. فساد، یک ملت را به خودی خود، ضایع و باطل می کند و آینده او را تباه می سازد».

مقابله با ایمان دینی مردم:

«الان بین این جامعه، این نظام، متفکران این نظام، فعالان این نظام در رده های مختلف... از یک طرف، با یک طرف دیگر؛ کسانی که می خواند ریشه این ایمان را از این خاک مقدس و از این دل های پاک در بیاورند ... دنبال اینند که فکر توحیدی را، فکر ولایت را، محبت اهل بیت را، محبت به قرآن را، تعصب و غیرت نسبت به مبانی دینی و اعتقاد به مبارزه با ظلم را اعتقاد به قبح و زشتی ظلم پذیری را از دل این مردم با انواع حیله ها بیرون بشکند».

جدا کردن نسل سوم از انقلاب:

«آقایان! نسل جوان در حال تباه شدن تدریجی به وسیله دشمن است، ما باید نگذاریم، ما باید نسل جوان را حفظ کنیم که اگر جنگ بود، دفاع کنند؛ اگر حادثه ای در داخل بود، حضور پیدا کنند... روی این نسل جوان که مایه تکیه و امید انقلاب است، دارد به تدریح با شکل ها و شیوه های گوناگون کار می شود. این تلاش ها بیشتر فرهنگی است... آنچه بیشاز همه خطرناک است. ذهن و فکر و روحیه جوان است. این را باید دریافت».

9- مقدمه راهکار

اقدامات بازدارنده باید در حد ضرورت، نقش تکمیلی خود را ایفا نماید. در برخورد با پدیده

بدحجابی باید مشکل فرهنگی و سیاسی آن را از هم تمایز ساخته و متناسب با خاستگاه های

آن به برخوردی سنجیده و برنامه ریزی شده پرداخت. نکته اساسی این که وقتی اکثریت

جامعه گرفتار یک ناهنجاری است مقابله با اکثرینت نتیجه بخش نخواهد بود، مگر این که با

موارد مستهجن که عموم مردم آن را زشت می شمارند، برخورد شود و در دراز مدت با بستر

سازی فرهنگی، این ناهنجاری  گسترده را به سطح محدودی تقلیل داد، در این صورت دایره

اقدامات متوجه افرادی است که در اقلیت قرار گرفته اند. در این مقاله راهکارهای عملی که

می تواند در توسعه فرهنگ حجاب و عفاف مؤثر واقع شود به شرح زیر مورد تأکید قرار مؤثر واقع شود.

10- راهکارهای علمی برای توسعه حجاب و عفاف

در فرهنگ اسلام، محور اصلاحات، فرهنگ سازی است. لذا با فعالیت های آموزشی، فرهنگی و تبلیغی می توان فضای اجتماعی جامعه را به سمتی هدایت کرد که افراد به صورت طبیعی و خودجوش به رعایت عفاف و حجاب رغبت نمایند. بدین ترتیب، اقدامات بازدارنده باید در حد ضرورت، نقش تکمیلی خود را ایفا نماید. در برخورد با پدیده بد حجابی باید مشکل فرهنگی و سیاسی آن را از هم تمایز ساخته و متناسب با خاستگاه های آن به برخوردی سنجیده و برنامه ریزی شده پرداخت. نکته اساسی این که وقتی اکثریت جامعه گرفتار یک ناهنجاری است مقابله با اکثریت نتیجه بشخ نخواهد بود، مگر این که با موارد مستهجن که عموم مردم آن را زشت می شمارند، برخورد شود و در دراز مدت با بستر سازی فرهنگی، این ناهنجاری گسترده را به سطح محدودی تقلیل داد، در این صورت دایره اقدامات متوجه افرادی است که در اقلیت قرار گرفته اند.

راهکارهای پیشنهادی که در توسعه حجاب می توانند نقش جدی ایفا نمایند بدین قرار است:

1- احیای فرهنگ اسلامی

پیاده کردن آموزه های دینی و عینی نمودن دستور العمل های شریعت، وظیفه آحاد جامعه است. اما در این میان سازمان های فرهنگی حکومت دینی، وظیفه ای مضاعف به دوش می کشند و باید خط مشی کلی جامعه را بر اجتناب از رذایل اخلاقی، ترغیب جوانان به ازدواج و رواج ساده زیستی بنا نهند. بی توجهی نسبت به کار آمدی دین در عرصه های مختلف اجتماعی، جوان را به سمت بی هویتی و پرداختن به ضد ارزش ها سوق می دهد. وقتی پویایی دین در عرصه حیات بشری کم رنگ شود، بدیهی است دختران و پسران، ابراز وجود و اثبات شخصیت خویش را در مظاهر غیر دینی مانند خود آرایی و مدگرایی جست و جو نمایند. عدم اهتمام به تقویت باورهای دینی و ارزش های اخلاقی سبب می شود نسل جوان نسبت به ارزش ها بیگانه گشته و نسبت به اعتقادات دینی خود احساس حقارت نماید و بن بست فکری در این باب، خودباختگی به فرهنگ غرب را در پی دارد.

زن مؤمن باید به آنچه اسلام به عنوان ارزش بدان می نگرد باور داشته باشد و بداند که شخصیت و عظمت او در گرو روح بلند، اندیشه والا و جان پیراسته از آلودگی است که او را به روشی انسانی و مشی اسلامی فرا می خواند و بداند تن آرایه بسته و ظاهر فریبنده هرگز نمایانگر شخصیت او نیست.

2- اصلاح نگرش های فرهنگی در مسئولین و برنامه ریزان

تحلیل صحیح، برنامه ریزی و سیاست گذاری درست آن گاه میسر می شود که از جزئی نگری و بریده نمودنِ پیکره شریعت پرهیز شود و اجزاء و عناصر مجموعه دین در ارتباط با یکدیگر لحاظ شوند. اما واقعیت این است که گاهی برنامه ریزان به جای آسیب شناسی و پرداختن به معضلات اساسی جامعه، به انجام عملیات قطعی پرداخته و به اتحاذ برنامه های موقتی رو می آورند. این شیوه، آسیب های جدی بر جامعه تحلیل می کند. آگاهی مجریان و توجه آنان به معضلات اخلاقی جامعه، اختصاص اعتبار مناسب و نیروی انسانی کارآمد و سوق دادن جامعه به سمت اصلاحات می تواند گام مؤثری در رفع مشکلات فرهنگی جامعه باشد. بدیهی است برنامه های آموزشی و تشویق بانوان به فراگیری و اهتمام نسبت به مسائل مربوط به خویش، تا حدودی می تواند در رفع این معضل مفید و مؤثر باشد.

3- هماهنگی کلیه نهادهای فرهنگی اجتماعی

در توسعه فرهنگ حجاب، بایستی میان نهادهای دولتی و غیر دولتی و نیز میان فعالیت های فرهنگی، ارشادی و اجرایی هماهنگی و هم سویی وجود داشته باشد. سازمان هایی همچون آموزش و پرورش، صدا و سیما، آموزش عالی، وزارت بهداشت و درمان هم چنین ارگان ها و نهادهای فرهنگی می توانند در زمینه ترویج فرهنگ حجاب و عفاف تأثیر گذار باشند. ناآگاهی و غفلت یکی از عوامل گرایش دختران به بدحجابی است، همچنین عدم برخورد تعریف شده با افراد متخلف، گرایش دختران را به بدحجابی افزایش می دهد. باید برنامه ها و اقدامات به عمل آمده به صورت پی گیر تحت نظارت و اشراف نهادهای ذی ربط قرار گیرد. جهت تحقق این مهم باید تمامی متولیان و دست اندرکاران از آگاهی لازم و حساسیت کافی نسبت به این موضوع برخوردار باشند تا زمینه گسترش عفاف و حجاب فراهم شود.

4- اصلاح عملکرد رسانه ها

همانطور که ترویج فرهنگ غلط نیاز به مروز زمان دارد، فرهنگ صحیح و مقابله با فرهنگ غلط نیز، نیاز به جریان سازی  صحیح و بستر سازی مناسب دارد بی تردید رسانه های تصویری در تغییر هنجارها و ارزش ها نقش مؤثری دارند به ویژه برنامه هایی که با مخاطب ارتباط بیش تری برقرار نمایند. گاهی برنامه های تبلیغی و فرهنگی، زمینه تحقیر زنان و تضعیف موقعیت آنان را فراهم نموده است. از این رو، مناسب است با اجتناب از عرضه برنامه هایی که زنان را به سوی جلوه گری سوق می دهد هم چنین با پرهیز از نمایش زنان در فیلم ها و سریال ها و ... به عنوان انسان هایی کم بهره از معرفت، احساسی و فاقد هویت، برجایگاه  و هویت واقعی آن تأکید نموده و زمینه های تعالی آن ها را فراهم سازند. رعایت وقار و متانت و حفظ پوشش که ضامن مصونیت اخلاقی و روانی زن به هنگام حضور در عرصه های مختلف اجتماعی است، بعضاً در میان هنر پیشگان مورد بی مهری قرار گرفته و حجاب سنتی و اصیل تحقیر شده است. ریشه چنین نگرشی را باید در عدم آگاهی و یا ضعف اعتقادی برخی دست اندرکاران رسانه ای دانست.

به نظر می رسد نهادهای فرهنگی باید بیش از پیش به تربیت هنرمندان و هنرپیشگان متعهد به مبانی اعتقادی بپردازند تا حفظ ارزش های دینی نه به عنوان تحمیل قانونی، بلکه به عنوان باورهای قلبی و تمایلاتی خود جوش متجلی شود. زن به عنوان موجودی خلاق، برخوردار از ظرافت های شخصیتی و دارنده بسیاری از کمالات و استعدادها در رسانه باید خصوصیات مثبت او به عنوان یک مادر، همسر و کسی که نقش های برجسته را عهده دار است، معرفی شود و از شخصیت پردازی های ناصحیح که زن را ظلم پذیر و ضعیف و یا در نقشی تصنعی و دور از واقعیت نمایش می دهد، پرهیز کند. رسانه در این جهت می تواند ارائه طریق نماید، ترتیب و تنظیم برنامه های آموزشی (با تأکید بر آموزه های دینی) آن هم در اوقاتی که نوعاً خانم ها امکان بهره برداری از آن را دارند و ساعاتی که از اشتغالات بیرون و احیاناً داخل منزل فارغ شده، از بهترین زمان ارائه برنامه است.

5- الگوسازی در جامعه و اصلاح آن

انسان پیوسته در این اندیشه است که ارزش هایی را که باور دارد در چهره ای مجسم بنگرد و خود را همانند آن الگو بسازد مسأله الگو در اخلاق اسلامی و روان شناسی نیز جایگاه مهمی دارد. از این رو، قرآن کریم در شرایطی که زن هیچ گونه ارزش انسانی و اجتماعی نداشت زنانی شایسته چون آسیه همسر فرعون و حضرت مریم (س) را معرفی و از آنان تجلیل نموده است. حضرت زهرا (س) را کوثر دانسته، به عنوان الگو و اسوه معرفی کرده و بدین ترتیب، لیاقت و شایستگی زن را در رسیدن به کمالات معنوی به اثبات رسیده است. و الگو بودن زنان صالح و وارسته را برای همگان اعم از زن ومرد تبیین نموده است. با توجه به این که الگوها در ساختار روحی و رفتاری انسان نقش مؤثری دارند، یکی از تأسف های جدی عصر حاضر این است که زن مسلمان آن چنان که شایسته و بایسته است با چهره های بلند تاریخ اسلام آشنا نیست. زندگانی حضرت زهرا (س) و فرزند برومندش، پیام آورعاشورا، حضرت زینب (س) و دیگر چهره های والای تاریخ گذشته و معاصر باید برای  زن مؤمن نشان داده شود تا بنگرد چه سان با حفظ هویت و شخصیت و وقار و متانت   می تواند در جامعه حضور پیدا کرده و ایفای نقش نماید. توصیه امام صادق (ع) تأمل برانگیز و قابل توجه است: به زنان دوستی آل علی (ع) را الهام کنید.

6- اصلاح روش های

سلیقه ای عمل کردن و تأکید و تکیه بر آداب و عادات غیر اصیل نقش مهمی در جهت بدبین کردن مردم نسبت به حجاب ایفا نموده است. تصویری که از زن در جوامعه اسلامی عرضه می شود و نحوه نگرش و برخورد زن، همه گویای این مطلب است که التقاط و انحرافی صورت گرفته است. به این معنا که برخی از احکام دینی با آداب و سنت ناصواب که بعضی ریشه در جاهلیت نخستنی دارد، در آمیخته است و مسلمانان باید به عنوان مالکان برترین میراث دینی فهم دینی را از رسوبات فرهنگی های جاهلی و سنت های غلط بپیرایند. بدین ترتیب یکی از واقعیت های تلخ جوامع اسلامی، دیدگاه های افراطی و گرایش های نادرستی است که به عنوان مذهب و عرف اسلامی درباره مسائل زنان رواج داشته است، تبیین ناهنجاری ها و اثرات سوئی که بر این نگرش مرتبط است، به سادگی امکان پذیر نمی باشد چرا که بسیاری از مصادیق این مسأله به عنوان ارزش تلقی می شود.

7-  توجه به امیال و هدایت صحیح آن

شاید بتوان گفت که خود آرایی و تزّین در زن، امری طبیعی است. در فرهنگ اسلام، تمایلات و غرایز انسانی به هیچ وجه منفی تلقی نمی شود و سعی بر آن است که با شیوه صحیح نگرش به تمایلات و ارضاء مشروع آن، انسان را در جهت تکامل سرعت بخشد. در این راستا، به زن توصیه می کند غریزه خودآرایی را جهت دهد و آن را به محارم به ویژه همسر خویش اختصاص دهد. هدایت و جهت دهی این عریزه آن قدر مهم است که اگر در موقع مناسب خود انجام نگیرد، جامعه را گرفتار کج روی و ابتذال خواهد کرد. جلوه گری زن و صرف انرژی و توان او در جهت جلب رضایت و توجه مردان یکی از نمودهای این ابتذال است، که نهایتاً زبونی و حقارت قشر زن را در پی دارد چرا که محیط اشتغال را به محیطی همراه با تبرج تبدیل می کند و بخشی از نیاز مرد را در محیط اجتماعی اشباع می نماید و بازیچه مردان هوس باز می شود.

 

8- تقویت مرزهای زنانگی و مردانگی

تفاوت های تکوینی زن و مرد، مطلبی انکار ناپذیر است و خداوند حکیم با احاطه بر این تفاوت ها برای هر یک از دو صنف، وظایف و مسئولیت هایی مقرر فرموده تا نظام هستی به نحو احسن اداره شود. از این رو در آیه 32 سوره نساء تفاوت های موجود بین زن و مرد را مطابق حق و عدالت می داند. پس آرزوی تغییر آن ها یک نوع مخالفت با مشیت پروردگار تلقی می شود: (وَلا تتمّنوا ما فضّل اللّه بَعضَکُم علی بعض...)

بدین ترتیب، پذیرش مرزها و تفاوت های جنسیتی میان زن و مرد که ریشه در نظام خلقت آن دو دارد، امری کاملاً منطقی و عقلانی است. اما تبعیض ها، بی عدالتی ها و بی توجهی به  خواسته ها و آزادی های مشروع آن که ناشی از برداشت های نا صحیح از اسلام می باشد و ریشه در اندیشه های خرافی و مرد سالارانه دارد امر را بر بسیاری از مردم مشتبه ساخته و عموماًً این نحوه نگرش و برخورد را در مبانی و معارف دینی و اعتقادی جست و جو می کنند. این همه، مسئولیت دست اندرکاران فرهنگ و هنر را سنگین تر کرده که در جهت تصحیح و پالایش افکار عمومی جامعه تلاش کنند و مرز میان تعصبات و ارزش های دینی را بازشناسی و تفکیک نمایند.

حضرت آیت اله خامنه ای، با تأکید بر اینکه حضور زنان در مشاغل و مناصب اجرایی اشکالی ندارد، خاطر نشان کردند، آن بخشی که مورد اشکال و در واقع امتداد همان گفتمان غربی است، افتخار کردن به تعداد بالای زنان شاغل در مناصب اجرایی است. رهبر انقلاب اسلامی در تبیین این موضوع افزودند: اینکه ما به حضور بالای زنان در مناصب اجرایی افتخار کنیم، دیدگاهی غلط و درواقع انفعال در برابر گفتمان غربی است. ایشان با اشاره به نگاه یکسان اسلام به زن و مرد از لحاظ انسانی افزودند: از دیدگاه اسلام هر یک از زن و مرد به لحاظ خلقت ویژگیهای خاصی دارند اما از لحاظ حقوق انسانی و اجتماعی و ارزشهای معنوی و سیر تکامل معنوی، هیچ تفاوتی ندارند.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند، نگاه صحیح به زن، نگاهی است که او را در چارچوب جنس خود و ارزشهای تعالی دهنده آن بشناسد.

حضرت آیت الله خامنه ای: نگاه لذت جویانه به زن را یکی از بالاهای بزرگ خواندند و خاطر نشان کردند: اکنون برخی اندیشمندان غربی نیز در مورد این موضوع احساس خطر می کنند زیرا قضایایی همچون همجنس گرایی نتیجه این نوع نگاه است که قطعاً یکی از عوامل سقوط تمدن غرب نیز خواهد بود.

ایشان با تأکید بر لزوم هوشیاری در جامعه در قبال جاذبه های جنسی برای مردان و زنان، افزودند: البته در کشور ما به دلیل موضوع حجاب، مصونیتی وجود دارد اما باید در مورد حجاب و موضوع حدود معاشرت مرد و زن اهتمام جدی شود. ایشان افزودند: به هیچ وجه نباید در مقابل گفتمان غرب در خصوص زن منتقل شد بلکه باید گفتمان اسلام در مورد زن را به صورت تهاجمی و طلبکارانه مطرح کرد. از تهدیدهای غربی هم به هیچ وجه نباید ترسید. ایشان کرامت زن، عزت زن و ظرافت فطری و کارکرد زن را از خصوصیات گفتمان زن در اسلام برشمردند و خاطر نشان کردند: خداوند متعال جنس زن را به گونه ای خلق کرده است که برخی امور عاطفی، تربیتی و حتی مدیریتی در خانه، فقط با ظرافت روحیه زنان، قابل انجام است.

ایشان موضوعات ازدواج، پوشش، معاشرت، حمایت مالی و حقوقی از زنان و اشتغال زنان و حدود آن را از دیگر مقولاتی دانستند که باید مورد اهتمام قرار گیرند.

(صدا و سیما طوری فرهنگ سازی کند که زن مؤمن، فعال و با حجاب در جامعه محترم باشد، رهبر انقلاب در دیدار با بانوان فرهیخته حوزوی و دانشگاهی 28 اردیبهشت ماه 92)

در پایان محقق به پاسخ پرسشهای مطرح شده خود می پردازد که توسط اساتید دانشگاه، دانشجویان مطالعات فرهنگی، روحانیان و دبیران آموزش و پرورش تکمیل شده است.

1- هنجارهای اجتماعی چرا و چگونه دچار آسیب شده و موجب انحراف فرهنگی شود؟

دکتر محمود نجاتی مبینی، استاد دانشگاه آزاد تهران، جامعه شناس

برای پاسخ دادن به این پرسش مسیر علمی و پژوهشی متفاوتی وجود دارد، یکی از این مسیرها کاوش در دین داری ایرانیان با استفاده از مدل های جامعه شناسی دین است. از رایج ترین این نوع مدل ها که پژوهشگران عرصه جامعه شناسی دین در ایران از آن برای سنجش تجربی میزان (کمی و کیفی) دین داری ایرانیان استفاده کرده اند. این در حالی است که رابطه فرهنگ و پوشش آن قدر قوی است که ما یک فرد خارجی و یک فرد ایرانی را از نظر سبک لباس پوشیدن شان تشخیص می دهیم و آن فرد با لباسی که بر تن دارد می گوید که من کیستم و از کجا آمده ام و به کدام فرهنگ تعلق دارم.

استفاده ی جوانان از اینترنت و ماهواره سبب شده است که بدون توجه به بسترهای فرهنگی کاربران در معرض فساد قرار گیرند و خواسته یا ناخواسته تحت تأثیر قرار گرفته و از این تبلیغات الگوبرداری نمایند و بدون توجه به فرهنگ پدران خود از این فرهنگ تبعیت نمایند و نوع پوشش خود را با توجه به پوشش غربیان نمایند این در حالی است که به مرور با گستردگی استفاده از این نوع پوشش تبدیل به هنجار خواهد شد و دیگر منع نمی شود.

2- حجاب و پوشش در جامعه چگونه و چرا به یک هنجار مورد هدف غرب قرار گرفته است و غفلت های موجود در کدام بخش از این هدف گیری غرب را تشدید می کند؟

لیلا احمد، استاد مطالعات زنان و مذاهب:

برخی از مخالفان حجاب و به خصوص اجباری بودن آن، واجب نبودن حجاب بر کنیز را گواهی بر این نکته می گیرند که هدف از فرمان حجاب رعایت امنیت جنسی جامعه نبوده، چرا که کنیزان نیز، حتی گاهی بیش از زنان آزاد غرب، دارای جذابیت جنسی بودند.

پذیرفتن روسری از سوی زنان مسلمان نیز نتیجه فرایند مشابهی از استحاله نامحسوس در ارزش های سنتی مردمان سرزمین های فتح شده بود و روسری به لباس رایجی در میان زنان مسلمان جامعه تبدیل شده است این در حالی است که مخالفان حجاب ادعا می کنند که حجاب زنان را تبدیل به یک شیء و بلکه یک شیء جنسی کرده است و حجاب را ابزاری برای سرکوب زنان می دانند و از همین حربه استفاده می کنند و سعی بر این دارند که به هر نوعی حجاب را نفی کنند و با برهنه نشان دادن زن و اینکه با برهنگی جذابیت او بیشتر می شود و باعث فریفتن مردان و وجهه ی اجتماعی و بالا بودن جایگاه او در اجتماع سعی بر متقاعد کردن جوانان دارند.

استفاده از ماهواره و اینترنت و مکان های سایبری بدون هیچ حد و مرزی سبب می شود که غرب به هدف خود برسد و حفاظت از آن شاید راه حلی موقت برای پیشگیری باشد.

3)  هنجارهای مهاجم چگونه موفق به جایگزنی خود در هنجارهای هدف شده و چه عواملی باعث تقویت آنان در جایگزینی و نحادینگی می شود؟

حجاب اجباری برای اقشار مختلف جامعه ی امروز ایران به یک پدیده ی غیراخلاقی، غیرعلمی و غیرعقلانی تبدیل شده است. کافی است به درون خانواده های ایرانی پا بگذارید: باورمند به حجاب و غیر باورمند به آن، با حجاب و بی حجاب، نماز خوان و بی دین، شراب خوار و شرکت کننده در نماز جمعه در کنار هم بر سر یک سفره می نشینند و دیگر از خصومت های سال های اولیه ی دهه ی شصت در خانواده ها خبری نیست. یک دختر یا بانو ممکن است آرایش کند و دختر یا بانوی دیگری آرایش نداشته باشد. شاید حدود سه دهه است که دیگر نشنیده ایم اعضای فامیل بر سر باورها و سبک زندگی خود به جان هم افتاده باشند. بنابراین مساله ی اختیاری بودن حجاب در سطح روابط درونی خانواده های بزرگ تر حل شده است.

رابطه فرهنگ و پوشش رابطه ی قوی است. پوشش یک فرد غربی و استقبال جوانان ایرانی از نوع لباس پوشیدن جوامع غرب سبب شده است که لباس هائی که کاملاً دور مانده از فرهنگ غربی بوده اند و نشانه ی فرهنگ کردها، لرها، بختیاری ها و قشقایی ها و روستائیان و عشایر ما می باشند. کم کم تبدیل به یک سنت شده است و کارکرد خود را در جامعه از دست داده است.

ضرورت رعایت حجاب، ضرورت اطلاعات از مراجع دینی، اعتقاد به امر به معروف و نهی از منکر، اعتقاد به بهشت و جهنم، اعتقاد به آرامش با رعایت حجاب و اینکه باعث دوری از گناه می شود از جمله عواملی است که مانع تهاجم فرهنگی غربی می شود.

4) چه آینده ای برای ناهنجاری های پوشش در کشور پیش بینی می کنید و علت پیش بینی خود را ذکر نمائید.

دین باعث پایبندی به ارزش های انسانی است. این در حالی است که متأسفانه در کشورمان نفوذ فرهنگ غرب بدحجابی، روابط جنسی پیش از ازدواج رایج شده است و مورد استقبال جوانان قرار گرفته است و همین سبب آسیب های روانی در جامعه، شده است به دلیل سوء استفاده ها از جنس مؤنث که اثرات مخربی دارد.

بهم ریختگی خانوادگی و از هم پاشیدگی نظام خانواده، دوستی ها و روابط نامشروع و ناسالم در جامعه میان جوانان، به دنیا آمدن فرزندانی از روابط نامشروع، همگی از اثرات ناهنجاری پوشش در کشورمان است. استفاده بی رویه از ماهواره و برنامه های نابهنجار آن، فیلم های مبتذل با مضامینی که خانواده ها را تشویق به برقراری ارتباط با جنس مخالف می کند و مشوق بدحجابی یا بی حجابی است، سایت های دوستی که با فرهنگ غربی ساخته شده اند و مورد استفاده قرار می گیرند همگی از عواملی است که باعث می شود آینده ی خوبی را برای پوششمان نداشته باشیم و هر روز بی بند و باری بیشتر و بیشتر در جامعه مان دیده شود و مورد استقبال قرار گیرد.

5) چگونه می توان هنجار غالب اجتماعی را در حوزه پژوهشی تقویت و از نفوذ تهاجم فرهنگی از آن جلوگیری نمود؟

نقش حجاب و عفاف در عظمت زن، حفظ چشم، گوش، قلب و تمامی اعضاء و جوارج از هرگونه خطا و گناه عفاف است که حاصل این غفلت و حجاب درونی، پوشش ظاهری است.

یکی از انگیزه های پوشش ابزار صداقت در دوستی با خداوند است ازدواج دائم و موقت، عدم نگاه به نامحرم، حجاب زن، پوشش مناسب مرد، عدم اختلاط بین نامحرمان و ... از جمله راهکارهای پیشنهادی برای جلوگیری از نفوذ تهاجم فرهنگی است.

عفاف، ملکه ای اخلاق است که سبب مجموعه ای از اعمال در جهت حفظ کرامت و ارزشهای انسانی و قرار گرفتن نیاز جنسی در مسیر انسانی (خانواده) می شود.

نتیجه گیری:

وضعیت حجاب در جامعه دارای نوسان و واریانس است. این تفاوت ها عملاً از یک دوره زمانی به یک دوره دیگر؛ در میان گروه های اجتماعی، فرهنگی مختلف؛ در میان نسل های اجتماعی قابل ملاحظه است.

از این رو داده های تجربی مقاله نشان دادند که تفاوت های بین نسلی و بین گروه های اجتماعی و فرهنگی، بر وضعیت نوسانی حجاب در ایران مؤثر بوده است. این نوسان ها بیشتر ناشی از دو قطبی بودن جامعه های در نوسان میان وضعیت سنتی- مدرن است.

کمترین پیامدهای جامعه شناختی که از این مسیر شکل می گیرد تقویت سکولاریزم (کم اهمیت شدن تأثیر اجتماعی دین و در عوض تبدیل شدن دین و دین داری به امری در حوزه خصوصی افراد و گروه های اجتماعی و رواج دنیاگرایی مهلک) است. در این زمینه بازنگری حکومت در سیاست های فرهنگی و دین قطعاً کارساز خواهد بود.

کتابنامه

ـ همو (1387) «دین مجازی؛ دو فضایی شدن محیط دینی و ارتباطات درون دینی و بین دینی» دین و رسانه، تهران: طرح آینده.

ـ همو (1387) «دو جهانی شدن ها و دو فضایی شدن فرهنگ: پارادایم های جدید فرهنگ شناسی» در کاظمی، مطالعات فرهنگی، مصرف فرهنگ و زندگی روزمره در ایران، تهران: انتشارات جهاد دانشگاهی واحد تهران.

ـ همو (1388-ب) شبکه های علمی مجازی تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.

ـ آزاد ارمکی، تقی و غیاثوند، احمد، 1384، جامعه شناسی تغییرات فرهنگی در ایران، تهران، جامعه شناسان.

ـ رضایی، عبدالعلی، 1387، ارزشها و نگرشهای ایرانیان (موج اول)، دفتر طرح های ملی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

ـ گودرزی، محسن، 1382، ارزشها و نگرشهای ایرانیان (موج دوم) دفتر طرح های ملی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

ـ سانا ساریان، الیز، جنبش حقوق زنان در ایران؛ طغیان، افول و سرکوب از 1280 تا 57. تهران، اختران: 1383.

ـ محسنی، منوچهر، 1379، بررسی آگاهیها، نگرشها و رفتارهای اجتماعی فرهنگی ایرانیان، تهران، دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی.

ـ فلسفه حجاب، مرتضی مطهری، نشر صدرا، 1373.

ـ آیت اله عظمی جوادی آملی، مقاله حجاب، حق الله است یا حق الناس؟

ـ صلاح، مهدی، کشف حجاب، زمینه ها، پیامدها و واکنش ها. تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی.

ـ کدیور، محسن، تأملی در مسأله حجاب.

ـ خلقی، مسلم، باز نگرش درون دینی به حجاب.

ـ ترکاشوند، امیرحسین، حجاب شرعی در عصر پیامبر، تهران، 1389.

ـ ضیاپور، جلیل، پوشان زنان ایرانی، تهران: ارباب حکمت، 1390.

 

 

 


مهارتهای اولیه بهبود

$
0
0

مواردی در زندگی وجود دارند که تغییرناپذیرند و ما نمی توانیم آنها را تغییر دهیم. مثلاً شما نمی توانید طعم و مزه شیرین را برای همیشه فراموش کنید و از یاد ببرید.

مواردی هم در زندگی وجود دارند که ما می توانیم آنها را تغییر دهیم. مثلا شما می توانید برای همیشه شیرینی نخورید.

 

اگر می توانستیم این دو نکته ساده را بپذیریم آنگاه بجای اینکه سالهای سال برای تغییر موارد تغییرناپذیر وقت و انرژی خود را تلف کنیم، وقت و انرژی خود را بر روی موارد تغییرپذیر و قابل انجام متمرکز می کردیم و به بسیاری از خواسته ها و تغییراتی که در زندگی آرزوی آن را داشتیم جامه عمل می پوشاندیم.

 

اعتیاد، وضعیتی پیچیده، مزمن و پردردسر است و به قدری دردسر ایجاد می کند که بسیار سخت است کسی بپذیرد درمان آن به همین دو نکته ساده بستگی دارد. ولی واقعیت مطلب همینطور است و اعتیاد زمانی درمان می شود که شخص بپذیرد اعتیاد از وی قوی تر است و هرچه با آن مبارزه کند قوی تر هم می شود پس بجای اینکه وقت خود را در زورآزمایی و مبارزه با اعتیاد و مصرف مواد تلف کند، رفتارش را طوری تغییر دهد که از اعتیاد و تمامی موارد مرتبط با آن دور بماند.

 

متأسفانه در جامعه باورهای غلطی وجود دارد که مانع از پذیرش این واقعیت می شوند که بجای زورآزمایی با اعتیاد از آن دور بمانیم. یکی از مشهورترین این باورهای غلط این جمله است که می گوید: کسی واقعا ترک کرده است که دیگران در کنارش مصرف کنند و وی مصرف نکند!! 


اگر شما نیز چنین باوری دارید دلیلش این نیست که فرد ناآگاهی هستید بلکه دلیلش اینست که اگر چنین باوری در ذهن شما شکل نمی گرفت مصرف مواد نمی توانست وارد زندگی شما شود! 

 

سالها تصور می شد مشکل فرد مصرف کنند تنها مصرف مواد است و اگر مصرف مواد قطع شود تمامی مشکلاتش برطرف می شود (متأسفانه هنوز هم چنین دیدگاهی در جامعه غالب است ) این در حالی است که با قطع مصرف مواد شخص با مشکلاتش به صورت واقعی تری روبرو می شود و مشکلات زیادتری را نسبت به گذشته درک می کند.

 

اگر برای حل چنین مشکلاتی مهارتهای لازم را نداشته باشد مضطرب خواهد شد و همچنانکه در جلسات بعدی به آن اشاره می شود اضطراب می تواند هسته بازگشت به سمت مصرف مواد باشد.

 

آیا تاکنون از خود پرسیده اید که فردی که مصرف مواد را قطع می کند دقیقا چه تعداد مشکل خواهد داشت؟! و چه تعداد مهارت جهت حل این مشکلات لازم است کسب کند؟

 

نیاز نیست زیاد باهوش باشیم که جواب این پرسش را حدس بزنیم! با قطع مصرف مواد میلیونها احتمال و مشکل وجود دارند که اگر فرد بخواهد برای حل هر یک از این مشکلات راه حلی پیدا کند میلیونها سال طول خواهد کشید! پس تکلیف چیست؟ ناامید شویم یا اینکه راه حلی هوشمندانه وجود دارد!

 

اگر دقت کنیم متوجه می شویم که بسیاری از مشکلات به واسطه مشکلات دیگر ایجاد می شوند یا به نوعی برخی مشکلات مسبب هزاران مشکل دیگر هستند! مثلا بدخوابی باعث کاهش تمرکز می شود و کاهش تمرکز باعث تحریک پذیری، کاهش دقت در انجام کار و رانندگی، خستگی و ... می شود و هر کدام از این مشکلات خود مسبب مشکلات و آسیب های دیگر خواهند بود!

 

حال اگر متوجه شویم که علت بدخوابی حساسیت به بالش پری است که فرد برای خواب از آن استفاده می کند با تغییر بالش تمامی مواردی که مشکلات فرد بودند و ممکن بود با مصرف دارو نیز برطرف نشوند، برطرف خواهد شد.

 

درمان ساختاریافته ماتریکس دقیقا چنین نگاهی به حل مشکلات فرد مصرف کننده بعد از قطع مصرف دارد و مهارتهایی را دنبال می کند که فرد با استفاده از آنها بتواند در کمترین زمان ممکن (حداقل شش ماه) امکان زندگی بدون مصرف مواد را برای خود فراهم نماید.

 

بنای این درمان ساختاریافته قطع و دوری از تمامی موارد مرتبط با مصرف مواد و الکل حداقل برای شش ماه است تا مغز بتواند به دور از تأثیر مواد و الکل، خود را بازسازی کند و با زندگی بدون مصرف مواد وفق دهد.

 

افرادی که در طول این شش ماه رفتار خود را طوری تغییر می دهند که بتوانند از مواد و الکل و موارد مرتبط با آن دور بمانند احتمال ایجاد وسوسه و هوس مصرف مواد را بعد از شش ماه در ذهن خود به حداقل می رسانند و انگیزه بیشتری برای زندگی بدون مصرف مواد خواهند داشت.

 

افرادی که باورهای زیر را دارند معمولا در این درمان موفقیت بیشتری کسب می کنند:

1-    اعتیاد عاملی قدرتمندتر از ماست و هرچه با آن مبارزه کنیم قدرتمند تر می شود، اگرچه نمی توانیم با آن زورآزمایی کنیم ولی می توانیم از آن دور بمانیم. پس لازم است وقت و انرژی خود را بر روی دور ماندن از مواد و موارد مرتبط با آن متمرکز کنیم تا زورآزمایی با آن

 

2-    هر چیزی را که دوست داریم و می پسنیدم لزوماً به معنای این نیست که آن چیز به نفع ماست یا برای ما مفید است.

 

3-    حتما لازم نیست در ابتدا از مواد متنفر باشیم و بعد از آن فاصله بگیریم بلکه می توانیم در حالیکه به مصرف مواد و دوستان مصرف کننده علاقه داریم از آنها دور بمانیم.

 

4-    دور ماندن از مواد بجای زورآزمایی با آن نشانه ضعف ما نیست بلکه نشانه هوشمندی ماست.

 

5-    اینکه اعتیاد از ما قوی تر است نشانه ضعف ما نیست بلکه نشانه این است که ما به عنوان انسان محدودیت هایی داریم.

 

6-    برای درمان اعتیاد حتما لازم نیست به ته آسیب های آن رسیده باشیم. آخر اعتیاد جایی است که فرد، قدرت زیاد اعتیاد را نسبت به خود تشخیص می دهد. و بهبودی از کشف چنین نکته ای شروع می شود.

شنیدنی هایی در مورد کبد

$
0
0

هی سلام. 
من کبد شما هستم. 
می خوام به شما بگم چقدر دوستتون دارم.... به 9 روش

من آهن، ویتامین ها و سایر مواد معدنی مورد نیاز شما را ذخیره می کنم. 
بدون من شما نیرویی نخواهید داشت

من ماده تلخی که برای هضم غذا لازم دارید را تولید می کنم. 
بدون من در کمترین زمان نابود می شوید

مواد شیمیائی سمی که به خورد من می دهید، شامل الکل آبجو، شراب، داروها (چه آنها که تجویز شده اند و چه خود تجویز می کنید و می خرید) و مواد مخدر را سم زدائی می کنم. 
بدون من عادات بد شما را می کشد.

من قند (کربوهیدراتها، گلوکز و چربی) را مثل یک باتری در خودم ذخیره می کنم تا وقتی به آن نیاز دارید در اختیارتان بگذارم. 
بدون من افت شدید قند شما را در حالت کما قرار خواهد داد.

حتی قبل از اینکه بدنیا بیائید خونی که زندگی شما را به گردش در می آورد می سازم. 
بدون من اصلا وجود نخواهید داشت.

من پروتیئن هایی که برای رشد و زندگی نیاز دارید را می سازم. بدون من نمی توانید درست رشد کنید.

من سمومی که از طریق هوا، اگزوز اتومبیل ها و مواد شیمیائی که تنفس می کنید را می زدایم. 
بدون وجود من آلوده کننده ها شما را نابود می کنند. 

من فاکتور لازم برای لخته شدن خون را می سازم و وقتی بطور اتفاقی دست خود را می برید خونریزی را بند می آورم. 
اگر من نباشم آنقدر خون از بدن شما می رود که می میرید.

من از شما در مقابل تمامی میکروبهایی که به بدن وارد می شوند دفاع می کنم. میکروبهای سرماخوردگی، ویروس آنفلوآنزا و هرنوع موجود ذره بینی مضر را نابود می کنم و یا حداقل ضعیفشان می کنم. 
بدون من شما هدف آسانی برای هرنوع عفونت شناخته شده برای بشر هستید.

من شما را اینقدر دوست می دارم. اما شما چقدر مرا دوست دارید؟

اجازه بدهید به شما بگویم چگونه مرا دوست بدارید، یعنی کبد خودتان را

مرا در الکل، آبجو و شراب غرق نکنید. 
حتی یک گیلاس هم برای بعضی ها زیاد است و زخمی همیشگی بر من باقی می گذارد.

مراقب داروها باشید. تمام آنها مواد شیمیایی هستند و وقتی شما بدون تجویز پزشک از آنها استفاده می  کنید می توانید ماده ای سمی بوجود آورید که بسختی بمن صدمه می زند.

من به آسانی زخمی می شوم. و این زخمها که سیروز نام دارند همیشگی هستند. 
دارو گاهی لازم است. اما دارو خوردن در زمانی که نیازی به آن نیست عادت بدی است. این مواد شیمیائی می توانند بسختی کبد شما را اذیت کنند.

مراقب انواع اسپری ها باشید. به یاد داشته باشید 
من مسئول سم زدائی آنچه تنفس می کنید هم هستم. پس وقتی دارید با مواد پاک کننده کار می کنید مراقب باشید که هوای اتاق دائم عوض شده و از یک ماسک استفاده کنید.

این مسئله در مورد حشره کش ها، خوشبو کننده ها، اسپری رنگ های و سایر مواد شیمیائی به دو برابر مراقبت احتیاج دارد. مراقب چیزی که تنفس می کنید باشید.

مراقب چیزی که با پوست شما تماس پیدا می کند باشید. آن حشره کشها که به گیاهان یا درختان می پاشید نه تنها هرنوع حشره ای را که گیر بیاورند می کشند بلکه سلولهای پوست شما را هم نابود می کنند. 

به یاد داشته باشید که آنها هم مواد شیمیایی هستند. 
هرگاه در معرض حشره کشها بوده و یا خود سمپاشی می کنید پوست خود را با دستکش آستین بلند، یک کلاه یا ماسک بپوشانید.

اخطار!

من تا وقتی که به آخرین لحظه های های زندگی خود...و در نتیجه خود شما نرسیده ام به شما خبر نمی دهم که دچار مشکل هستم. 

به یاد داشته باشید: من شکایت بکن نیستم.

وارد آوردن بار اضافی بمن با داروها، الکل و سایر مواد مضر می توانند مرا نابود کنند. این ممکن است تنها اخطاری باشد که به شما می شود.

لطفا به نصایح من گوش کنید. 

مرتب به کمک پزشک مرا چک کنید. 

آزمایش غربال کردن خون می تواند بعضی از مشکلات را نشان دهد.

من وقتی صاف و نرم هستم خوبم. اگر سخت یا دارای برجستگی شوم یعنی مشکل دارم.

اگر پزشک شما به چیزی مشکوک شد سونوگرافی یا سی تی اسکن می تواند مشکل را نشان دهد.

زندگی من، و شما، به روشی که با من رفتار می کنید وابسته است.

حالا دیگر می دانید من چقدر مراقب شما هستم.

حالا دیگر می دانید چقدر نگران شما هستم.

لطفا با من به نرمی و با علاقه رفتار کنید. 

دوست خاموش شما و دوستدار همیشگی شما... کبد

 

برانگیزان، فکر، وسوسه و مصرف مواد

$
0
0

مقدمه:

مواردی در زندگی وجود دارند که تغییرناپذیرند و ما نمی توانیم آنها را تغییر دهیم. مثلاً شما نمی توانید طعم و مزه شیرین را برای همیشه فراموش کنید و از یاد ببرید.

مواردی هم در زندگی وجود دارند که ما می توانیم آنها را تغییر دهیم. مثلا شما می توانید برای همیشه شیرینی نخورید.

 اگر می توانستیم این دو نکته ساده را بپذیریم آنگاه بجای اینکه سالهای سال برای تغییر موارد تغییرناپذیر وقت و انرژی خود را تلف کنیم، وقت و انرژی خود را بر روی موارد تغییرپذیر و قابل انجام متمرکز می کردیم و به بسیاری از خواسته ها و تغییراتی که در زندگی آرزوی آن را داشتیم جامه عمل می پوشاندیم.

 اعتیاد، وضعیتی پیچیده، مزمن و پردردسر است و به قدری دردسر ایجاد می کند که بسیار سخت است کسی بپذیرد درمان آن به همین دو نکته ساده بستگی دارد. ولی واقعیت مطلب همینطور است و اعتیاد زمانی درمان می شود که شخص بپذیرد اعتیاد از وی قوی تر است و هرچه با آن مبارزه کند قوی تر هم می شود پس بجای اینکه وقت خود را در زورآزمایی و مبارزه با اعتیاد و مصرف مواد تلف کند، رفتارش را طوری تغییر دهد که از اعتیاد و تمامی موارد مرتبط با آن دور بماند.

 متأسفانه در جامعه باورهای غلطی وجود دارد که مانع از پذیرش این واقعیت می شوند که بجای زورآزمایی با اعتیاد از آن دور بمانیم. یکی از مشهورترین این باورهای غلط این جمله است که می گوید: کسی واقعا ترک کرده است که دیگران در کنارش مصرف کنند و وی مصرف نکند!!

اگر شما نیز چنین باوری دارید دلیلش این نیست که فرد ناآگاهی هستید بلکه دلیلش اینست که اگر چنین باوری در ذهن شما شکل نمی گرفت مصرف مواد نمی توانست وارد زندگی شما شود!

 سالها تصور می شد مشکل فرد مصرف کنند تنها مصرف مواد است و اگر مصرف مواد قطع شود تمامی مشکلاتش برطرف می شود (متأسفانه هنوز هم چنین دیدگاهی در جامعه غالب است ) این در حالی است که با قطع مصرف مواد شخص با مشکلاتش به صورت واقعی تری روبرو می شود و مشکلات زیادتری را نسبت به گذشته درک می کند.

 اگر برای حل چنین مشکلاتی مهارتهای لازم را نداشته باشد مضطرب خواهد شد و همچنانکه در جلسات بعدی به آن اشاره می شود اضطراب می تواند هسته بازگشت به سمت مصرف مواد باشد.

 آیا تاکنون از خود پرسیده اید که فردی که مصرف مواد را قطع می کند دقیقا چه تعداد مشکل خواهد داشت؟! و چه تعداد مهارت جهت حل این مشکلات لازم است کسب کند؟

نیاز نیست زیاد باهوش باشیم که جواب این پرسش را حدس بزنیم! با قطع مصرف مواد میلیونها احتمال و مشکل وجود دارند که اگر فرد بخواهد برای حل هر یک از این مشکلات راه حلی پیدا کند میلیونها سال طول خواهد کشید! پس تکلیف چیست؟ ناامید شویم یا اینکه راه حلی هوشمندانه وجود دارد!

 اگر دقت کنیم متوجه می شویم که بسیاری از مشکلات به واسطه مشکلات دیگر ایجاد می شوند یا به نوعی برخی مشکلات مسبب هزاران مشکل دیگر هستند! مثلا بدخوابی باعث کاهش تمرکز می شود و کاهش تمرکز باعث تحریک پذیری، کاهش دقت در انجام کار و رانندگی، خستگی و ... می شود و هر کدام از این مشکلات خود مسبب مشکلات و آسیب های دیگر خواهند بود!

 حال اگر متوجه شویم که علت بدخوابی حساسیت به بالش پری است که فرد برای خواب از آن استفاده می کند با تغییر بالش تمامی مواردی که مشکلات فرد بودند و ممکن بود با مصرف دارو نیز برطرف نشوند، برطرف خواهد شد.

 درمان ساختاریافته ماتریکس دقیقا چنین نگاهی به حل مشکلات فرد مصرف کننده بعد از قطع مصرف دارد و مهارتهایی را دنبال می کند که فرد با استفاده از آنها بتواند در کمترین زمان ممکن (حداقل شش ماه) امکان زندگی بدون مصرف مواد را برای خود فراهم نماید.

 بنای این درمان ساختاریافته قطع و دوری از تمامی موارد مرتبط با مصرف مواد و الکل حداقل برای شش ماه است تا مغز بتواند به دور از تأثیر مواد و الکل، خود را بازسازی کند و با زندگی بدون مصرف مواد وفق دهد.

افرادی که در طول این شش ماه رفتار خود را طوری تغییر می دهند که بتوانند از مواد و الکل و موارد مرتبط با آن دور بمانند احتمال ایجاد وسوسه و هوس مصرف مواد را بعد از شش ماه در ذهن خود به حداقل می رسانند و انگیزه بیشتری برای زندگی بدون مصرف مواد خواهند داشت.

 افرادی که باورهای زیر را دارند معمولا در این درمان موفقیت بیشتری کسب می کنند:

  1. اعتیاد عاملی قدرتمندتر از ماست و هرچه با آن مبارزه کنیم قدرتمند تر می شود، اگرچه نمی توانیم با آن زورآزمایی کنیم ولی می توانیم از آن دور بمانیم. پس لازم است وقت و انرژی خود را بر روی دور ماندن از مواد و موارد مرتبط با آن متمرکز کنیم تا زورآزمایی با آن
  2. هر چیزی را که دوست داریم و می پسنیدم لزوماً به معنای این نیست که آن چیز به نفع ماست یا برای ما مفید است.
  3. حتما لازم نیست در ابتدا از مواد متنفر باشیم و بعد از آن فاصله بگیریم بلکه می توانیم در حالیکه به مصرف مواد و دوستان مصرف کننده علاقه داریم از آنها دور بمانیم.
  4. دور ماندن از مواد بجای زورآزمایی با آن نشانه ضعف ما نیست بلکه نشانه هوشمندی ماست.
  5. اینکه اعتیاد از ما قوی تر است نشانه ضعف ما نیست بلکه نشانه این است که ما به عنوان انسان محدودیت هایی داریم.
  6. برای درمان اعتیاد حتما لازم نیست به ته آسیب های آن رسیده باشیم. آخر اعتیاد جایی است که فرد، قدرت زیاد اعتیاد را نسبت به خود تشخیص می دهد. و بهبودی از کشف چنین نکته ای شروع می شود.

برانگیزان، فکر، وسوسه و مصرف مواد

درگیری قسمت منطقی و احساسی (معتاد) مغز:

شما تصمیم به قطع مصرف مواد گرفته اید و در تصمیم خود کاملا جدی هستید، در مسیر قطع مصرف مواد مواقعی پیش می آید که مغز براساس فرآیندی که به آن توجیه عود ( بازگشت به سمت مواد ) می گویند به شما اجازه مصرف  مواد را می دهد.

فکر مصرف مواد، قسمت منطقی و عقلانی مغز شما را در مقابل قسمت معتاد و احساسی مغز تان قرار می دهد. و شما احساس می کنید افکارتان با هم درگیر شده اند. شما برای پاک ماندن باید از پس هزاران دلیل برآیید.

ذهن شما بدنبال بهانه ای برای مصرف دوباره مواد می گردد. شما هم بدنبال استدلالی هستید تا بتوانید بازگشت خود را به سمت مصرف مواد توجیه کنید ( توجیه عود ). این درگیری درونی قسمتی از سری وقایعی است که منجر به مصرف مواد می گردند. چند بار در گذشته قسمت احساسی و معتاد مغز شما چنین درگیری را پایان داده است؟

افکار به وسوسه تبدیل می شوند:  

هوس و وسوسه همیشه بصورتی که قابل شناسایی باشد اتفاق نمی افتد. اغلب مواقع ممکن است فکر مصرف مواد از سرتان بگذرد ولی وسوسه  ایجاد نکند یا اینکه اثر آن در ایجاد وسوسه کم باشد. اما بسیار مهم است که چنین افکاری را شناسایی کنید و آنها را در ذهنتان کاهش دهید. مشخص کردن یک فکر و توقف آن در ذهن نیازمند تلاش و کوشش فراوان است.

بنابراین اگر اجازه دهید به مصرف مواد فکر کنید در حقیقت اجازه داده اید که عود کنید. هرچقدر اجازه دهید که این افکار از ذهنتان بگذرند به همان اندازه احتمال عود شما وجود خواهد داشت.

فرآیند یا چرخه اتوماتیک مصرف مواد:

در زمان اعتیاد تصور می شود که برانگیزان، افکار، وسوسه و مصرف مواد، همزمان با هم اتفاق می افتند. ولی همچنانکه قبلا اشاره کردیم این چرخه یا فرآیند به صورت زیر اتفاق می افتد:

برانگیزان =>  فکر مصرف مواد => وسوسه و هوس مصرف مواد => مصرف مواد

در زمان بهبودی احساسات یا عواطف خاصی اغلب باعث می شوند که مغز در مورد مصرف مواد فکر کند. این احساسات و عواطف برای شما برانگیزان درونی محسوب می شوند.

متوقف کردن فکر:

تنها راهی که می توانید مطمئن باشید به سمت مصرف مواد  بر نمی گردید اینست که فکر مصرف مواد را قبل از اینکه به وسوسه و هوس مصرف مواد تبدیل گردد، متوقف کنید. متوقف کردن فکر مانع از این می شود که به یک وسوسه بسیار قدرتمند تبدیل شود. بسیار مهم است که به محض اینکه فکر مصرف مواد را در ذهنتان احساس کردید آن را متوقف کنید.

برانگیزان ها؛ افراد، مکان ها، اشیاء، احساس ها و زمان هایی هستند که منجر به ایجاد وسوسه و هوس مصرف مواد در شما می شوند. برای مثال اگر هر شب جمعه شخصی چکی را نقد کرده، با دوستانش بیرون رفته و مواد محرک مصرف کرده است، برای چنین شخصی هر یک از موارد زیر می تواند یک برانگیزان باشد:

  1. شب جمعه
  2. تعطیلی آخر هفته
  3. پول
  4. دوستانی که مواد مصرف می کنند
  5. ویلا یا خانه که در آن مواد مصرف کرده اند

 مغز شما برانگیزان ها را با مصرف مواد ارتباط می دهد.  در نتیجه یک برانگیزان می تواند شما را به سمت مصرف مواد ببرد. پس فرآیند ایجاد هوس و وسوسه مصرف مواد به این صورت است:

 برانگیزان => فکر مصرف مواد =>  وسوسه و هوس مصرف مواد =>  مصرف مواد

 متوقف کردن این فرآیند یکی از قسمت های مهم درمان است. بهترین راه برای متوقف کردن این فرآیند می تواند انجام کارهای زیر باشد:

  • برانگیزان ها را شناسایی و مشخص کنید.
  • تا جایی که می توانید از روبرو شدن با برانگیزان ها جلوگیری کنید(به عنوان مثال، مقدار زیادی پول با خود برندارید).
  • می توانید به شیوه ای متفاوت از گذشته از پس برانگیزان ها بر بیایید (به عنوان مثال، ورزش و شرکت در جلسات NA در شب های جمعه).

بیاد داشته باشید که  حتی اگر تصمیم قطعی برای قطع مصرف مواد گرفته باشید و در این مورد کاملا به خود اطمینان داشته باشید برانگیزان ها بر روی مغز شما اثر می گذارند و باعث ایجاد وسوسه و هوس مصرف مواد می گردند. شما باید رفتارتان را طوری تغییر دهید که از برانگیزان های احتمالی دور بمانید، این دقیقا به معنای تصمیم قطعی شما برای قطع مصرف مواد است.

تکنیک های توقف فکر:

برای شروع بهبودی لازم است چرخه   برانگیزان – فکر – وسوسه – مصرف   شکسته شود. تکنیک های توقف فکر وسیله ای مناسب برای شکستن و متوقف کردن این چرخه است.

شنونده حرف های مشاور باشید:  

 این فرآیند بصورت اتوماتیک و غیرقابل کنترل انجام نمی شود. شما می توانید انتخاب کنید که به فکر کردن درباره مصرف مواد ادامه دهید ( و به سمت عود پیش بروید ) یا افکارتان را درباره مصرف مواد متوقف کنید.

تکنیک های توقف فکر:

تکنیک های زیر را امتحان کنید و تکنیکی را که فکر می کنید به درد شما می خورد، بکار بگیرید.

 تصویرسازی ذهنی:

صحنه ای را در ذهنتان تجسم کنید که کلید افکارتان را خاموش می کنید. برای مثال، تصویر  یک کلید برق را در ذهنتان مجسم کنید که با خاموش کردن آن، فکر مصرف هم در ذهنتان خاموش می شود. تصور کنید در محیطی قرار گرفته اید که افکارتان در اطراف شما در حال حرکت هستند و شما بدون توجه به آنها در حال نگاه کردن به یک تصویر بر روی دیوار هستید.

 نیشگون گرفتن(ایجاد درد):

 یک کش لاستیکی را به مچ دستتان ببندید. به محض اینکه متوجه شدید که فکر مصرف مواد به سراغتان آمده است کش لاستیکی را کشیده و رها می کنید و به افکارتان بگویید: نه! و همزمان به موضوع دیگری فکر کنید. برای اینکار سعی کنید همیشه موضوعات قشنگ و با مفهومی بصورت آماده در ذهن داشته باشید. تا هر وقت خواستید بتوانید به آنها فکر کنید.

 آرام سازی ( Relaxation  ):

احساس خالی بودن، سنگین بودن و درد معده منجر به وسوسه و هوس می شود. دراغلب موارد این احساس با تنفس عمیق ( پر کردن ریه ها از هوا و بیرون دادن آن به آرامی ) برطرف می شود. اینکار را سه مرتبه انجام دهید. شما باید احساس کنید که سفتی و سختی از بدنتان خارج می شود و آر ام می شوید. هر وقت احساس های ناخوشایند دوباره به سراغتان آمدند، این کار را تکرار کنید.

تلفن زدن:

صحبت کردن با شخص دیگر در حقیقت دروازه ای برای خروج احساسات ناخوشایند شما باز می کند. همیشه شماره تلفن مشاور یا شخصی را که در این مورد می تواند به شما کمک کند، همراه داشته باشید تا هر وقت نیاز داشتید بتوانید با او تماس بگیرید.

وقتی به افکارتان اجازه می دهید به هوس تبدیل شوند در حقیقت تصمیم گرفته اید که معتاد بمانید.

 

الکل

$
0
0

الکل:

آیا شما توانایی قطع مصرف الکل را بصورت کامل دارید؟ در  حدود 6 هفته اول بهبودی بسیاری ازافراد به سمت مصرف الکل بر می گردند. آیا قسمت معتاد مغز در این مورد نقشی ایفا می کند؟

مواردی که در زیر به آن اشاره می شود تعدادی از مهمترین درگیری هایی است که بعداز قطع مصرف مواد، در ذهن شما، برعلیه قطع مصرف الکل ایجاد می شود. برای هرکدام از موارد جوابهایی نوشته شده است که می تواند مورد استفاده شما قرار گیرد.

من فقط اینجا آمده ام تا سرعت مصرفم را پایین بیاورم، نه اینکه مصرفم را قطع کنم. قسمتی از قطع مصرف مت آمفتامین قطع مصرف تمامی مواد ازجمله الکل است.

من الکل مصرف کرده ام ولی مواد مصرف نکرده ام، بنابراین این دو موضوع با هم متفاوتند. نوشیدن زیاد الکل خطر برگشت و عود را به شدت افزایش می دهد. یک بار نوشیدن ضرورتا باعث عود و برگشت نمی شود، همچنانکه مصرف یک عدد سیگار باعث سرطان ریه نمی شود. هرچند که با ادامه مصرف، خطر عود و برگشت به شدت افزایش پیدا می کند.

در حقیقت خوردن الکل به من کمک می کند. وقتی من وسوسه دارم، یکبار خوردن الکل مرا آرام می کند و وسوسه ام از بین می رود. الکل با فرآیند بهبود شیمیایی مغز تداخل می کند. ادامه مصرف الکل سرانجام باعث ایجاد وسوسه شدید می شود. حتی اگر خوردن یکبار آن وسوسه را کاهش دهد.

من الکلی نیستم بنابراین چرا باید خوردن الکل را متوقف کنم. اگر شما الکلی نباشید پس نباید با قطع آن مشکلی پیدا کنید. اگر شما نمی توانید آنرا قطع کنید ممکن است الکل مشکلی بیش از آن باشد که شما درک کرده اید.

من هرگز به سمت مصرف مجدد مواد نخواهم رفت اما مطمئن نیستم بتوانم هیچ وقت الکل مصرف نکنم.
متعهد شوید یک دوره 6 ماهه کاملا پاک بیمانید. و اجازه بدهید با مغزی پاک از مواد درباره الکل تصمیم بگیرید. اگر شما ترک الکل را نمی پذیرید بخاطر اینکه از کلمه برای همیشه وحشت دارید، شما در حال توجیه کردن مصرف الکلتان هستید و خطر عود و برگشت به سمت مواد را زیاد می کنید

درمان با متادون

$
0
0

بیان مسئله

معضل مصرف و وابستگی به مواد مخدر مشکلی پیچیده و چند وجهی است. علل مصرف مواد بسیار متنوع بوده و مربوط به عوامل متعدد اجتماعی، اقتصادی، بین فردی و فردی است و اغلب تشخیص علت اصلی آن دشوار است. حل این معضل نیز در بسیاری از مواقع مشکل تر از فهم علل و عوامل سبب ساز و تسهیل کننده آن است. طبق برخی مطالعات تعداد معتادان به مواد افیونی در کشور در حال افزایش است. اگر خانواده فرد معتاد که به انحاء مختلف درگیر مشکلات و مصائب ناشی از مصرف مواد می گردند به حساب آورده شود، متوجه می شویم که بخش قابل توجهی از مردم کشورمان با این مسئله دست به گریبان هستند.

وابستگی و سوء مصرف مواد افیونی در مراحل پیشرفته تر و به خصوص مصرف هروئین، همراه با مخاطرات بسیاری برای فرد و جامعه است. بسیاری از معتادان به هروئین قادر نیستند علی رغم درمان های مختلف به وضعیت پرهیز مداوم دست یابند و در صورت نبود درمانی محافظت کننده ناگریز به ادامه حیاتی خواهند بود که تا آخر عمر تنها حول محور تهیه و مصرف مواد دور می زند.

تعداد مصرف کنندگان هروئین در کشور سیری صعودی را طی می کند و در حال حاضر بیش از 250 هزار تن تخمین زده می شود. در حالی که تعداد کل وابستگان مواد افیونی در برخی مطالعات یک میلیون و دویست هزار نفر تخمین زده شده است. در مطالعات گوناگون درصد بیماران با شیوه مصرف تزریقی در کشورمان بین 10 تا 15 درصد کل معتادان مواد افیونی تخمین زده شده است. اگرچه در بسیاری از موارد معتادان به تریاک کمابیش از نظر شغلی فعال هستند، اما طبیعت اعتیاد به هروئین به علت شدت دوره های نشئگی و خماری به گونه ای است که امکان کار کردن را از فرد معتاد سلب می کند. از انجا که اغلب این افراد جوان و در بهترین سنین بهره وری هستند؛ احتساب فقدان نیروی کار ناشی از سوء مصرف مواد به خصوص هروئین و آسیبی که جامعه از خروج این افراد از چرخه کار می بیند چندان هم دشوار نیست.

براساس آمار مرکز مدیریت بیماری های وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، تا پایان دی ماه 1384، 3/62% از موارد ثبت شده آلودگی به ویروس نقص ایمنی (عامل ایدز) در اثر اعتیاد تزریقی بوده است. با در نظر گرفتن اینکه تقریباً تمامی زنان ثبت شده آلوده به این ویروس را همسران این افراد تشکیل می داده اند (هنوز در کشور بررسی های نظام مند درصد آلودگی در روسپیان صورت نگرفته است)، تاثیر سایر رفتارهای پرخطر این افراد بر خود، خانواده و جامعه روشن تر می شود. هپاتیت C, B در بسیاری از معتادان تزریقی نسبت به جمعیت غیرمعتاد شیوع بسیار بالاتری دارد. افزایش شیوع این بیماریها عموماً پس از طی دوره ای از اپیدمی متمرکز میان معتادان تبدیل به اپیدمی منتشر در سطح جامعه خواهد شد.

 

انواع درمان با متادون

متادون را در درمان اعتیاد می توان برای هر دو هدف به کار برد. در سم زدایی  مقدار متادون به تدریج کاهش یافته و سپس قطع می گردد.از آنجا که سم زدایی صرفاً جزئی از یک برنامه درمانی بلند مدت پیشگیری از عود  بوده و درمان کاملی تلقی نمی شود. پیگیری بعدی و پیشگیری از عود باید متعاقب آن طراحی و اجرا شود. مدت متوسط سم زدایی مورد قبول این پروتکل 3 تا 4 هفته می باشد.

در درمان نگهدارنده مقدار دارو به تدریج افزایش داده می شود تا جایی که علائم ترک مشهود نباشند و ولع مصرف مواد غیرقانونی نیز به واسطه مصرف متادون به حداقل ممکن برسد. درمان نگهدارنده به مدت طولانی برای حداقل چند ماه و معمولاً بیش از یک سال و گاهی مادام العمر انجام می شود.در کسانی که واقعاً به درمان نگهدارنده نیاز داشته باشند در صورت قطع این درمان اغلب پس از مدت بسیار کوتاهی عود اتفاق می افتد و بیمار به مصرف مجدد مواد غیرقانونی روی خواهد آورد. بنابراین در صورت ختم درمان در این افراد حفظ ارتباط با مرکز درمانی برای پیگیری های بعدی و احیاناً شروع مجدد درمان ضروری است.

 

مزایا و مشکلات درمان نگهدارنده با متادون:

درمان نگهدارنده با متادون فواید زیر را به همراه دارد:

 مصرف مواد غیرقانونی را کاهش می دهد.

 زندگی بیمار را ثبات می بخشد.

 مصرف خود سرانه داروها را کاهش می دهد.

 از ارتکاب اعمال غیرقانونی می کاهد.

 رفتارهای پرخطر به خصوص تزریق مشترک که با خطر انتقال بیماری های ناشی از پاتوژنهای خونی همانند ایدز و هپاتیت همراه است را کاهش می دهد.

 بیماری و مرگ و میر ناشی از مواد را کاهش می دهد.

بنابراین درمان نگهدارنده با متادون هم برای فرد و هم جامعه ثمربخش است.

درمان نگهدارنده با متادون هرچند خود نوعی وابستگی  به این دارو است اما مساوی با اعتیاد  تلقی نمی گردد.

 زیرا فرد به سبب مصرف منظم این دارو از «دور باطل مصرف» رها می شود:

در حال حاضر جرایم مرتبط با مواد مخدر بیشترین درصد جرایم را تشکیل می دهد و 47% زندانیان در رابطه با مواد مخدر در حبس به سر می برند.

اگر همچنانکه در بعضی مطالعات نشان داده شده است، هزینه تهیه هروئین برای هر معتاد به طور متوسط 5000 تومان در روز باشد، با فرض حدود 250 هزار معتاد به هروئین، مخارج مصرف هروئین این افراد به طور ماهیانه برابر 5/37 میلیارد تومان و سالیانه 450 میلیارد تومان خواهد بود.

در سالهای اخیر مرگ و میر ناشی از سوء مصرف مواد در کشور در حال افزایش بوده است. این میزان در سال 1382 به 4296 نفر رسید که 70 درصد افزایش نسبت به سال قبل از آن نشان می دهد. علت این مرگ و میر اغلب مصرف بیش از اندازه و مسمومیت مرگبار متعاقبت آن است. در بعضی موارد نیز مسمومیت تعمداً و به علت افسردگی به وقوع می پیوندد که به علت عدم مراجعه روان پزشکی درمان نشده است. اصولاً اختلال های روان پزشکی همراه در بسیاری از موارد مشاهده می شوند.

 

تعریف داروهای آگونیست افیونی

داروهای آگونیست  افیونی، موادی هستند که همانند مواد افیونی  طبیعی  (تریاک) و نیمه صناعی  (هروئین ) برگیرنده  مو ( ) اپیوئیدی اثر می گذارند. متادون   و لوو آلفا استیل متادون  یا لوومتادیل (LAAM) آگونیست خالص گیرنده مو هستند. بوپرنورفین  که آگونیست نسبی گیرنده مو و آنتاگونیست نسبی گیرنده کاپا است نیز در این دسته قرار دارد. از دیگر داروهای این دسته می توان به سولفات مورفین  و تنتوراپیوم  (TO) اشاره نمود.

به دلیل این که در حال حاضر قرص زیرزبانی 2 و 8 میلی گرمی بوپرنورفین در چرخه تولید دارو در کشور وجود ندارد، فعلاً تنها متادون در برنامه درمان نگهدارنده مورد استفاده قرار می گیرد. بدیهی است که در سال های آینده از بوپرنورفین و دیگر داروهای آگونیست نیز در این برنامه استفاده خواهد شد.

مصرف و سواس گونه مواد که در کنار آن به ندرت جایی برای پرداختن به کارهای دیگر باقی می ماند به واقع اساس رفتار اعتیادی است. این رهایی برگشت مجدد فرد به جامعه و معطوف ساختن توان فرد به سایر زمینه ها را امکان پذیر می کند.

با وجود موفقیت اثبات شده این شیوه درمانی در بسیاری از کشورهای جهان، در صورت تجویز سهل انگارانه و غیرمسئولانه ممکن است مخاطراتی جدی ایجاد گردد. متادون دارویی بالقوه سمی با شاخص درمانی پایین  است، یعنی مقدار داروی مورد نیاز برای درمان به مقدار مسمومیت زای این دارو بسیار نزدیک است. خصوصاً مصرف توام آن با مواد و داروهای دیگر خطرات بالقوه زیادی به همراه دارد لذا تجویز و ارائه آن باید با دقت و احتیاط بسیار انجام شود.

در جدول الف خطرات درمان با متادون و اقدام های ممکن برای پیشگیری از آنها آورده شده است.

جدول الف: خطرهای ناشی از درمان با متادون و اقدام های پیشگیرانه و درمانی لازم

خطر

اقدام

Ÿ عدم آشنایی پزشک با دارو

Ÿ فارماکوکینتیک پیچیده

Ÿ بازار سیاه

Ÿ بیمار متادون را در اختیار افراد دیگر قرار دهد.

Ÿ مصرف خوراکی متادون تحت نظارت تیم درمانی

Ÿ دقت در انتخاب بیمارانی که دارو به منزل می برند.

خطر بالای مسمومیت در ده روز اول درمان

Ÿ توضیح در مورد خطر مسمومیت به بیمار

Ÿ مراقبت تنگاتنگ بیمار

Ÿ دقت و ظرافت در تنظیم دوز زمانی

تزریق متادون برده شده به منزل

Ÿ رقیق کردن متادون تجویز شده جهت بردن به منزل تا حداقل 200 میلی لیتر

Ÿ دقت در انتخاب بیمارانی که دارو به منزل می برند.

مسمومیت اتفاقی اطرافیان بخصوص کودکان از طریق متادون برده شده به منزل

Ÿ تاکید بر نگهداری دارو دور از دسترس دیگران خصوصاً کودکان

Ÿ تاکید بر سمیت دارو برای افراد خارج از برنامه درمان با متادون

مرگ ناشی از مصرف چند ماده همزمان با مصرف متادون

Ÿ برقراری راپو (ارتباط درمانی) مناسب با بیمار

Ÿ ارائه اطلاعات در مورد خطر مصرف چند ماده به طور همزمان

Ÿ آموزش بیمار و خانواده در مورد علائم مسمومیت: بیدار نشدن، صداهای تنفسی اضافی، کاهش عمق و بسامد تنفسی، سیانوز

سوانح و تصادفات

 توضیح به بیمار در مورد خطر رانندگی و کار روی ماشین های بالقوه خطرناک تا زمان تنظیم سطح خونی

بیماری های روان پزشکی همراه بخصوص خطر خودکشی

Ÿ ارزیابی خطر خودکشی

Ÿ ارزیابی وضعیت روان پزشکی

Ÿ شک زیاد پزشک به وجود خطر خودکشی

Ÿ ارجاع به مراکز دارای امکانات درمان روان پزشکی در صورت نیاز

قطع درمان

برقراری راپو و ارتباط مناسب درمانی با بیمار

 

جایگاه درمان نگهدارنده با متادون در کاهش آسیب

در الگوی بهداشتی درمانی کاهش آسیب ، هدف اصلی کاهش خطرات ناشی از مصرف است و نه پرهیز  از مصرف. آنچه چنین الگویی را موجه می سازد. این واقعیت است که گروه قابل توجهی از مصرف کنندگان مواد علی رغم ورود به سیستم درمانی به مصرف مواد غیرقانونی خویش ادامه خواهند داد. برای پیشگیری از بروز عواقب منفی در این افراد انجام اقدام های کاهش آسیب کمک کننده است. این اقدام ها شامل آموزش روش های کم خطرتر مقاربت و تزریق و نیز توزیع کاندوم و وسایل استریل تزریق می باشد.

درمان نگهدارنده با متادون یکی از اقدام های پراهمیت و کلیدی است که در راستای اهداف کاهش آسیب انجام می شود. این درمان امکان عدم استفاده از مواد غیرقانونی را برای بیمار فراهم آورده و عملاً نیاز به تزریق را منتفی می سازد. در عین حال مصرف منظم و دراز مدت متادون خود از عود مجدد مصرف غیرقانونی پیشگیری می کند. به دنبال این درمان دارویی عموماً وضعیت روانی و جسمانی بیمار بهبود می یابد.

پس اهداف درمان با متادون عبارتنداز: بازگرداندن بیمار به یک زندگی عادی، یاری به جذب مجدد  وی در جامعه و نگاه داشتن بیمار در درمان تا زمانی که وی از آن سود ببرد.

 

فارماکولوژی بالینی و سم شناسی متادون

برای استفاده موثر و مطمئن؛ آشنایی با سه ویژگی فارماکولوژیک متادون بسیار مهم است. اول آنکه پس از مصرف، سطح خونی متادون به آهستگی و در ظرف چهار ساعت به قله  می رسد، دوم آنکه نیمه عمر آن طولانی و حدود 25 ساعت است و دست آخر و از همه مهمتر آنکه شاخص درمانی متادون اندک است.  یعنی فاصله بین سطوح درمانی و سمی دارو در خون کم است.

 

فارماکولوژی متادون:

ú ایجاد قله سطح خونی آهسته (تا چهار ساعت)

ú نیمه عمر طولانی (حدود 25 ساعت)

ú شاخص درمانی پائین

ú تجمع در بدن به دنبال مصرف مکرر

 

دوز یکسان متادون می تواند در افراد مختلف اثرات متفاوتی داشته باشد. این دارو دارای مدت اثر طولانی بوده و مسکن و مخدر است. اثر درمانی متادون از اتصال آن به گیرنده های اوپیوئیدی ناشی می شود.

اثر عبور اولیه  این دارو در کبد بسیار بالا است. متادون برای حمل در خون و در بافتها به آلبومین و سایر پروتئینها در ریه، کلیه، کبد و طحال متصل می شود و به تدریج تعادلی آهسته میان این بافت ها و خون در روزهای اولیه پس از درمان شکل می گیرد و پس از چند بار مصرف منجر به تجمع می شود.

برای استفاده مطمئن از متادون لازم است بیمارانی که دچار مشکل سوء مصرف مواد هستند فارماکولوژی آن را درک می کنند. استفاده همزمان از سایر مواد و داروهای تضعیف کننده دستگاه اعصاب مرکزی به همراه متادون با خطر جدی مسمومیت همراه است. بیشترین خطر مسمومیت در روزهای آغازین درمان یعنی زمانی است که تعادل میان سطح متادون در بافتها و خون ایجاد می شود و این تعادل با مصرف مرتب دارو توسط بیمار برقرار می گردد.

 

نیمه عمر

نیمه عمر متادون در بار اول مصرف، (نسبت به نیمه عمر دارو در مصرف مداوم آن) کوتاهتر است، چرا که مقادیر قابل توجهی از دوز اولیه در بافتهای بدن پخش می شود. بدنبال مصرف خوراکی سطح خونی آن در 4 ساعت اول بالا رفته و سپس شروع به کاهش می کند. نیمه عمر بدنبال مصرف بار اول 12 تا 18 ساعت (و بطور متوسط 15 ساعت) است.

 

آغاز درمان

بدنبال چند روز درمان، متادون به پروتئین های پلاسما و بافت ها (ریه، کلیه، کبد و طحال) متصل شده و میان سطح خونی و ذخایر بافتی تعادل برقرار می شود. نیمه عمر بتدریج به 13 تا 47 ساعت و بطور متوسط تا 25 ساعت افزایش می یابد.

 

استفاده منظم

پس از آنکه سطح خونی و ذخایر بافتی به تعادل رسیدند، تغییرات سطح خونی بسیار اندک می شود. تجویز دارو به صورت یک بار در روز برای کنترل ولع و دستیابی به اهداف درمانی کفایت می کند.

 

وعده فراموش شده

اگر یک وعده مصرف دارو در چارچوب یک برنامه منظم درمانی فراموش شود سطح خونی متادون طی 24 تا 48 ساعت به تدریج سقوط می کند. 24 ساعت پس از آخرین مصرف، سطح خونی تا حدود 50% حداکثر سطح خونی (که 4 ساعت پس از آخرین مصرف ایجاد شده بود) سقوط می کند. پس از  گذشت 24 ساعت دیگر، یعنی 48 ساعت پس از اخرین مصرف سطح خونی به 25% سطح قله ای کاهش می یابد.

 

تحمل

تحمل نسبت به اثر مواد افیونی (من جمله متادون) در نتیجه تغییرات مغزی وابسته به مصرف منظم و حداقل چند روزه این مواد در بدن می باشد. در عین حال سرعت سوخت و ساز این مواد به تدریج در بدن افزایش می یابد. تغییرات پایانه های عصبی در این فرایند، انطباق عصبی  نامگذاری شده است.

 

سوخت و ساز

متادون به صورت عمده توسط زیر گروهی از آنزیم p 450 یعنی CYP3A4 متابولیزه می شود. بخش اعظم این آنزیم در کبد و مقادیر بسیار اندک در مخاط دستگاه گوارش یافت می شود.

 

دفع کلیوی

در PH ادراری برابر 7 مقادیر بسیار اندک متادون از طریق کلیه ها دفع می شوند. در PH اسیدی (یعنی PH کمتر از 6) دفع کلیوی تا 30% افزایش می یابد. اگر ادرار قلیایی باشد (یعنی PH بیش از8/7)، دفع کلیوی کم می شود. باید به بیماران توضیحات لازم در مورد اثر مواد اسیدی و قلیایی کننده ادرار بر میزان دفع متادون داده شوند.

 

بارداری

دفع کلیوی متادون در زمان بارداری افزایش یافته و باعث کاهش خونی متادون می گردد. در صورت عدم توجه به این مسئله ممکن است این کاهش سطح خونی باعث عدم پاسخ درمانی مناسب، خود درمانی با مواد افیونی و در نهایت مسمومیت بیماران شود. زنان باردار ممکن است در زمان بارداری، این افراد می بایست جزو افراد پر خطر در درمان متادون در نظر گرفته شوند.

 

تداخل های دارویی

داروهایی که باعث القا یا مهار فعالیت آنزیمهای P 450 و خصوصاً CYP3A4 می شوند، می توانند با سوخت و ساز متادون تداخل کنند.

داروهایی که می توانند باعث مهار آنزیم CY3A4 شوند (یعنی ممکن است سطح خونی متادون را افزایش دهند):

 

فلوکستین، فلووکسامین، سرترالین (SSRIS)

 ونلافاکسین و نفازودون (SNRIs)

 داروهای ضد قارچ مانند کلوتریمازول و کتوکونازول

 هورمونها مانند پروژسترون، اتینل استرادیول؛ دگزامتازون و تستوسترون.

 داروهای مسدود کننده کانال کلسیم مانند نیفدیپین، وراپامیل و دیلتیازم

 آنتی بیوتیک هایی نظیر اریترومایسین و کلاریترومایسین

 سایر: کینیدین، میدازولام، دیازپام، سیکلوسپورین، وینبلاستین، بروموکریپتین، سایمتیدین، لیدوکائین، و آفلاتوکسین B

القا کننده های آنزیم CYP3A4 (یعنی داروهایی که ممکن است سطح خونی متادون را کاهش دهند):

 داروهای ضد صرع مانند فنوباربیتال، فنی توئین، پریمیدون و کاربارمازپین (البته والپروات سدیم و بنزودیازپین ها باعث کاهش سطح خونی متادون نمی شود).

 داروهای ضد سل نظیر ریفامپین و ریفابوتین.

 داروهای درمان ویروس نقص ایمنی/ ایدز مانند: زیدوودین و ریتانوویر

 گلوکوکورتیکوئیدها

 

هیچ یک از داروهای فوق نباید در دوره القای متادون آغاز شوند. در صورتی که بیمار پیش از آغاز درمان متادون از داروهای مهار کننده استفاده می کرده، باید شروع و بالا بردن متادون با دقت و احتیاط بسیار انجام شود. به بیمار باید راجع به تداخل احتمالی داروها  تذکر داد و علائم مسمومیت احتمالی باید به دقت معاینه شوند.

 مواد دیگری نیز هستند که به دلایلی به جز مهار آنزیم Cyp450 بر متابولیسم متادون اثر می گذارند:

از جمله داروهایی که اثر مهار کننده بر متابولیسم متادون دارند عبارتنداز: آلوپورینول؛ پروپوکسی فن، کلرامفنیکل، سیپروفلوکساسین، دی سولفیرام، ایزونیارید و اتوکسازین.

الکل و سیگار هم اثر القا کننده (افزاینده) بر سوخت و ساز متادون دارند یعنی سطح خونی متادون را کاهش می دهند.

تقریباً تمام مرگهای ناشی از متادون در حضور سایر داروهای تضعیف کننده سیستم مرکزی عصبی به وقوع می پیوندد. بیمارانی که به این مواد وابسته بوده یا همراه متادون آن ها را مصرف می کنند، در خطر بالاتر مسمومیت با متادون قرار دارند. موارد زیر را باید موکداً به بیماران تذکر داد:

 هرچند بنزودیازپینها خود معمولاً باعث دپرسیون تنفسی نمی شوند، اما در حضور متادون می توانند خطر آن را افزایش دهند.

 الکل تضعیف کننده دستگاه عصبی مرکزی است و می تواند موجب دپرسیون تنفسی و مرگ شود. در حضور متادون خطر دپرسیون تنفسی افزایش می یابد.

 داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای در دوز بالا می توانند باعث دپرسیون تنفسی و ادم ریوی شوند. مصرف همزمان این داروها با متادون می تواند خطر مسمومیت را بالا ببرد. بیمارانی که داروهای سه حلقه ای دریافت می کنند. باید از لحاظ خودکشی مورد بررسی دقیق تری قرار گیرند. در حین درمان نیز باید علائم احتمالی مسمومیت با دقت بیشتری مرور شوند.

در جدول 2،1 داروهایی که به دلایل فارماکوکینتیک یا فارماکودینامیک باعث تغییر سطح خونی متادون می شوند، آورده شده اند.

 

داروهایی که سطح خونی متادون را بالا می برند

به واسطه اثر مهار کننده بر CYP 3A4

Ÿ فلوکستین، فلووکسامین، سرترالین

Ÿ ونلافاکسین، نفازودون

Ÿ کلوتریمازول، کتوکونازول

Ÿ پروژسترون، اتینل استرادیول؛ دگزامتازون، تستوسترون

Ÿ نیفدیپین، وراپامیل، دیلتیازوم

Ÿ اریترومایسین، کلاریترومایسین

Ÿ کینیدین، میدازولام، دیازپام، سیکلوسپورین، وین بلاستین، بروموکریپتین، سایمتیدین، لیدوکایین، آفلاتوکسین B

با سایر مکانیسم های فارماکوکینتیک

Ÿ پروگوکسی فن دیولفیرام

Ÿ آلوپورینول

Ÿ کلرامفنیکل، سیپروفلوکساسین، ایزونیازید

داروهایی که سطح خونی متادون را پایین می آورند

به واسطه اثر القا کننده بر CYP 3A4

Ÿ فنوباربیتال، فنی توبین، پریمیدون

Ÿ ریفامپین و ریفابوتین

Ÿ گلوکوکورتیکوبیدها

Ÿ زایدوودین، ریتانوویر

سایر مکانیسم ها

 الکل (در مصرف مزمن) و سیگار

 

نکات مهم فارماکوکینتیک متادون

برای کاهش عوارض و تجویز مطمئن توجه به نکات زیر ضروری هستند.

 قله غلظت پلاسمایی یک الی پنج ساعت پس از مصرف خوراکی ایجاد می شود.

 متابولیسم متادون کبدی است. در صورت اختلال کارکرد کبدی باید افزایش مقدار دارو با احتیاط انجام شود.

 زمان دفع ممکن است بین 15 تا 60 ساعت نوسان کند یا در افراد مختلف متفاوت باشد.

 

سلامت دندان ها

بیماران معتاد نسبت به مشکلات سلامت دندانها آسیب پذیر هستند. در مصرف کنندگان متادون شیوع بیماریهای پریودنتال و پوسیدگی دندان نسبت به جمعیت عادی بالاتر است.

متادون همچون سایر مواد افیونی ممکن است باعث کاهش بزاق دهان و در نتیجه پوسیدگی دندان شود. در صورت وجود مشکلات دهان و دندان بهتر است از مواد افزودنی حاوی قند همراه متادون پرهیز کرد.

 

اقدامهای زیر می توانند کمک کننده باشند:

 معاینه دهان و دندان و لثه ها فیزیکی اولیه و معاینات بعدی

 اگر پوسیدگی ناشی از خشکی دهان است، می توان به بیمار توصیه کرد از آدامس بدون شکر یا آب لیمو رقیق شده با آب برای تحریم بزاق استفاده کند. لواشک، برگه هلو؛ زردآلو و آلو هم بسیار مفید هستند.

 مواد حاوی شکر به متادون مصرفی افزوده نشوند یا توصیه شود پس از مصرف خوراکی محلول متادون حاوی شکر، بیمار دهان خود را بشوید.

 آموزش راجع به اصول رعایت بهداشت دهان و دندان در صورت نیاز

 توصیه به مراجعه به دندان پزشک در موارد لازم

عوارض معمول درمان با متادون

 

عارضه

علت معمول

اقدام لازم

خواب آلودگی

Ÿ تجویز بیش از اندازه

Ÿ مصرف سایر داروهای مضعف اعصاب (الکل و بنزوبازپینها)

Ÿ بازبینی میزان مصرف و احیاناً کاهش میزان مصرف

Ÿ کاهش مصرف سایر مواد

ولع برای مصرف هروئین

مقدار مصرف ناکافی

بازبینی مقدار مصرف و احیاناً افزایش مقدار مصرف

 یبوست

Ÿ متادون

Ÿ رژیم غذایی نامناسب

Ÿ شیوه زندگی

Ÿ توصیه به رژیم غذایی با مواد حاوی فیبر

Ÿ توصیه به نوشیدن مایعات کافی

Ÿ توصیه به پیاده روی و ورزش

Ÿ در صورت نیاز: درمان دارویی یبوست

مشکلات دهان و دندان

Ÿ کاهش میزان بزاق به علت متادون

Ÿ مشکلات بهداشت دهان و دندان از قبل مصرف متادون

Ÿ عدم رعایت بهداشت دهان و دندان در زمان حاضر

Ÿ توصیه به رعایت بهداشت دهان و دندان

Ÿ استفاده از مسواک و نخ دندان

Ÿ توصیه به پرهیز از مصرف مواد غذایی حاوی قند و استفاده از آدامس بدون قند

افزایش وزن

Ÿ احتباس مایع

Ÿ بهبود اشتها

Ÿ کاهش تحرک

Ÿ بازبینی مقدار مصرف متادون

Ÿ کاهش میزان مصرف نمک

Ÿ تغییر رژیم غذایی

Ÿ توصیه به افزایش تدریجی تحرک و ورزش

اختلال خواب

Ÿ مصرف بیش از اندازه یا ناکافی

Ÿ زمان مصرف

Ÿ استفاده از مواد محرک (چای، قهوه، سیگار، آمفتامین ها)

Ÿ بازبینی مقدار مصرف متادون

Ÿ توجه به زمان مصرف متادون

Ÿ شناسایی مصرف مواد محرک و توصیه به عدم مصرف به خصوص از عصر به بعد

Ÿبررسی رعایت اصول بهداشت خواب

کاهش میل جنسی

Ÿ مقدار متادون بیش از نیاز

Ÿ مشکلات روانی اجتماعی/ وضعیتی

Ÿ بازبینی مقدار مصرف متادون

Ÿ بررسی سابقه بیمار و توصیه به مشاوره

 

مسمومیت با متادون

 مسمومیت با متادون مانند مسمومیت با سایر مواد افیونی است: خواب آلودگی، کوما، دپرسیون تنفسی و تنگی مردمکها (مردمک ته سنجاقی)

 تفاوت متادون با سایر مواد افیونی در فارماکوکینتیک آن است: فاصله زمانی طولانی تر بین مصرف و حداکثر اثر نیمه عمر طولانی و در نتیجه تجمع در بدن

 تداخل با سایر داروهای تضعیف کننده دستگاه عصبی باعث تشدید اثر رخوت زایی و خواب آوری متادون می شود.

 بیشترین خطر مسمومیت و مرگ در ده روز اول رخ می دهد. در این زمان بیمار بیش از هر وقت دیگر به مصرف سایر مواد مانند الکل و بنزودیازپین ها و یا مواد افیونی (مانند تریاک و هروئین) همراه متادون می پردازد.

 

علائم مسمومیت با متادون

 تکلم بریده بریده

 راه رفتن بی ثبات

 اختلال در تعادل

 خواب آلودگی

 حرکات کند بدنی

 استوپور

 

مسمومیت با متادون یک اورژانس پزشکی است و اقدام فوری را طلب می کند. مسمومیت می تواند به حالات زیر منجر شود:

 اغماء (بیمار قابل بیدار کردن نیست. خرخر تنفسی دارد، تون عضلانی اندام ها کاهش یافته و سیانوزه است.)

 دپرسیون تنفسی و هیپوکسی

 مرگ

 

مصرف وسواس گونه مواد ویژگی اصلی اعتیاد است. در این گروه از بیماران مصرف چند ماده مختلف بسیار رایج است که شامل استفاده غیرقانونی از داروها بدون تجویز پزشک هم می شود. بسیاری از این مواد تضعیف کننده دستگاه اعصاب مرکزی نیز هستند. مجموعه این مشکلات به همراه ویژگیهای خاص متادون وضعیت بالینی پیچیده ای را موجب می شود که مستلزم ارزیابی و مدیریت بالینی دقیق به خصوص در چند هفته اول درمان است.

باید راجع به تداخل سایر مواد مصرفی با متادون و دپرسیون تنفسی ناشی از آن به طور جدی به بیمار هشدار داد.

 

ورود بیمار به درمان با متادون

مشخص کردن هویت بیمار

ارائه شناسنامه، برای تجویز دوز منزل ضروری است. بنابراین در معتادان خیابانی و بی خانمان (که به آنها دوز منزل تعلق نمی گیرد)، نیازی به احراز هویت جهت دریافت دارو نیست. در بیماران مراجعه کننده به مراکز درمانی، براساس نام و نام خانوادگی ذکر شده توسط بیمار، پرونده تشکیل می گردد. اما به بیمار تذکر داده می شود که تنها در صورت احراز هویت، در ماه های بعد به او دوز منزل تحویل داده خواهد شد. به منظور پیشگیری از مراجعه همزمان بیمار به دو مرکز، و نیز برای تسهیل دریافت دارو در مسافرت های احتمالی، شبکه رایانه ای واحدهای درمان با داروهای آگونیست در حال راه اندازی است، که مطابق فرم پیوست (صفحه....) می بایست تکمیل گردد.

همانگونه که ملاحظه می شود، کد تعلق گرفته به بیمار، براساس حرف اول نام؛ و حرف اول و سوم نام خانوادگی بیمار تعیین می گردد. بنابراین بهتر است برای تکمیل این فرم، شناسنامه بیمار رویت گردد.

تا قبل از راه اندازی شبکه رایانه ای، در مسافرت های بیمار که طول آن بیش از مدت زمان دوز منزل می باشد، لازم است که پزشک مربوطه (مبدا) با مرکزی در شهرستان مقصد هماهنگی به عمل آورده، و بیمار را با معرفی نامه ای که در آن مشخصات بیمار، مرحله درمان و دوز متادون دریافتی او فید شده است، به آن مرکز ارجاع دهد. لازم به ذکر است که بهتر است در هنگامی که بیمار در مرحله القای درمان است، مسافرت نکند.

 

ارزیابی بیمار

 

اطلاعات راجع به مصرف مواد که باید قبل از شروع درمان از بیمار پرسیده شود:

 انواع مواد مصرفی

 سن شروع مصرف هر یک از مواد

 دفعات مصرف روزانه و نوع مصرف (تزریقی، تدخینی و...)

 مقدار مصرف روزانه یا هفتگی

 تاریخ و زمان آخرین مصرف مواد

 

بسیاری از بیماران از ترس بروز علائم ترک، میزان مصرف خویش را بیش از واقع گزارش می کنند.

از سوی دیگر درصد خلوص مواد در بازار غیرقانونی بسیار متغیر و گوناگون است. بنابراین مقدار مورد نیاز برای آغاز درمان با متادون نباید تنها با اتکا به گفته بیمار تعیین شود و می بایست از سایر شواهد یاری گرفت.

 

بررسی انگیزه درمان

 دلیل اقدام به ترک در حال حاضر

 ارزیابی انگیزه و توانایی بیمار برای ادامه درمان

توجه به این نکته ضروری است که انگیزه اغلب بیماران فاقد ثبات لازم است و لازم است پزش با ابراز همدلی و حمایت و اجتناب از مجادله با بیمار، وی را در تداوم مراجعات درمانی تشویق کند.

 

سابقه درمانهای اعتیاد به مواد افیونی

 انواع درمانهای انجام شده

 مدت زمان درمانهای قبلی

 حداکثر مقدار داروهای استفاده شده در درمانهای قبلی

 مدت زمان پرهیز به دنبال درمانهای قبلی

 علت عود به دنبال درمانهای قبلی

 

سابقه بیماریهای جسمانی و روان پزشکی و وضعیت فعلی

 سابقه بیماریهای جسمانی

 سابقه بیماری های روانی

 بستریهای بیمارستانی

 داروهای مصرفی فعلی

 آلرژی

 

تاریخچه شخصی و اجتماعی

 میزان تحصیلات، سابقه افت و عدم موفقیت در تحصیل

 وضعیت شغلی در گذشته و حال و میزان کارکرد فعلی

 وضعیت ارتباطهای اجتماعی از جمله تاهل، ارتباط با همسر و سایر بستگان

 وضعیت فعلی مسکن، و این که بیمار با چه کسانی زیر یک سقف زندگی می کند.

 وضعیت مصرف مواد در شریک زندگی

 

تاریخچه درگیری با قانون

 سابقه محکومیت و زندان

 سابقه دستگیری

 علت دستگیری و محکومیت

 وضعیت فعلی

 

سابقه خانوادگی

 سابقه مصرف مواد در خانواده، وضعیت فعلی

 سابقه بیماریهای جسمانی در خانواده

 سابقه بیماریهای روانی در خانواده

سابقه رفتارهای پرخطر

 استفاده از روش تزریق در گذشته و حال

 میزان رعایت بهداشت در مصرف تزریقی

 سابقه تزریق مشترک

 ارتباطهای جنسی متعدد

 ارتباطهای جنسی ناایمن

 رفتارهای غیرقانونی

 خالکوبی

 زد و خورد و درگیریهای فیزیکی

 

ارزیابی خطر مسمومیت با متادون

خطر مسمومیت زمانی بالاتر است که:

 اولین مراجعه برای درمان با متادون و سابقه قبلی مصرف کاملاً مشخص نباشد.

 خطر بالای سوء مصرف و وابستگی به چند ماده به طور همزمان وجود داشته باشد.

 میزان تحمل بیمار نامشخص باشد.

 سابقه مسمومیت با متادون یا سایر مواد مصرفی وجود داشته باشد.

 بیماری بارز دستگاه تنفسی وجود داشته باشد.

 بیماری کبدی یا اختلال بارز کارکرد کبدی وجود داشته باشد.

 بیمار از داروهایی استفاده کند که سطح خونی متادون را بالا می برند.

 

به ندرت مرگ ناشی از درمان با متادون به تنهایی رخ می دهد. اغلب مصرف سایر مواد به همراه متادون باعث مسمومیت می شوند.

هرچه خطر مسمومیت بالاتر باشد، باید زمان بیشتری را به برقراری راپو  با بیمار اختصاص داد. می بایست خطر مسمومیت ناشی از استفاده از سایر مواد قانونی و غیرقانونی را به وی متذکر شد و درمان با متادون را با مقدار کمتری آغاز کرد. مقدار دارو نباید در 2 تا 4 روز اول به سرعت افزایش داده شود. برای ارزیابی مسمومیت متادون، باید 4 ساعت پس از اولین دوز متادون بیمار را مورد ارزیابی قرار داد.

 

ارزیابی پاراکلینیکی

آزمایش های زیر جهت بررسی وضعیت تندرستی بیمار توصیه می شود:

 آزمایش ادرار برای ردیابی مواد مصرف شده

 LFT

 HCV Ab

 HIV test

 RPR

 PPD

معاینه فیزیکی

در معاینه فیزیکی به خصوص باید بر موارد زیر تاکید کرد:

 علائم ترک

 علائم سوء تغذیه

 علائم بیماری کبدی (زردی، هپاتواسپلنومگالی...)

 اندازه مردمکها

 سوفل قلبی

 علائم و شواهد عفونت با ویروس نقص ایمنی (HIV)

 جای تزریق و آبسه

 خالکوبی و یا جراحتهای گذشته به سبب خود درمانی یا درگیری و کشمکش با دیگران

 

تشخیص بالینی

معیارهای تشخیصی وابستگی به مواد افیونی طبق طبقه بندی DSM- IV  وجود سه مورد (و بیشتر) از موارد زیر در یک دوره 12 ماهه است:

 بروز علائم ترک در صورت عدم مصرف مواد (مانند آبریزش بینی، پا درد یا اسهال)، یا لزوم مصرف مواد برای اجتناب از بروز علائم ترک.

 تحمل، به معنای نیاز به افزایش تدریجی مقدار مصرف برای دستیابی به اثر دلخواه، یا عدم برخورداری از اثر دلخواه در صورت ادامه مصرف مقدار قبلی.

 مصرف به میزان یا مدتی بیش از انتظار خود فرد.

 تمایل دائمی یا کوشش های ناموفق برای ترک یا کنترل مصرف.

 صرف زمان زیاد در فعالیت های لازم برای تهیه، مصرف یا بهبود آثار ناشی از ماده.

 قطع یا کاهش فعالیت های مهم شغلی، اجتماعی، و تفریحی به دلیل مصرف مواد.

 ادامه مصرف مواد علی رغم ایجاد مشکلات جسمی و روانی.

این درمان بیشتر برای بیماران وابسته به هروئین، به خصوص در شیوه مصرف تزریقی مفید شناخته شده است.

معیارهای ورود بیماران به درمان سم زدائی و درمان نگهدارنده با متادون در مبحث مربوطه درج شده است.

 

ارائه اطلاعات در مورد سایر درمانهای موجود

پس از انجام ارزیابی می بایست به بیمار راجع به سایر درمانهای موجود اطلاع کامل ارائه شود: 

 سم زدائی با سایر داروها نظیر کلونیدین و احیاناً بوپرنورفین.

 اجتماع درمان مدار  (TC)

 درمانهای غیردارویی

 

ارائه اطلاعات در مورد درمان با متادون

پزشک باید اطلاعات زیر را در اختیار بیماران قرار دهد:

 متادون دارویی با خواص اعتیادآور است و بنابراین مصرف آن می بایست تحت نظر پزشک باشد.

 از زمان مصرف متادون احتمالاً دو تا چهار ساعت طول خواهد کشید تا متادون به حداکثر اثر درمانی خود برسد.

 به بیماری که نامزد درمان نگهدارنده با متادون است، توضیح داده می شود که احتمالاً چند هفته طول خواهد کشید تا متادون به سطح نگهدارنده خود برسد.

 در هفته های اول به خصوص به دنبال مصرف سایر مواد تضعیف کننده دستگاه اعصاب مرکزی مانند الکل و بنزودیازپینها خطر مسمومیت زیاد است. مستی با الکل بالاخص از این جهت خطرناک می باشد.

 در مورد داروهایی که امکان دارد با سطح خونی متادون تداخل کرده و آن را افزایش یا کاهش دهند، به بیمار توضیح داده شود. (ن.ک. فصل2).

 آثار و عوارض مصرف متادون برای بیمار روشن گردد.

 شرایط درمان نگهدارنده با متادون همانند لزوم مراجعه روزانه (حتی در روزهای تعطیل) به بیمار اعلام گردد.

 توضیح داده شود که در هفته های اول درمان می بایست در رانندگی احتیاط کند.

 قرارداد درمانی (فرم شماره 1) برای بیمار کاملاً توضیح داده شود؛ از جمله این که در مدت درمان اجازه فروش مواد به سایر بیماران و مشاجره و برخورد فیزیکی در مرکز درمانی ندارد.

 یادآوری مدت زمان طولانی برای درمان نگهدارنده که حداقل یک سال بوده و ممکن است تا چند سال نیز به طول بیانجامد.

 مخارج درمانی برای بیمار شرح داده شود.

 راجع به علائم مسمومیت با بیمار و احیاناً بستگان او صحبت شود و بر ضرورت مراجعه اورژانس در صورت بروز علائم تاکید گردد.

 در مورد سایر اقدامهای کاهش آسیب مانند تزریق بهداشتی و استفاده از کاندوم حین مقاربت به بیمار آموزش داده شود.

پس از ارائه اطلاعات فوق، بیمار حائز شرایط وارد درمان می شود.

 

واحد درمان وابستگی به مواد افیونی با داروهای آگونیست

(درمانگاه متادون)

رتبه بندی واحد و تعداد پرسنل

واحدهای درمان با متادون براساس قابلیتهای فنی و تجربه تخصصی به رتبه های 3، 2، 1 و تقسیم بندی می شوند. در ابتدا تمام واحدها با رتبه 3 راه اندازی می گردند. (در شرایط خاص، با تصویب کمیته بررسی صلاحیت متقاضیان راه اندازی واحد درمان وابستگی به مواد افیونی با داروهای آگونیست، از ابتدا مجوز رتبه های 2 و 1 اعطا می شود.)

رتبه 3:

واحد با رتبه 3 دارای شرایط ذیل است:

- حداکثر تعداد بیماران تحت پوشش درمان نگهدارنده با متادون: 50 نفر

- حداقل تعداد پرسنل: یک پزشک ( که در این صورت خود پزشک مسئول واحد می باشد.) یک پرستار بهیار، یک روانشناس بالینی یا کارشناس مشاوره.

رتبه 2:

شرایط ارتقاء رتبه واحد از 3 به 2:

- فعالیت واحد در رتبه 3 حداقل به مدت یکسال

- عدم گزارش تخلف از سوی دانشگاه یا وزراتخانه در طی مدت فعالیت

شرایط واحد با رتبه 2:

- حداکثر تعداد بیماران تحت پوشش درمان نگهدارنده:100 نفر

- حداقل متراژ ساختمانی: 100 مترمربع

- حداقل تعداد پرسنل:

 چنانچه واحد در یک نوبت (شیفت) کاری به ارائه درمان نگهدارنده می پردازد: دو پزشک، 2 پرستار/ بهیار، یک روانشناس بالینی یا کارشناس مشاوره، یک مددکار اجتماعی

 چنانچه واحد در دو نوبت (شیفت) کاری به ارائه درمان نگهدارنده می پردازد: در هر شیفت: یک پزشک، یک پرستار/ بهیار، یک روانشناس بالینی یا کارشناس مشاوره (بدیهی است در این صورت پرسنل دو شیفت می تواند یکسان باشد)، یک مددکار اجتماعی.

- روانشناسان/ کارشناسان مشاوره واحد باید در دوره آموزشی تخصصی خود که مطابق آئین نامه راه اندازی مرکز درمان سوء مصرف مواد موضوع نامه شماره 1528/8/س مورخ 28/1/85 دفتر وزارتی بگذرانند.

رتبه 1:

شرایط ارتقاء واحد از 2 به 1:

- فعالیت واحد در رتبه 2 حداقل به مدت یکسال.

- عدم گزارش تخلف از سوی دانشگاه یا وزارتخانه در طی مدت فعالیت.

شرایط واحد با رتبه 1:

- حداکثر تعداد بیماران تحت پوشش درمان نگهدارنده: 200 نفر

- حداقل متراژ ساختمانی: 120 مترمربع

- حداقل تعداد پرسنل:

 چنانچه واحد در یک نوبت (شیفت) کاری به ارائه درمان نگهدارنده می پردازد: به ازای هر 50 بیمار تحت درمان نگهدارنده یک پزشک و یک پرستار/ بهیار (برای مثال 150 بیمار باید سه پزشک و 3 پرستار/ بهیار و برای 200 بیمار باید 4 پزشک و 4 پرستار/ بهیار فعال باشند.)

 چنانچه واحد در دو نوبت (شیفت) کاری به ارائه درمان نگهدارنده می پردازد: در هر شیفت به ازای هر 50 بیمار تحت درمان نگهدارنده یک پزشک و یک پرستار/ بهیار (برای مثال چنانچه واحد 100 بیمار تحت درمان نگهدارنده در شیفت صبح و 50 بیمار در شیفت بعدازظهر داشته باشد، باید 2 پزشک و 2 پرستار در شیفت صبح و 1 پزشک و 1 پرستار/ بهیار در شیفت بعدازظهر حضور داشته باشند.)

 یک روانشناس بالینی/ کارشناس مشاوره در هر شیفت کاری (بدیهی است پرسنل دو شیفت می تواند یکسان باشد)

 یک مددکار اجتماعی

 

امکانات درمانگاه

درمانگاه متادون باید ویژگیهای زیر را دارا باشد:

 عرضه درمان سم زدایی و نگهدارنده با متادون در کنار هم.

 لزوم دایر بودن در تمامی روزهای هفته حتی تعطیلات رسمی.

 امکان مشاوره روان پزشکی و روان شناختی.

 امکان ارجاع برای پیشگیری از عود در صورت سم زدائی با متادون.

 امکان انجام کمکهای اولیه برای مسمومیت با متادون من جمله کپسول اکسیژن، آمپول نالوکسان

 فضای فیزیکی اختصاصی جهت ارائه متادون خوراکی به بیمار

 اتاق انتظار بیماران

 گاو صندوق برای نگاهداری داروهای آگونیست

 یک یا دو شیفت کاری روزانه

 ظرفیت پذیرش روزانه تمام بیماران تحت درمان

 امکان کوبیدن و پودر کردن قرصهای متادون جهت استفاده بیمار (هاون یا مولینکس)

 شرایط ساختمانی واحد متادون با رتبه 3 می بایست مطابق با ماده 26 از فصل ششم آئین نامه راه اندازی مرکز درمان سوء مصرف مواد باشد (ن.ک. ضمائم). برای ارتقاء واحد به رتبه 2، متراژ ساختمان باید حداقل 100 مترمربع، و برای ارتقاء به رتبه 1، باید حداقل 120 مترمربع باشد.

 

شرح وظائف پرسنل درمانگاه

پرسنل لازم برای واحد در بخش 1-4 قید شده است.

شرایط پزشک مسئول و پزشکان درمانگر واحد:

 گذراندن دوره آموزشی عملی و نظری مصوب این پروتکل (ن.ک. فصل 7)

 

شرح وظائف پزشک مسئول واحد:

 سرپرستی کلیه امور فنی- پزشکی واحد و مسئولیت رعایت موازین حقوقی و قانونی ذکر شده در «آئین نامه راه اندازه مرکز درمان سوء مصرف مواد»

بعلاوه در صورتی که پزشک مسئول فنی، هم زمان به درمان بیماران می پردازد، کلیه وظایف پزشک درمانگر واحد را نیز باید ایفا نماید (ن.ک. پایین)

 

شرح وظایف پزشک درمانگر واحد:

 ارزیابی بیماران مراجعه کننده و تکمیل فرم های مربوطه

 تصمیم گیری درباره تعیین فوریت بیمار مراجعه کننده و ارجاع به بیمارستان در صورت لزوم پس از اقدامات اولیه درمانی

  توضیح فرآیندهای لازم درمانی به بیمار و خانواده او و تصمیم گیری درباره اقدام لازم درمانی طبق پروتکل

 آغاز درمان و ارائه آموزش های لازم برای کاهش آسیب در صورت لزوم

 ویزیت منظم بیمار و ارزیابی عوارض احتمالی

 پیگیری بیمار پس از ختم سم زدائی و ارائه راهکارهای پیشگیری از عود

 آموزش پرسنل شاغل در واحد در خصوص درمان با متادون

 ارجاع افرادی که رفتار پرخطر داشته اند، جهت انجام تست HIV ، HBC , HBS (Ag, Ab) پس از مشاوره برای افرادی که فعالیت های پر خطر داشته اند.

 ارجاع بیمار به روان پزشک در مواقع لزوم

 

شرح وظائف روان شناس بالینی یا کارشناس مشاوره واحد:

 تکمیل فرم های لازم

 انجام آموزش خانواده در صورت لزوم

 انجام گروه درمانی و مشاوره فردی و مشاوره کاهش آسیب در صورت لزوم

لازم به ذکر است که روانشناس بالینی یا کارشناس مشاوره واحد رتبه 2 و 1 مطابق آئین نامه راه اندازی مرکز درمان سوء مصرف مواد موضوع نامه شماره 1528/ 8/ س مورخ 28/1/85 دفتر وزارتی بگذرانند.

 

شرح وظائف پرستار/ بهیار واحد:

 نگهداری متادون بیماران به تفکیک هر بیمار در گاوصندوق.

 آماده کردن متادون به صورت پودر حل شده در آب برای هر بیمار.

 نظارت بر مصرف متادون بیمار در کلینیک

 تکمیل فرم مخصوص مصرف متادون برای هر بیمار

 شناخت یکایک بیماران (به چهره)

 دریافت آموزش های لازم توسط پزشک درمانگر یا فرد مسئول دیگر (در صورت ورود یک پرستار/ بهیار جدید به تیم درمانی، باید چند روز همراه پرستاران با سابقه مرکز آموزش یافته و با بیماران آشنا شود.)

 ارجاع بیمار به پزشک در صورت لزوم

 گزارش غیبت بیمار به مسئول واحد یا پزشک مربوطه (در صورت عدم وجود مددکار اجتماعی)

 

شرح وظائف مددکار اجتماعی:

 پیگیری مراجعات بیمار

 پیگیری مسائل و مشکلات خانوادگی و شغلی بیمار در حد امکان

 بررسی وضعیت مالی بیمار و در صورت امکان رایگان نمودن هزینه برای بیماران نیازمند

* وجود مددکار بسیار کمک کننده بوده، لیکن تنها در واحد با رتبه یک و دو اجباری می باشد.

 

نحوه تجویز متادون

 پس از تعیین نوع درمان (سم زدائی یا نگهدارنده) و وارد کردن بیمار به برنامه درمانی، پزشک دوز مصرفی متادون را تا ویزیت بعدی تعیین می کند.

  مقدار متادون مورد نیاز با توجه به دوز تعیین شده توسط پزشک برای مدت یک هفته نسخه شده و نسخه به پرستار تحویل داده می شود.

 پرستار مقدار متادون مورد نیاز هفتگی هر بیمار را به تفکیک در گاوصندوق نگهداری می کند.

 بهای دارو و ویزیت توسط بیمار پرداخت می گردد (البته در مورد معتادان خیابانی تحت پوشش واحدهای درمان نگهدارنده اجتماع مدار بیمار از پرداخت وجه معاف است.)

 در موارد خاص با هماهنگی مددکاری می توان هزینه دارو را رایگان نمود.

 بیمار به طور روزانه و در ساعات تعیین شده برای دریافت متادون مراجعه می کند.

 در هنگام مراجعه بیمار، پرستار مقدار داروی ارائه شده به بیمار، تعداد قرص تحویل شده و زمان تحویل را در فرم مربوطه ثبت می کند.

 پرستار مقدار داروی مورد نیاز را به صورت پودر شده به بیمار تحویل می دهد و بیمار پس از مصرف آن یک لیوان آب می نوشد.

  تحت نظارت پرستار، بیمار محلول متادون را به صورت خوراکی مصرف می کند.

 

نحوه مستقیم متادون برای استفاده در درمان نگهدارنده و سم زدایی

در مال اول راه اندازی مرکز درمان نگهدارنده، تعداد 2000 قرص به مرکز تحویل داده می شود و مرکز موظف است که حداقل 50% قرص های تحویل گرفته را صرف درمان نگهدارنده (1000 قرص)، و حداکثر 50% آن را صرف درمان سم زدایی (1000 قرص) کند. حداقل درصد قرصهای اختصاص داده شده برای درمان نگهدارنده با متادون نسبت به کل قرصهای تحویل داده شده به مرکز در ماههای بعدی می بایست به شرح زیر افزایش یابد: در ماه دوم، 60%، در ماه سوم 70%، در ماه چهارم 75%، در ماه پنجم 85%، و از ماه ششم به بعد 90% میزان قرص های تحویل داده شده صرف درمان نگهدارنده با متادون می شود طبیعتاً با افزایش تعداد بیماران، تعداد قرصهای تحویلی نیز افزایش می یابد. تحویل قرص ها براساس آمار ارائه شده مرکز به مدیریت/ معاونت دارویی دانشگاه مربوطه، انجام می پذیرد. مطابق محاسبات انجام شده، به عنوان مثال، در ماه پنجم؛ اگر 15 بیمار تحت درمان نگهدارنده قرار گیرند، و دوز متوسط درمان نگهدارنده، 100 میلی گرم در روز در نظر گرفته شود، تعداد 9000 قرص برای درمان نگهدارنده و حدود 1500 قرص برای درمان سم زدایی تحویل داده می شود. در صورتی که سم زدایی مطابق این پروتکل انجام گیرد. این میزان قرص برای سم زدایی 9 تا 10 بیمار کافی خواهد بود. با افزایش تعداد بیماران درمان نگهدارنده، تعداد قرص های تحویل داده شده از مدیریت/ معاونت دارویی دانشگاه افزایش یافته، و در نتیجه تعداد قرص های درمان سم زدایی بیشتر می شود. مثلاً هنگامی که تعداد بیماران درمان نگهدارنده به 50 بیمار رسید، با در نظر گرفتن دوز متوسط 100 میلی گرم، تعداد 30 هزار قرص در ماه برای درمان نگهدارنده، و 3000 قرص برای درمان سم زدایی (کافی برای سم زدایی حداقل 20 بیمار) به مرکز تحویل داده خواهد شد.

 

واحد درمان نگهدارنده با متادون در مراکز گذری جهت خدمات رسانی به معتادان خیابانی

از انجا که در برخی شهرهای بزرگ کشور معضل معتادان بی خانمان خیابانی و سخت دسترس وجود دارد که معمولاً به واحدهای درمانی معمولی مراجعه نمی نمایند، مراکز گذری جهت خدمت رسانی به این دسته از بیماران در نظر گرفته شده است. معاونت بهداشتی دانشگاه و دیگر دستگاهها و سازمانهای دولتی و غیردولتی فعال در امر کاهش آسیب که دارای مراکز گذری هستند می توانند درخواست خود برای تاسیس واحد آگونیست در مراکز گذری تحت پوشش خود را به «کمیته منطقه ای نظارت بر واحدهای درمان وابستگی به مواد افیونی با داروهای آگونیست»، پیشنهاد نموده و در صورت تصویب، به ارائه درمان نگهدارنده با متادون به معتادان خیابانی و بی بضاعت بپردازند. لازم به ذکر است که مطابق با تبصره ماده 10 آئین نامه راه اندازی مرکز درمان سوء مصرف مواد، مراکز گذری کمک رسانی به معتادان خیابانی، معادل مرکز ارزیابی شده و نیازی به اخذ پراونه بهره برداری مرکز ندارند، لکن اخذ مجوز راه اندازی واحد برای آنها الزامی است. واحد درمان نگهدارنده با متادون می تواند در داخل مرکز گذری، یا جنب آن، تاسیس شود. در مرکز گذری، رعایت ماده 26 از فصل ششم آئین نامه راه اندازی مرکز درمان سوء مصرف مواد، لازم نمی باشد. و واحد با هر متراژی می تواند تاسیس گردد. اما رعایت کلیه موارد دیگر ذکر شده در آئین نامه راه اندازی مرکز درمان سوء مصرف مواد و پروتکل، الزامی می باشد. تعداد بیماران تحت پوشش برای هر واحد درمان نگهدارنده در مرکز گذری می تواند تا حداکثر 200 نفر باشد و نسبت پزشک و پرستار به تعداد بیماران تا 100 بیمار تحت درمان نگهدارنده با متادون، یک پزشک و یک پرستار/ بهیار، و بین 100 تا 200 بیمار، دو پزشک و 2 پرستار/ بهیار خواهد بود. در واحد آگونیست مرکز گذری، صرفاً درمان نگهدارنده با متادون انجام شده و سم زدایی صورت نمی پذیرد. و چنانچه بیمار از ابتدا چنین تقاضایی داشت، می بایست به یک واحد عادی معرفی گردد. البته چنانچه به هر علتی نیاز به ختم درمان نگهدارنده با متادون وجود داشته باشد، طبق مفاد این پروتکل عمل خواهد شد. درمان در این مراکز معمولاً به صورت رایگان انجام می شود.

در مرکز گذری، به هیچ عنوان دوز منزل داده نمی شود. یعنی به بیمار از ابتدا این آگاهی داده می شود که مدام تحت نظر این واحد است، می بایست هر روز به واحد مراجعه کند و داروی خود را در همان جا مصرف نماید. چنانچه وضعیت اسکان و اشتغال بیمار بهبود یافته و دیگر لفظ معتاد خیابانی برای وی مصداق نداشته باشد، باید هماهنگی لازم برای انتقال درمان وی به یک واحد عادی درمان نگهدارنده صورت پذیرد.

وجود روان شناس در واحد آگونیست مرکز گذری الزامی نیست. اما مرکز موظف است بیماران مبتلا به اختلالات روانی را به روان پزشک از پیش تعیین شده (مثلاً روان پزشک قراردادی یا روان پزشک تعیین شده از سوی معاونت درمان) معرفی کند.

 

راه اندازی واحد قمر برای معتادان سخت دسترس

مرکز قمر به مرکز ثابت یا سیاری گفته می شود که زیر نظر مستقیم و با مسئولیت مرکز درمان سوء مصرف مواد، در مناطق سخت دسترس از جمله روستاها و حاشیه شهرها، که فاقد مراکز دولتی یا متقاضی تاسیس در بخش خصوصی هستند، ارائه خدمت می نماید. هدف از تاسیس واحد قمر، خدمت رسانی به بیمارانی است که به دلیل بعد مسافت، یا وضعیت نامساعد جسمی؛ یا دلایل دیگر، قادر به مراجعه روزانه به مرکز دولتی یا خصوصی شهری نمی باشند. هم چنین برای بیمارانی که در مراکز دیگر به ثبات درمانی و مرحله دوز منزل رسیده اند، می توان ادامه درمان را به این واحد محول نمود.

هر مرکز خصوصی یا دولتی داوطلب، می تواند درخواست تاسیس مرکز قمر در حاشیه شهر، یا روستاهای حوزه شهر مربوطه را به معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی متبوع ارائه نماید. در واحد قمر؛ رعایت ماده 26 از فصل ششم آئین نامه راه اندازی مرکز درمان سوء مصرف مواد؛ لامز نمی باشد. و واحد با هر متراژی می تواند تاسیس گردد. اما رعایت کلیه موارد دیگر ذکر شده در آئین نامه راه اندازی مرکز درمان سوء مصرف مواد و پروتکل، الزامی می باشد.

در حال حاضر، امکان ارائه خدمات درمان نگهدارنده به صورت outreach و توسط نیروهای آموزش یافته در اتومبیل های مخصوص، تحت بررسی است، که امید می رود در ویرایش های بعدی این پروتکل، ارائه گردد.

 

راه اندازی واحد درمان نگهدارنده در مراکز مشاوره بیماری های رفتاری

مراکز مشاوره بیماری های رفتاری در مراکز بهداشتی درمانی شهری برای تحت پوشش قرار دادن بیماران مبتلا به ویروس HIV ، اعتیاد تزریقی ، و نیز بیماری های منتقله از راه جنسی تعریف شده است. به همین جهت به این مراکز، کلینیک مثلثی نیز گفته می شود. مطابق با تبصره ماده 10 آئین نامه راه اندازی مرکز درمان سوء مصرف مواد، مراکز مشاوره بیماری های رفتاری دانشگاه، معادل مرکز ارزیابی شده و نیازی به اخذ پروانه بهره برداری مرکز ندارند، لکن برای آنها اخذ مجوز راه اندازی واحد الزامی است. برای راه اندازی واحد درمان با آگونیست در این مراکز، می بایست حداقل فضا، شامل یک اتاق برای ویزیت بیماران توسط پزشک، و یک اتاق برای تحویل متادون به بیماران و مصرف متادون تحت نظارت پرستار، و اتاقی برای مشاوره توسط روان شناس وجود داشته باشد.

کلیه مفاد این پروتکل، در مراکز مشلوره بیماری های رفتاری نیز لازم الاجراست، به جز این که در این مراکز درمان سم زدایی انجام نمی شود.

 

سم زدائی با متادون

هدف از سم زدائی با متادون تخفیف علائم ناشی از ترک مصرف مواد مخدر است. طول متوسط سم زدائی با متادون در این پروتکل 3 تا4 هفته است. بعضی علائم ترک ممکن است حین درمان یا به دنبال اتمام آن باقی بماند. بنابر این استفاده از سایر داروهای کمکی برای درمان علامتی توصیه می شوند. برای کاهش پیامدهای منفی جنبی درمان با متادون همانند فروش در بازار آزاد و مسمومیت لازم است که بیماران برای دریافت متادون به طور روزانه مراجعه و دوز روزانه خویش را در حضور پرسنل دریافت نمایند.

قرص متادون به هیچ عنوان به صورت نسخه کلی نباید به بیماران عرضه گردد.

قرص ها می بایست پیش از عرضه به بیمار به صورت پودر کوبیده شده و محلول در آب درآیند.

 سابقه سم زدائی ناموفق با سایر روشهای سم زدائی.

 بیمار به علت هراس از بروز علائم ترک حاضر به سم زدائی با سایر داروها نباشد.

بهتر است حتی الامکان از سم زدایی بیماران وابسته به تریاک با متادون خودداری شود و در عوض از شیوه های دیگر سم زدائی استفاده گردد.

 

ارائه اطلاعات لازم به بیماران:

برقراری ارتباط مناسب درمانی و حمایت گرانه، فرایند درمان را تسهیل می کند. علاوه بر اطلاعات گفته شده در فصل 4-3 و 5-3 نکته زیر به بیماران تفهیم شود:

به دنبال سم زدائی با متادون، کاهش تحمل به مواد افیونی رخ می دهد. لذا ممکن است مصرف مقدار قبلی و معمول مواد افیونی (تریاک یا هروئین)، در حال حاضر برای وی کشنده باشد.

 

نحوه سم زدائی با متادون

 برای تنظیم میزان دوز اولیه، توجه به مقدار مصرف و نحو، مصرف لازم است.

 می بایست به طور خاص به علائم ترک و مسمومیت توجه کرد.

 درمان سم زدائی بسته به میزان مصرف و نوع ماده مصرفی با 10 تا 30 میلی گرم متادون آغاز می شود. (در 24 ساعت اول نباید بیش از 30 میلی گرم متادون تجویز شود.)

 برای بسیاری از معتادان به تریاک حدود 20 میلی گرم متادون برای شروع کافی است.

 دوز روزانه را به آهستگی افزایش داده تا علائم محرومیت برطرف شود. بایستی در این مرحله بشدت مراقب علائم مسمومیت و overdose بود.

 افزایش بیش از اندازه سریع، می تواند به مسمومیت و یا خواب آلودگی و سایر عوارض منجر گردد.

 برای سم زدائی معمولاً حداکثر دوز درمانی مورد نیاز روزانه از 60 میلی گرم تجاوز نمی کند.

 اغلب موارد میزان 30 تا 40 میلی گرم متادون برای سم زدائی کفایت می کند.

 پس از دستیابی به حداکثر میزان متادون، دوز به آرامی کاهش داده می شود.

 احتمالاً کاهش آرام (3 تا 10% در روز) دوز درمانی بهتر از کاهش سریع است.

 حداکثر کاهش دوز درمانی در مقادیر بالاتر، کاهش 20% مقدار مصرفی در روز است.

 بهتر است پس از کاهش به دوز 5 تا 10 میلی گرم، این میزان برای چند روز حفظ گردد.

 میزان 10 میلی گرم را می توان به 5/7 میلی گرم و پس از چند روز به 5 میلی گرم و سپس به 5/2 میلی گرم کاهش داده و پس از آن قطع کرد.

 گاهی استفاده از داروهای کمکی نظیر کلونیدین و بنزودیازپینها برای تخفیف علائم ترک ناشی از کاهش متادون ضرورت می یابد.

 

پیگیری بیمار و پیشگیری از عود

سم زدائی با متادون یا هر روش دیگری به خودی خود به معنای درمان اعتیاد نیست. پس از دوره سم زدائی بیمار می بایست پیگیری شود و از روشهای دارویی و غیردارویی برای پیشگیری از عود وی استفاده گردد.

اگر این نگرانی وجود دارد که در مرکزی که اکثر بیماران به طور روزانه متادون دریافت می کنند، احتمال حفظ وضعیت پرهیز در بیماران تحت درمان با نالترکسون دشوار است، می توان پس از آغاز درمان با نالترکسون بیمار را به مرکز درمانی دیگری ارجاع کرد.

 

درمان دارویی با نالترکسون برای پیشگیری از عود

 پیش از شروع درمان می بایست حداقل 10 روز از آخرین مصرف متادون سپری شده باشد.

 بیمار می بایست طی این مدت از هیچ گونه ماده افیونی استفاده نکرده باشد.

 رعایت عدم مصرف مواد افیونی تا 10 روز قبل از اغاز درمان با نالترکسون برای افراد مسن و کسانی که بیماری قلبی- ریوی دارند حیاتی است.

 جهت اطمینان از سم زدائی می بایست از آزمون چالش نالوکسان  (NCT) استفاده کرد. این ازمون به دو روش وریدی یا زیرجلدی می تواند انجام گیرد. در روش وریدی 8/0 میلی گرم نالوکسان در سرنگ کشیده می شود و 2/0 میلی گرم از آن به صورت وریدی تزریق می گردد و در همان حال که سوزن داخل ورید بیمار است از نظر علائم ترک برای 30 ثانیه تحت نظر قرار می گیرد. در صورت عدم بروز علائم ترک، 6/0 میلی گرم باقیمانده تزریق شده و بیمار مجدداً به مدت 20 دقیقه از نظر علائم ترک ارزیابی می گردد. در روش زیرجلدی، 8/0 میلی گرم نالوکسان به صورت زیرجلدی تزریق می شود و بیمار به مدت 20 دقیقه از نظر بروز علائم ترک تحت نظر قرار می گیرد.

 برای آزمایش تحمل نالترکسون، پیش از آغاز درمان بهتر است ابتدا یک کپسول 25 میلی گرمی در یک لیوان، آب (حداقل 250 سی سی) حل شود. بیمار ابتدا تنها 10 سی سی نالترکسون را مصرف کرده و پس از 15 دقیقه اگر علائم ترک مشاهده نشد، 10 سی سی دیگر محلول می آشامد. 10 سی سی حاوی حدود یک میلی گرم نالترکسون است. سپس طی یک ساعت بیمار به تدریج محلول را می آشامد.

 اگر بیمار دچار علائم ترک شد می بایست دریافت نالترکسون قطع شده و بلافاصله تحت درمان علامتی ترک قرار گیرد. (همچون کلونیدین)

 اگر بیمار 25 میلی گرم نالترکسون را بدون بروز علائم ترک تحمل کرد، بهتر است همان روز یک کپسول 25 میلی گرمی نالترکسون دیگر محلول در آب را نیز دریافت نماید.

 50 میلی گرم نالترکسون روزانه برای پیشگیری از عود مصرف مواد افیونی کفایت می کند.

 بهتر است کپسول نالترکسون حداقل در هفته های اول تحت نظارت خانواده و در صورت موافقت بیمار به صورت محلول در آب مصرف شود.

 ویزیت بیمار در 6 هفته اول، هفته ای یک مرتبه و پس از آن تا چند ماه هر دو هفته یک بار خواهد بود. پس از ان می توان ویزیت ها را به ماهی یک مرتبه کاهش داد.

 در هر ویزیت بیمار توسط پزشک، باید نالترکسون بصورت محلول در آب و در حضور پزشک مصرف شود.

 پیشگیری از عود با نالترکسون حداقل 6 ماه و ترجیحاً یک سال می بایست ادامه یابد.

 در بیماری که تحت درمان با نالترکسون است. باید در ابتدای درمان آزمایش های عملکرد کبدی (LFT) انجام شود. و پس از آن در سه ماه اول، به صورت ماهیانه و سپس در هفته های 24، 36 و 48 این آزمایش تکرار شود.

 

درمان نگهدارنده با متادون

معیارهای ورود به درمان نگهدارنده با متادون

با توجه به محدودیت تولید و عرضه متادون در کشور از یک سود و نقش کلیدی درمان نگهدارنده در برنامه های کاهش آسیب از سوی دیگر، فعلاً تنها بیمارانی وارد درمان نگهدارنده با متادون می شوند که واجد همه شرایط (1 تا 4) زیر باشند:

1) وابستگی به مواد افیونی براساس معیارهای DSMIV

2) وجود یکی از حالات زیر:

- مصرف تزریقی

- مصرف هروئین

- مصرف کراک- کریستال (فرم خالص هروئین)

- مصرف تریاک/ شیره در صورت وجود سابقه حداقل سه بار عود پس از درمان یا حداقل 10 سال سابقه مصرف مواد

- بیماران زن

- بیماران دارای سابقه زندان

- بیماران HIV مثبت

3) سن بالای 18 سال

4) امضای فرم تعهدنامه درمان

 

عوامل موثر در تعیین مقدار اولیه تجویز متادون

 درجه تحمل به مواد افیونی

 وضعیت فعلی جسمی من جمله وضعیت کبدی

 مدت زمان پس از آخرین مصرف

 میزان وجود علائم ترک با مسمومیت زمان حاضر

 احتمال سوء مصرف همزمان الکل، یا بنزودیازپینها توسط بیمار

 وزن بیمار

 سایر داروهای مصرفی که با متابولیسم متادون ممکن است تداخل کنند

 

تنظیم دوز درمانی و ارائه متادون به بیماران

 قرصهای حاوی متادون می بایست کوبیده شده و سپس به صورت محلول در آب به بیمار ارائه شوند.

 چنانچه قرار است بیمار به تشخیص پزشک متادون مصرفی را به منزل ببرد، حتی الامکان بهتر است پودر به صورت قرص مجاز نیست.

 

دوره القا (induction) و پایدارسازی (stabilization)

 در بیماران وابسته به هروئین دوز شروع متادون 15 تا 30 میلی گرم در روز اول است.

 در بیماران وابسته به تریاک، مقادیر کمتر (اغلب 20 میلی گرم) برای شروع مناسب است.

 بهتر است پس از مصرف متادون در روز اول، بیمار تا 4 ساعت پس از مصرف مجدداً ویزیت شود تا عوارض جانبی احتمالی قابل درمان باشند.

 چنانچه میزان مصرف مواد غیرقانونی بیمار بالاتر بوده که نیاز به دوزهای بالاتر را در روز اول ضروری می سازد، می توان دارو را به صورت منقسم تجویز نمود، به طوری که ابتدا 15 تا 20 میلی گرم تجویز شده و 2 ساعت بعد، علائم ترک ارزیابی می گردد. در صورت وجود علائم خفیف، دوز دوم تجویز نمی شود. در صورت بروز علائم متوسط (درد، تهوع، خمیازه، گشادی مردمک) 5 تا 10 میلی گرم، و در صورت بروز علائم شدید (استفراغ، افزایش ضربان قلب، افزایش فشار خون، سیخ شدن موها= piloerection) 10 تا 15 میلی گرم متادون تجویز می گردد.

 در صورت بروز علائم مصرف بیش از اندازه نظیر خواب آلودگی پس از دوز اول از تجویز دوز بعدی خودداری می شود.

 توصیه می شود در روز اول بیمار بیش از 40 میلی گرم متادون دریافت نکند.

 بهتر است دوز مصرفی در سه روز اول ثابت نگاه داشته شود، زیرا نیمه عمر متادون حدوداً 25 ساعت است و طی سه روز اول سطح خونی به 5/87% وضعیت پایدار  خواهد رسید.

 پس از سه روز با توجه به وضعیت بالینی می توان دوز را افزایش داد.

 بهتر است درمان با دوز کم شروع گردیده و مقدار مورد نیاز به تدریج بالا برده شود.

 بدون ویزیت پزشک، نباید افزایش دوز صورت گیرد.

 بیمارانی که علاوه بر مصرف متادون، به مصرف مواد غیرقانونی همانند تریاک یا هروئین ادامه می دهند، در خطر بالای مسمومیت قرار دارند. مصرف همزمان الکل و بنزودیازپینها خطر مسمومیت را افزایش می دهد، پس باید حتماً در مورد مصرف خارج از برنامه به بیمار هشدار داد:

 توضیح خطر مسمومیت به خانواده های بیماران نیز بسیار مهم است

 بعد از رسیدن به دوز 40 میلی گرم در روز بهتر است افزایش دوز یک روز در میان به میزان حداکثر 5 الی 10 میلی گرم در روز انجام شود.

 پس از رسیدن به دوز mg 80-60 بهتر است افزایش دوز در هر هفته از 5 الی 10 میلی گرم تجاوز نکند.

 ممکن است برخی بیماران با 50 میلی گرم پایدار شوند و بعضی از آنها تا 120 میلی گرم در روز برای پایدار شدن نیاز داشته باشند.

 دوز بالای 120 میلی گرم دوز بالا حساب می شود اما در مواقعی ممکن است مورد نیاز باشد.

 توجه داشته باشید که افزایش کمتر از میزان مورد نیاز می تواند موجب مصرف غیرقانونی متادون یا مواد دیگر گردد.

 افزایش بیش از میزان مورد نیاز باعث خواب آلودگی و سایر عوارض مصرف بیش از حد می گردد.

 دوز بهینه متادون که برای افراد متفاوت است، دوزی است که در آن علائم ترک مشهود نمی باشند، نشئگی ناشی از مواد رخ نمی دهد، و ولع مصرف مواد و عوارض مسمومیت به حداقل می رسد، ضمن آنکه علائم  خواب آلودگی نیزرخ نمی دهد.

 دو مرحله فوق (القاء و پایدارسازی) مجموعاً حدود 6 هفته بطول می انجامد.

 بیشترین علت مسمومیت، افزایش سریع دوز طی دو هفته اول به علت تخمین بیش از اندازه تحمل و تخمین متادون در بدن بوده اند.

 

دوره نگهدارنده (Maintenance)

 با اتمام پایدارسازیریال بیماران وارد مرحله نگهدارنده می شوند.

 در این مرحله، قاعدتاً بایستی بیمار از مصرف مواد مخدر تقریباً به طور کامل عاری شده باشد، از نظر جسمی و تجربه علائم ترک و خماری در شرایط مطلوب بوده و وسوسه جهت مصرف در حداقل ممکن باشد.

 به دنبال پایدارسازی ممکن است هرچند وقت یک بار نیاز به افزایش دوز متادون باشد که معمولاً لزومی به افزایش بیش از یک بار در ماه نیست.

 یکی از علل شایع افزایش دوز ایجاد تحمل است.

 افزایش دوز در دوره نگهدارنده نمی بایست از 5 الی 10 میلی گرم هر مرتبه تجاوز کند.

 در مرحله نگهدارنده متغیرهای روانی، اجتماعی، شغلی و خانوادگی (که مطابق با این پروتکل با پرسش نامه مادزلی سنجیده می شود) شروع به بهبود می نماید، ولی بایستی توجه داشت که گاهی مشاهده این بهبودی ممکن است نیازمند گذشت سالهای متمادی درمان نگهدارنده باشد.

 

ویزیت پزشک

 در دو هفته آغاز درمان بهتر است بیمار یک روز در میان توسط پزشک ویزیت شود. ضمن این که در روزهای اول درمان ممکن است لازم به چند بار ویزیت در روز باشد.

 تا هفته دوازدهم درمان، بیمار می بایست حداقل یک بار در هفته ویزیت گردد.

 از هفته دوازدهم تا هفته بیست و چهارم، بیمار باید حداقل هر دو هفته یک بار ویزیت شود.

 پس از هفته بیست و چهارم، می بایست بیمار حداقل ماهی یک بار توسط پزشک ویزیت گردد.

 در صورت مصرف مجدد یا لغزش  یا عود  تعداد ویزیت های پزشکی همراه با استفاده از درمان های غیر دارویی می بایست افزایش یابد.

 در صورت وقوع حوادث استرس زا نیز می بایست بیمار بیشتر ویزیت گردد.

 

 

سایر مداخله های غیردارویی

 در صورت امکان و تمایل بیماران، شرکت در جلسات هفتگی گروه درمانی برای بالا بردن کیفیت زندگی بیمار و درمان بسیار مفید است.

 در صورت امکان، مشاوره توسط روانشناس مرکز در رابطه با موارد زیر می تواند کمک کننده باشد:

- حصول اطمینان از تامین سرپناه، غذا و پوشاک

- درگیری های قانونی

- مهارت های زندگی

- کنار امدن با استرس

- آموزش درباره کاهش آسیب

- مشاوره خانواده و تربیت فرزندان

- عدم استفاده از مواد غیرقانونی و پیشگیری از عود مصرف آنها

 در صورت وجود امکانات در مرکز ارائه خدمات مددکاری در زمینه های زیر توصیه می شوند:

- سرپناه نیازهای عادی اولیه زندگی

- درگیری های قانونی

- مسائل و درگیری های شغلی

- یاری در یافتن محل شغل

- مسائل خانوادگی

- مشکلات مالی در رابطه با درمان

 توصیه می شود بستگان نزدیک در صورت امکان و تمایل مشاوره خانواده دریافت نمایند.

 

ارزیابی نتایج درمان

درمان با متادون (در صورت موفقیت) کم و بیش با نتایج زیر همراه خواهد بود (که در این پروتکل توسط پرسش نامه مادزلی سنجیده می شود):

 مصرف مواد غیرقانونی کاهش می یابد.

 مصرف سایر مواد کاهش می یابد.

 شیوه زندگی بیمار نظم بیشتری می یابد.

 کارکرد و موقعیت خانوادگی و اجتماعی وی بهبود پیدا می کند.

 وضعیت سلامت جسمی و روانی وی بهبود می یابد.

 رفتارهای غیرقانونی وی کاهش می یابند.

 پیشرفت روند سایر بیماریهای همراه مانند ایدز کندتر می شود.

علاوه بر اینها برای ارزیابی نتیجه درمان می توان از ارزیابی های روان شناختی، مانند شاخص درمان با مواد افیونی استفاده کرد.

 

بیماران با نیازهای خاص

بیماران آلوده به ویروس نقص ایمنی (HIV+)

 معتادان تزریقی آلوده به ویروس نقص ایمنی باید برای درمان با متادون در اولویت قرار گیرند.

 با توجه به وضعیت بالینی بیمار، ممکن است انعطاف پذیری بیشتری در رابطه با مراجعه روزانه لازم باشد.

 در صورت دشواری در اداره این بیماران به علت مشکلات رفتاری و پیچیدگی های خاص آن بهتر است به مراکز مشاوره بیماریهای رفتاری (مراکز مثلثی یا بهداشتی، درمانی مرجع) ارجاع شوند.

 دقت در رعایت اصول بهداشتی برای پیشگیری از آلودگی باید برای همه بیماران (صرف نظر از وضعیت ویروس نقص ایمنی)در نظر گرفته شود، باید توجه داشت که در دوره پنجره ای  با وجود آلودگی بیمار، نتیجه آزمایش منفی گزارش می شود.

 در صورت مصرف داروهای آنتی رتروویرال توسط بیمار، باید احتمال تداخل دارویی مهار کننده های پروتئاز با متادون را در نظر داشت.

 

زنان باردار

مزایای استفاده از متادون در زنان باردار

 از آسیب های ناشی از ناخالصی مواد غیرقانونی جلوگیری می کند.

 مقدار مصرفی متادون مشخص و مصرف آن منظم است.

 از بروز دوره های خماری که می تواند باعث سقط کاهش رشد جنین یا مرگ درون رحمی شوند، پیشگیری می کند.

 نارسی جنین را کاهش می دهد.

 بروز اختلالهای رشد درون رحمی را کاهش می دهد.

 مراجعه برای مراقبتهای دوران بارداری را افزایش می دهد

 به طور کلی مقدار تجویز متادون در دوران بارداری باید:

- به اندازه کافی بوده تا باعث قطع استفاده مواد غیرقانونی شود.

- علائم ترک و خماری بروز نکند، کاهش مقدار تجویزی حتی در دوران آخر بارداری، به علت خطر سوء مصرف سایر مواد توصیه نمی شود. به هر حال آسیب رفتار تزریقی برای جنین بیشتر از متادون است.

- دو تا سه ماه پس از زایمان ادامه یافته و در صورت نیاز کاهش داده شود.

معمولاً در بارداری مقدار مورد نیاز متادون به علت افزایش حجم پلاسمایی و سوخت و ساز متادون افزایش می یابد . در دوران بارداری احتمال تجربه علائم ترک بیشتر است و این به نوبه خود ممکن است  به قطع درمان و عود مجدد مصرف مواد غیرقانونی منجر شود

برای بسیاری از زنان باردار ممکن است تجویز متادون در دو دوز منقسم روزانه ضروری باشد با توجه به وضعیت بالینی بیمار، ممکن است انعطاف پذیری بیشتری در رابطه با مراجعه روزانه لازم باشد.

درمان علائم ترک در نوزاد متولد شده از مادر تحت درمان با درمان نگهدارنده با متادون

حدود سه چهارم نوزادان متولد شده از مادران معتاد به اوپیوئیدها (هروئین، مورفین، متادون) نشانگان ترک را تجربه می کنند. از آنجا که نیمه عمر متادون طولانی است. ظهور علائم ترک ممکن است با تاخیر شروع شده و برای هفته ها ادامه یابد. این علائم معمولاً در 72 ساعت اول پس از تولد رخ می دهند. علائم ترک به صورت بی قراری، لرزش، گریه یا فرکانس صوتی بالا  هیپرتونیسیته، خواب و تغذیه نامناسب، خال خال شدن پوست ، خمیازه، استفراغ، اسهال، تعریق، تشنج، خراشیدگی پوست   و هیپرونتیلاسیون و در نتیجه آلکالوز تنفسی است. تشنج های ناشی از ترک می تواند جان نوزاد را تهدید کند.

داروی انتخابی درمان علائم ترک نوزادان، اوپیاتها (داروهای افیونی) می باشند. با این حال علائم خفیف ترک با بغل کردن و تکان دادن کودک و شیر دادن مکرر درمان می شود. علائم شدید با شربت پارگوریک  که 10 میلی گرم مورفین در سی سی دارد و 25 بار با آب رقیق شده است. به میزان 2 قطره خوراکی هر 4 تا 6 ساعت در صورت نیاز تجویز می شود. شربت پارگوریک در ایران در دسترس نمی باشد. داروی دیگر فنوباربیتال است که به میزان 5 تا 7 میلی گرم در کیلوگرم در روز (mg/ kg/d 7-5) به صورت خوراکی یا عضلانی در سه دوز منقسم در کنترل علائم ترک کمک می کند. پس از تخفیف علائم، دارو در عرض چند روز تا چند هفته کاسته شده و قطع می شود. در کنترل علائم ترک در نوزادان می توان از محلول خوراکی مورفین و نیز از دیازپام استفاده کرد. بهتر است این درمان ها تحت نظارت متخصص کودکان انجام گیرد.

بیماران با بیماری روان پزشکی همراه

 از آغاز درمان باید به طور خاص به سابقه و وضعیت روان پزشکی بیماران توجه کرد.

 سوء مصرف مواد با شیوع بالای اختلالهای روان پزشکی همراه است. این اختلالها شامل اختلالهای خلفی (به خصوص افسردگی). اختلال های اضطرابی، اختلال شخصیت و سایکوز می شوند.

 در این بیماران به خطر خودکشی باید به طور خاص توجه کرد.

 برخی از بیماران باید برای درمان به مراکز تخصصی با امکانات درمان اختلال های روان پزشکی ارجاع شوند.

 در صورت وجود علائم خفیف تا متوسط افسردگی یا اضطراب، می توان از تجویز داروهای ضد افسردگی خودداری نمود. چرا که مطابق با مطالعات انجام شده پس از 2 هفته از شروع درمان نگهدارنده با متادون این علائم به میزان قابل ملاحظه ای تخفیف می یابد.

 در صورت نیاز به تجویز داروهای ضد افسردگی، داروهای اختصاصی مهار کننده سروتونین ، مانند سیتالوپرام و فلوکستین، بر داروهای دیگر به خصوص داروهای سه حلقه ای ارجحیت دارند.

 

درمان درد مزمن و متادون

متادون یک اوپیوئید قوی با اثر ثبات شده ضد درد است. نقش مثبت آن در درمان درد مزمن من جمله سرطان به خوبی نشان داده شده است. به علت موفقیت درمانی آن در بیماران معتاد، استفاده از آن در بیماران با درد مزمن که به طور ثانویه به مواد افیونی معتاد شده اند کاملاً به جا و منطقی است. برای این بیماران نیز درمان با متادون مشابه درمان بیماران دیگر معتاد به مواد افیونی توصیه می شود. از جمله این که مقدار مصرفی تحت نظارت پرسنل بهداشتی در مراکز درمانی ارائه شود.

بیماران تثبیت شده در درمان متادون ممکن است در صورت بروز درد به مقادیر بیشتر دارو برای تسکین درد نیاز داشته باشند. در هر صورت درمان درد در این بیماران دشوارتر از افراد عادی است. در کنار متادون برای تسکین درد می توان از سایر داروهای درمان درد مزمن استفاده کرد. تجویز فیزیوتراپی، مشاوره و مداخله در بحران نیز در بسیاری از مواقع کمک کننده هستند.

 

بردن متادون تجویز شده به منزل

ممکن است بیماران متادون را مورد سوء مصرف قرار دهند و احیاناً برای نشئگی بیشتر با سایر مواد، نظیر بنزودیازپینها و الکل مخلوط کرده و یا آن را تزریق نمایند.

یکی از پدیده های رایج در سوء مصرف مواد مصرف مشترک آن توسط گروه همسان  است. گاهی اوقات مرگ ناشی از متادون به واسطه شراکت در مصرف متادون برده شده به منزل با دوستان یا بستگان رخ می دهد.

گاهی اوقات نیز مرگ بعلت دزدی و مصرف متادون برده شده به منزل توسط اشخاص دیگر رخ داده است.

متادون در مقادیر بالا سمی است. همانطور که پیشتر گفته شد، دوز مقادیر درمانی و مسموم کننده بسیار به هم نزدیک است. مقدار 30 تا 40 میلی گرم متادون که به خوبی توسط فرد تحت درمان تحمل می شود، ممکن است باعث مرگ سایرین شود. کودکان به طور خاص نسبت به مسمومیت آسیب پذیرند.

با این وجود بردن متادون به منزل در مواقعی که درست انجام شود باعث کاهش زحمت آن دسته از بیماران می گردد که قصد بازگشت مجدد به جامعه و از سرگیری وظایف شغلی و خانوادگی خویش را دارند. برای مواقع خاص همانند ماموریت شغلی، مسافرت و تعطیلات نیز بسیاری اوقات بردن متادون به منزل ضروری می شود. لذا بردن متادون به منزل در باقی ماندن بیمار در درمان بلند مدت بسیار کمک کننده است. تصمیم گیری در مورد بردن متادون به منزل باید با در نظر گرفتن خطرات احتمالی برای بیمار و اطرافیانش از یک سو و راحتی بیمار از سوی دیگر صورت پذیرد.

  در درمان متادون اصل بر مراجعه روزانه برای دریافت متادون مصرفی است.

 مراجعه روزانه باعث تحکیم پیوند با نظام درمانی و در نتیجه باقی مانند طولانی تر در درمان می گردد.

 بیماران مشکلات زیادی دارند و در صورت ارتباط روزانه بخشی از آنها با پرسنل مطرح و از بار آنها کاسته خواهد شد.

 در دو ماه اول درمان بردن متادون به منزل ممنوع است.

 در صورت تغییر محل سکونت باید هماهنگی جهت معرفی به مرکز درمانی جدید توسط مرکز درمانی قبلی بعمل آید.

 در صورتی که وضعیت بیمار به هر علتی تثبیت نشده باشد، دادن دوز منزل ممنوع است.

 در شرایط ذیل نیز دادن دوز منزل ممنوع است.

- افراد بی خانمان

- وجود لغزش های متعدد

- وجود اختلالات روان پزشکی همراه

 در صورتی که وضعیت بیمار تثبیت شده باشد (عدم وجود تست مثبت برای 8 هفته و تایید تیم درمانی)، پزشک می تواند به شرح زیر دوز منزل بیمار را تجویز نماید:

- در ماه سوم درمان برای روزهای آخر هفته

- در ماه چهارم یک روز در میان

- در ماه پنجم حداقل مراجعه دو روز در هفته ضروری است.

- از ماه ششم به بعد حداقل مراجعه یک بار در هفته ضروری است (مراجعه بیمار به واحد هیچ گاه از یک بار در هفته کمتر نمی شود.)

- در صورت بستری بیمارستانی دوز درمانی به پرسنل آن بیمارستان تحویل می گردد.

 قبل از ارائه دوز منزل، بیمار باید فرم مخصوص تعهد نامه را امضا کند.

 دوزهای برده شده به منزل حتماً در فرم بیمار قید می گردند.

 بیمار مسئول متادون تجویز شده جهت دوز منزل است. در صورت گم کردن متادون، دوز جایگزینی ارائه نخواهد شد.

 بهتر است متادون تجویز شده به صورت محلول ارائه شود و دوز هر روز در یک شیشه جداگانه ریخته شود. مثلاً وقتی بیمار در مرحله ای است که تنها یک بار در هفته مراجعه دارد، 6 شیشه به بیمار تحویل داده شده و دوز هفتم در واحد مصرف شود. قرص پودر شده باید در حداقل 20 سی سی آب آشامیدنی حل شده باشد. در صورت عدم امکان تحویل متادون به شکل محلول، باید قرص ها به صورت پودر شده در بسته های جداگانه برای هر روز هفته، به بیمار تحویل داده شود. در این مورد هم بیمار دوز همان روز را در حضور پرستار مصرف می کند، و بقیه دوزهای منزل را تحویل می گیرد.

 در صورت سوء استفاده از متادون برده شده به منزل، این امکان باید لغو شود.

- باید توجه داشت بیماری که علائم ترک نشان می دهد ممکن است از متادون طبق دستور پزشک استفاده نکرده باشد.

- با آزمایش ادرار می توان از مصرف احتمالی سایر مواد افیونی مطلع شد.

- در صورت مشاهده علائمی دال بر عدم ثبات بالینی، باید دوز منزل را قطع کرد.

- در صورتی که بیمار به کرات گم شدن یا دزدیده شدن یا استفراغ متادون را گزارش کند، دوز منزل قطع می شود.

 در صورت لغزش (lapse)، یعنی یک بار آزمایش مثبت یا عدم مراجعه برای کمتر از یک هفته، دوز منزل قطع می شود.

 در صورت عود (reoapse)، یعنی دو بار آزمایش مثبت متوالی به فاصله دو هفته یا عدم مراجعه به مدت بیش از یک هفته، درمان متوقف شده و مجدداً در مورد شروع درمان تصمیم گیری می شود. در صورت تصمیم به شروع درمان می بایست مجدداً از مرحله القا شروع کرد.

 

عدم حضور بیمار برای دریافت متادون

به دنبال عدم حضور بیمار برای دریافت متادون نکات زیر باید ارزیابی شوند:

 علل غیبت

 میزان مصرف متادون و سایر مواد در دوره غیبت

 گزارش بیمار در مورد علائم ترک

 شواهد بالینی دال بر ترک یا مسمومیت

توجه به این نکات ضروری است.

 در صورت غیبت حتی تا سه روز تحمل به متادون و سایر مواد افیونی (در صورتی که بیمار در این فاصله مواد مصرف نکرده باشد) تا حد قابل توجهی کاهش می یابد.

 در این صورت دوز متادون می بایست به اندازه قابل ملاحظه ای کاهش داده شود.

 طی چند روز می توان با توجه به تحمل بیمار مقدار متادون را به اندازه اولیه افزایش داد.

 اگر غیبت  5 روز یا بیشتر باشد، بدن قسمت اعظم متادون را دفع کرده است.

 اگر غیبت بین 3 تا 5 روز باشد، مقدار متادون تجویزی باید نصف شود.

 در صورت غیبت بیش از 5 روز، اگر مقدار تجویزی بیش از 40 میلی گرم بوده، باید به 40 میلی گرم و کمتر از آن تقلیل داده شود.

 در صورت غیبت بیش از 5 روز با مقدار تجویزی کمتر از 40 میلی گرم، مقدار تجویزی 5 تا 20 میلی گرم کاهش داده می شود. یعنی به مقدار تجویر اول درمان بسیار نزدیک می شود.

استفراغ دوز مصرفی

 

در صورت استفراغ:

تا 15 دقیقه پس از مصرف: کل دوز دوباره داده شد.

15 الی 30 دقیقه پس از مصرف: 50% دوز متادون مجدداً داده شود.

30 دقیقه یا بیشتر پس از مصرف: لزومی به تجدید دوز نیست.

حتی الامکان بهتر است گزارش بیمار مبنی بر استفراغ مبتنی بر شواهد باشد.

 

ختم درمان

ممکن است برنامه درمان نگهدارنده با متادون تا آخر عمر ادامه یابد. اما با توجه به نظر بیمارو پزشک معالج، می توان درمان را پس از مدتی (حداقل یکسال) قطع کرد. با توجه به طولانی بودن نیمه عمر متادون، علائم ترک مدت بیشتری نسبت به ترک هروئین و تریاک طول می کشد. به نظر می رسد سرعت کمتر در سیر قطع درمان بهتر باشد. با این حال برای هر بیمار می بایست به طور جداگانه تصمیم گیری نمود. بعضی از بیماران بهتر است از میزان کاهش دوز متادون خودآگاه نباشند تا مضطرب نشوند. البته این به معنای آن نیست که بدون رضایت بیمار درمان نگهدارنده او قطع شود. بلکه تنها از میزان کاهش دوز اطلاع نداشته باشد. مشاوره های حمایتی در حین کاهش دوز ضروری می باشد. و بهتر است پس از قطع درمان هم ادامه یابد.

جهت کاهش تدریجی دوز بهتر است از دستورالعمل ذیل استفاده شود:

- دوز بالای 80 میلی گرم، هر هفته 10 میلی گرم کاهش دوز

-  دوز 40 تا 80 میلی گرم هر هفته 5 میلی گرم

- دوز کمتر از 40 میلی گرم هر هفته 5/2 میلی گرم

 

پیشگیری از مرگ ناشی از مسمومیت با متادون

مسمومیت در آغاز درمان ناشی از متادون در آغاز درمان رخ می دهد. زمانی که هنوز تعادل بین سطح خونی و ذخایر بافتی ایجاد نشده است. در این زمان شیوه زندگی بیماران اغلب هنوز توام با هرج و مرج است . ممکن است در این دوره هنوز سطح خونی متادون برای کاهش دفع مصرف مواد افیونی کفایت نکند یا ممکن است در صورت عدم ارزیابی درست بالینی، سطح خونی تا سطوح مسمومیت افزایش یابد. ممکن است بیمار به دلیل سطح خونی ناکافی متادون به منظور خود درمانی به مصرف مواد قانونی یا غیرقانونی ادامه دهد.

 

اقدام های ضروری

 اطلاعات لازم در ارتباط با خطر مسمومیت باید از آغاز درمان به بیمار داده شوند.

 بیمار باید در دو هفته اول به طور مرتب و ترجیحاً یک روز در میان ویزیت شود.

 توجه به خطر بیشتر مسمومیت در سه روز آغاز درمان بسیار مهم است.

 به علائم احتمالی مسمومیت در ویزیت ها و حین دریافت متادون باید توجه شود.

 

علائم مسمومیت

تریاد مسمومیت با مواد افیونی (کوما، دپرسیون تنفسی و مردمکهای تنگ) در مورد مسمومیت با متادون نیز صادق است. اما توجه به نکات زیر نیز کمک کننده است.

 در صورتی که اعضای تیم درمانی به استفاده بیمار از مواد دیگر به خصوص سایر مواد افیونی شک داشته باشند می بایست او را برای ویزیت به پزشک ارجاع دهند.

 مردمک های تنگ الزاماً در همه افرادی که مواد مصرف کرده و حتی مسموم شده اند مشهود نیست. بنابراین اگرچه وجود این علامت ارزشمند است اما در غیاب آن نیز ممکن است مصرف رخ داده باشد.

 بسیاری از اوقات بیماران در صورت اعتماد به پزشک خود، مصرف مواد را مطرح می کنند.

 در صورت شک قوی به مصرف می توان آزمایش ادرار درخواست کرد.

 در هر ویزیت می بایست به طور دقیق به علائم مسمومیت احتمالی توجه کرد.

 در مراحل اول مسمومیت ابتدا حجم جاری  تنفس کاهش می یابد، یعنی تنفس سطحی می شود. در مراحل پیشرفته تر تعداد تنفس  کاهش می یابد.

 در صورتی که علائم مصرف مواد افیونی در فرد مشهود باشد، نباید متادون به وی عرضه گردد.

 

مسمومیت ناشی از مصرف چند ماده مختلف به طور همزمان

مرگ در مصرف متادون، در بسیاری از موارد ناشی از استفاده همراه از سایر مواد تضعیف کننده سیستم مرکزی اعصاب مانند بنزودیازپینها و الکل است.

گاهی نیز افرادی بدون آنکه تحت درمان با متادون قرار داشته باشند، آن را از بازار سیاه تهیه کرده و همراه با سایر مواد مبادرت به مصرف آن می کنند که منجر به مرگ می شود.

احتیاط های لازم:

 توصیه به عدم مصرف الکل و بنزودیازپینها به خصوص در اوایل درمان

 تجویز متادون طبق برنامه ای منظم و مشخص

تشخیص کوما

 هنگام شروع درمان باید به بیمار و خانواده اش راجع به خطرات مسمومیت با متادون توضیح داده شود.

 علائم مسمومیت باید برای آنها تشریح گردند.

 در صورت بروز کوما بیمار را باید تا رسیدن به اورژانس به پهلو خوابانده، سر وی را به سمت عقب خم کرده و در صورت لزوم تنفس دهان به دهان انجام شود.

 بیمار سریعاً به نزدیکترین مرکز بیمارستانی برای رفع علائم مسمومیت رسانده شود.

در صورت بروز علائم مسمومیت در مراکز درمانی اقدامهای زیر انجام شوند:

 باز کردن راههای هوایی

 خواباندن به پهلو

 رساندن اکسیژن و انتوباسیون بیمار در صورت نیاز

 تزریق یک یا دو آمپول نالوکسان یعنی 4/0 تا 8/0 میلی گرم ترجیحاً به صورت وریدی، و در صورت مشکل بودن تزریق وریدی به صورت زیر جلدی. معمولاً دپرسیون تنفسی با این مقادیر نالوکسان بهبود می یابد.

 در تزریق نالوکسان باید توجه داشته که تزریق بیش از حد آن می تواند با علائم شدید و حاد ترک همراه شود.

 به علت نیمه عمر طولانی متادون، بهتر است پس از پاسخ درمانی به درمان با نالوکسان در مراکز اورژانس، بیمار جهت مراقبت به مرکزی مجهز برای درمان مسمومیت منتقل شود.

آزمایش ادرار

 پزشک براساس تشخیص بالینی خویش آزمایش ادرار درخواست می کند.

 منظور از آزمایش مثبت، آزمایشی است که یا از ابتدا با کروماتوگرافی مثبت شده یا در صورت مثبت شدن با تست سریع. بعداً با یک روش کروماتوگرافی مانند TIC تایید شود.

 در شروع درمان لازم است آزمایش ادرار از نظر مورفین انجام شود تا مصرف مواد توسط بیمار مستند به دلیل عینی باشد.

 بهتر است انجام آزمایش به طور کلی منظم باشد (مثلاً ماهی یک مرتبه)، اما زمان درخواست آزمایش از قبل معلوم نبوده و تصادفی باشد.

 تعداد آزمایش ادرار توسط پزشک براساس تشخیص بالینی او تعیین می شود.

آزمایش ادرار می تواند در زمینه های زیر کمک کننده باشد:

-  بررسی سوء مصرف احتمالی

- تایید گزارش بیمار در مورد مصرف مواد غیرقانونی

- بررسی همکاری بیمار در مورد استفاده از متادون

 در تعیین تعداد موارد آزمایش توجه به وضعیت مالی بیمار اهمیت دارد.

 

منابع:

1- وزیریان محسن و مستشاری گلاره، «راهنمای کاربردی درمان سوء مصرف کنندگان مواد» (وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با همکاری دبیرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر)، تهران- انتشارات پرشکوه.

2- مستشاری گلاره، «طرح آزمایشی درمانگاه متادون»- تهران، اداره پیشگیری و درمان سوء مصرف مواد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی.

3- رزاقی عمران محمد، رحیمی موقر آ حسینی م و همکاران (1377)، «بررسی سریع وضعیت سوء مصرف مواد»، سازمان بهزیستی کشور.

 

 

الکل

$
0
0

برای بسیاری از افرادی که به درمان وارد می شوند قطع مصرف الکل به دلایلی که در ادامه به آن می پردازیم، مشکل است.

 برانگیزان ها برای مصرف الکل همه جا هستند. بسیار مشکل است که در میان مردم باشیم و مصرف الکل را نبینیم(این موضوع برای فرهنگ های غربی بیشتر مصداق دارد).

 بسیاری از مردم الکل را درنتیجه برانگیزان های درونی استفاده می کنند. مردم تصور می کنند با مصرف الکل افسردگی و اضطراب از بین می رود. برای مردم گفتن این واقعیت که بعضی وقتها الکل باعث افسردگی می شود سخت است.

 وقتی شخصی به یک ماده غیرقانونی وابسته و معتاد است و در اغلب موارد الکل هم مصرف می کند. ممکن است مصرف الکل به عنوان یک مشکل تلقی نشود. زمانی که شخص سعی می کند مصرف الکل را قطع کند تازه به این مشکل پی می برد.

 الکل به قسمت منطقی و عقلانی مغز آسیب می زند. به سختی می توان مصرف ماده ای را عاقلانه دانست که مصرف آن فکر کردن را مشکل می کند.

 الکل مغز منطقی را کند می کند. الکل قید و بندهای افراد را کم می کند و باعث می شود فرد از لحاظ جنسی پرخاشگر شود، خودآگاهیش کم شود و خوش مشرب و اجتماعی شود. افرادی که الکل را برای اجتماعی شدنشان استفاده می کنند ممکن است بدون الکل احساس ناراحتی کنند.

برخی افراد در طول زندگی برای بخاطر سپردن بعضی لحظات الکل مصرف کرده اند. و برایشان بسیار دشوار است که بتوان چنین زمان هایی را بدون مصرف الکل جشن گرفت.

 

در بسیاری از خانواده ها و گروه های اجتماعی، مصرف الکل نشانه ای از بزرگ شدن و قدرتمند شدن محسوب می شود. در چنین جوامعی مصرف الکل به عنوان یکی از راه های رئیس و سردسته شدن محسوب می شود.

 

مصرف الکل می تواند با بعضی فعالیت ها مرتبط باشد. بنظر می رسد در زمان بهبود اولیه انجام چنین فعالیت هایی بدون مصرف الکل سخت باشد( برای مثال، خوردن بعضی غذاها، بیرون رفتن جهت تفریح ).

بسیار مهم است که بخاطر داشته باشید همه کسانی که مصرف الکل را متوقف کرده اند در ابتدا مشکلات اینچنینی داشته اند. هر چقدر شما در موقعیت های مشکل تلاش کنید و مدت زمان بیشتری را در هوشیاری سپری کنید تحمل این مشکلات آسان تر می شود.

انگیزه برای بهبودی

$
0
0

انگیزه برای بهبودی

اگر از کسانیکه تازه وارد بهبودی شده اند بپرسید؛ که چرا تصمیم گرفته اند مصرف مواد را متوقف کنند، جواب های مختلفی خواهید شنید:

•    من دستگیر شدم و از من خواستند بین قطع مصرف مواد و زندانی شدن، یکی را انتخاب کنم.

•    همسرم می گوید اگر مصرف مواد را متوقف نکنم از من جدا خواهد شد.

•    آخرین باری که مصرف کردم فکر کردم دارم می میرم؛ من می دانم اگر بار دیگر مصرف کنم خواهم مرد.

•    اگر مصرف مواد را متوقف نکنیم بچه هایمان را از ما خواهند گرفت.

•    من 20 سال است که مواد مصرف می کنم؛ الان زمان تغییر فرا رسیده است.

کدام یک از پرسش شونده ها احتمال زیادی وجود دارد که در بهبودی موفق شوند؟ از نگاه منطقی به نظر می رسد افرادی که می خواهند مصرف مواد را بخاطر خودشان متوقف کنند، بهتر درمان می شوند تا آنهایی که می خواهند بخاطر دیگران یا به اجبار دیگران اینکار را انجام دهند.

تحقیقات نشان می دهد، از دلایلی که افراد جهت قطع مصرف می آورند نمی توان پیش گویی کرد که آنها قادر خواهند بود زندگی بدون مصرف مواد داشته باشند.

چیزی که باعث اختلاف در این پیش گویی می شود آنست که آیا آنها می توانند به اندازه کافی پاک بمانند تا منافع یک سبک زندگی متفاوت را ببینند. زمانیکه  در ادامه بهبودی، بدهی زیادی وجود ندارد، روابط با دیگران برقرار شده است، کارها خوب پیش می رود و سلامتی برقرار است، فرد درحال بهبودی خواستار پاک ماندن است.

ترس افراد را وارد درمان می کند، ولی ترس به تنهایی باعث ماندن افراد در بهبودی نمیشود!


پیشگیری از حرکت به سمت عود

$
0
0

پیشگیری از حرکت به سمت عود

عود چگونه اتفاق می افتد؟

عود بدون هشدار اتفاق نمی افتد، و به سرعت هم اتفاق نمی افتد. حرکت آهسته و تدریجی از پاکی به سمت عود می تواند بقدری ظریف باشد که بسادگی انکار شود. به همین خاطر است که احساس می شود عود ناگهانی اتفاق می افتد. این دور شدن آهسته از پاکی را می توان با یک کشتی مقایسه کرد که به آهستگی از جایی که لنگر انداخته است دور می شود. این حرکت آهسته ممکن است بقدری کند باشد که شما اصلا به آن توجه نکنید.

ایجاد وقفه در حرکت به سمت عود

در زمان بهبودی افراد کارهای ویژه ای انجام می دهند تا پاکی خود را حفظ کنند. می توانیم این کارها را طناب های لنگری بنامیم. افراد نیازمند آن هستند که بدانند چه کارهایی باید انجام دهند تا پاکی خود را حفظ کنند. آنها باید این طناب های لنگری را طوری کنار هم قرار دهند که روشن و قابل اندازه گیری باشند. این کارها مانند طناب هایی هستند که کشتی بهبودی را در جایگاهش ثابت نگاه می دارند و مانع از این می شوند که حرکت ناآگاهانه به سمت عود صورت گیرد.

نگهداری بهبودی

برای تهیه فهرست چیزهایی که بهبودی شما را در جایگاهش ثابت نگاه می دارد از جدول طناب های لنگری بهبودی ( RP 3B ) استفاده کنید. در تکمیل فرم نکات زیر را در نظر داشته باشید:

•    پنج مورد از چیزهایی را که همکنون به شما کمک می کنند که پاک بمانید مشخص کنید( برای مثال، 20 دقیقه تمرین، 3 بار در هفته).

•    مواردی مانند ورزش، درمانگر و گروه درمانی، برنامه ریزی کارها، جلسات دوازده قدم و الگوی تغذیه را لحاظ کنید.

•    گرایش ها را ننویسید. گرایش ها به سادگی رفتارها قابل اندازه گیری نیستند.

•    افراد یا مکان های بخصوص را که به عنوان برانگیزان شناخته شده اند و لازم است در حین بهبودی از آنها اجتناب کنید، یادداشت نمایید.

گاهی اوقات بعضی وقایع با طناب های لنگری شما تداخل می کنند شما باید بصورت هفتگی طناب های لنگری بهبودی را تکمیل کنید. در کنار هر طناب لنگری که از ایمن بودن آن اطمینان دارید یک تیک قرار دهید و تاریخ آنرا ثبت کنید. اگر 2 یا بیشتر از 2 مورد را نتوانید تیک بزنید معنای آن اینست که حرکت تدریجی به سمت عود در حال اتفاق افتادن است.

. مسایل اورژانسی و بیماری ها را نمی توان کنترل کرد. طناب های لنگری ناپدید می شوند. خیلی از افراد در چنین زمان هایی عود می کنند.

برای مشخص کردن مواردی که به احتمال زیاد ممکن است عود کنید از جدول طناب های لنگری بهبود استفاده کنید و در مورد اینکه در چنین مواردی چه کارهایی بایدانجام دهید تا عود اتفاق نیافتد، تصمیم گیری کنید. ( بعد از 5 هفته که جدول کاملا تکمیل شد فهرست خطوط لنگری را در یک دفتر یا صفحات 12 و 13 کتابی که در اختیارتان قرار داده شده است وارد کنید و به چک کردن خطوط لنگریتان ادامه دهید.)

 

خودتان را مشغول نگه دارید

آموختن برنامه ریزی کارهای روزانه و پی ریزی بهبودی در درمان بیمارانی که بصورت سرپایی مراجعه می کنند، بسیار اهمیت دارد. مشغول ماندن به دلایل مختلف از اهمیت زیادی برخوردار است.

در اغلب موارد عود در ذهن افرادی شروع می شود که کاری برای انجام دادن  و جایی برای رفتن ندارند. قسمت معتاد مغز شروع به فکر کردن درباره گذشته و مصرف مواد می کند و فکر هم می تواند فرآیند وسوسه و هوس را شروع کند.

اغلب افرادی که مواد مصرف می کنند خود را از دیگران جدا می کنند و تنها می مانند. وجود دیگران در اطراف شخص باعث ایجاد ناراحتی و رنجش در وی می شود. تنها ماندن باعث ایجاد درگیری و مشکل کمتری می شود.

با مردم بودن و انجام کارها می تواند زندگی را جذاب و قشنگ نگاه دارد. زندگی کردن بدون مواد می تواند گاهی وقت ها بیروح باشد.

شما فکر می کنید که پاک ماندن کسل کننده است و مصرف کردن، هیجان انگیز و خوش آیند است.

افراد باید برای پیدا کردن راه هایی که پاک بودن را لذتبخش می کند تلاش کنند.

وقتی زندگی افراد با مصرف مواد تخریب می شود، بسیاری از کارهایی که قبلا انجام می دادند یا افرادی که با آنها سرکار داشتند در حاشیه قرار می گیرند.

ایجاد ارتباط با مردم یا ساختن یک زندگی بر مدار فعالیت های بدون مصرف مواد، قدم بسیار بزرگی در  بهبودی محسوب می شود.

شرم و گناه

 

 گناه احساس بدی است که در مورد کاری که انجام داده ایم، پیدا می کنیم: « من خیلی متاسفم! من آنقدر وقتم را صرف مصرف مواد کردم که نتوانستم به خانواده ام توجه کنم. »

احساس گناه می تواند یک واکنش طبیعی و سالم باشد. در اغلب موارد این به آن معناست که شما کاری انجام داده اید که با ارزش ها و اخلاقتان همگونی ندارد.

اینکه انسان گاهی وقت ها کارهایی انجام می دهد و در مورد آنها احساس گناه می کند یک موضوع غیرمعمول و غیرطبیعی نیست. شما نمی توانید گذشته را تغییر دهید. بسیار مهم است که با خودتان آشتی کنید. بعضی وقتها این به آن معناست که چیزاهایی را که گفته اید یا انجام داده اید جبران کنید.

موارد زیر را بخاطر داشته باشید:

•    اشتباه کردن یک واقعیت است.

•    گفتن؛ نمی دانم، توجه نمی کنم یا نمی فهمم یک واقعیت است.

•    وقتی کاری را مسئولانه انجام می دهید مجبور نیستید برای کسی توضیح دهید.

 

 شرم یا شرمندگی احساس بدی است که در مورد چیزی که هستید دارید: من ناامیدم! من بی ارزشم!

بهبودی معمولا فرآیند سختی است.  کسی نمی داند چرا بعضی افراد می توانند مصرف موادشان را یکباره قطع کنند و وارد درمان شوند و تصمیم می گیرند پاک بمانند ولی برخی دیگر برای نگهداری پاکیشان مبارزه می کنند. تحقیقات نشان می دهد که تاریخچه خانوادگی، ژن ها، و تفاوت های فیزیکی فردی در انسانها، در این مورد نقش بازی می کنند.وابسته بودن به مواد و الکل به آن معنی نیست که شما بد، احمق یا ضعیف هستید.

چیزی که ما می دانیم اینست که شما نمی توانید با موارد زیر بهبود یابید:

•    تلاش برای استفاده از نیروی اراده

•    تلاش برای قدرتمند شدن

•    تلاش برای خوب بودن

با دو چیز می توانید بهبودیتان را کارآمد کنید و پیش ببرید:

•    باهوش باشید.

•    به سختی برای پیشبرد بهبودیتان کار کنید.

هرکس که با موفقیت بهبود می یابد به شما خواهد گفت: «سخت ترین کاری بوده که تا حالا انجام داده ام.» نه کسی می تواند اینکار را برایتان انجام دهد و نه اینکه اینکار(بهبودی) بخودی خود برای شما اتفاق می افتد.

 شما فقط کارهای لازم را انجام دهید بهبود امکان پذیر است!

 

صداقت

در زمان وابستگی به مواد.....

عدم صداقت، قسمتی از وابستگی به مواد به شمار می آید. خیلی سخت است که هم بتوان زندگی روزانه را داشت ( ارتباطات اجتماعی، خانواده، شغل ) و هم بصورت منظم مواد مصرف کرد.

هرچقدر شما بیشتر به مواد وابسته می شوید، کارهایی را که برای تهیه، مصرف و بهبودی از مواد انجام می دهید، قسمت بیشتری از زندگی شما را به خود اختصاص می دهد. و قرار دادن زندگی در مسیر طبیعی بسیار مشکل می شود.

افرادی که وابسته به مواد هستند در اغلب موارد کاری را انجام می دهند و چیزی را می گویند که برای اجتناب از مشکلات، ضروری و لازم است و گفتن حقیقت برایشان اهمیتی ندارد.

در زمان بهبودی.....

صادق بودن با خود و دیگران در حین بهبودی بسیار اهمیت دارد. بعضی وقت ها به دلایل زیر صادق بودن بسیار مشکل است:

•    ممکن است شما آدم خوبی بنظر نرسید.

•    مشاور یا اعضای گروه ممکن است از رفتار شما ناخشنود باشند.

•    ممکن است شما خجالت بکشید.

•    ممکن است احساسات دیگران جریحه دار شود.

قرار گرفتن در درمان بدون راستگویی و صداقت ممکن است به معنای هدر دادن وقت و زمان و پول باشد.

کمی راستگو بودن ( صداقت نسبی ) به معنای صادق بودن نیست.

شرکت در جلسات درمانی، مراجعه به درمانگاه، مراجعه به مشاوره هدر زمان و پول است، اگر صداقت و راستگویی در کار نباشد

بدون صداقت و راستگویی بهبودی از اعتیاد غیرممکن است.

کار و بهبودی

موقعیت های کاری بخصوصی وجود دارند که می توانند درمان و بهبودی را بسیار مشکل کنند. در پایین به برخی از این موقعیت ها بصورت خلاصه اشاره می شود.

 اشتغال به کارهای سخت و طاقت فرسا درمان را سخت می کند:

 درمانتان انجام نخواهد شد مگراینکه 100 درصد تلاشتان را به آن اختصاص دهید. افرادی که در روند بهبودی قرار دارند باید راهی برای توازن بین کار و درمان پیدا کنند بطوری که بتوانند تمام تلاششان را به بهبودیشان اختصاص دهند.

 بعضی شغل ها نیازمند ساعات زیاد و غیر معمول هستند. در اغلب موارد طبیعت بسیاری از برنامه های کاری منجر به گسترش مشکل مصرف مواد می گردد. اگر شما نیز به چنین کاری مشغول هستید، اولین وظیفه اتان اینست که طوری برنامه کاریتان را تنظیم کنید که با برنامه درمانیتان سازگاری داشته باشد.

برای انجام اینکار با مشاور و صاحب کارتان یا نماینده او گفتگو کنید. همچنین باید بگردید و ببینید آیا وقت شناوری در اختیار دارید که بتوانید از آن استفاده کنید. وقتی شما در حال درمان هستید بهبودی باید اولین اولویت کاری شما باشد.

 اشتغال به شغلی که از آن رضایت ندارید؛ در فکر ایجاد یک تغییر باشید:

تغییرات بزرگ در حین بهبودی ( تغییر در شغل، در روابط بین فردی، و غیره ) باید به مدت 6 ماه تا 1 سال به تاخیر انداخته شوند.

دلایلی که می توان برای اینکار مطرح کرد در زیر آمده است:

•        افرادی که در روند بهبودی قرار دارند درگیر تغییرات زیادی می شوند. بعضی وقت ها آنها دیدگاهایشان را در مورد موقعیت های شخص اشان تغییر می دهند.

•        هر تغییری باعث ایجاد استرس و فشار روانی می شود. در حین بهبودی باید از استرس های زیاد اجتناب کنیم.

  کار در موقعیت هایی که در آنجا بهبودی سخت و مشکل خواهد بود:

بعضی شغل ها بیشتر از بقیه بر روند بهبودی تاثیر می گذارند. موقعیت های کاری که درمان بیماران را با مشکل مواجه می کنند شامل موارد زیر است:

•    موقعیتهایی که در آنجا فرد در حال بهبود مجبور است با افراد دیگری باشد که الکل یا مواد مصرف می کنند.

 •    شغل هایی که در حین انجام آن در زمان های غیر قابل پیش بینی پول نقد زیادی در دسترس باشد.

کسانیکه در در چنین شغل هایی مشغول بکار هستند ممکن است بخواهند برای تغییر شغلشانبرنامه ریزی کنند.

  بیکاری و نیاز به پیدا کردن کار:

وقتی افراد بیکار هستند درمان به دلایل زیر بسیار مشکل خواهد بود:

•    پیدا کردن کار اولین اولویت است.

•    وقت های آزاد زیاد را به سختی می توان پر کرد و ساختاری که باعث می شود درمان بیمار مؤثر واقع شود وجود ندارد.

•    در اغلب موارد منابع مالی افراد خیلی محدود است، هزینه رفت و آمد و خانواده نیز یکی دیگر از مشکلات است.

  اگر شما بیکار هستید و در درمان وارد شده اید بخاطر داشته باشید هنوز هم لازم است بهبودی اولین اولویت شما باشد. مطمئن شوید که مشاورتان از این موضوع آگاه باشد و تلاش کنید بین کاریابی و درمان توازن برقرار کنید.

راه حل های ساده ای برای این مشکلات وجود  ندارد. بسیار اهمیت دارد که نسبت به مشکلات آگاهی داشته باشید و بتوانید طوری برنامه ریزی کنید که در هر شرایط ممکن بهبودیتان را قوی و قوی تر کنید.

کسالت

اغلب کسانیکه مصرف مواد را قطع کرده اند می گویند: احساس می کنیم زندگی خسته  کننده شده است.

از دلایلی که برای این احساس وجود دارد می توان به موارد زیر اشاره کرد:

•    احساسات در یک زندگی عادی و ساختاریافته با سبک زندگی که به وسیله مصرف مواد درست شده است، متفاوت است.

•    تغییرات شیمیایی مغز در حین بهبودی می تواند باعث شود فرد احساس کسالت و بی توجهی کند.

•    افرادی که مواد مصرف می کنند اغلب نوسانات احساسی زیادی دارند. در مقایسه، افرادی که نرمال هستند احساساتشان می تواند یکنواخت باشد.

افرادی که مدت زمان طولانی پاک مانده اند به ندرت از کسالت و خستگی شکایت می کنند. مشکل کسالت در روند بهبودی برطرف می شود. در ضمن شما باید کارهای مختلفی برای کمک به درمان مشکل کسالت، در بهبودی انجام دهید.

در اینجا به چند مورد اشاره می کنیم که می توان با استفاده از آنها احساس کسالت را کاهش داد:

•    در نظر داشته باشید که احساسات در یک زندگی ساختاریافته و عادی با سبک زندگی که با مصرف مواد ساخته شده است متفاوت است.

•    مطمئن شوید که کارهایتان را برنامه ریزی می کنید. اجبار خود به نوشتن کارهای روزانه کمک می کند که شما در تجربیاتی که به آن علاقه دارید قرار بگیرید.

•    سعی کنید که در روند بهبودی راحت طلب و تن آسا نباشید. کاری کنید که به رشدتان کمک کند. بعضی وقتها کسالت ناشی از عدم درگیری کافی در زندگی روزانه است.

کدام یک از پیشنهاد هایی که در بالا عنوان شد می تواند برای شما کارساز باشد؟ بسیار مهم است که راههای جدیدی برای مبارزه با کسالت و خستگی پیدا کنید. کسالت می تواند یک برانگیزان باشد که شما را به سمت عود بکشاند.

فیلسوفان حقوقی

$
0
0

ایمانوئل کانت

ایمانوئل کانت (به آلمانی: Immanuel Kant)‏ (زاده ۲۲آوریل ۱۷۲۴ - درگذشتهٔ ۱۲ فوریه ۱۸۰۴) فیلسوف آلمانی و از مهم‌ترین فیلسوفان سدهٔ هیجدهم اروپا بود.

زندگینامه

یکی از بزرگ‌ترین فلاسفه علم است. «ایمانوئل کانت» که پس از ارسطو بزرگترین فیلسوف غربی به شمار می رود، او در سال 1724 در کونیگسبرگ در پروس‌ شرقی از بلاد آلمان‌، در خانواده‌ای مسیحی از مذهب پرهیزکاران لوتری زاده شد. خانوادهٔ او ۹ فرزند داشتند و او فرزند چهارم آنان بود. در ۸ سالگی به اصرار پدر به دست کشیشی به مدرسه کونیگسبرگ رفت. او تا دانشگاه در این مدرسه سخت و خشک مذهبی درس خواند. او بعد از چند سال تدریس خصوصی به دانشگاه رفت و شروع به سخنرانی‌های متعدد نمود. در این سال‌ها کتاب‌هایی در زمینه ریاضیات و دینامیک نوشت و منتشر کرد. پس از انتشار کتاب‌هایی در زمینه کیهان‌شناسی به فلسفه روی آورد.

کانت در بیست و سه سالگی پس از پایان تحصیلات مقدماتی به مدت نه سال به تدریس خصوصی و مطالعه علوم به طور شخصی پرداخت. اگر مسافرت او را به یک ده مجاور برای تعلیم کنار بگذاریم، این آموزگار آرام و کوچک که این همه به مطالعه جغرافیا و وضع مادی اقوام دوردست اظهار شوق می‌کرد، از مولد خود قدمی فراتر نگذاشت. او از خانواده فقیری بود که چند صد سال پیش از تولد وی از اسکاتلند آمده بودند. مادر او از فرقه پیتیست بود، این فرقه مذهبی مانند متودیست انگلیسی اسرار داشت که اصول و فروع دیانت باید بشدت و دقت تمام اجرا گردد. فیلسوف ما از بام تا شام در مذهب غوطه‌ور بود و این امر از یک طرف عکس‌العملی ایجاد کرد که وی سنین کمال از رفتن به کلیسا خودداری نمود و از سوی دیگر اثر مبهم این پابستگی شدید آلمانی به مذهب تا آخر در او باقی ماند و هرچه به پیری نزدیک می‌شد میل شدیدی در خود احساس می‌کرد که خود و مردم دیگر اصول و مبانی ایمانی را که مادرش عمیقا به وی تلقین کرده بود حفظ کنند.

ولی جوانی که در عصر فردریک و ولتر زندگی می‌کرد نمی‌توانست خود را از جریان شک و تردید عصر خویش برکنار سازد. کانت تحت تاثیر کسانی بود که می‌خواست عقاید آنان را رد و باطل سازد و شاید و بیشتر از همه دشمن سازگار او، هیوم، در وی تاثیر داشت. در آینده درباره این پدیده قابل توجه سخن خواهیم گفت که چگونه این فیلسوف بالاخره از تعصب و محافظه کاری دوران کهولت خود دست برداشت و به آزادی‌خواهی مردانه‌ای قدم نهاد، تا آنجا که اگر شهرت و پیری او نمی‌بود ممکن بود که به شهادتش منجر شود. حتی در عین دوره برگشت به دینش، با تکرار حیرت‌آوری صدای کانت دیگری را می‌شویم که تقریبا شبیه ولتر است. به عقیده شوپنهاور «این یکی از محسنات عصر فردریک کبیر بود که شخص مثل کانت توانست به ظهور رسد و به طبع کتاب «نقد عقل محض» جرئت ورزد.» بندرت می‌توان استاد دانشگاهی را که از دولت مزد می‌گیرد پیدا کرد که تحت حکومتی به چنین اقدامی جرئت کند. در دوره جانشین مستقیم این پادشاه بزرگ کانت مجبور شد که قول دهد دیگر کتابی را منتشر نسازد. برای تقدیر از چنین آزادی بود که کانت کتاب «نقد» را به تستلیتس وزیر تعلیمات روشنفکر و روشن‌بین فردریک اهدا کرد.

کانت در زندگی نظمی استثنایی داشت. او هر کارش را در ساعتی مخصوص به خود انجام می‌داد و ذره‌ای از آن تخلف نمی‌کرد. بین مردم شهرش این جمله رایج بود که: می‌توانید ساعتتان را با کارهای کانت تنظیم کنید. او هیچ گاه ازدواج نکرد و به مسافرتی هم نرفت. وظایفش به عنوان مدرس دانشگاه ایجاب می‌کرد که همه بخش‌های فلسفه را درس دهد و سالهای متمادی توان فکری خود را مصروف تدریس، انتشار کتابهای مختلف و مقالات کرد. وی از هیوم و لایبنیتز تأثیرپذیری زیادی داشت و بر فلاسفه بعد از خود مانند هگل، و کلٌ جریان ایده‌آلیسم آلمانی نیز تأثیر زیادی بر جای گذاشت.

در 1755 کانت دانشیار دانشگاه کونیگسبرگ شد. پانزده سال در این شغل حقیر باقی بود؛ دو دفعه تقاضای استادی کرد و هر دو دفعه رد شد. بالاخره، در 1770، به مقام استادی منطق و فلسفه مابعد الطبیعی نایل آمد. پس از چند سال آزمایش در آموز گاری کتابی در علم تربیت نوشت؛ خود او درباره این کتاب می‌گفت که آن شامل بسیاری از اصول عالی است که هیچ کدام را خود او به کار نبسته است. با این همه در آموزگاری بهتر از نویسندگی بود و دو نسل دانشجو همواره او را دوست می‌داشتند. یکی از اصول عملی وی آن بود که به شاگردانی که دارای قوه متوسط بودند بیشتر می‌پرداخت و می‌گفت تعلیم کودکان رنج بیهوده بردن است و تیزهوشان گلیم خود را می‌توانند از آب به دربرند.

هیچکس انتظار نداشت که او جهانی را ابداع طریقه نوی در فلسفه مابعد الطبیعه، به حیرت اندازد. بالاترین هنری که از این استاد متواضع و فروتن انتظار می‌رفت که فقط فردی را دچار حیرت و شگفتی سازد. خود او نیز انتظاری نداشت؛ در چهل و دو سالگی چنین نوشت: «از اینکه دوستدار فلسفه مابعد الطبیعه هستم خوشوقتم؛ ولی محبوب من درباره من هنوز روش موافقی اظهار نکرده است.» در آن روزها از «گرداب بی پایان ما بعد الطبیعه» سخن می‌گفت و آن را «یک بحر ظلمانی» می‌دانست که «نه کرانه‌ای دارد و نه در آن روشنی پدیدار است» و به همین جهت توفانهای فلسفی بسیار ایجاد کرده است. او حتی به حکمایی که سرگرم مابعد الطبیعه بودند حمله می‌کرد و می‌گفت آنها در برجهایی از امور نظری مسکن گزیده‌اند «جایی که معمولا همیشه در معرض باد است.» او هرگز پیش‌بینی نمی‌کرد که خود او بزرگترین توفانهای فلسفی را ایجاد خواهد کرد.

در طی این سالها آرام نظر او بیشتر به طبیعت معطوف بود تا به مابعد الطبیعت. درباره سیارات، زلزله، آتش، باد، اثیر، آتشفشان، جغرافیا، علم زندگی مادی اقوام، و صدها امور مشابه آن که معمولا تماسی با فلسفه مابعد الطبیعه ندارد مطالبی می‌نوشت، در کتاب «نظریه درباره افلاک» (1755) نظریه‌ای شبیه فرضیه سحابی لاپلاس اظهار می‌داشت و می‌خواست حرکت و بسط ستارگان را با اصول مکانیک تشریح کند. به عقیده کانت تمام سیارگان یا مسکون بوده‌اند و یا خواهند بود و آنهایی که فاصله‌اش از خورشید بیشتر است چون دوران نمو شان طویلتر می‌باشد، شاید انواع موجودات با هوششان از آن کره زمین عالیتر باشد. در کتاب «انسانی‌شناسی» (که در سال 1798 از دروسی که وقتی گفته بود جمع شده و به طبع رسیده است) امکان اینکه اصل انسان حیوان بوده به وسیله کانت تلقین می‌شود. کانت استدلال می‌کند که اگر در ادواری که انسان هنوز از حیوانات درنده در بیم و اضطراب می‌زیست کودک در هنگام تولد مثل امروز با قدرت تمام ناله و فریاد می‌کرد، از طرف درندگان به زودی محل او کشف می‌شد و طعمه آنان می‌گشت، بنابراین، به احتمال قوی، انسان در ابتدای حال از آنچه امروز تحت تاثیر تمدن بدان رسیده است، تفاوت بسیار داشته است. سپس کانت به مهارت تمام به سخن خود ادامه می‌دهد : «اینکه طبیعت چگونه چنین پیشرفتی به وجود آورد و چه عللی او را براین کار واداشت هنوز بر ما مجهول است. این ملاحظه ما را به راههای دور می‌کشاند و این فکر را القا می‌کند که آیا تاریخ عصر ما با یک انقلاب طبیعی بزرگ به یک دوره سومی مبدل نخواهد شد؟ دوره‌ای که در آن اعضای حرکت و لمس و گفتار یک اوران‌اوتان و یا یک شمپانزه به قالب و کالبد انسان تبدیل خواهد گشت و یک عضو مرکزی در آن برای قوه مدرکه به وجود خواهد آمد و بتدریج تحت راهنمایی موسسات اجتماعی به پیشرفت خود ادامه خواهد داد.» آیا کانت بدین ترتیب خواسته است از راه احتیاط و به طور غیر مستقیم بیان کند که اصل انسان فعلی حیوان بوده است؟

ظاهراً در زندگینامهٔ کانت آورده می‌شود که او در ۴۶ سالگی، بعد از نوشتن مقاله معروف خود تحت عنوان «درباره صورت و اصول جهان حسی و معقول» که به سال ۱۷۷۰ انتشار داده، تا چاپ اول کتاب نقادی عقل محض به سال ۱۷۸۱، حدوداً بیش از ده سال گویی سکوت اختیار کرده‌است که البته به لحاظی همین مدت را می‌توان پرکارترین دورهٔ فلسفی او به حساب آورد. از روی مدارک و دستنوشته‌های مختلف می‌توان نشان داد که او در آن دوره نه فقط به نگارش کتاب اصلی خود در فلسفه نظری اشتغال داشته، بلکه در حال برنامه‌ریزی وسیع و تاملات همه‌جانبه در جهت تدوین نظام فلسفه نقادی خود بوده که در مجموع، افزون بر فلسفه نظری شامل بحث‌های زیادی در زمینه اخلاق و هنر و حقوق و غیره می‌شده که او بعداً به مرور تا آخر عمر آنها را دقیقاً تقریر کرده و به چاپ رسانده است. وی در ۱۲ فوریه ۱۸۰۴ میلادی درگذشت. در مراسم تشییع جنازه او، مردم از شهرهای مختلف آلمان گرد آمدند تا به استادی بزرگ ادای دین نمایند.

فلسفه کانت

فلسفه علم کانت به دلیل شیوه ای که توسط آن کانت تلاش کرده است که یک چارچوب فلسفی را برای معرفت علمی ما از جهان صورت بندی کند که هم شرایط واقعی حاکم بر آن را شرح دهد و هم استقلال و تنوع علوم خاص مختلف را حفظ کند، مورد علاقه فیلسوفان علم معاصر می باشد. به ویژه به این دلیل که کانت فلسفه علمی را بسط داد که اولا از فلسفه های علم تجربه گرایانه محض و ثانیا از فلسفه های علم عقل گرایانه محض متفاوت بود. در این راستا کانت ادعا کرد که: (1) قوانین علمی دربردارنده ضرورتند، اما (2) این ضرورت ناشی از روابط ضروری در جهان نیست، بلکه متکی بر شرایط ذهنی پیشینی (مقولات فاهمه) است که ما توسط آن مدرکات را در زمان و مکان تجربه می کنیم.

قبل از بررسی ایده های کانت، ابتدا ببنیم که دغدغه های کانت در حوزه علم چه بوده است. کانت که در ابتدا عقل‌گرا و تحت تأثیر لایب‌نیتس بود، به گفته‌ خودش با مطالعه‌ تجربه‌گرایی هیوم از خواب جزمیت بیدار شد. " کانت اعتراف کرد که تحلیل هیوم از علیت، وی را عمیقا نگران ساخت. او اذعان داشت که اگر شکل و محتوای قوانین علمی آن طور که هیوم اصرار می ورزید، تماماً ما خوذ از تجربه حسی باشد، در آن صورت هیچ گریزی از نتیجه ای که هیوم گرفته نیست. اما کانت مایل به تایید مقدمات هیوم نبود." از طرف دیگر کانت معتقد بود که "مابعدالطبیعه دچار بدنامی شده است و این امر را می توان به آسانی درک کرد. ریاضیات و علوم طبیعی پیشرفت کرده اند، و در این مباحث مقدار زیادی معرفت مورد قبول همگان موجود است. کسی بجد در این باره شکی ندارد. ولی مابعدالطبیعه ظاهرا عرصه مناقشاتی بی¬پایان است... حقیقت امر این است که مابعدالطبیعه برخلاف طبیعیات، یک روش علمی قطعی نیافته است که با اطلاق آن بتواند مسائلش را حل کند. و این ما را بر آن می دارد که بپرسیم: چرا هیچ طریق علمی متیقنی پیدا نشده است؟ آیا یافتن آن محال است؟"پس به طور خلاصه می توان دغدغه های کانت را در دو حوزه کلی که وی با آنها درگیر بود خلاصه کرد: در حوزه تجربه گرایی او از یک طرف با استدلال هیوم مواجه بود که امکان هرگونه علم عینی و یقینی را رد می کرد، ولی در عین حال کانت فیزیک نیوتنی را نمونه اعلای یک علم عینی و یقیینی می دانست، پس در این حوزه   مساله کانت این بود که راهی برای حل این تعارض بیابد و پایه ای یقینی برای علمی عینی ایجاد کند. حوزه دوم حوزه عقل گرایی بود که کانت مشکل اساسی در این حوزه را که بیشتر درگیر مابعدالطبیعه بود، مشوش و روشمند نبودن این حوزه می دانست. شباهت دغدغه های کانت با فیلسوفان بعدی علم بویژه اعضای حلقه وین بسیار جالب توجه است. کانت در عصری می زیست که علوم تجربی و در اوج آنها فیزیک به سرعت پیش می رفت و مرزهای دانش بشری را گسترش می داد. در این میان کانت در تلاش بود تا با فلسفه نقادی خود، مبانی فلسفی فیزیک نیوتنی را استوار سازد و نظامی فلسفی خلق کند که با نظریه‌های علمی مهم سازگار یا بر آنها مبتنی باشد و از این روی تلاش کانت را می توان مصداقی از معنای اول جان لازی از فلسفه علم به شمار آورد. از سوی دیگر کانت در تلاش بود تا حدود علوم تجربی را معلوم سازد و علم را به جای واقعی خود بازگرداند. البته همان گونه که خواهیم دید کانت مشکلات این دو حوزه را وابسته و مربوط به همدیگر می دانست. حال ببینیم کانت چه راه حلهایی برای این مشکلات ارائه می کند.

بطور خیلی موجز می توان گفت که کانت نکته کلیدی در حل مسائل را، در آنچه خود انقلاب کپرنیکی در معرفت شناسی می نامد، می یابد. خود کانت انقلاب کپرنیکی اش را اینگونه توضیح می دهد: "تا به حال فرض شده است که همه معرفت ما باید مطابق با متعلقات (خویش) باشد،معرفت شناسی به دنبال آن است، یعنی معرفتی یقیینی، ضروری، کلی و مهمتر از آنها معرفتی عینی را به دست آورد. "انقلاب کپرنیکی کانت مستلزم آن بود که فاعل مدرک، محور شناخت قرار بگیرد و اعیان با ذهن مطابقت کنند و نه باالعکس."حال قبل از بررسی ملزومات و نتایج انقلاب کپرنیکی نیاز است که دو تقسیم بندی که نزد کانت اهمیت فراوانی دارن را بررسی کنیم: تمایز تحلیلی و ترکیبی و تمایز پیشینی و پسینی.

قضیه ای تحلیلی است که "صدق آن وابسته به معنای واژگان به کار رفته در آن باشد"، یا "نفی آن به تناقض بیانجامد"، یا "معنای محمول آن به طور ضمنی در معنای موضوع آن مندرج باشد." بر این اساس قضایای تحلیلی به ما معرفتی درباره جهان خارج را نمی¬دهند. برای مثال قضیه "همه مردان مجرد بدون زن هستند" یک قضیه تحلیلی است؛ چرا که مجرد بودن به معنای بدون زن بودن است، پس صدق این قضیه از روی معنای کلمات به کار رفته در آن مشخص می شود و نفی آن نیز به تناقض می انجامد و محمول آن به طور ضمنی در موضوع آن مندرج است. در نتیجه چنین قضیه ای معرفتی درباره عالم خارج به ما نمی دهد. از طرف دیگر هر قضیه¬ای که تحلیلی نباشد، ترکیبی است، یا اگر برحسب تعاریف بخواهیم بررسی کنیم، قضیه ای ترکیبی است که "صدق آن وابسته به جهان خارج است"، یا "نقیض آن نیز ممکن است" یا "محمول آن مندرج در موضوع آن نیست". قضایای تالیفی مطلبی را درباره جهان به ما می گویند که می تواند صادق یا کاذب باشد.

"تقسیم دیگر، تقسیم حکم به پیشین و پسین است. حکم به شرطی پیشین است که مستقل از هر تجربه و حتی کلیه ارتسامات حسی باشد. مقصود از استقلال در اینجا استقلال منطقی است. دو حکم از یکدیگر مستقلند، اگر هیچ یک مستلزم یا نقیض دیگری نباشد. بنابراین حکم پیشین حکمی است که منطقا از کلیه احکام در وصف تجربه های حسی یا ارتسامات حسی مستقل است. هر حکمی پیشین نباشد پسین است. یعنی از لحاظ منطقی قائم به احکام دیگر در وصف تجربه ها یا ارتسامات حسی است."

  با توجه این تقسیمات به نظر می آید که ما در کل چهار نوع قضیه (حاصل ضرب دو قضیه تحلیلی ترکیبی و پیشینی پسینی) داشته باشیم. ولی در واقع ما با سه نوع قضیه روبرو هستیم چرا که مشخص است که قضایای تحلیلی پسینی نمی توانند وجود داشته باشند. از میان سه نوع قضیه باقیمانده آنچه که مورد انکار هیوم و مورد اثبات کانت است قضایای تالیفی پیشینی است. چرا که این نوع قضایا اگر وجود داشته باشند هم واجد خصوصیت ضرورت و کلیت هستند، چرا که پیشینی هستند، وهم معرفتی عینی هستند چرا که تالیفی اند و این خصوصیات تأمین کننده همان دغدغه های کانت درباره علم هستنند.

حال می توانیم بررسی کنیم که کانت چگونه توسط انقلاب کپرنیکی خود قضایای تالیفی پیشین را توجیه می کند. کانت نظامی را بنا کرد که در آن عقل و تجربه همزمان نقش دارند. کانت، بر خلاف نظر تجربه‌گرایان انگلیسی، معتقد بود ذهن بشر هنگام تولد، لوح سفیدی نیست که تجربیات حسی صرفاً بر آن نقش ببندند، بلکه اصولاً برای تحقق هر تجربه‌ای از جهان، شرایطی از پیش ‌تعیین ‌شده لازم است. به بیان تمثیل ریخته‌گر نمی‌تواند مذاب را روی فضای خالی سرازیر کند، بلکه باید قالبی وجود داشته باشد که مذاب در آن ریخته شده و شکل بگیرد. کانت این قالب‌ها را با اصطلاحات «مقولات پیشینی فاهمه» و «گزاره‌های (یا اصولِ) ترکیبی پیشینی» توصیف می‌کند. مقولات پیشینی مفاهیمی هستند که پیش از هر تجربه‌ای در ذهن وجود دارند. مفاهیمِ کمیت و کیفیت و علت از این جمله هستند. «گزاره‌های ترکیبی پیشینی» اصول یا قواعدی هستند برای به کار بردن مقولات؛ گزاره‌هایی که در ذهن بشر وجود دارند و به تجربیات او شکل می‌دهند. این اندیشه‌ی کانت در زمان خود نوعی انقلاب معرفت شناختی به شمار آمد که مدعی بود ذهن ما پیش از هر تجربه‌ای از جهان، از اوضاع عالم خبرهایی می‌دهد و این خبرها را بر همه‌ی تجربیات حسی تحمیل می‌کند. ذهن ما شبیه یک عینکِ دودی که بر رنگ اشیا تاثیر می گذارد، بر واقعیت تاثیر گذارده و آن را به شکلی خاص بر ما جلوه گر می سازد و معرفت ما محصول فرایند ترکیبی ذهن و عین خواهد شد. کانت از مقولات فاهمه و گزاره‌های ترکیبی پیشینی فهرستی تهیه نمود. تعداد مقولات در این فهرست 12 تا است که در 4 دسته‌ی 3 تایی مرتب شده‌اند. زمان و مکان نیز در این دیدگاه جزو شرایط پیشینی تحقق تجربه است، هر چند از جنس مقولاتِ فاهمه نیستند. در نگاه کانت، زمان و مکان کاملاً به معنای نیوتنی در نظر گرفته شده است. اصول منطق ارسطویی، حساب، هندسه‌ی اقلیدسی و فیزیک نیوتنی نیز از نگاه کانت گزاره های ترکیبی پیشینی هستند که فهرست آنها ثابت و فراتاریخی است و نشانگر اوج اعتلای دانش بشری می باشد. پس به طور خلاصه می توان گفت که از آنجایی که عامل معرفت، که در شکل گیری معرفت نقش دارد، دارای ساختار شناختی مشخصی است که این ساختار شناختی دارای عناصر و مفاهیمی است که در هر تجربه ممکن حضور دارند و به صورت پیشینی درباره آن صادقند و این همان توجیه قضایای تالیفی پیشینی است. به عبارت دیگر "نه تجربه به تنهایی قادر به فراهم آوردن معرفت است و نه عقل. اولی محتوای بدون صورت را فراهم می آورد و دومی صورت بدون محتوا را. تنها در تالیف تجربه و عقل است که حصول معرفت امکان پذیر می شود؛ بنابراین هیچ معرفتی نیست که نشان توامان عقل و تجربه را به همراه نداشته باشد. اما این چنین معرفتی، اصیل و عینی است. این معرفت از دیدگاه فردی شخص واجد آن فراتر می رود و دعاوی موجهی در خصوص عالًم مستقل از ذهن یا دیدگاه مطرح می کند." اما اگر این شرایط پیشینی تحقق تجربه در اعصار مختلف تاریخ و تحت تاثیر شرایط اجتماعی یا ... تغییر کنند چه اتفاقی می افتد؟ در واقع نیز همه‌ی اصولی که اکنون نام بردیم در قرن بیستم و با شکل گیری منطق های جدید، هندسه های نااقلیدسی، فیزیک نسبیت و فیزیک کوانتوم زیر سوال رفته یا رقیب پیدا کرده اند و این سوال را برای فلاسفه مطرح ساخته اند که آیا با وجود این نظریه ها، فلسفه‌ی کانت نیز زیر سوال رفته است؟ یا باید مفاهیم زمان و مکان شهودی کانت را از زمان و مکانی که فیزیک‌دانان به کار می‌برند تفکیک کرد؟ امروزه فرض تاریخی بودن اصول فاهمه مبنای بسیاری از برداشت‌های تاریخی (مانند هگل) یا نسبی‌نگر (مانند فوکو) از حقیقت و علم شده است. یکی از تفاسیری که از اندیشه‌ی کوهن ارایه شده نیز همین نگرشِ نوکانتی است که در آن پارادایم حاکم به صورت پیشینی فهم ما را از جهان رقم می زند.

کانت نوعی نگاه متعادل و بینابینی یا سنتزی در برخورد با دو مشرب مسلط آن زمان، یعنی فلسفه قاره و فلسفه انگلستان در پیش گرفت و همین نگاه به وی امکان داد تا به دور از حب و بغض‌های رایج در میان پیروان این دو مشرب امکان تلفیق و ترکیب آن‌ها را فراهم سازد و سنتز یا برابر نهاد دیگری ارایه کند که نام او را در عرصهٔ نظام فلسفی جهان و فلسفه کلاسیک آلمان به اوج افتخار برساند. یکی از میراث‌های اساسی به جای مانده از دستگاه فکری و تحلیلی کانت مبادرت به فراهم ساختن بستر نقد به عنوان یکی از بسترهای چالش برانگیز در عرصهٔ فلسفهٔ مدرن اروپاست. او این بستر را با تدوین سه اثر مهم که بعدها به صورت کلاسیک‌های فلسفهٔ مدرن و ایده‌آلیسم آلمانی درآمدند پی می‌گیرد؛ یعنی در قالب نقد عقل محض و دوم نقد عقل عملی و سوم نقد قوه حکم یا نقد داوری. به این ترتیب، وی با ترکیب این دو مشرب روند تکامل فلسفه را متحول ساخت و مسیر آن را دگرگون کرد. در این راه او دو حرکت یا گام اساسی را در پیش گرفت.

  1. با تاکید بر قوت و توانمندی این ادعای تجربه‌گرایی که تجربهٔ حسی تنها منبع شناخت و منشا تمام آرا و اندیشه‌های انسان به شمار می‌رود ولی نتیجه‌گیری بدبینانهٔ آن را قبول نداشت که نمی‌توان این آرا و اندیشه‌ها را توجیه نمود و علت یا عللی برای آن‌ها اقامه کرد.
  2. از سوی دیگر، این ادعای عقل‌گرایی را نیز قبول نداشت که حقایق واقع دربارهٔ مسالهٔ وجود یا عدم پدیده‌ها و اشیا تنها به مدد عقل قابل شناسایی است. می‌توان حرکت کانت را خروج عقل‌گرایی و ایده‌آلیسم از بن‌بست‌های کور آن دانست.

این تدوین‌ها و نظرات را در نخستین نقد خود یعنی نقد عقل محض آورده‌است که در سال ۱۷۸۱ به رشتهٔ تحریر در آمد. در کتاب نقد عقل عملی نیز که در ۱۷۸۸ تالیف شد به تحقیق در خصوص مابعدالطبیعه یعنی شناخت مسایلی چون وجود خدا، جاودانه بودن روح، جبر و اختیار انسان، ضرورت آزادی و نظایر آن‌ها پرداخته‌است. نقد سوم نقد قوه حکم یا داوری است که آن را نقد زیبایی‌شناسی ترجمه کرده‌اند. مفاهیم محور کانت در نقد سوم دو مؤلفه اساسی یعنی هدف یا غایت و غایتمندی یا هدفمندی، جزو مقولاتی است که کانت ضمن طرح آن‌ها معتقد است که در هر تبیین علمی می‌توان از این دو مفهوم، مفهوم نخست یعنی غایت یا هدف را سراغ گرفت. در حالی که، در این قبیل تحقیق‌های علمی چیزی به نام غایتمندی به معنای منظومه‌ای دال بر وجود یک سری ارزش‌ها و هنجارهای اخلاقی به چشم نمی‌خورد. کانت غایتمندی را بدون غایت قبول دارد. وی زیبایی را شکلی از غایتمندی می‌داند؛ البته زمانی که مستقل از ارایهٔ یک غایت فهم و دریافت شود. به اعتقاد کانت قضاوت یا داوری نوعی ملکه و قوهٔ استعداد عمومی است و همهٔ افراد در معرض یا در محدودهٔ آن قرار دارند و طبعاً کم و بیش تحت تأثیر آن هستند یا از آن برخوردارند اما داوری بر خلاف تصور رایج تنها قدرت تمیز یا انتخاب نیست بلکه از طریق هماهنگ‌سازی و ایجاد اعتدال یعنی ایجاد امر زیبا و یا از طریق کنار گذاشتن و محو یا فرارفتن (امر والا) می‌توان مفهوم داوری را ارتقا بخشید. از سوی دیگر بخش اصلی تلاش کانت در این کتاب ( نقد قوهٔ داوری) آن است تا شکلی بسیار زیبا و عالی از احساس را در قضاوت زیباشناختی پیدا کند که به گونه‌ای ماتقدم و پیشینی تجربهٔ لذت و رنج را تعیین نماید. این تجربه حاکی از هماهنگی (امر زیبا) یا محو و از بین رفتن (امر والا)ای است که هر گونه نقد و داوری مستلزم آن است.

مبانی‌ فکری‌ کانت‌ تأثیرات‌ عمیق‌ و گسترده‌ بر اصول‌ و بنیادهای‌ اخلاقی‌ بر جای‌ گذاشت. قرنی‌ که‌ کانت‌ در آن‌ می‌زیست‌ - قرن‌ هیجدهم‌ - هنگامه‌ی‌ اوج‌ عظمت‌ واعتبار یافتن‌ علوم‌ طبیعی‌ و تجربی‌ بود. یافته‌های‌ علوم‌ طبیعی‌ توانسته‌ بود تغییرات‌ اساسی‌ در زندگی‌ روزمره‌ی‌ مردم‌ پدید آورد. همین‌ یافته‌ها به‌ علت‌ تجربه‌پذیر بودنشان‌ و امکان‌ رد و ابطالشان‌ و یا اثبات‌ در شرایط‌ معین، قابلیت‌ کسب‌ عنوان‌ قانون‌ را برای‌ خود محرز کرده‌ بودند. همین‌ یافته‌ها تعارضاتی‌ با اعتقادات‌ بنیادی‌ و هزاران‌ ساله‌ بروز داده‌ بودند. به‌ موجب‌ یافته‌های‌ علوم‌ تجربی‌ هر رویدادی‌ به‌ وقوع‌ نمی‌پیوست‌ مگر با مهیا بودن‌ شرایطی‌ ویژه. تنها با مفروش‌ بودن‌ شروط‌ یک‌ رویداد می‌شد از امکان‌ وقوع‌ آن‌ اطمینان‌ حاصل‌ کرد. نتیجه‌ آنکه‌ هر رویدادی‌ سابقه‌یی‌ در شرایط‌ و رویدادهای‌ پیشین‌ دارد و هیچ‌ چیز به‌ صرف‌ خواست‌ خود به‌ وقوع‌ نمی‌پیوندد. اگر چنین‌ وجوهی‌ در فلسفه‌ی‌ اخلاق‌ نیز محرز باشد آنگاه‌ دیگر سخن‌ از مسئولیت‌ پذیری‌ در قبال‌ انتخاب‌ این‌ یا آن‌ راهکار بی‌مورد می‌نماید. به‌ عبارتی‌ اگر وجود نظم‌ علمی‌ را برای‌ کنش‌ ها و واکنش‌ های‌ ماده‌ بپذیریم‌ نظمی‌ که‌ شرایط‌ را به‌ قالب‌ قانون‌ در می‌آورد آنگاه‌ چگونه‌ می‌توانیم‌ از اختیار و اراده‌ در امور اخلاقی‌ سخن‌ بگوییم‌ .کانت‌ معتقد بود که‌ علوم‌ طبیعی‌ می‌توانند سرآمد همه‌ی‌ علوم‌ و معارف‌ بشری‌ باشند. از سویی‌ پیشرفت‌ این‌ علوم‌ به‌ خوبی‌ صورت‌ می‌گیرد و هر پیشرفتی‌ پیشرفت‌ دیگر را پشت‌ سر می‌گذارد و از سوی‌ دیگر همگان‌ درباره‌ی‌ اینکه‌ چه‌ چیزهایی‌ ثابت‌ شده‌ و چه‌ چیزهایی‌ هنوز به‌ اثبات‌ نرسیده‌ هم‌ نظرند. 

این‌ در حالی‌ است‌ که‌ در سایر معارف‌ از جمله‌ فلسفه‌ هیچ‌ دو صاحبنظری‌ را نمی‌توان‌ پیدا کرد که‌ با یکدیگر هم‌ عقیده‌ باشند. همین‌ مسیر فکری‌ کانت‌ را به‌ آنجا کشانید که‌ در باره‌ی‌ اساس‌ فلسفه‌ دچار تردید شود و این‌ پرسش‌ را مطرح‌ کند که‌ آیا مدعیات‌ فلسفه‌ به‌ لحاظ‌ عقلی‌ امکانپذیر است‌ یا خیر و آیا یک‌ فیلسوف‌ اصولاً‌ می‌تواند آنچه‌ را که‌ می‌خواهد به‌ انجام‌ برساند؟

 کانت‌ این‌ تردیدها را از آنجا روا داشته‌ بود که‌ هیوم‌ و لایب‌ نیتس‌ قضایا را به‌ دو عنوان‌ کلی‌ حقایق‌ عقلی‌ یا قضایای‌ تحلیلی‌ و قضایای‌ امکانی‌ تقسیم‌ کرده‌ بودند. آن‌ دسته‌ از قضایایی‌ که‌ به‌ طور پیشین‌ و مستقل‌ از تجربه‌های‌ ما صادق‌ هستند از قبیل‌ چهار ضلع‌ بودن‌ مربع، مدور بودن‌ دایره‌ و یا چهار شدن‌ حاصل‌ جمع‌ دو به‌ اضافه‌ی‌ دو را می‌توان‌ قضایای‌ تحلیلی‌ یا حقایق‌ عقلی‌ نامید. اما سایر قضایا که‌ یا امکان‌ صدق‌ دارند یا کذب‌ و این‌ صدق‌ و کذب‌ باید بر پایه‌ی‌ آزمایش‌ و مشاهده‌ و تجربه‌ مشخص‌ شود، قضایای‌ امکانی‌ می‌باشند.    کانت‌ با هیوم‌ هم‌ عقیده‌ بود که‌ در چنین‌ شرایطی‌ جایگاه‌ فلسفه‌ دچار تزلزل‌ خواهد شد چرا که‌ نمی‌توان‌ آن‌ را در هیچیک‌ از دو قضیه‌ی‌ کلی‌ جای‌ داد. فلسفه‌ بنا به‌ ماهیتش‌ جزو قضایای‌ امکانی‌ نیست‌ یعنی‌ امکان‌ آزمایش‌ صدق‌ و کذبش‌ مهیا نیست.

از طرفی‌ کسی‌ هم‌ حاضر نیست‌ صحت‌ و درستی‌ پیشین‌ مسائل‌ فلسفی‌ را بپذیرد. در چنین‌ شرایطی‌ جایگاه‌ فلسفه‌ در کجا قرار خواهد گرفت‌ و اصلاً‌ یک‌ فیلسوف‌ در این‌ میان‌ به‌ چه‌ کاری‌ مشغول‌ است؟ چه‌ می‌کند؟ اما کانت‌ در این‌ میان‌ نکته‌ی‌ دیگری‌ را مطرح‌ کرد و آن‌ قضایای‌ ترکیبی‌ پیشین‌ بودa priori  synthetic بود.کانت‌ گفت‌ که‌ حتی‌ در علوم‌ طبیعی‌ و ریاضی‌ نیز قضایای‌ کلی‌ وجود دارند که‌ اگر چه‌ کلیت‌ نامحدود آنها پذیرفته‌ شده‌ است‌ اما این‌ کلیت‌ نه‌ از قیاس‌ نتیجه‌گیری‌ شده‌ است‌ و نه‌ در آزمایشگاه‌ و بر اساس‌ تجربه‌ و آزمایش‌ به‌ مشاهده‌ در آمده‌ و به‌ اثبات‌ رسیده‌ است.

 به‌ عبارتی‌ وجود قضایای‌ کلی‌ و معضل‌ اصول‌ معرفت‌ شناختی‌ آنها تنها گریبانگیر فلسفه‌ نیست‌ و در علوم‌ تجربی‌ و ریاضی‌ و به‌ عبارتی‌ کل‌ معرفت‌ بشری‌ نیز وجود دارد. وقتی‌ در هر علمی‌ با یکسری‌ قضایا مواجهیم‌ که‌ نه‌ تحلیلی‌ است‌ نه‌ تجربی‌ و امکانی‌ اما از وجود آنها نیز گزیزی‌ نیست‌ و بیاد آنهارا ترکیبی‌ از تحلیل‌ و امکان‌ دانست‌ و کانت‌ اسم‌ این‌ دسته‌ از قضایا را «ترکیبی‌ پیشین» نامید. صدق‌ این‌ قضایا اگر چه‌ نه‌ حاصل‌ مشاهده‌ است‌ و نه‌ حاصل‌ تجربه‌ اما می‌توان‌ صدق‌ آنها را ناشی‌ از خودشان‌ دانست‌ و برآمده‌ از ذات‌ و نفس‌ خودشان. 

کانت‌ می‌گوید: ما در مقابل‌ ذات‌ و نفس‌ اشیا خلع‌ سلاحیم. نمی‌توانیم‌ کاری‌ انجام‌ دهیم‌ چیزی‌ از دست‌ ما ساخته‌ نیست. فقط‌ می‌توانیم‌ حقیقت‌ ذاتی‌ آنها رابپذیریم. اما دنیا آنچنانکه‌ به‌ تجربه‌ ما در می‌آید و بر ما ظاهر و آشکار می‌شود با ذات‌ و نفس‌ خود متفاوت‌ است‌ چون‌ تحت‌ شرایطی‌ به‌ ادراک‌ ما در می‌آید. ما تحت‌ شرایطی‌ معین‌ می‌توانیم‌ جلوه‌ها و نمودهای‌ ظاهری‌ ذات‌ اشیا را درک‌ کنیم‌ و درک‌ ذات‌ آنچنانکه‌ هست‌ بر ما میسر و ممکن‌ نیست. وجود شرایط‌ همان‌ است‌ که‌ در علوم‌ طبیعی‌ به‌ کشف‌ شان‌ نائل‌ می‌شویم‌ و می‌توانیم‌ جمع‌بندی‌ شرایطی‌ را که‌ درک‌ نمودن‌ اشیا را ممکن‌ می‌سازند را در قوانینی‌ بگنجانیم. 

وجود همین‌ شرایط، درک‌ جهان‌ را برای‌ بی‌نهایت‌ اذهان‌ میسر می‌سازد. این‌ شرایط‌ متعلق‌ به‌ نمودها است‌ مستقل‌ از ویژگیهای‌ پیشین‌ ذات. بنابر این‌ آنچه‌ ما تجربه‌ می‌کنیم‌ بستگی‌ به‌ گیرنده‌های‌ ادراکی‌ ما از یک‌ سو و وجود شرایط‌ معین‌ برای‌ نمودها از سویی‌ دیگر است. این‌ سخن‌ بدین‌ معنی‌ است‌ که‌ ذات‌ و حتی‌ نمودهای‌ آن‌ می‌تواند چیز دیگری‌ باشد غیر از آنچه‌ ما درک‌ می‌کنیم.

 به‌ عقیده‌ی‌ کانت‌ شهود حسی‌ یاsensible intuition به‌ واسطه‌ی‌ دسته‌یی‌ از تواناییهای‌ حسی‌ فاعل‌ که‌ در حصول‌ شرایطی‌ خاص‌ تجربه‌ را امکانپذیر می‌کند به‌ وقوع‌ می‌پیوندد. ادراک‌ حسی‌ در مواجهه‌ با قسمی‌ از شرایط‌ عینی‌ تجربه‌ و دریافت‌ جهان‌ را امکانپذیر می‌کند. اگر چه‌ هیوم‌ نیز پیش‌ از کانت‌ به‌ این‌ نکته‌ اشاره‌ کرده‌ بود اما اشاره‌ی‌ هیوم‌ در حاشیه‌ی‌ نظریات‌ او باقی‌ ماند و مرکز توجه‌ی‌ خود وی‌ واقع‌ نشد. او به‌ چگونگی‌ تصویر سازی‌ از اشیأ بر اساس‌ داده‌های‌ تجربی‌ اشاره‌ نموده‌ بود. عقیده‌ی‌ کانت‌ درباره‌ی‌ شناخت‌ یا شهود حسی‌ او را وا می‌دارد تا به‌ تشخیص‌ صورت‌ یا فرم‌ هر تجربه‌ی‌ ممکن‌الحصول‌ بپردازد.

عبارتی‌ که‌ او در این‌ ارتباط‌ وضع‌ می‌کند عبارتند ازmetaphysic of experience] متافیزیک‌ بعد از طبیعت‌ متافیزیک‌ بعد از تجربه‌ وmater of] experience ماده‌ی‌ تجربه. اینکه‌ چه‌ چیزی‌ اتفاق‌ خواهد افتاد مهم‌ نیست. هر تجربه‌یی‌ ممکن‌ است‌ به‌ وقوع‌ بپیوندد اما می‌توان‌ با فکر کردن، فرم‌ هر تجربه‌ را پبش‌ از وقوع‌ مشخص‌ نمود. نه‌ تنها فرم‌ که‌ می‌توان‌ ذات‌ را نیز دریافت‌ و همچنین‌ این‌ نکته‌ را که‌ بعضی‌ از امور ضروری‌ ممکن‌ نیست‌ که‌ به‌ گونه‌یی‌ دیگر اتفاق‌ بیفتد. او از قضایای‌ ترکیبی‌ و پیشین‌ صحبت‌ می‌کند. قضایایی‌ که‌ مستقل‌ از تجربه‌ هستند. صحت‌ و سقمشان‌ بر اساس‌ تجربه‌ مشخص‌ نمی‌شود. از پیش‌ می‌توان‌ حکم‌ آنها را دریافت‌ و این‌ حکم‌ می‌تواند درباره‌ی‌ دنیا صدق‌ کند یا خیر. قضایای‌ ترکیبی‌ پیشین‌ قسم‌ سوم‌ از معنایی‌ است‌ که‌ کانت‌ آن‌ را مطرح‌ می‌کند.

قضایای‌ تحلیلی‌ یا پیشین‌ و ترکیبی‌ یا پسین‌ دو نوعی‌ بودند که‌ پیشتر از کانت‌ توسط‌ نیتس‌ و هیوم‌ مطرح‌ شده‌ بود. از جمله‌ قضایای‌ ترکیبی‌ و پیشین‌ می‌توان‌ از هندسه‌ و حساب‌ نام‌ برد که‌ مشخصات‌ تفصیلی‌ صورت‌ مکان‌ و صورت‌ زمان‌ را به‌ دست‌ می‌دهند یعنی‌ شروط‌ ممکن‌ شدن‌ تجربه‌ را. این‌ سخن‌ بدین‌ معنی‌ است‌ که‌ مکان‌ و زمان‌ مستقل‌ از تجربه‌ وجود ندارند بلکه‌ وجوه‌ گریز ناپذیر تجربه‌ هستند.

شناختی‌ که‌ زمان‌ و مکان‌ به‌ ذهن‌ شناسنده‌ می‌دهند پیش‌ از آن‌ است‌ که‌ تجربه‌ به‌ وقوع‌ بپیوندد. اما شناخت‌ عینی‌ زمانی‌ امکانپذیر است‌ که‌ در کنار ادراک‌ حسی‌ ساختاری‌ از نظم‌ نیز موجود باشد و این‌ نظم‌ را بتوان‌ پیش‌ بینی‌ کرد.

پیش‌ بینی‌ نظم‌ به‌ منزله‌ی‌ برجسته‌ شدن‌ اصل‌ علیت‌ است‌ که‌ نیوتن‌ آن‌ را مطرح‌ کرده‌ بود. کانت‌ کوشید تا از قانون‌ بقای‌ نیوتن‌ در صحت‌ قصایای‌ ترکیبی‌ پیشین‌ و امکانپذیر بودن‌ تجربه‌ استفاده‌ کند امکانی‌ که‌ بدون‌ حضور حس‌ و صور فهم‌ به‌ وقوع‌ نمی‌پیوندد. تازه‌ آنگاه‌ نیز که‌ به‌ وقوع‌ می‌پیوندد کلیت‌ و همه‌ی‌ ذات‌ شی‌ را منعکس‌ نمی‌کند. انعکاس‌ تنها در صوری‌ انجام‌ می‌گیرد که‌ امکان‌ انطباق‌  میسر باشد. کانت‌ می‌کوشد تا ماهیت‌ این‌ صورتها را مشخص‌ کند. این‌ ماهیت‌ همان‌ است‌ که‌ پیشتر بدان‌ پرداخته‌ شد. امکان‌ تجربه‌ در گستره‌ی‌ محدود ادراک‌ از یک‌ سو و دو بعد زمان‌ و مکان‌ از سوی‌ دیگر و در تابعیت‌ نظم‌ صورت‌ می‌گیرد. این‌ نظم‌ همان‌ رابطه‌ی‌ علی‌ و معلولی‌ است‌ اما رابطه‌ی‌ علی‌ و معلولی‌ تنها در تجربه‌ موجود است‌ نه‌ در خارج‌ از تجربه‌ و در نفس‌ جهان‌ آنگونه‌ که‌ هست.

آنچه‌ گفته‌ شد توصیف‌ واقعیات‌ فرایندی‌ علمی‌ است‌ که‌ موفقیت‌ هایش‌ بر کسی‌ پوشیده‌ نیست. شناخت‌ محدود است‌ در مرزهای‌ تجربه‌ و خارج‌ از تجربه‌ به‌ شناختی نمی‌توان‌ رسید. او اگرچه‌ با نظریه‌یی‌ که‌ اعلام‌ می‌کند نمی‌تواند بر صحت‌ و سقم‌ مابعدالطبیعه‌ رای‌ بدهد اما شخصاً‌ به‌ وجود خدا و نفس‌ انسانی‌ دور از دسترس‌ تجربه‌ و شناخت‌ معتقد است. معتقداتی‌ که‌ کانت‌ داشتن‌ آنها را ضروری‌ میداند یعنی‌ فراتر از حق‌ و حقوق.

اما این‌ ضرورت‌ به‌ مفهوم‌ اجبار نیست. اساساً‌ ارزش‌ گذاری‌ اخلاقی‌ زمانی‌ امکانپذیر است‌ که‌ آزادی‌ اراده‌ وجود داشته‌ باشد. تنها در اینصورت‌ است‌ که‌ می‌توان‌ رای‌ به‌ خوبی‌ و بدی‌ و درست‌ و نادرست‌ داد. وقتی‌ سخن‌ از آزادی‌ اراده‌ می‌رود یعنی‌ از امکان‌ بر هم‌ خوردن‌ نظم‌ و قوانین‌ علمی‌ صحبت‌ به‌ میان‌ می‌آید. چنین‌ امکانی‌ همانطور که‌ پیشتر گفته‌ شد جز در نفس‌ قضایا تحقق‌ پذیر نیست‌ یعنی‌ آن‌ بخش‌ از وجود انسان‌ که‌ مستقل‌ از جهان‌ ماده‌ است‌ و تابع‌ قوانین‌ علمی‌ نمی‌باشد که‌ می‌توان‌ از آن‌ به‌ عنوان‌ روح‌ یا نفس‌ نام‌ برد.

اما کانت‌ هیچگاه‌ به‌ این‌ پرسش‌ پاسخ‌ نمی‌گوید که‌ اگر اراده‌ و اختیار امری‌ است‌ متعلق‌ به‌ جهان‌ خارج‌ از نمودها چگونه‌ بر جهان‌ نمودها و واقعیت‌ تاثیر می‌گذارد و اصلاً‌ این‌ تاثیرگذاری‌ ناشی‌ از کدام‌ علت‌ است؟ کانت‌ این‌ هدف‌ را دنبال‌ می‌کند که‌ بتوان‌ در نهایت‌ اصول‌ اخلاقی‌ را از مفاهیم‌ عقلانیت‌ استنتاج‌ کرد به‌ گونه‌یی‌ که‌ پیش‌ از آنکه‌ نیاز باشد اصول‌ اخلاقی‌ به‌ تجربه‌ درآید مستقل‌ از هر گونه‌ تجربه‌ به‌ واسطه‌ی‌ مقتضیات‌ عقلانی‌ بتواند مورد تامل‌ و اندیشه‌ قرار گیرد.

تطبیق‌ رفتار با اصول‌ اخلاقی‌ ماندن‌ در جاده‌ی‌ عقل‌ است‌ و انحراف‌ از این‌ اصول‌ انحراف‌ از جاده‌ی‌ عقل. از چنین‌ تطبیقی‌ می‌توان‌ اصل‌ کلی‌تری‌ را استنتاج‌ کرد همان‌ که‌ «امر مطلق» نام‌ دارد و کانت‌ از آن‌ به‌ عنوانImperative Categorical یاد می‌کند. آنجا که‌ می‌گوید: «فقط‌ مطابق‌ حکمتی‌ عمل‌ کن‌ که‌ به‌ موجب‌ آن‌ بتوانی‌ در عین‌ حال‌ اراده‌ کنی‌ که‌ آن‌ دستور به‌ صورت‌ قانون‌ کلی‌ در آید.» اگر نتوان‌ از دستوری‌ همواره‌ و برای‌ همگان‌ استفاده‌ کرد نمی‌تواند به‌ صورت‌ قانون‌ در آید.

اخلاق‌ می‌تواند رفتار آدمیان‌ را تحت‌ الزام‌ قیدهایی‌ در آورد که‌ این‌ قیدها نزد همه‌ی‌ افراد مستقل‌ پذیرفتنی‌ است. آنچه‌ کانت‌ پیرامون‌ ذات‌ اشیا و عالم‌ فی‌نفسه‌ بیان‌ می‌کند و اینکه‌ شناخت‌ چنین‌ ذاتی‌ برای‌ بشر به‌ علت‌ محدودیتهای‌ حسی‌ و ادراکی‌ و محدودیتهای‌ دو بعد زمان‌ و مکان‌ امکانپذیر نیست‌ بسیار شباهت‌ به‌ آنچه‌ دارد که‌ الهیون‌ از آن‌ سخن‌ به‌ میان‌ می‌آورند یعنی‌ بشر به‌ علت‌ خاکی‌ بودن‌ و و محدودیتهای‌ حسی، توانایی‌ درک‌ واقعیت‌ عالم‌ خلقت‌ را ندارد. اندیشه‌های‌ کانت‌ دقیق‌ و نافذ است. او پیرامون‌ بسیاری‌ موضوعات‌ که‌ از نظر دیگران‌ سهل‌ و بدون‌ مشکل‌ بوده‌ به‌ کنجکاوی‌ و طرح‌ سوال‌ پرداخته‌ و سعی‌ در ارائه‌ی‌ تحلیل‌ نموده‌ است. همین‌ دقت‌ نظر او را در مرتبه‌یی‌ والا در فلسفه‌ قرار داده‌ آنگونه‌ که‌ در نزد دیگران‌ تا به‌ زمان‌ یونانیان‌ دیده‌ نمی‌شود. 

فلسفه آزادی از نظر کانت

آزادی به مفهوم کانتی آن، مادامی که با آزادی هر فرد دیگر، بتواند در چارچوب یک قانون عمومی برقرار باشد، تنها حق اولیه‌ای است که به هر انسانی به دلیل انسان بودنش تعلق دارد. کانت همهٔ دیگر اصل‌های حقوق بشری مانند برابری و استقلال انسان را از همین اصل بنیادین آزادی مشتق می‌کند. کانت در فلسفهٔ سیاسی خود، نه تنها آخرین پیوندهای میان اندیشهٔ سیاسی دوران جدید و دورانهای پیش از آن را بطور قطعی می‌گسلد، بلکه فراتر از آن، مفهوم «حق طبیعی» عصر روشنگری را به گونه‌ای پیگیر رادیکالیزه می‌کند.

نخستین و بزرگترین اثر فلسفی او با نام «نقد عقل محض» در سال 1781، زمانی که پنجاه و هفت ساله بود، انتشار یافت. وی در این مورد می گوید: «این کتاب نتیجه دوازده سال اندیشه ژرف و جدی است».

این اثر شهرت زیادی پیدا کرد و «فلسفه نقادانه» (critical philosophy) که کانت خود را سردمدار آن می دانست به سراسر کشور آلمان نفوذ یافت. طی سال های 1788 و 1790، کانت دو اثر بزرگ دیگر خود را که به ترتیب «نقد عقل عملی» و «نقد قوه حکم» نام داشت، منتشر کرد. البته او آثار دیگری نیز در طول عمرش نوشت که مجموع آنها به 27 جلد می رسد.

کانت با وجود خلق و خوی خشک و جدیتی که داشت، انسانی اجتماعی، خوش بیان و عضو محبوب و مورد احترام حلقه های اجتماعی و ادبی و حتی وزرای پادشاه بود. او آخرین درس رسمی خود را در سال 1796 ارائه داد. در این هنگام، توانایی ذهنی او رو به کاستی گذارده و افسردگی، جانشین نشاط سابق او شده بود. وی در آخرین سالهای عمر خود، حضور ذهن و توانایی شناخت دوستان قدیمی و حتی توان به پایان بردن جملات ساده را از دست داد و به بی حسی کامل دچار شد. سرانجام کانت در دوازدهم فوریه 1804 میلادی درگذشت. در مراسم خاکسپاری او، مردم شهرهای مختلف آلمان گرد آمدند تا به این استاد بزرگ ادای دین کنند. کانت تاثیر شگرفی از خود بر جای گذاشت؛ تا جایی که می توان گفت تمام آثار ادبی و فلسفی دوره های بعدی به گونه ای تحت تاثیر اندیشه های او به وجود آمدند.

آثار

  • نقد عقل محض سال ۱۷۸۱؛ خودش می‌گوید: این کتاب محصول دوازده سال تفکر عمیق و جدی است.
  • نقد عقل عملی سال ۱۷۸۸
  • نقد قوه حکم سال ۱۷۹۰
  • مابعدالطبیعهٔ اخلاق اثر مهمی که در سال‌های پایانی سدهٔ هجدهم منتشر ساخت. کانت در این اثر، آزادی انسان را حقی فطری و همزاد او و به عنوان حقی بشری به رسمیت می‌شناسد. تا انجا که دین را نیز بر انسان نمی‌دانست. این فلسفه او انسان گرایی یا اومانیسم نام دارد.
  • تمهیدات

منابع

  1. Lutheran Pietist; Pietism، پارسایی، تورع و متقدسی هم ترجمه شده.
  2. مجتهدی ک. فلسفه در آلمان. تهران. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. ۱۳۸۸. ص ۲۷۶
  3. لازی، جان، درآمدی تاریخی به فلسفه علم، ترجمه علی پایا، ص 126
  4. کاپلستون، فردریک، تاریخ فلسفه، ترجمه اسماعیل سعادت و منوچهر بزرگمهر، جلد ششم، ص 230
  5. دیباجی، سید محمدعلی، انقلاب کپرنیکی کانت، کیهان فرهنگی شماره 224، خرداد 84، ص 41
  6. شیروانی، علی، نگاهی تطبیقی و انتقادی به معرفت شناسی کانت، مجله ذهن شماره 4، ص 137
  7. کانت، راجر اسکروتن، ترجمه علی پایا، انتشارات طرح نو، 1383، ص 44
  8. فروغی، محمدعلی (1375)، سیر حکمت در اروپا، البرز، تهران، چاپ اول
  9. پاپکین، ریچارد و آوروم، استرول (2536 شاهنشاهی)، برگزیده کلیات فلسفه،دانشگاه تهران،علمی و فرهنگی، تهران، چاپ اول

10. وماس، هنری، (1379)، بزرگان فلسفه، تهران، چاپ سوم

11. کاپلستون، فردریک، (1375)، تاریخ فلسفه از ولف تا کانت، سروش، تهران، چاپ دوم

 

جان آستین

جان آستین (فیلسوف حقوق) (به انگلیسی: John Austin)‏ (متولد: ۳ مارس ۱۷۹۰ – ۱ دسامبر ۱۸۵۹) یکی از حقوقدانان و متفکرین انگلیسی تبار قرن نوزدهم میلادی است. او با رویکرد پوزیتیویستی که به قانون داشت از سوی اکثر متخصصان به عنوان خالق مکتب حقوق تحلیلی شناخته شده‌است.

زندگینامه

جان آستین با رویکرد پوزیتیویستی که به قانون داشت از سوی اکثر متخصصان به عنوان خالق مکتب حقوق تحلیلی شناخته شده است. با وجودی که نظریه ویژه آستین درباره قانون از سوی منتقدان مورد نقد همه جانبه‌ ای قرار گرفت اما سادگی این نظریه به آن قدرت عجیبی می‌دهد.

آستین در ۳ مارس ۱۷۹۰، در یک خانواده تاجرپیشه در سافاک (شهری در شرق انگلستان) متولد شد. وی در آغاز، قبل از اینکه به مبحث حقوق بپردازد، به عنوان یک درجه دار ارتش بریتانیا در "سیسیل" (ایتالیا) و مالت خدمت می‌کرد. آستین، پس از مدتی با واگذاری مقام خود از ارتش کناره گرفت و به تحصیل در رشته حقوق پرداخت. او در سال ۱۸۱۸، فعالیت خود را در قوه قضاییه آغاز کرد.

آستین در سال ۱۸۲۰، با خانم سارا تیلور ازدواج کرد و پس مدت کوتاهی از حرفه وکالت کناره گرفت تا مجددا به تحصیل در رشته قانون به عنوان یک علم بپردازد. او پس اتمام تحصیلات عالیه، از سال ۱۸۲۶ تا ۱۸۳۲، به عنوان پرفسور رویه قضایی در دانشگاه لندن (کالج دانشگاهی لندن) مشغول به کار شد.

آستین در سال ۱۸۳۲ مقالاتی را که حاصل مطالعات دوران تدریس او در دانشگاه بودند با عنوان «محدوده قاطع قانون» منتشر ساخت و سپس آخرین سخنرانی خود را در سال ۱۸۳۳ ارائه داد. از آن پس، آستین از تدریس کناره گرفت و به عنوان یکی از اعضای کمیسیون حقوق کیفری به فعالیت پرداخت. جان آستین تنها پس مرگ، به واسطه جاپ کتاب "فلسفه تحلیلی حقوق" به شهرت رسید. او در این کتاب نظریه‌ای جدید را ارائه می‌دهد که در آن فلسفه حقوقی را از اثبات گرایی حقوقی تفکیک می‌کند.

بعد از آن با تلاشی که داشت توانست دوره مشابهی را در اینر تمپل گذراند و به نتیجه مشابهی نیز برسد. مدتی بعد به عنوان یکی از اعضای کمیسیون حقوق کیفری انتخاب شد اما هرگز نتوانست موفقیت یا رضایت شخصی از این فعالیت خود حاصل کند.

در این زمان نوشته‌هایی در باب سیاست ارائه داد اما طرح‌های اساسی او به دلایل متفاوت از جمله کمال‌گرایی و همچنین میل به افسردگی به نتیجه نرسیدند. دیدگاه‌های متغییر او در اخلاقیات، سیاست و  مباحث حقوقی مانع از انتشار کتاب «‌محدوده قاطع قانون» شدند.

بخش عمده موفقیت‌های آستین، در زمان حیات و همچنین بعد از حیات‌اش، به لطف فعالیتهای همسرش بودند. البته بخشی از این موفقیت نیز به دوستان ذی‌ نفوذ او مربوط می‌شود که در زمان حیات هیچ‌ گونه کمکی را از او دریغ نداشتند و بعد از حیات‌اش نیز از انتشار نوشته‌ های او حمایت کافی را به عمل آوردند.

نوشته‌ های آستین سال‌ها بعد از مرگ‌اش نیز مورد توجه خاص صاحب ‌نظران بودند. اچ‌. ال‌. ای‌. هارت درباره او می‌نویسد‌: «‌بعد از مرگ‌اش معلوم شد که او‌، با آثار‌ش، مطالعه حقوق ‌شناسی را در انگلستان پایه ‌گذاری کرده است.» با وجودی که در آغاز قرن بیستم تاثیرات آستین در جامعه اندیشه ای رو کاهش نهاد اما هارت در سال 1955 می نویسد: «‌تاثیر آستین در توسعه حقوق‌شناسی در انگلستان از هر نویسنده دیگری بیشتر بوده است.» هر چند که اهمیت حضور آستین در پایه گذاری حقوق‌شناسی تحلیلی غیر قابل انکار است اما نظریه شخصی او بیشترین تأثیر را بر نظریه هارت در حقوق داشته است.

در دهه‌های اخیر نیز نظریه‌پردازان بسیاری نوشته‌های او را با دقت مورد مطالعه قرار داده‌اند، ویژگی‌های جدیدی در آن یافته، و از آنها دفاع کرده‌اند.

آستین در سال‌های نخست، اولین تاثیراتش را از بنتام گرفت. خصوصا تاثیراتی که آستین از مکتب فایده باور بنتام داشته در بهترین اثر بجا مانده از او به خوبی قابل مشاهده است. در خوانشی که آستین از مکتب فایده باوری دارد اراده الهی را با اصول فاید باوری معادل می‌داند. «‌دستوراتی را که خداوند بر ما آشکار کرده است می توان در فتواهای مذهبی یافت، اما باید دستوراتی را که آشکار نکرده است خودمان از اصل فایده باوری استنباط کنیم.» این خوانش خاص از اصل فایده باوری تاثیرات مهمی در آن زمان بر جای گذاشت. حتی برخی او را به عنوان بزرگترین مدافع فایده باوری معرفی کردند.

علاوه بر این آستین یکی از اصول گرایان فلسفی بود که درباره‌اش گفته اند: او «یک مدافع سرسخت اقتصاد سیاسی مدرن، یکی از معتقدان به متافیزیک هارتلی و یکی از مالتوسی‌های پرشور» است.

نظریه حقوقی و پوزیتیویسم حقوقی

آثار و نوشته‌های آستین، به مانند «محدوده قاطع قانون» که اولین بار در سال ۱۸۳۲ به چاپ رسید، تاثیر عمیقی بر مکتب رویه قضایی در انگلستان گذاشت.

با استناد به نظریات غالب محققین می‌توان گفت که نظریه حقوقی جان آستین دارای چندین ویژگی است:

آستین اولین محققی است که به شکل تحلیلی به نظریه حقوق پرداخت. پیش از آستین، سایر رویکردهایی حقوقی بیشتر دارای زمینه‌های تاریخی و اجتماعی بودند و یا مباحثی بودند که در حوزه اخلاق و سیاست انجام می‌شدند. حقوق‌شناسی تحلیلی بر مفاهیم بنیادی همچون «حقوق»، «حق (قانونی)»، «وظیفه (قانونی)» و «اعتبار قانونی» تأکید دارد.

دومین دلیل اهمیت آستین این بود که او با تفکر اکثر حقوق دانان معاصر خود، که مبحث حقوق را برگرفته از حکمتی کهن می‌دانستند، به مخالفت برخاست.

سومین دلیلی که بر اهمیت آستین وجود دارد این است که او در حقوق شناسی تحلیلی نخستین شخصی بود که به شکلی نظاممند به «پوزیتیویسم حقوقی» پرداخت. اکثر کسانی که قبل از آستین به حقوق‌شناسی توجه داشتند چنین می‌اندیشیدند که حقوق‌شناسی تنها یک شاخه از نظریه اخلاقی یا نظریه سپاسی است. اینکه دولت چگونه باید حکومت کند؟ دولت مشروعیت خود را از کجا به دست می‌آورد؟ و یا اینکه تحت چه شرایطی شهروندان مجبورند از قانون تبعیت کنند؟ اما آستین و پوزیتیویسم حقوقی رویکردی کاملاً متفاوت به حقوق داشتند.

منابع

  1. پایگاه اطلاعتی آفتاب - جان آستین: پایه گذار حقوق تحلیلی
  2. دانشنامه بریتانیکا- چاپ نهم - جلد سوم - آستین سارا تیلور

 

یورگن هابرماس

یورگن هابرماس از متفکران برجسته علوم اجتماعی و فلسفه و از نظریه‌پردازان انتقادی پسامارکیست در 18 ژوئن 1929 در شهر دوسلدورف در شمال راین وستفالی آلمان به‌دنیا آمد و در گومرزباخ بزرگ شد. یورگن هابرماس (به آلمانی: Jürgen Habermas)‏ (زاده ۱۸ ژوئن ۱۹۲۹ در دوسلدورف آلمان) از فیلسوفان و نظریه‌پردازان اجتماعی معاصر و وارث مکتب فرانکفورت است که در چارچوب سنت نظریه انتقادی و پراگماتیسم آمریکایی کار می‌کند. او در اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۱ سفری به ایران داشت.

تمرکز پژوهش‌های او بر روی شناخت‌شناسی، مدرنیته و تجزیه و تحلیل تحولات اجتماعی جوامع پیشرفته صنعتی سرمایه‌داری و سیاست روز آلمان به ویژه با توجه به نقش رسانه‌های همگانی است.شهرت او بیشتر به ابداع اصطلاح و تز گستره همگانی یا فضای عمومی است که فضایی فکری و اجتماعی را مدنظردارد که در آن، فعالیتهای آگاهی بخش رسانه‌ای به ایجاد زمینه برای بحثهای اجتماعی و انتقادی و ظهور چیزی که او آن را برای دموکراسی بنیادی می‌داند، می‌انجامد.

به نظر وی اطلاعات (اکسیژن دموکراسی) در این گستره فرآوری می‌شود وهرچه فرایندها و روندهای این تولید، آزادتر و خردورزانه تر و با مشارکت حداکثری همه نیروهای اجتماعی باشد، مزایای دموکراسی واقعی تر و تأثیرگذارتر می‌شود. گستره همگانی فضای اجتماعی ای است که در آن مردم آزادانه شرایط اجتماعی خودرا نقد کرده ومشکلات را برشمرده و بر جریان تصمیم گیری سیاسی تأثیر می‌گذارند.به نظر هابرماس گستره همگانی خاستگاه افکارعمومی است. گستره همگانی میانجی فضای خصوصی و فضای عمومی است و هرچه آزادتر و فکورانه تر باشد مناسبات اجتماعی خردورزانه تر و انسانی تر خواهد بود. هابرماس براین اعتقاد است که از اواخر سده نوزدهم گستره همگانی براثر افزایش فعالیتهای تجاری و بازرگانی و سودگرایی دارندگان این رسانه‌ها و نیز فروکش کردن تمایلات انقلابی پیشین سرمایه داری رو به انحطاط گذاشته‌است.

زندگی‌نامه

هابرماس از بزرگ‌ترین فلاسفه و عالمان اجتماعی زنده دنیا و وارث مکتب فکری بانفوذِ فرانکفورت است؛ مکتبی که تأثیری بسیار ژرف بر تحول فکری او گذاشته‌است. تا آن‌جا که پیش از هر چیز نام او، مکتب فرانکفورت را تداعی می‌کند.

خانواده‌ هابرماس از خانواده‌های روشنفکر زمان و مکان خود، محسوب می‌شد، چرا که پدرش رئیس دفتر صنعت و تجارت شهر و پدربزرگش مدیر یک آموزشگاه محلی بود.هابرماس، دوران کودکی‌اش را در دوره حکومت نازی‌‌ها گذارند و در آستانه فروپاشی این رژیم به بلوغ سیاسی رسید.با پایان گرفتن نازیسم، همه‌گونه فرصت‌های فکری پدیدار شد و کتاب‌هایی که زمانی ممنوع بود در دسترس‌ هابرماس نوجوان قرار گرفت. این کتاب‌ها ادبیات غربی و آلمانی و نیز جزوه‌های دست‌نوشته مارکس و انگلس را دربر می‌گرفتند. از سال 1949 تا 1954، هابرماس انواع موضوع‌ها از جمله فلسفه، روان‌شناسی و ادبیات آلمانی را در دانشگاه‌های گوتینگن، بن و زوریخ فرا گرفت و سرانجام در سال 1954 دکترایش را در دانشگاه بن گرفت و از رساله خود تحت عنوان "مطلق و مفهوم تاریخ" دفاع کرد و پس از آن، دو سال به‌عنوان روزنامه‌نگار آزاد به کار روزنامه‌نگاری پرداخت.این متفکرِ دوران نهایی مکتب فرانکفورت در سال 1956وارد موسسه تحقیقات اجتماعی فرانفکورت شد و در آنجا به مکتب فرانکفورت پیوست و به‌عنوان دستیار یکی از درخشان‌ترین اعضای این مکتب یعنی "تئودور آدورنو" مشغول به کار شد.هابرماس در سال 1961دومین دکترای خود یعنی "Habilitation" (دال بر احراز شرایط استادی و تدریس در دانشگاه و اجازه ورود به کسوت استادی دانشگاه)را از دانشگاه ماینز دریافت نمود و پس از آن تاسال 1964در دانشگاه "هایدلبرگ" به تدریس فلسفه پرداخت و از سال 1964 تا 1971 نیز در دانشگاه فرانکفورت جامعه‌شناسی و فلسفه تدریس کرد. او از سال 1972 تا 1981 مدیریت مؤسسه تحقیقات ماکس پلانک در استارنبرگ را بر عهده گرفت و پس از آن در 1984 به عنوان استاد ممتاز فلسفه تاریخ به دانشگاه فرانکفورت مهد اولیه مکتب فرانکفورت بازگشت و پس از بازگشت به فرانکفورت در 1981بزرگ‌ترین اثر خود یعنی نظریه کنش ارتباطی را در دو جلد منتشر ساخت.معمار اصلی نظریه انتقادی سرانجام پس از یک دوره تدریس در دانشگاه یوهان ولفگانگ گوته فرانکفورت که در فاصله زمانی 1982 تا 1998 اتفاق افتاد بازنشسته شد.

شاید به دلیل رفتار رسمی هابرماس باشد که اطلاع چندانی از زندگی شخصی و خانوادگی او در دست نیست؛ جز این‌که ازدواج کرده و سه فرزند دارد؛ در دوران آلمان نازی بزرگ شده و همین، نقطه آغاز بسیاری از تحولات فکری‌اش می‌باشد. به این معنا که او هم مانند بسیاری از روشنفکرانی که نازیسم را تجربه کرده‌اند، در آغاز کار روشنفکرانه‌اش سخت کنجکاو شد تا بداند چطور می‌توان ظهور نازیسم را در آلمان – کشوری با این همه اندیشه فلسفی درخشان و رهایی‌بخش – تبیین کرد و توضیح داد؟ او هم، مانند سایر روشنفکران معاصر خود، به صرافت بازاندیشی و تعیین دوباره جایگاهِ دقیقِ سنت تفکر آلمانی که این‌چنین تحقیر شده بود، افتاد.

هابرماس، در ۱۹۲۹ در دوسلدورف آلمان، به دنیا آمد. پدرش، رییس دفتر صنعت و تجارت شهر و پدربزرگش، مدیر آموزشگاه محلی بود. پس خاستگاه خانوادگی‌اش، از طبقه متوسط و اهل اندیشه‌است. تحصیلاتش را در شهر گومزباخ و در دانشگاه‌های گوتینگن، بن و زوریخ گذراند و مدتی روزنامه‌نگار بود. در ۱۹۵۴ از رساله‌اش با عنوان مطلق و مفهوم تاریخ: در بررسی تضاد بین مطلق و مفهوم تاریخ در اندیشه شلینگ دفاع کرد.

در دهه ۱۹۵۰، هابرماس آثار لوکاچ را خواند و به‌شدت تحت تأثیر قرار گرفت. بعد به مطالعه نوشته‌های دیگر متقدمان مکتب فرانکفورت روی آورد. بین سال‌های ۱۹۵۶ تا ۱۹۵۹ دستیار آدورنو شد و به این ترتیب از استادش بسیار آموخت و مجموعاً همه این‌ها باعث گردید تا اولین اثرش یعنی دگرگونی ساختاری حوزه عمومی را در ۱۹۶۲ بنویسد. مجموعه تأییدها، کاربست‌ها و نقدهای بسیار، این کتاب را – که البته با تأخیر زیاد در سال ۱۹۸۹ به انگلیسی ترجمه شد – به اثری هم‌چنان زنده و پرخواننده بدل ساخته‌است.

هابرماس، از ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۴ در دانشگاه هایدلبرگ به تدریس فلسفه پرداخت و نیز از ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۱ در دانشگاه فرایبورگ جامعه‌شناسی و فلسفه تدریس کرد. از ۱۹۷۲ تا ۱۹۸۱ مدیریت مؤسسه تحقیقات ماکس پلانک در استارنبرگ را بر عهده گرفت. پس از بازگشت به فرانکفورت در ۱۹۸۱، بزرگ‌ترین اثر خود، نظریه کنش ارتباطی را منتشر ساخت. از ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۸ نیز در دانشگاه گوته فرانکفورت به تدریس اشتغال داشت و اکنون بازنشسته شده. جز این‌ها، مطالعه پراگماتیسمِ آمریکایی و اندیشه‌ورزی در حوزه‌های متنوع فلسفی – که مغفولِ دانش‌جویان هم‌نسلش بود – او را از سایر اندیشمندان هم‌ترازش متمایز ساخته‌است.

او در مقالات و کتابهای خود از کارل پوپر، هانس گئورگ گادامر، فرانسوا لیوتار و ژاک دریدا انتقاداتی داشته و آنان را به مباحثه خوانده‌است. وی همچنین بزرگترین نظریه پرداز جنبش دانشجویی تاکنون بوده و بیشترین ارتباطات دانشگاهی و تشکیلاتی را با آنان داشته‌است. هر چند که تندروی‌های دانشجویان آلمانی در جریان انقلابات دانشجویی دهه هفتاد او را خشمگین ساخت بگونه‌ای که حرکت‌های دانشجویان را فاشیسم چپ گرا خواند. او بعدها از کاربرد شتابزده این اصطلاح پشیمان شد اما بر مواضع انتقادی خود از آنان باقی‌ماند.

منابع تأثیرگذار بر اندیشه‌های هابرماس

هابرماس به‌شدت تحت تأثیر تفکر انتقادی مارکس و مارکسیسم بوده و به‌ویژه اینکه در این اواخر خود را مارکسیست خوانده است. وی این تفکر را از طریق تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر به ارث برده است.علاوه‌بر این او منابع الهام دیگری از قبیل زیگموند فروید و مکتب روان‌کاوی و همچنین ماکس وبر نظریه‌پرداز اجتماعی لیبرال، داشته است.وی تفکر ایده‌آلیستی هگل و کانت را از طریق افرادی همچون وبر، هوسرل و شوتز دنبال می‌کند. هابرماس که وارث مکتب فرانکفورت و فلسفه اجتماعی و نظریه انتقادی آن به‌شمار می‌رود، در مواردی نیز متأثر از آموزه‌های مکتب فرانکفورت بوده است.

اندیشه

مطالعه آثار هابرماس، خواننده را پیشاروی جامعه‌شناسی قرار می‌دهد که بن‌مایه‌های قوی فلسفی دارد و این موضوع، یکی از تفاوت‌های او با فرانکفورتی‌های قدیمی‌تر است. هابرماس گرچه هم دانش‌آموخته و هم این‌روزها نمایندهٔ زنده – و به بیانی، آخرین بازمانده – مکتب فرانفکورت است؛ اما در مواردی با آن‌ها هم‌رأی نیست. از جمله این‌که زیربنا و بن‌مایه کارهای هابرماس فلسفی‌ست؛ در حالی‌که مثلاً در اندیشه‌های آدورنو و هورکهایمر – شاید جز در مقاله نظریه انتقادی و نظریه سنتی و در مانیفست ۱۹۳۷ و همین‌طور در نطق افتتاحیه هورکهایمر – تأکید زیادی بر فلسفه وجود ندارد. در یک کلام، هابرماس از پیشینه فلسفی آلمان، بسیار پرمایه‌تر از دیگر فرانکفورتی‌ها بهره برده‌است و این، خود را در نقد هابرماس به آدورنو و دیگر فرانکفورتی‌ها نشان می‌دهد، آن‌جا که سرزنش‌وار از عدمِ توجه آن‌ها به هایدگر می‌گوید. باز به همین شکل، با اینکه بسیاری از فرانکفورتی‌های نسل اول برای رهایی از نازیسم، مدتی کم و بیش طولانی را در آمریکا گذراندند، هابرماس در نقد آن‌ها از کم‌توجهی‌شان به جامعه‌شناسی آمریکایی می‌گوید. در حالی‌که خود، کاملاً از جامعه‌شناسی آمریکایی در نظریه‌پردازی سود برده‌است.

نیز، هابرماس، اشکالِ نمادین تعامل اجتماعی را به نظریه انتقادی فرانکفورت افزوده‌است و به‌هیچ‌وجه، بدبینی فرانکفورتی‌ها را نسبت به خِرَد ابزاری ندارد. او، به خرد رهایی‌بخش و بهترشدن زندگی مردم معتقد است. بن‌مایه‌های فلسفی کار هابرماس و تعلقش به مکتب انتقادی باعث می‌شود که برای جامعه‌شناسی به جز تحلیل و تبیین، وظیفه ارائه راه حل و یاری رساندن به دیگران را نیز قایل باشد و همه این‌ها، مجموعاً او را به اندیشمندی بزرگ و متفاوت بدل نموده‌است. این تفاوت را پیوزی، به خلاصه‌ترین وجه، این‌طور بیان می‌کند:

هابرماس، از توجه زیادی که به او شده در شگفت است. برای او، زندگی فکری، بازی، شغل و پرورش هوش و استعداد نیست؛ بلکه قبل از هر چیز، احساس انجامِ وظیفه‌است و همین احساسِ انجامِ وظیفه از طریقِ جدیت اخلاقی، بر تمام کارهای او سایه افکنده‌است. تنها هدفِ تحقیقاتی هابرماس، پیش‌بینی و توجیهِ جامعه بهتر جهانی‌ست که فرصت‌های بیشتری را برای نیکبختی و صلح و وحدت ممکن سازد. جامعه‌ای عقلانی‌تر و منطبق با نیازهای جمعی و نه منطبق با قدرت‌های خودکامه. هابرماس پس از فاجعه ۱۱ سپتامبر در گفتگویی مسئله ناهمزمانی تفکر و ابزار را مطرح می‌کند که در جوامع پیش و در حال گذار موجب خشونت و در نهایت تروریسم می‌شود.

نظریه کنش ارتباطی هابرماس

هابرماس در مقابل اعتقاد وبر که کنش معقول و هدفدار یعنی کار را بارزترین و فراگیرترین پدیده بشری دانسته و فعالیت انسان را به کار محض تنزل داده است، کنش ارتباطی یا عمل تفاهمی را مطرح می‌کند. هابرماس در مقابل این اعتقاد وبر اظهار داشت که نوعی از فعالیت انسانی وجود دارد که اساساً از کار ابزاری متمایز است. این فعالیت همان فعالیتی است که از طریق آن انسان‌ها تلاش می‌کنند تا با یکدیگر تماس برقرار کرده و همکاری کنند،و هابرماس از آن تحت عنوان کنش ارتباطی یاد می‌کند.این نوع کنش که با هدف رسیدن به تفاهم ارتباطی دنبال می‌شود ناظر به رابطه دوجانبه‌ای است که در آن افراد کنشگر به هیچ‌وجه در فکر موفقیت شخصی خود نبوده بلکه کنشگران از یکدیگر توقع دارند که اغراض و افعال متفاوت‌شان را از طریق اجماعی که محصول ارتباط و مفاهمه است هماهنگ کنند و اساساً تلاش برای رسیدن به توافق و درک متقابل است و بنا به گفته هابرماس افراد در وهله اول به‌سوی موفقیت‌های فردی خود سمت‌گیری نکرده بلکه هدف‌های خود را تحت شرایطی دنبال می‌کنند که بتوانند نقشه‌های کنش خود را بر مبنای تعاریف مشترک از وضعیت هماهنگ کنند. هابرماس میان عقلانیت کنش هدفدار (عقلانیت ابزاری) و عقلانیت کنش ارتباطی (عقلانیت ارتباطی) تمایز قائل شده و عقلانیت کنش ارتباطی را راه‌حل مسأله عقلانیت کنش معقول و هدفدار قلمداد می‌کند.

نگرش انتقادی هابرماس

هابرماس، نظریه انتقادی خود را بر اساس ترمیم و بازسازی نظریات مارکس، وبر، لوکاچ و مکتب فرانکفورت تدوین کرده است. در این نگرش نو، مفهوم عقلانیت، مفهومی اساسی و مرکزی است و در واقع بایستی اساسی‌ترین ویژگی نگرش انتقادی هابرماس را بازسازی نظریه عقلانی شدن جهان در اندیشه وبر دانست. در این بازسازی، هابرماس در کنار برداشت معروف وبر از عقلانیت ابزاری که تصویری از قفس آهنین جامعه مدرن نوین است، مفهوم عقلانیت ارتباطی را عرضه می‌کند که اساساً فرآیندی فرهنگی و مبتنی‌بر پیشرفت اندیشه‌ها براساس منطق درونی خود آن‌هاست.

عقلانیت ارتباطی که همان عقلانیت در قالب مفهوم کنش ارتباطی هابرماس به‌شمار می‌رود، به‌معنای از میان برداشتن موانعی است که ارتباط را تحریف می‌کنند و به‌معنای کلی‌تر، نظامی ارتباطی است که در آن افکار آزادانه ارائه می‌شوند و در برابر انتقاد حق دفاع داشته باشند.برای هابرماس عقلانی کردن عرصه زندگی به‌معنای ایجاد یک نظام ارتباطی است که در آن ایده‌ها امکان انتقاد بیابند و در واقع عقلانیت مورد نظر او به‌واسطه امکان ایجاد یک ارتباط و گفتمان فارغ از فشار بیرونی و ترس و تهدید به‌وجود می‌آید و مهم‌ترین شرط عقلانی، انتقادپذیری و دلیل‌پذیری می‌باشد. عقلانیت در عرصه کنش ارتباطی، به ارتباط رها از سلطه و ارتباط آزاد و باز انجامیده و مستلزم رهاسازی و رفع محدودیت‌های ارتباط می‌باشد.ایجاد این نوع عقلانیت در جامعه به‌عقیده هابرماس مشروط به وجود کنش ارتباطی که بر توافق و اجماع عقلانی متکی بوده، در سطح جامعه است، همچنان‌که تحقق جامعه اتوپیایی و آرمانی هابرماس نیز در گرو آزاد بودن کنشگران یک جامعه در ارتباط با همدیگر و رسیدن ایشان به درک مشترک از طریق استدلال و به دور از فشار و محدودیت می‌باشد.

در مقابل عقلانیت ارتباطی، عقلانیت مربوط به کنش معقول و هدفدرا که بدان "ابزاری" و تکنولوژیک می‌گویند و ریشه در افکار وبر دارد قرار می‌گیرد. وبر بر این باور بود که نوعی عقلانیت ویژه و منحصر به فرد در اندیشه مغرب‌زمینی وجود دارد که همان باعث ظهور و رشد نظام سرمایه‌داری شده است. این عقلانیت وبری که بدان عقلانیت رسمی نیز گفته شده است، عقلانیتی است که بی‌توجه به ارزش‌ها، ساده‌ترین و ارزان‌ترین راه را برای رسیدن به هدف انتخاب می‌کند و فقط می‌خواهد کارها به بهترین شکل (منظم با حسابگری دقیق و مدیریت علمی) انجام گیرد. خردباوری در این دیدگاه به‌معنای رشد نیروهای تولید، گسترش نظارت تکنولوژیک بر طبیعت و سرانجام گسترش شکل‌هایی از نظارت بر زندگی اجتماعی خواهد بود و در واقع این نوع عقلانیت موجب رشد نیروهای تولید و افزایش نظارت فنی بر زندگی در دنیای مدرن شده است. هابرماس در مقام نقد عقلانیت ابزاری معتقد است که عقلانیت ابزاری در عصر سرمایه‌داری باعث تضعیف و نابودی حیات فکری و فرهنگی و معنوی انسان‌ها گشته‌اند.به نظر او وظیفه نگرش انتقادی آن است که دقیقاً جایگاه‌های شیء‌گونگی و عقلانیت ابزاری و نیز فضاهایی که هنوز دستخوش این فرآیند نگردیده‌اند را پیدا کند و بتواند دیدگاهی تئوریکی توسعه دهد که براساس آن اجازه بازسازی معنی و تعهد در زندگی اجتماعی را داشته باشد.از این‌رو هابرماس در مقابل مفهوم عقلانیت ابزرای، فرآیند مثبت و رهایی‌بخش عقل ارتباطی و تفاهمی را مطرح می‌کند و معتقد می‌شود که بایستی از گسترش و نفوذ عقلانیت ابزاری به حوزه زیست‌جهان جلوگیری کرد و منطق کنش ابزاری فقط به نظام (دولت و مؤسسات بزرگ و نهادها) محدود گردد و در عوض منطق کنش ارتباطی و عقلانیت ارتباطی را بر زیست‌جهان حاکم کرد. تز اصلی نظریه انتقادی هابرماس این است که لیبرالیسم مادامی که در پیوند تنگاتنگ با سرمایه‌داری بوده و به تبع آن در تحکیم سلطه عقلانیت ابزاری و ستم نظام کارمزدی نقش ایفا می‌کند هرگز قادر به حمایت و تقویت ایده‌ال‌های خود نخواهد بود.

جهان‌زیست (زیست‌جهان) و نظام

هابرماس، در تئوری کنش ارتباطی دو مفهوم جهان‌زیست (Life World) و "نظام" (System) را در تقابل با همدیگر مطرح می‌کند. جهان‌‌زیست را باید همان جهان معنی و کنش ارتباطی و توافق و رابطه ذهنی بین انسان‌ها دانست، جهانی که یک مفهوم مکمل برای کنش ارتباطی بوده و فضایی است که در آن کنش ارتباطی صورت می‌گیرد.این فرایند شامل حوزه‌ای از تجربیات فرهنگی و کنش‌های متقابل ارتباطی بوده که به‌طور اساسی قابل درک و ذاتاً آشنا هستند و پایه‌ای برای تمام تجربیات زندگی به‌شمار می‌روند. مولفه‌های اساسی این فرایند عبارت‌اند از: فرهنگ، شخصیت و جامعه.

اما نظام یا سیستم، همان فرایند عقلانیت ابزاری است که حوزه‌های عمده‌ای از جهان‌زیست را تسخیر کرده است. هابرماس که نظام را جدای از جهان‌زیست می‌داند، اقتصاد، سیاست و خانواده را به‌عنوان اجزاء اصلی نظام طبقه‌بندی کرده و معتقد است که قدرت و پول عناصر اساسی نظام را تشکیل می‌دهند. وی از تمایز بین نظام و جهان‌زیست برای انتقاد از جامعه معاصر استفاده کرده و استدلال می‌کند که در عصر سرمایه‌داری پیشرفته، حوزه‌های وسیعی از جهان‌زیست در درون نظام مستحیل و بر حسب سیستم اقتصادی و نظام قدرت بازسازی شده است. از دید هابرماس در جوامع صنعتی جدید، کنش معقول و ابزاری حوزه کنش تفاهمی و ارتباطی را در خود هضم کرده و اعمال متکی بر محاسبات عقلانیت ابزاری، بخش اعظم کنش‌های افراد را تشکیل می‌دهد. او حاصل وضعیت فعلی سلطه نظام بر جهان‌زیست را از دست رفتن معنا، تزلزل هویت جمعی، بی‌هنجاری، بیگانگی و شئ‌گونگی جامعه قلمداد می‌‌کند.

هابرماس و حوزه عمومی

هابرماس مدرنیته را پروژه‌ای ناتمام می‌داند که در صورت تلاش و کسب موفقیت انسان در به کمال رساندن آن، سرنوشت و آینده‌ای مثبت در انتظار جامعه بشری خواهد بود. وی رمز این موفقیت را در ارتباط جستجو کرده و شاه‌کلید آن را کنش ارتباطی انسان معرفی می‌کند. هابرماس در مقام پاسخ‌گویی به این سؤال که حال چگونه می‌توان این‌گونه کنش (کنش ارتباطی) را ترویج داد؟ مسأله حوزه عمومی را مطرح می‌کند. در واقع وی رهایی از سلطه را در گرو ممکن ساختن کنش ارتباطی دانسته و عرصه عمومی یا حوزه عمومی و یا به‌عبارت دیگر گستره همگانی را پایه‌‌ای برای این کنش به‌شمار می‌آورد که در صورت بسط و رهایی از هرگونه تحدید می‌تواند فضای ارتباط و گفتگو را مهیا کند.

حوزه عمومی مورد نظر هابرماس همان حوزه سیاست و اجتماع است که افکار عمومی می‌توانند در آن به‌طور آزادانه به گفتگو بپردازند و به‌عبارت بهتر افراد در حوزه عمومی از طریق مفاهمه و استدلال و در شرایطی عاری از هر گونه فشار، اضطرار یا اجبار دورنی یا بیرونی و بر مبنای آزادی و آگاهی تعاملی و در شرایط برابر برای تمام طرف‌های مشارکت‌کننده در حوزه مذکور، مجموعه‌ای از رفتارها، مواضع و جهت‌گیری‌های ارزشی و هنجاری را تولید می‌کنند که در نهایت به‌صورت ابزاری مؤثر برای اثرگذاردن بر رفتار و عملکرد دولت به‌ویژه در عقلانی کردن قدرت دولتی عمل می‌کنند. حداقل تصور از این حوزه همان بحث آزاد و باز بوده که در آن تصمیم‌گیری به‌وسیله استدلال عقلانی صورت می‌پذیرد و به‌عبارت دیگر گستره همگانی فضای اظهارنظر، مکالمه و بحث چارچوبی در مسایل همگانی به‌صورتی است که هر کس بالقوه حق و قدرت شرکت در این فضا را دارد و هیچ کس را امتیازی نسبت به دیگران در این فضا نیست.

نانسی فریزر (Nancy Fraser, 1992) مفهوم حوزه عمومی هابرماس را به اختصار این‌گونه توصیف کرده است: «این مفهوم، تئاتری را در جوامع مدرن مشخص می‌کند که در آن مشارکت سیاسی از طریق گفتگو اجرا می‌شود.حوزه عمومی فضایی است که در آن شهروندان درباره امور مشترکشان گفتگو می‌کنند و از این‌رو عرصه نهادینه کنش متقابل گفتگویی است.» شایان ذکر است که به‌لحاظ تاریخی، مهم‌ترین نقش را در گستره همگانی، نشریه‌ها و روزنامه‌ها داشته‌اند.

هابرماس و مشروعیت

مشروعیت که به مفهوم تأیید و به رسمیت شناختن شایستگی یک نظام سیاسی می‌باشد، در اندیشه هابرماس به‌معنای آن است که دلایل خوب و درستی در تأیید ادعای یک نظم سیاسی مبنی‌بر اینکه نظمی صحیح و عادلانه است وجود داشته باشد.به عبارت دیگر هرگاه نظم سیاسی بتواند استدلال‌های مناسبی بر اثبات ادعای خود مبنی‌بر اینکه نظمی صحیح و عادلانه به رسمیت شناخته‌شده اقامه نماید، در آن صورت نظم سیاسی مشروعی خواهد بود. بر اساس این تعریف، مفهوم مشروعیت فقط در مورد نظم‌های سیاسی و جوامع برخوردار از دولت یعنی در مورد جوامعی که در چارچوب ساختارهای سلطه سیاسی اداره می‌شوند، می‌تواند کاربرد داشته باشد که در این صورت مفهوم قدرت مشروع فقط زمانی معنا می‌یابد که ساختارهای سیاسی مقتدر را مفروض بگیریم.

از نظر هابرماس زمینه‌های اساسی ایجاد و بحران مشروعیت در جوامع سرمایه‌داری جدید عبارت‌اند از:

1. کاهش ارتباط عمومی و توده‌ای؛

2. دخالت دولت در اقتصاد؛

3. تسلط دانش بر زندگی جمعی و تسلط دولت بر آن، که در نتیجه موجب کنترل تکنولوژیکی بر جامعه و زندگی افراد شده است.

4. تناقض‌های طبقاتی و تحمیل منافع سرمایه‌دارها بر توده مردم از ناحیه دولت.

این عوامل می‌توانند عدم وفاداری مردم به نظام سیاسی خود و بی‌انگیزگی آن‌ها برای ادامه حیات با آن نظام را به‌دنبال داشته باشد.

وجوه تمایز افکار هابرماس و وبر

نقطه جدایی اصلی هابرماس از وبر این است که هابرماس کنش ارتباطی را بارزترین و فراگیرترین پدیده بشری می‌داند که بنیاد سراسر زندگی اجتماعی و فرهنگی و نیز همه علوم انسانی را تشکیل می‌دهد، در حالی که وبر بر کار کنش معقول و هدفدار تأکید می‌کند و اساساً فعالیت انسان را به کار تنزل می‌دهد.وبر در مقام فیلسوف و نظریه‌‌پرداز اجتماعی به جنبه‌های بین‌ذهنی و ارتباطی بی‌توجه ماند و به بیان هابرماس نتوانست میان دو عنصر شناختی که از نظر تحلیلی سازنده نوع بشر بودند یعنی کار کردن (یا کار به‌عنوان کنش معقول)و کنش ارتباطی یا کنش متقابل اجتماعی و یا به‌عبارت دیگر کنش نمادین، تمایز قائل شود.این امر در حالی بود که هابرماس میان کار و کنش متقابل تمایز قائل شد و علاوه‌بر مقوله کار اجتماعی، مقوله ارتباط اجتماعی را نیز در تحولات جامعه سهیم دانست.

آثار هابرماس

از مهم‌ترین کتب و آثار هابرماس می‌‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

•   نظریه و عمل (1963)

•   به سوی جامعه عقلانی (1967)

•   درباره منطق علوم اجتماعی (1967)

•   ارتباط و تحول جامعه (1976)

•   نظریه کنش ارتباطی (1981)

•   معرفت و منافع انسانی (1971)

•   بحران مشروعیت (1976)

•   شناخت و علایق انسانی (1971)

•   گفتمان فلسفی مدرنیته (1985)

•   قدرت رهایی‌بخش نمادها

•   تحول ساختاری حوزه عمومی

•   آگاهی اخلاق و کنش ارتباطی (1983)

•   مقولات فلسفی نوگرایی(1985)

•   اندیشه پسا‌متافیزیکی (1988)

منابع تأثیرگذار بر اندیشه‌های هابرماس

هابرماس به‌شدت تحت تأثیر تفکر انتقادی مارکس و مارکسیسم بوده و به‌ویژه اینکه در این اواخر خود را مارکسیست خوانده است. وی این تفکر را از طریق تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر به ارث برده است.علاوه‌بر این او منابع الهام دیگری از قبیل زیگموند فروید و مکتب روان‌کاوی و همچنین ماکس وبر نظریه‌پرداز اجتماعی لیبرال، داشته است.وی تفکر ایده‌آلیستی هگل و کانت را از طریق افرادی همچون وبر، هوسرل و شوتز دنبال می‌کند. هابرماس که وارث مکتب فرانکفورت و فلسفه اجتماعی و نظریه انتقادی آن به‌شمار می‌رود، در مواردی نیز متأثر از آموزه‌های مکتب فرانکفورت بوده است.

هابرماس و رسانه

از نگاه هابرماسی، سرشت همه جایی و همه شمول رسانه ها، هیچ راهی برای شکل گیری و بالیدن تفکر انتقادی یا کنش انتقادی برای افراد باز نمی‌گذارد. وقتی قدرت برخورد انتقادی و سازنده ی افراد با دانش و اطلاعاتی که از بالا دریافت می کنند به یغما می رود، آنان به صورتی منفعل و منزوی در زیست‌جهان به سر می برند و روال ها مکرر روزمره را بدون تفکر می پذیرند و ان را صرفاً ً طبیعتی ثانوی به شمار می آورند. (swingewood,1997 : 77)

هابرماس در ایران

او که به دعوت مرکز گفتگوی تمدن‌ها به ایران آمده بود، در روز ‎۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۱ در دانشگاه تهران به سخنرانی پرداخت. در این سخنرانی او به نقد جامعهٔ سکولار غرب و نتایج سکولار شدن جامعه پرداخت و به سوالات حاضربن پاسخ داد. وی پس از بازگشت به آلمان، در مصاحبه‌ای با فرانکفورتر آلگماینه وقایع سفر و نتایج آن را شرح داد. او در زمان حضورش در ایران با محسن کدیور، سعید حجاریان و جمعی دیگر از اصلاح‌طلبان دیدار داشته و نظر خود را در رابطه با اصلاحات و تعیین میزان پیشروی آن را با این افراد در میان گذاشته‌است.

منابع

  1. فرهنگ و زندگی روزمره - اثر اندی بنت - ترجمه ی لیلا جوافشانی/ حسن چاوشیان - نشر اختران - چاپ اول ۱۳۸۶ - ص ۳۱-۳۲
  2. نوذری، حسینعلی (۱۳۸۱)؛ بازخوانی هابرماس؛ چاپ اول؛ تهران: نشر چشمه
  3. وایت، استیون (۱۳۸۰)؛ خرد، عدالت و نوگرایی: نوشته‌های اخیر یورگن هابرماس؛ ترجمه محمد حریری اکبری؛ چاپ اول؛ تهران: نشر قطره
  4. پیوزی، مایکل (۱۳۷۹)؛ یورگن هابرماس؛ ترجمه احمد تدین؛ چاپ اول؛ تهران: نشر هرمس
  5. وبستر، فرانک، نظریه‌های جامعه اطلاعاتی، ترجمه اسماعیل قدیمی(تهران: قصیده سرا ۱۳۸۳ چ۲)
  6. نوذری، حسینعلی؛ نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت در علوم اجتماعی و انسانی، تهران، آگه، 1386، چاپ دوم، ص355.
  7. ریتزر، جورج؛ نظریه جامعه‌شناسی در دوران معاصر، محسن ثلاثی، تهران، علمی، 1388، چاپ چهاردهم، ص754 و کیویسیو، پیتر؛ اندیشه‌های بنیادی در جامعه‌شناسی، منوچهر صبوری، تهران، نی، 1380، چاپ دوم، ص107.
  8. آزاد ارمکی، تقی؛ نظریه‌های جامعه‌شناسی، تهران، سروش، 1376، چاپ اول، ص154 و حریری اکبری، محمد؛ پیشگفتار کتاب خرد، عدالت و نوگرایی (اثر استیون وایت)، تهران، قطره، 1380، چاپ اول، ص14 و نوذری، حسینعلی؛ پیشین، ص356-355.
  9. لیدمان، سون اریک؛‌ تاریخ عقاید سیاسی از افلاطون تا هابرماس، سعید مقدم، تهران، اختران، 1384، چاپ دوم، ص379.

10. کار ابزاری، فعالیتی است که انسان به کمک ابزار یا ماشین یا به‌طور خلاصه در یک فرآیند تکنیکی، بخشی از هستی، را مطابق نیاز و خواستش تغییر می‌‌دهد.

11. هابرماس، یورگن؛ نظریه کنش ارتباطی، کمال پولادی، تهران، روزنامه ایران، 1384، چاپ اول، ج1، ص390، ریتزر، جورج؛ پیشین، ص213 و رزاقی، افشین؛ نظریه‌های ارتباطات اجتماعی، تهران، آسیم، 1385، چاپ دوم، ص23.

12. بشیریه، حسین؛ تاریخ اندیشه‌های سیاسی در قرن بیستم؛ اندیشه‌های مارکسیستی، تهران، نی، 1376، چاپ اول، ص223-222.

13. عضدانلو، حمید؛ آشنایی با مفاهیم اساسی جامعه‌شناسی، تهران، نی، 1386، چاپ دوم، ص427-426 و 416 و  ریتزر، جورج؛ پیشین، ص214-213 و مهدوی‌، محمدصادق و مبارکی، محمد؛ تحلیل نظریه کنش ارتباطی هابرماس، فصلنامه علمی و پژوهشی علوم اجتماعی، 1385، شماره 8، ص2 و علی‌خواه، فردین؛ کنش ارتباطی و زبان در اندیشه‌ هابرماس، فصلنامه راهبرد، 1376، شماره 13، ص73.

14. بهرامی، کمیل نظام؛ نظریه رسانه‌ها، تهران، کویر، 1388، چاپ اول، ص85-84 و مهدوی‌، محمدصادق و مبارکی، محمد؛ پیشین، ص11.

15. هابرماس، یورگن؛ پیشین، ج2، ص194 و 200 و بهرامی، کمیل نظام؛ پیشین، ص84 و مبارکی، محمد و مهدوی، محمدصادق؛ پیشین، ص12.

16. بشیریه، حسین؛ پیشین، ص225 و مبارکی، محمد و مهدوی، محمدصادق؛ پیشین، ص14 و رزاقی، افشین؛ پیشین، ص24.

17. رزاقی افشین، پیشین، ص24 و مهدوی‌، محمدصادق و مبارکی، محمد؛ پیشین، ص3.

18. هاو، ا. لسلی؛ یورگن هابرماس، جمال محمدی، تهران، گام نو، 1387، چاپ اول، ص75.

19. رزاقی، افشین؛ پیشین، ص41 و بهرامی، کمیل نظام؛ پیشین، ص82-81 و ریتزر، جورج؛ پیشین، ص212.

 

دورکین؛ فیلسوف عدالت و اخلاق

زندگینامه

پروفسور رونالد دورکین (2013-1931)، استاد فلسفه حقوق آکسفورد و نیویورک، در عیدالعشاق با عشق به برابری و اخلاق روی در نقاب خاک کشید. وی در هاروارد و آکسفورد تحصیل کرد و کرسی تدریس فلسفه حقوق را در دانشگاه آکسفورد از کسی به ارث برد که منتقد سرسخت او بود. دورکین هیچگاه با اندیشه اثبات گرای پروفسور هربرت هارت که سکه زمانه بود هم دلی نیافت. نخستین کارهای خود را در نقد مفهوم «قاعده مدار» قانون نوشت و با تمرکز بر برداشت «اصل بنیاد» از قانون نگاهی متفاوت به حقوق پیش نهاد. وی نه با نگاه طبیعی به قانون موافق بود که راه نقد آن را می بست و نه نگاه اثبات گرا را می پسندید که قانون را به واقعیت های اجتماعی فرومی کاست.

نگاه او قانون را در زمینه ای اخلاقی می نشاند، اما این دو را یکسان نمی گرفت. دورکین در پی ارائه بهترین تفسیر از بیشترین داده های حقوقی در نظام حقوقی کشور بود. از این رو، برای برساختن نظریه «قانون به مثابه امر همگرا» از دو معیار «تطبیق» (با بیشترین داده های نظام حقوقی) و «عدالت» (در تفسیر آن داده ها) بهره می برد. پیداست در این مسیر وامدار روش «توازن تاملی» بود که معرفت شناسان و نظریه پردازان اخلاق و عدالت مطرح کرده بودند. پروفسور دورکین هم در فلسفه هنجاری حقوق نظریه پردازی می کرد و هم در فلسفه تحلیلی حقوق. از این رو، به تعبیر وی، در دو جبهه نبرد فکری داشت. در بخش هنجاری، با سودگراها درآویخته بود. به گمان او، سودگرایی با تناقضی بنیادین روبه روست، چرا که باید از اصل برابری انسان ها آغاز کند، اما از میانه راه ناگزیر است این اصل را به قیمت قربانی کردن حق اقلیت بر توجه و احترام برابر کنار بگذارد. بنابراین، در این جبهه، دورکین منادی نظریه حق گرا بود. حق ها باید چون برگ برنده در مقابل سیاست ها و برنامه های ناقض برابری و کرامت کش عمل کنند. در بخش تحلیلی، او نمی پذیرفت که نظام حقوقی به مجموعه یی از قواعد محدود است. دورکین با معرفی «دعاوی دشوار» نشان داد که در برخی از پرونده های قضایی، با وجود قواعد روشن، نمی توان به تصمیمی عادلانه رسید. بنابراین، اصول نیز در کنار قواعد در نظام حقوقی نقش ایفا می کنند. اصول اما همانند قواعد نیستند و اجرای آنها نیازمند تفسیر است، چه بر خلاف قواعد به شکل همه یا هیچ اجرا نمی شوند و اعمال آنها بر موقعیت های خاص درجه بردار است. اصول هویت هایی تفسیر بردارند. تفسیر آنها نیز در راستای اقتضائات اخلاق و عدالت است. در یک کلام، دورکین مدافع نظریه «حق گرا» و «تفسیری» درباره قانون بود. «امیراطوری قانون» از دید او بر اساس برابری باید بنا می شد که برآمده از کرامت انسان و جان حق و عدالت بود. وی با آنکه «آزادی خواه» بود، تفسیری «برابری گرا» از آن ارائه می داد و از این رو، در زمره «آزادی خواهان برابری گرا» به شمار می آمد. طرفه آنکه، دورکین همواره نظریه خود را در حیات سیاسی کشورش به کار می بست و از جمله آرای دیوانعالی ایالات متحده را با جدیت و دقت زیر نظر داشت. بسیاری از نوشته های او در واقع در واکنش به آرای آن دیوانعالی بوده است. از دیگر سو، همانند پیشکسوت فکری اش جان رالز، در زندگی فردی بسیار اخلاقی و حق گرا بود. هم حق پذیر بود و هم حق گرا. این را در رفتارش در کلاس و دانشگاه به روشنی می دیدیم. حق این بود که در روز عشق با وجودی پر از عشق به انسان و برابری دست از این جهان پرآشوب بشوید او در لندن، در 81 سالگی تسلیم لوسیمی شد. خدایش رحمت کناد.

رویکرد حقوق تفسیری

فیلسوفان حقوق از سه دیدگاه در باره ارتباط میان حقیقت حقوقی و حقیقت اخلاقی یعنی میان حقوق «آن گونه که هست» و «آن گونه که باید باشد» سخن به میان آورده‌اند. دیدگاه اثبات‌گرایی حقوقی اصرار می‌ورزد که «استدلال حقوقی» تماماً با واقعیت بیرونی ارتباط دارد. از این رو برای تعیین این که چه چیزی قانون است، «صرفاً» بایستی ببینیم چه چیزی از طرف مقامات، قانون اعلام شده است. مقامات مزبور آنانی هستند که در چشم مردم به طور مشروع صاحب اقتدار لازم برای چنان اعلامی شده‌اند. همچنین می‌توان به واقعیت‌های تاریخی از جنس یاد شده مراجعه کرد، به این معنا که ببینیم در گذشته صاحبان مشروع قدرت چه چیزی را قانون اعلام کرده‌اند. دیدگاه نخست هیچ چیز دیگری را برای تشخیص «قانون» لازم نمی‌داند. طبق این نظر اگر چه باورهای اخلاقی رایج در یک جامعه به احتمال بسیار زیاد بر فرایند قانونگذاری تأثیر گذارنده‌اند ولی رابطه ضروری میان حقایق حقوقی و اخلاقی وجود ندارد. همینطور ملاحظات انتزاعی اخلاقی در تعیین این که حقوق «چیست»، هیچ نقشی بازی نمی‌کنند.

بر اساس دیدگاه دوم که یک قرائت از نظریه معروف حقوق طبیعی است، استدلال حقوقی عیناً همان استدلال اخلاقی خواهد بود. تا آنجا که، دست کم در امور بنیادین تنها قانون واقعی در هر جامعه‌های قانون اخلاقی است و اگر قانونگذار قانونی را برخلاف قانون اخلاقی مزبور برگزیند، آن قانون از اعتبار ساقط است. مطابق این دیدگاه، سیستم ادعایی حقوقی یک نظام دیکتاتوری مانند آلمان نازی، اصلاً حقوق نیست.

در دیدگاه سوم و از نظر دورکین، استدلال حقوقی به جای آن که صرفاً به توصیف یا قضاوت در باره تاریخ حقوق بنشیند، آن را «تفسیر» می‌کند. این دیدگاه به دنبال گونه‌ای از صورتبندی دوباره آرای حقوقی گذشته است که با واقعیات تاریخ حقوق بیشترین «سازگاری منطقی» را داشته و از بالاترین «جذابیت اخلاقی» برخوردار باشد. واقعیات تاریخی مزبور عبارتند از قوانین مصوب قانونگذاران گذشته، احکام قطعی صادر شده توسط دادرسان پیشین و سنت‌های اخلاقی و سیاسی جامعه. حال اگر استدلال حقوقی را بدین گونه «تفسیری» بدانیم، این استدلال صرفاً یک تفحص تاریخی و یا یک تحلیل انتزاعی در باره این که چه قواعد یا اصولی متناسب با یک ایده‌آل عادلانه هستند، نبوده بلکه ترکیبی از هر دو را در بر دارد.

بی طرفی اخلاقی حکومت

بخش عمده از نظریه پردازی‌های دورکین مربوط به مفهوم حق و ارتباط بین مردم و حکومت درباره این مفوم است. به نظر او، حکومت باید در خصوص آنچه می توان راجع به زندگی خوب گفت یا آنچه به زندگی ارزش می‌بخشد، بی طرف باشد. از آنجا که شهروندان جامعه در برداشت هایشان از آنچه زندگی را ارزشمند می سازد متفاوتند، اگر یک برداشت را بر بقیه ترجیح دهد با آنها برابر رفتار نکرده است؛ خواه به دلیل آن باشد که نهادهای حکومتی آن برداشت را ذاتا مرجح می دانند خواه شمار بیشتری یا گروه های قدرتمند جامعه چنین باوری دارند.

دورکین در پی ترسیم نظریه عدالتی اساسا حق مدار است; اما نقطه محوری در اندیشه دورکین حق مدارانه بودن تحلیلهای اوست. از دید دورکین تضمین حقوق افراد نقطه محوری عدالت و تضمین عادلانه بودن و در نتیجه اخلاقی بودن سیستم است. به دیگر سخن تضمین حقوق بنیادین بشر، شرط اصلی تحقق عدالت در جامعه است. آموزه اصلی در اندیشه او این است که تمام افراد جامعه از حقوق بنیادین برابر برخوردارند. تا زمانی که نظام حقوقی در پی تحقق این آموزه اخلاقی است، جهت‌گیری آن جهت گیری عادلانه است. در اندیشه اخلاقی دورکین، حق‌ها به عنوان برگ برنده ایفای نقش می‌کنند و در ارزیابی‌های اخلاقی حرف آخر را می زنند.

در بیان اجمالی نظریات اخلاقی حق مدار، تاثیر این رویکرد اخلاقی بر نظام‌های حقوقی، محوریت حقوق بنیادین بشر، در جهت گیری‌های حقوقی است. بنابراین تمام شعبه های حقوق اعم از حقوق مدنی، جزا، بین‌الملل، اداری و اساسی و... همه باید به سمت تضمین و حمایت از حقوق بنیادین بشر، جهت گیری نمایند. هدف و غایت نظام حقوقی باید تحقق عدالت باشد. عدالت در رویکرد اخلاقی حق مدار در نهایت، در تضمین حقوق بنیادین بشر، محقق می شود. اسناد حقوق بشری، مقررات حقوقی، آراء قضایی همه و همه در واقع متاثر از حق‌های اخلاقی انسان خواهد بود.

حق چون برگ برنده

دورکین در مقاله‌ای با عنوان «حق چون برگ برنده» (Rights as trumps) بهترین معناى حق را برگى برنده می داند که در برابر دلایل موجه تصمیمات سیاسى بگیریم و بطور کلى به دنبال منافع جامعه هستند. دورکین حق‌هاى بنیادین را، به منزله برگ‌هاى برنده‏اى دانسته که حکومت نمى‏تواند به سادگى و تحت عنوان مصلحت جمعى آنها را کنار بزند.

بهترین معناى حقوق (Rights) این است که آنها را برگ‌هاى برنده، در برابر توجیهات مبنایى تصمیمات سیاسى که هدف را براى جامعه بطور کلى بیان مى‏کنند، بگیریم. اگر کسى حق انتشار یک نشریه را داشته باشد، بدین معناست که به هیچ دلیلى درست نیست که مقامات در جهت نقض آن حق رفتار کنند، حتى اگر  بر این باور باشند که با نقض حق مزبور وضع جامعه بطور کلى بهتر مى‏شود.

البته نظریه‏هاى بسیار گوناگونى درباره این که چه چیزى به نفع کل جامعه است وجود دارند، یعنى نظریه‏هاى گوناگون درباره این که هدف عمل سیاسى چه باید باشد. یک نظریه برجسته نظریه سود - انگارى (Utilitarianism) در شکل‌هاى آشناى آن است که فرض مى‏گیرد هنگامى جامعه در وضع بهترى قرار دارد که اعضاى آن جامعه بطور میانگین خوشبخت‏تر باشند یا بیشتر ترجیح‌هایشان را برآورده سازند. البته نظریه‏هاى گوناگون دیگرى درباره هدف راستین سیاست وجود دارند. تا حدى استدلال به نفع یک حق سیاسى باید بدین بستگى داشته باشد که کدام یک از آن نظریه‏ها درباره اهداف مطلوب پذیرفته شده است، بدین معنا که استدلال مزبور باید به این بستگى داشته باشد که حق یاد شده، مى‏خواهد بر کدام توجیه، مبنایى کلى براى تصمیمات سیاسى حاکم شود. در بحث زیر این را فرض مى‏گیرم که توجیه مبنایى مورد توجه ما شکلى از سود انگارى است که برآورده ساختن شمار هر چه بیشتر اهداف مردم در زندگى شان را به عنوان هدف سیاست‏برگزیده است. فکر مى‏کنم که نظریه مزبور هنوز پرنفوذترین توجیه مبنایى است، دست کم به شکل غیر رسمى که در حال حاضر در سیاست دموکراسی‌هاى غربى حضور دارد.

بنابراین فرض کنید مى‏پذیریم که یک تصمیم سیاسى در صورتى موجه است که قول بدهد شهروندان را خوشبخت‏تر سازد یا در مقایسه با هر تصمیم دیگرى شمار بیشترى از ترجیح‌هاى آنان را، بطور میانگین، عملى سازد. فرض کنید مى‏پنداریم که تصمیم به جلوگیرى کامل از انتشار یک نشریه در واقع معیار یاد شده را تامین مى‏کند، چرا که خواست‌ها و ترجیح‌هاى اکثریت، شامل ترجیح‌هاى آنان درباره این که چگونه دیگران باید زندگى خود را هدایت کنند، سنگین‏تر از خواست‌ها و ترجیح‌هاى ناشرین و خوانندگان آن نشریه است.

حق برابری و رفاه اجتماعی

برابری یعنی آزادی از تبعیض غیرمنصفانه و رفتار برابر در مقابل قانون و بر اساس قانون. بررسی تأثیر متقابل «حقوق» و ضمانت‌های رفاه اجتماعی تصدیق می‌کند که برابری در جامعه‌ای به منصه ظهور می‌رسد که به عدالت اجتماعی‌، دموکراسی و کرامت انسانی متعهد است‌. همچنین این جامعه نیازمند حرکت از ضمانت‌های شکلی به سمت مفهوم ماهوی برابری است‌. توجیه اصلی گسترش بسیاری از فعالیت‌های رفاهی دولت‌، تعقیب اهداف برابر و مساوات بوده است که بنابر آن می‌توان از طریق هزینه‌های عمومی در خدمات اجتماعی به نوعی از برابری دست یافت‌.

در این زمینه دورکین دو گونه حق را برمی‌شمارد؛ اول حق‌هایی است که تمامی افراد باید به طور مساوی از آن برخوردار شوند مانند آزادی بیان‌، دوم حق‌هایی است که باید در مورد آنها با شهروندان به طور مساوی برخورد کرد یعنی شهروندان برابر در نظر گرفته می‌شوند‌، اما بنابر ماهیت این حق‌ها می‌توان رفتار نابرابر با افراد داشت که حق‌های رفاهی در این مقوله می‌گنجند‌.

با این توجیه به نظر می‌رسد که مشکل باز توزیع ثروت و امکانات در دولت رفاه حل می‌شود‌. مساله باز توزیع را می‌توان در پیوندی تنگاتنگ با «تبعیض معکوس» که به معنای تبعیضی که در نتیجه سیاست‌های حمایتی از اقلیت‌ها علیه اعضای گروه اکثریت اعمال می‌شود یا «تبعیض مثبت» یعنی خط مشی اعمال تبعیض سازنده به نفع گروه‌های اقلیت که سالیان متمادی از تبعیض منفی در رنج بوده‌اند نیز دانست‌.

پرسش‌هایی پیرامون نافرمانی مدنی   

دورکین جمله معروفی دارد:« قانون بودن یک چیز است و خوب و بد بودن آن چیز دیگر (یعنی نمی توان گفت قانون بد، قانون نیست)». با این دیدگاه وی به مواجهه قانون و مردم می‌پردازد و در این زمینه سه مثال و پرسش طرح می‌کند:

  1. فرض کنید قانونی تصویب شود که پناه دادن به بردگان فراری را جرم بداند. در این صورت، باید با این قانون، چگونه برخورد نمود؟  اگر برده ای که به دنبال آزادی طبیعی خویش به فرار دست زده است به فردی پناه ببرد، آیا این شخص با پشتوانه همین قانون موظف است برده را به مرجع قانونی بازگرداند؟ و یا نه باید از انجام این کار سر باز زند و یاری رسان آزادیش شود؟
  2. سیاهانی که به دلیل رنگ پوست از نابرابری  و تبعیض های حقوقی رنج می برند در برابر این قانون ها، چگونه باید برخورد نمایند؟ و یا شهروندان آمریکایی که به جنگ آمریکا و ویتنام اعتراض دارند، چه باید بکنند؟ آیا در زمان جنگ مجاز به قانون شکنی می باشند؟
  3. آیا مردم مخالف برپایی و استقرار موشک های آمریکایی در اروپا که می اندیشند این کار بسیار نابخردانه و خطرناک است و به زیان صلح و آرامش در اروپا تمام خواهد شد، حق قانون شکنی دارند؟

درباره سه پرسش بالا که در جستار " نافرمانی مدنی" جای می گیرند، دورکین مثال نخست را نمونه ای از  نافرمانی" اخلاق بنیاد" می داند. آسان‌تر این که وی معتقد است در این نمونه، قانون انجام کاری خلاف وجدان بشری و غیراخلاقی را خواستار است. دراین سان، دورکین قانون شکنی را روا می داند.

درباره مثال دوم، سخن از نافرمانی "عدالت بنیاد" به میان می آید. دراین جا  قانون در پی نقض امری عادلانه بر آمده است ونه دستوری اخلاقی. پیداست که این دو از یک گوهر نیست. دراین صورت اشخاص باید تمامی راه های عادی سیاسی را برای تغییر برنامه های مورد اعتراض شان، از راه های قانونی طی کنند. آنان نباید تا زمانی که این راه های عادی سیاسی امید موفقیت را از بین نبرده اند، دست به قانون شکنی بزنند. همچنین باید در این باره از دو نوع راهبرد ترغیبی و غیرترغیبی کمک گرفت. در راهبرد ترغیبی اصل و اساس گفتگو با طرف دیگر است تا او را ناگزیر به شنیدن سخنان و استدلال های خویش و درنهایت دگرگونی برنامه غیرعادلانه نمود. اما در گام بعدی، اگر راهبرد ترغیبی دستاوردی نداشت و کامیاب نبود باید از راهبرد غیرترغیبی، با بالا بردن هزینه اجرای قانون و پدید آوردن دردسر در پی اعتراض برآمد.

درباره مثال سوم که دورکین آن را نافرمانی "سیاست بنیاد" می‌داند تنها راهبرد ترغیبی را سفارش می‌کند. به دیگر سخن، چنانچه به سیاستی اعتراض شود که نابخردانه می نماید، معترضان به هیچ سان، از راهبرد غیرترغیبی نباید بهره بگیرند و قانون را نقض کنند.  اعتراض تنها باید در چارچوب قانون پی گیری شود.

دورکین را جدی نگیریم

برایان لیتر(Brian leiter ) در مقاله ای با عنوان «پایان امپراتوری»، دورکین و فلسفه حقوق در قرن21، جایگاه رونالد دورکین در فلسفه حقوق را به طرز فجیعی به چالش کشیده است. آنچه او را به این کار واداشته اقدام یک سایت اینترنتی در اعلام دورکین به عنوان تاثیرگذارترین چهره تئوری حقوقی معاصر انگلوآمریکایی و یکی از دو یا سه نویسنده معاصر که طی دو قرن اخیر از سوی صاحب نظران حقوقی آثار وی با اقبال روبرو شده است. او چنین ارزیابی راجع به دورکین را مبالغه آمیز می داند؛ هر چند بر تاثیر بلند مدتش بر حوزه برابری صحه می گذارد.

لیتر وضعیت دورکین را در فلسفه حقوق همانند وضعیت اسکینر در روانشناسی یا دریدا در تئوری ادبی می داند. بدین معنا که راهی را که آنها زمانی نشان دادند، محرکی بود برای تحقیقات جدید، اما در پایان به مسیری عاری از منطق فروافتادند. ولی نکته جالب ماجرا در مورد دورکین این است، بسیاری از حوزه هایی که به کوره راه دورکینی فروافتادند، از آن دسته کارهایی نبودند که به صورت کلی در فلسفه حقوق کار می شدند.

نویسنده در مقاله خود، ادعا می کند که در بسیاری از قلمروهایی که حقوق و فلسفه در دهه های اخیر تحرک ایجاد کرده اند، کارهای دورکین عمدتا بی ارتباط است. دیگر اینکه، در حوزه هایی که دورکین موثر بوده است، یعنی حوزه حقوق و قضاوت، نقطه نظرانش، متاسفانه، نا موجه، با استدلالاتی بد و عمدتا فاقد ارزش فلسفی است.

او در راستای ادعای اول خود، فهرستی از قلمروهای عمده توسعه حقوق و فلسفه در قرن  گذشته را برمی شمارد: از جمله توسعه حقوق کیفری و حقوق خصوصی، بواسطه تمرکز بر بنیان های مفهومی و اخلاقی آنها، طرح موضوعات بنیادین فلسفی راجع به حقوق از سوی افرادی چون هارت و کلسن، که نتیجه این مباحث، بهره مندی از تحلیل های سیستماتیک و پالایش مفاهیم محوری چون اقتدار، قواعد، عرف و... به دست تئوری پردازانی مانند جان گاردنر، للسی گرین، جوزف رز و...بوده است؛ باز تولدِ سکولارسنت توماس اکویناس (حقوق طبیعی)، توسط صاحب نظرانی چون دیوید برینک، جان فینیس و.... ودر نهایت تبدیل شدن فلسفه زبان، متافیزیک و معرفت شناسی به مثابه ابزارهای اساسی نگرش فلسفی به مسایل آشنای راجع به ماهیت حقوق و استدلال حقوقی، ارتباط بین حقوق و اخلاق و نیز مباحثی چون عینیت حقوق، واقع گرایی حقوقی.

لیتر بر این باور است دورکین در هیچ کدام از این حوزه ها نقش مهمی از خود برجای نگذاشته و فقط در یکی دو حوزه (حقوق طبیعی و عینیت حقوق) نفش محدودی ایفا کرده است.

نویسنده در ادامه مقاله خود به نزاع هارت و دورکین، بحث متدولوژی در فلسفه حقوق و جایگاه دورکین در این میان و نیز تئوری حقوق و قضاوت دورکین اشاراتی می کند که در نوشته بعدی به آن می پردازم.  

منابع

  1. رونالد دورکین. ترجمه محمد راسخ، سایت قانون
  2. حق چون برگ برنده، ترجمه: محمد راسخ
  3. علی تازیکی نژاد، نسبت آزادی و عدالت اجتماعی‌

 

هربرت لیونل آدولفوس هارت

هربرت لیونل آدولفوس هارت (به انگلیسی: Herbert Lionel Adolphus Hart)‏ (متولد: ۱۸ ژوئیه ۱۹۰۷ – ۱۹ دسامبر ۱۹۹۲)- یکی از اثرگذارترین فیلسوفان حقوق قرن بیستم است. او پروفسور "رویه‌های قضایی" در دانشگاه اکسفورد و مسئول کالج بارسنوز در شهر آکسفورد و نویسنده کتاب "مفهوم قانون" است.

زندگینامه

هارت در سال ۱۹۰۷ در یک خانواده کلیمی در شهر هاروگیت انگلستان به دنیا آمد. پدرش خیاط موفقی بود که ریشه آلمانی و لهستانی داشت. او در کالج چلتنهام، مدرسه گرامر برادفورد و نیو کالج آکسفورد تحصیل کرد و در سال ۱۹۲۹ با برترین رتبه در رشته "علوم عالی کلاسیک" فارغ‌التحصیل شد.

از سال ۱۹۳۲ تا ۱۹۴۰، هارت به عنوان یک وکیل موفق در قوه قضاییه فعالیت می‌کرد و دوست نزدیک (لرد) ریچارد ویلبرفرس بود. او موفق به دریافت بورس تحصیلی هارمورت برای تحصیل در دانشسرای عالی حقوق "میدل تمپل" شد و همچنین به عنوان خبرنگار ادبی در هفته‌نامه جان او- لندن مقاله می‌نوشت.

در دوران جنگ جهانی دوم، هارت برای سازمان اطلاعاتی انگلستان، ام-ای-فایو، در بخش ضداطلاعات ارتش فعالیت می‌کرد. این شغل به او اجازه داد تا با برخی از دوستان آکسفورد، مثل ژیلبرت ریله و استوارت همپشر، تجدید دوستی و همکاری کند. بعد از پایان جنگ، هارت از وکالت کناره‌گیری کرد و به تدریس فلسفه و حقوق در نیوکالج آکسفورد پرداخت. هارت از جان لانگشاو آستین به عنوان یکی از اثرگذارترین شخصیت‌ها در زندگی خود یاد می‌کند.

در سال ۱۹۵۲ هارت، به عنوان پروفسور رویه قضایی در دانشگاه آکسفورد مشغول به کار شد. او در سال ۱۹۶۹ بازنشسته شد و جای خود را به رونالد دورکین داد. همچنین، هارت از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۰ رئیس آریستوتلین سوسایتی (گروه پیروان تفکر ارسطو) بود.

هارت با خانم جنیفر ویلیامز، یک کارمند عالی‌رتبه دولتی ازدواج کرد. بعدها، همسر او با نام جنیفر هارت به تدریس تاریخ در "کالج سنت انا" مشغول شد و در سال ۱۹۳۰ به حزب کمونیست پیوست. خانم و آقای هارت دارای چهار فرزند شدند که یکی از آنها پسری فلج بود. ازدواج این دو نفر به خاطر شخصیت‌های متضادی که داشتند ناموفق بود. چنانکه هارت روزی به دختر خود اعتراف کرد: "مشکل این است در این ازدواج، یکی از ما به ارتباط جنسی علاقه ندارد و دیگری به خوراکی". اطرافیان جنیفر هارت باور داشتند که او در طی دوران زناشویی، با یکی از دوستآن نزدیک همسر خود به نام "ازیا برلین" رابطه داشته. جنیفر در سال ۱۹۹۸ خاطرات خود را در کتابی تحت عنوان "از من دیگر نپرسید" به چاپ رساند.

شرحی از زندگی مشترک خانواده هارت، توسط "کارن آرمسترانگ" در کتاب "پلکان مدور" نوشته شده است.

دانشجویان هارت

بسیاری از دانشجویان هارت به شهرت و مقامهای بالا در رشته‌های حقوق، منطق و فلسفه سیاسی دست یافتند. از جمله دانشجویان وی می‌توان از برایان باری، جان فینس، کنت گرینوالت، نیل مک-کورمیک، جوزف راز، چین لیو تن و رونالد داورکین نام برد. همچنین هارت بر روی زندگی برخی از شخصیت‌های معروف مانند جان رالز تاثیرگذار بوده. جان رالز در سالهای ۱۹۵۰، زمانی که پس از اتمام دکترای خود در آکسفورد به سر می‌برد، با هارت آشنا می‌شود و تحت تاثیر وی قرار می‌گیرد.

رویه‌های فلسفی

در رشته حقوق، هارت یکی از تاثیر گذارترین متفکرین زمان خود بود. او روش های مرسوم در رویه قضایی و "فلسفه حقوق" را در دنیای انگلیسی زبان امروز متحول کرد. او اولین کسی است که در انگلستان بین مباحث فلسفه و رویه قضایی پیوند برقرار میکند. تحت تاثیر متفکرانی مثل جان آستین و لودیوین ویتگنشتاین، هارت از مکاتب تجزیه و تحلیل، زبان شناسی و فلسفه ابزاری ساخت و از آن برای حل مشکلات موجود در فرضیه های حقوقی استفاده کرد. روش هارت ادغام هوشمندانه ای بود ازتجزیه و تحلیل فلسفه قرن بیستم با "رویه های قضایی" معمول که میراث جرمی بنتام، فیلسوف حقوقی، سیاسی و فلسفی بنام انگلیسی هستند. میتوان گفت که در مکتب "قانون"، دیدگاه هارت موازی دیدگاه فیلسوف حقوقی مشهور اتریشی، هانس کلسن است. کلسن نیز به مانند هارت، در کتاب نظریه حقوق محض به مفهوم "قانون" میپردازد. لازم به تذکر است که هارت در تحلیل های خود، بسیاری از شاخص های تئوری هانس کلسن را رد میکند.

در میان حقوق دانان، نظریه هارت از تفکر گلاندویل ویلیامز تاثیر پذیرفته. هارت در آخرین فصل کتاب "مفهوم قانون"، با استفاده از نظریه گلاندویل ویلیامز، تحلیلی کامل تر و وسیع تر از "کلمه قانون" ارائه می‌دهد. او ویژگی‌های ضروری و خاص قانون را بر اساس پدیده‌هایی که به سادگی قابل مشاهده هستند می‌سنجد و نتیجه گیری می‌کند که نظام‌هایی که فاقد این ویژگی‌ها باشند نمی‌توانند در معنای درست کلمه حقوقی باشند.

همچنین، هارت از نظریه جان آستین (متفکر و نویسنده قرن نوزدهمی انگلیس) به عنوان نقطه آغاز تحلیل خود استفاده می‌کند. این نظریه، کوششی جدی برای تعریف قانون بود که می‌کوشید همه ویژگی‌های عمده آن را از طریق یک موضوع ساده به دست آورد. آستین نوشته بود که قانون «قاعده‌ای است برای هدایت یک موجود باهوش که به وسیله موجود باهوش دیگری که بر او قدرت دارد، وضع می‌شود.»

مفهوم قانون

مهم ترین و مشهورترین اثر هارت کتاب «مفهوم قانون» است که نخستین بار در سال ۱۹۶۱ منتشر شد و در سال ۱۹۹۴ با برخی تغییرات به چاپ دوم رسید. این کتاب مجموعه‌ای از یادداشت‌ها و جزوه‌های تدریسی هارت است که وی در سال ۱۹۵۲، به تدریس آنها پرداخته بود. کتاب «مفهوم قانون» به طرح دیدگاه پیچیده‌ای از پوزیتیویزم حقوقی می‌پردازد و سعی در رفع کاستی‌های اساسی آن دارد. ایده‌های اصلی که در این کتاب مطرح می‌شود عبارتند از:

- انتقاد از نظریه جان آستین که می‌گوید قانون فرمان شخصی حاکم است که به واسطه تهدید به مجازات ضمانت می‌یابد.

- تمایز بین قواعد اولیه و ثانویه که در آن قواعد اولیه بر رفتارها حاکمند و قواعد ثانویه اصولی هستند که نوآوری و خلاقیت، تغییر و یا حذف قواعد اولیه را ممکن می‌سازند.

- تمایز بین ماهیت ذاتی یا درونی قانون و قاعده با ماهیت ظاهری یا بیرونی آن. این تمایز در راستای نظریه "مکس وبر" است که ماهیت اجتماعی قانون را از ماهیت حقوقی قانون متمایز می‌کند.

- نظریه قواعد شناخت که بر مبنای آن اصول و قوانین اجتماعی هنجارهایی را که دارای اعتبار قانونی هستند ازهنجارهایی که فاقد چنین اعتباری هستند متمایز می‌کند.

- پاسخی به رونالد دورکین (چاپ ۱۹۹۴) که در کتاب‌های خود به نام «حقوق را جدی بگیریم» (چآپ ۱۹۷۷)، "در باب اصل" (چاپ ۱۹۸۵) و "امپراطوری قانون" (چاپ ۱۹۸۶)، از مکتب "پوزیتیویسم حقوقی" انتقاد می‌کند.

سایر فعالیت ها

هارت به همراه تونی انوره کتاب " نسبت میان علت و معلول در قانون" یا "علت قریب حقوق" (چاپ اول ۱۹۵۹ – چاپ دوم ۱۹۸۵) را نوشت. این کتاب یکی از کتب مهم است که در سطح دانشگاهی به مبحث علت و معلول در چهارچوب مکتب حقوق می‌پردازد.

به دنبال جدال مشهوری که میان هارت هربت و همتای حقوقی او، پاتریک داولین (ملقب به بارن داولین) در باب نقش قوانین جنایی در تقویت اصول اخلاقیات (یا هنجارهای اخلاقی) در گرفت، هارت به نوشتن دو کتاب "قانون، آزادی و اخلاقیات" (چاپ ۱۹۶۳) و "اخلاقیات در قوانین جنایی" (چاپ ۱۹۶۵) پرداخت. همچنین، هارت اعلام کرد که تعبیر پاتریک داولین از نظریه "جان اسوارت میل" در باب اصل خطا و استفاده از آن برای مخالفت با قانونی کردن همجنسگرایی، یک تعبیر "منحرف" است. بعدها، در ارتباط با قوانین مربوط به همجنسگرایان که بر مبنای "گزارش تحقیقی ولفندن" تصویب شدند، هارت اعلام کرد که: "این قوانین به اندازه کافی جلو نرفتند". با وجود اختلافات ذکر شده، هارت بعدها گفت که رابطه شخصی مثبتی با پاتریک داولین داشته‌است.

هارت، در کلاس‌های آموزشی برای حزب کارگری انگلستان، در مورد چگونگی مقابله با راه‌های فرار مالیاتی که ثروتمندان از آنها استفاده می‌کردند، تدریس می‌کرد. در زمینه سیاسی، هارت خود را یک چپ گرای غیر کمونیست می‌دانست و با مارگارت تاچر مخالفت داشت.

کتاب‌ها و مقلات

 "در باب مسئولیت و حقوق"- آریستوتلین سوسایتی (گروه پیروان تفکر ارسطو)(۱۹۴۹)

 تعریف و نظریه در رویه‌های قضایی (۱۹۵۳)

 نسبت میان علت و معلول درقانون یا "علت قریب حقوق" (باهمکاری تونی انوره)(۱۹۵۹)

 مفهوم قانون (مرکز ارتباطات دنشگاه آکسفورد) )۱۹۶۱)

 قانون، آزادی و اخلاقیات (۱۹۶۳)

 اخلاقیات در قوانین جنایی )۱۹۶4)

 مجازات و مسئولیت (۱۹۸۶)

 تحلیلی بر نوشتار جرمی بنتام: تحقیق در رویه‌های قضایی و نظریه سیاسی (۱۹۸۲)

 تحلیلی بر رویه قضایی و فلسفه (۱۹۸۳)

منابع

  1. هربرت هارت در گفتگو با دیوید شوگرمن – نشریه قانون و اجتماع – جلد ۳۲ / شماره ۲ / جون ۲۰۰۵ / صفحات ۲۶۷ – ۲۹۳
  2. ویلیام توینینگ – تحلیل نظریه‌های قضایی در بعد جهانی – نشریه بین‌المللی قانون در معنا – دانشگاه کمبریج – ۲۰۰۵
  3. نگاهی به اندیشه هربرت هارت درباره نسبت قانون و فلسفه - نرمن باری – ترجمه
  4. پلکان مدور اثر کارن آرمسترانگ – انتشارات هاپرکولینس – ۲۰۰۴
  5. فردریک شور – از هارت گفتن – زندگی هارت: کابوس و رویا – به قلم نیکولاس لاسی – نشریه دانشگاه آکسفورد (۲۰۰۴)

 

جان بوردن راولز

زندگینامه

جان راولز (21 فوریه 1921- 24 نوامبر 2002) فیلسوفی آمریکایی و چهره‌ای برجسته در فلسفه‌ی اخلاق و سیاسی بود.

راولز جایزه‌ی شاک (Schock Prize) را برای منطق و فلسفه و مدال ملی علوم انسانی را در سال 1999 دریافت کرد. جایزه‌ی اخیر به دلیل آن که تفکر راولز «به نسل کاملی از آمریکایی‌های فرهیخته کمک کرد تا ایمان خود را به دموکراسی احیا کنند» از سوی رئیس جمهور بیل کلینتون اهدا شد.

دوران نخست

جان بوردن (بوردرلی) راولز (John Borden (Bordley) Rawls) در بالتیمور مریلند به دنیا آمد. او دومین پسر از پنج پسر ویلیام لی راولز (William Lee Rawls) و آنا آبل استامپ (Anna Abell Stump) بود. راولز قبل از انتقال به مدرسه‌ی کنت، مدرسه‌ی مقدماتی اسقفی در کانکتیکات، برای مدتی کوتاه به مدرسه‌ای در بالتیمور رفت. راولز پس از فارغ‌التحصیلی در 1939، به دانشگاه پرینستون رفت و در آن جا به فلسفه علاقمند و به عضویت باشگاه پیچک (The Ivy Club) انتخاب شد. در دو سال آخری که در پرینستون بود «عمیقاً به الاهیات و نظریات آن علاقمند شد». به حضور در مدرسه‌ی دینی برای تحصیل به عنوان کشیش فکر کرد. در 1943، درجه‌ی کارشناسی خود را در رشته‌ی هنر دریافت کرد و به ارتش پیوست. در طول جنگ جهانی دوم، به عنوان سرباز پیاده در پاسیفیک خدمت کرد و گینه‌ی نو، فیلیپین و ژاپن را دید. در آن جا شاهد اوضاع پس از بمباران هیروشیما بود. پس از این تجربه، پیشنهاد افسر شدن را رد کرد و در سال 1946 ارتش را به قصد زندگی غیرنظامی ترک کرد. کمی پس از آن، برای تحصیل در دوره‌ی دکتری در رشته‌ی فلسفه‌ی اخلاق به پرینستون بازگشت. راولز در سال 1949 با مارگارت فاکس (Margaret Fox) که فارغ‌التحصیل براون (Brown) بود، ازدواج کرد.

زندگی شغلی

راولز پس از دریافت درجه‌ی دکتری از پرینستون در سال 1950 تا 1952 در آن جا تدریس کرد و در آن زمان درجه‌ی عضویت فولبرایت (Fulbright Fellowship) دانشگاه آکسفورد (کلیسای مسیح) را دریافت کرد و در آن جا تحت تأثیر مورخ و نظریه‌پردازسیاسی آیزایا برلین (Isaiah Berlin) و نظریه‌پرداز حقوقی اچ. ال. ای. هارت (H.L.A. Hart) قرار گرفت. پس از بازگشت به ایالات متحده، نخست به عنوان استادیار و سپس به عنوان دانشیار در دانشگاه کورنل (Cornell University) خدمت کرد. در سال 1962 به مقام استادی فلسفه در دانشگاه کورنل رسید و کمی بعد مقامی اجرایی در دانشگاه ام. آی. تی. گرفت. در 1964، به دانشگاه هاروارد رفت و تقریباً به مدت چهل سال در آن جا تدریس کرد و بسیاری از چهره‌های برجسته‌ی معاصر را در فلسفه‌ی اخلاق و سیاسی از جمله ساموئل فریمن (Samuel Freeman)، تامس نیگل (Thomas Nagel)، اونورا اونیل (Onora O'Neill)، تامس هیل (Thomas Hill)، جوشوا کوهن (Joshua Cohen)، کریستین کورسگارد (Christine Korsgaard)، سوزان نیمان (Susan Neiman)، تامس پاگ (Thomas Pogge)، الیزابت اس. اندرسن (Elizabeth S. Anderson)، باربارا هرمان (Barbara Herman) و پل ویتمن (Paul Weithman) را تعلیم داد.

زندگی متأخر

راولز در سال 1995 به نخستین حمله از چند حمله‌ی قلبی دچار گردید که توانایی وی را در ادامه‌ی کار به شدت کاهش داد. با این همه، هنوز قادر بود قبل از مرگ در نوامبر 2002، اثری موسوم به قوانین مردمان را به اتمام برساند که حاوی کامل‌ترین بیان دیدگاه‌های وی در باره‌ی عدالت بین‌المللی بود.

نقش وی در فلسفه‌ی سیاسی و اخلاقی

راولز به دلیل سهمی که در فلسفه‌ی سیاسی لیبرال داشته است، شایان ذکر است. از جمله‌ی نظریاتی که در آثار راولز مطرح گردیده و مورد توجه گسترده واقع شده است، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

• عدالت به مثابه‌ی انصاف، که از اصل آزادی، برابریِ منصفانه‌ی فرصت و اصل تفاوت تشکیل شده است.

• وضعیت اصلی

• تعادل بازتابی

• اجماع هم‌پوشان

• خرد جمعی

در میان محافل علمی توافقی عمومی وجود دارد که انتشار نظریه‌ی عدالت در سال 1971 برای احیای پژوهش علمی در زمینه‌ی فلسفه‌ی سیاسی در دهه‌های 1960 و 1970 دارای اهمیت بوده است (برخی می‌گویند اهمیت حیاتی داشته است). کار وی از مرزهای بین‌رشته‌ای گذشته و مورد توجه جدی اقتصاددانان، حقوقدانان، دانشمندان علوم سیاسی، جامعه‌شناسان و الاهی‌دانان قرار گرفته است. راولز در میان فیلسوفان سیاسی معاصر دارای این مقام ممتاز است که دادگاه‌های ایالات متحده مکرراً به نظرات وی اشاره می‌کنند و سیاستمداران ایالات متحده و بریتانیا اغلب به این نظریات متوسل می‌شوند.

نوشته‌ها

نظریه‌ی عدالت

در نظریه‌ی عدالت، راولز تلاش می‌کند تا با ارائه‌ی تبیینی از «عدالت به مثابه‌ی انصاف» به شیوه‌ای اصولی میان آزادی و برابری توافق برقرار کند. رویکرد مشهور وی به مسئله‌ی به ظاهر حل‌ناشدنی عدالت توزیعی در کانون این تلاش قرار دارد.

راولز به قرارداد اجتماعی متوسل می‌شود. اگر می‌خواستیم با دیگران همکاری کنیم اما در عین حال از این همکاری انتظار منافع بیشتر و زحمات کمتری داشتیم با کدام اصول عدالت موافقت می‌کردیم؟ بنابراین، عدالت به مثابه‌ی انصاف به مردمی پیشنهاد می‌شود که نه قدیسانه نوعدوست هستند و نه آزمندانه خودخواه. چنان که راولز می‌گوید، انسان‌ها هم عقلانی هستند و هم منطقی. از آن جا که عقلانی هستیم آمالی داریم که خواهان دستیابی به آن‌‌ها هستیم، اما ما منطقی هستیم زیرا اگر بتوانیم به این اهداف بر اساس اصول تنظیمی متقابلاً پذیرفتنی دست یابیم، خوشبختیم. اما با توجه به این که نیازها و خواست‌های ما اغلب بسیار متفاوت هستند، چگونه می‌توانیم اصولی را بیابیم که برای هر یک از ما پذیرفتنی باشند؟ راولز برای این انتخاب مدلی از وضعیت منصفانه را در اختیار ما قرار می‌دهد (برهان وی در باره‌ی وضعیت اصلی و پرده‌ی جهالت مشهور)، و ادعا می‌کند که دو اصل عدالت به ویژه جذاب هستند.

راولز ادعا می‌کند که ما اصل آزادی‌های بنیادی برابر را تأیید می‌کنیم و بنابراین از آزادی‌های لیبرال و آشنای وجدان، تجمع، بیان و مانند آن‌‌ها حمایت می‌کنیم (در این جا حق در اختیارگیری و استفاده از اموال شخصی نیز وجود دارد، اما راولز از این حق بر اساس استعدادهای اخلاقی و عزت نفس ما و نه با توسل به حق طبیعی خودمالکیتی دفاع می‌کند و بدین ترتیب، تبیین خود را از لیبرالیسم کلاسیکی جان لاک (John Locke) و موضع لیبرتاریان رابرت نوزیک (Robert Nozick) متمایز می‌سازد.) اما ما درعین حال می‌خواهیم اطمینان داشته باشیم که، جایگاه‌مان در جامعه هر چه باشد، این آزادی‌ها برای ما گزینه‌های بامعنایی هستند. مثلاً تضمین‌های صوری آزادی بیان سیاسی و آزادی تجمع برای اقشار به شدت فقیر و حاشیه‌نشینان اجتماع ارزش واقعی اندکی دارند. طلب آن که همه دقیقاً دارای موقعیت‌های مؤثر یکسانی در زندگی باشند تصور باطلی است: نیل به این هدف تقریباً به یقین آزادی‌هایی را که تصور می‌شود به تساوی تقسیم شده‌اند مختل می‌سازد. با این همه، ما می‌خواهیم دست کم از «ارزش منصفانه‌ی» آزادی‌های خود اطمینان داشته باشیم: هر کسی در جامعه به جایی برسد، خواهان زندگی‌ای شایسته همراه با آزادی مؤثر و کافی برای دنبال کردن اهداف شخصی خود است. بدین ترتیب، ما تحریک شده‌ایم که اصل دومی را تأیید کنیم که مستلزم برابری منصفانه‌ی فرصت است و در کنار اصل مشهور (و جنجالی) تفاوت قرار می‌گیرد. این اصل دوم، تضمین می‌کند که افراد دارای استعدادها و انگیزه‌های مشابه با فرصت‌های تقریباً یکسانی در زندگی روبرو می‌شوند و نابرابری‌ها در جامعه به نفع کم ‌امتیازترین افراد عمل می‌کنند. راولز معتقد بود که این اصول عدالت بر «ساختار بنیادی» نهادهای اجتماعی بنیادی (دادگاه‌ها، بازارها، قانون اساسی و مانند آن‌ها) اعمال می‌شوند، امری که منشأ مجادلات و بحث‌های سازنده‌ی زیادی بوده است (مثلاً نگاه کنید به اثر مهم جرالد کوهن(Gerald Cohen)). افزون بر آن راولز ادعا می‌کرد که این اصول را باید به طور لغوی مرتب ساخت و بنابراین در برابر خواسته‌های اصل دوم که بیشتر برابری‌طلبانه بودند، اولویت را به آزادی‌های بنیادی می‌داد. این نیز در میان فیلسوفان اخلاقی و سیاسی موضوع بحث‌های زیادی بوده است. سرانجام، راولز این رویکرد را در وهله‌ی نخست بر آن چه خود «جامعه‌ای خوش‌نظم... که برای ارتقای خیر اعضای خود طراحی شده است و مفهومی عمومی از عدالت به آن نظم می‌بخشد» اعمال می‌کرد. از این جهت، وی عدالت به مثابه‌ی انصاف را به منزله‌ی بخشی از «نظریه‌ی آرمانی» تلقی می‌کرد که به اصولی می‌رسد «که جامعه‌ای خوش‌نظم را تحت شرایط مطلوب مشخص می‌سازد». کارهای جدیدتر در زمینه‌ی فلسفه‌ی سیاسی این پرسش را مطرح ساخته‌اند که عدالت به مثابه‌ی انصاف در باره‌ی مسائل «انطباق غیر کلی» تحت «نظریه‌ی آرمانی»، چه می‌تواند بگوید (یا آیا در واقع اصلاً برای این مسائل مفید است). آیا نظریه‌ی راولز در مورد کارهایی که باید در جوامعی که از بی‌عدالتی‌های ژرف، عدم اطمینان عمیق، محرومیت مادی و مانند آن‌ها رنج می‌برند انجام داد، به ما چیز زیادی می‌گوید؟

لیبرالیسم سیاسی

کار بعدی راولز به پرسش ثبات می‌پرداخت: آیا جامعه‌ای که با این دو اصل عدالت نظم یافته است، می‌تواند پایدار باشد؟ پاسخ وی به این پرسش در مجموعه‌ای از سخنرانی‌های وی موسوم به «لیبرالیسم سیاسی» آمده است. راولز در لیبرالیسم سیاسی نظریه‌ی اجماع هم‌پوشان- یا توافق بر سر عدالت به مثابه‌ی انصاف در میان شهروندانی با دیدگاه‌های دینی یا فلسفی متفاوت (یا برداشت‌های مختلف از خیر)- را مطرح می‌سازد. در لیبرالیسم سیاسی، نظریه‌ی خرد جمعی- خرد مشترک تمام شهروندان- نیز مطرح شده است.

در لیبرالیسم سیاسی، راولز به رایج‌ترین انتقاد در مورد کتاب نظریه‌ی عدالت می‌پردازد- این انتقاد که اصول عدالت فقط برداشت دستگاهمند بدیلی از عدالت است که بر فایده‌گرایی یا هر نظریه‌ی جامع دیگری برتری دارد. منظور آن بود که عدالت به مثابه‌ی انصاف فقط نظریه‌ی جامع و منطقی دیگری است که با سایر نظریات منطقی ناسازگار است. این نظریه‌ نمی‌توانست میان نظریه‌ی اخلاقی جامع که به مسئله‌ی عدالت می‌پردازد و مسئله‌ی برداشت سیاسی از عدالت که از هر نظریه‌ی جامعی مستقل است، تمایز قائل شود.

برداشت سیاسی از عدالت که راولز در لیبرالیسم سیاسی مطرح می‌سازد دیدگاهی است به عدالت که بر اساس آن مردمی با دیدگاه‌های متنازع اما منطقی، متافیزیکی و/یا دینی بر سر تنظیم ساختار بنیادی جامعه به توافق می‌رسند. آن چه تبیین راولز را از برداشت‌های قبلی از لیبرالیسم متمایز می‌سازد آن است که تبیین راولز تلاش می‌کند تا بدون توسل به یک منبع متافیزیکی برای خود، به اجماع برسد. از این رو اندیشه‌ی «لیبرالیسم سیاسی» مطرح می‌گردد. بر خلاف جان لاک (John Locke) و جان استوارت میل (John Stuart Mill) که فلسفه‌ی لیبرال فرهنگی و متافیزیکی قدرتمندتری را ترویج می‌کنند، تبیین راولز از این اندیشه تلاشی است برای تضمین امکان اجماعی لیبرال، صرف نظر از ارزش‌های «عمیق» دینی یا متافیزیکی‌ مورد حمایت طرف‌های اجماع (تا زمانی که این ارزش‌ها موضوع مصالحه یعنی «منطقی» باشند). بنابراین، نتیجه‌ی آرمانی «اجماعی هم‌پوشان» تلقی می‌شود، زیرا نیت آن است که تبیین‌های متفاوت و اغلب متنازع از اخلاق، طبیعت و مانند آن‌ها در مورد مسئله‌ی حاکمیت با یکدیگر «هم‌پوشانی» داشته باشند.

در عین حال راولز اصول عدالت را چنان تغییر داد که به شکل زیر در آیند (و اصل اول نسبت به اصل دوم اولویت داشته باشد و نیمه‌ی نخست اصل دوم هم نسبت به نیمه‌ی بعدی اولویت داشته باشد):

  1. هر فرد نسبت به طرح‌واره‌ی کاملاً بسنده‌ای از حقوق و آزادی‌های اساسی برابر ادعای برابری دارد و آن طرح‌واره با طرح‌واره‌ی همگان سازگار است؛ و در این طرح‌واره آزادی‌های سیاسی برابر و فقط آن آزادی‌ها باید به دلیل ارزش منصفانه‌شان تضمین گردند.
  2. نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی باید دو شرط را ارضا کنند: نخست باید مربوط به موقعیت‌ها و مناصبی باشند که همه‌ی آن‌ها تحت شرایط برابری منصفانه‌ی فرصت در دسترس همه قرار دارند، و دوم باید برای کم‌امتیازترین اعضای جامعه بیشترین فایده را داشته باشند.

این اصول نسبت به آن چه در کتاب نظریه‌ی عدالت آمده، به دقت تغییر یافته‌اند. اکنون در اصل اول به جای «حق برابر» عبارت «ادعای برابر» آمده است و عبارت «نظام آزادی‌های اساسی» جای خود را به « طرح‌واره‌ی کاملاً بسنده‌ای از حقوق و آزادی‌های اساسی برابر» داده است.

اهمیت و جایگاه نظریه‌ راولز

متفکر و فیلسوف سیاسی امریکایی، جان بوردن راولز (2002 ـ 1921 ) از مهم‌ترین فلاسفه سیاسی قرن بیستم و حتی به تعبیر پاره‌ای اندیشمندان، شاخص‌ترین چهره فلسفه سیاسی این قرن می‌باشد. آثار این فیلسوف بحث‌انگیز و تأثیرگذار، بیش از پنجاه سال است که چاپ می‌شود و این نوشته‌ها به‌طور فزاینده‌ای در طول این مدت، فلسفه سیاسی در سراسر جهان را تحت تأثیر قرار داده است. البته تا پیش از  انتشار کتاب «نظریه عدالت» در 1971، او هیچ‌گونه شهرتی در محیط آکادمیک نداشت، اما بعد از انتشار این اثر، بلافاصله مورد توجه صاحب‌نظران قرار گرفت؛ تـا جایی‌که بـرخی این کتاب را بـا آثار فلاسفه بزرگی مانند «افلاطون»، «جان استورات میل» و «کانت» مقایسه کرده‌اند. بنابراین بی‌دلیل نیست که اثر یاد شده تاکنون به بیست و هفت زبان ترجمه شده است و پس از گذشت تنها ده سال از چاپ کتاب «نظریه عدالت»، کتابنامه موضوعی نوشته‌های مرتبط با اندیشه راولز به بیش از 2500 مورد رسید و این رقم درحال‌حاضر پنج هزار عنوان را در‌برمی‌گیرد که این حجم گسترده شامل معرفی‌ها، بازخوانی‌ها، تفسیرها و نقدها می‌باشد. جالب این‌جا است که تنها فلاسفه و اندیشمندان سیاسی به‌ آراء وی نپرداخته‌اند، بلکه متفکران مشهوری که اساساً در سایر حوزه‌ها نیز به نظریه‌پردازی اشتغال داشته‌اند، به شرح و بسط و نقادی دیدگاه‌های این اندیشمند پرآوازه اقدام ورزیده‌اند که از جمله آن‌ها می‌توان به «توماس ناگل» فیلسوف برجسته امریکایی ـ عالم متافیزیک، معرفت‌شناسی و فلسفه اخلاق ـ اشاره کرد.

همچنین کتاب «نظریه عدالت»، راولز را در زمره فیلسوفان طراز اول لیبرالیسم جهان قرارداد؛ هم‌چنان‌که این اثر را مهم‌ترین اثر فلسفه سیاسی لیبرالیسم در نیمه دوم قرن بیستم می‌دانند. گفتنی است که در نیم قرن اخیر نوشته‌های او صرف دفاع از بخش اساسی تزهای فلسفه سیاسی آنگلو‌امریکن با محوریت لیبرالیسم شده است و بسیاری تجدید حیات نظریه‌پردازی لیبرالی را از دهه هفتاد به بعد، مدیون وی می‌دانند و این درحالی است که تا قبل از این دهه، اثر خلاقه‌ای در‌زمینه اندیشه سیاسی، که تا این حد جدل‌انگیز باشد، پدید نیامده بود و در‌واقع اثر راولز برای تفکر سیاسی و اقتصادی در چارچوب سنت لیبرالی، انگیزه‌ای بی‌نظیر برای بازسازی و تجدید حیات فراهم آورد.

شخصیت راولز و بحران موجد نظریه‌پردازی او

احاطه وسیع به دانش واندیشه پیشینیان در قلمرو اخلاق، فلسفه، سیاست و تاریخ، تلاش مداوم و خستگی‌ناپذیر علمی، نظم و انضباط شخصی، شخصیت فروتن و مهرورز، اندیشه پویا و زاینده و نثر فصیح و روشن، از جان راولز چهره‌ای برجسته، دیرپا و نامور در حوزه فلسفه دوران جدید ساخته است؛ تا‌جایی‌که در میان منتقدان راولز کسانی نیز یافت می‌شوند که این شهرت اقبال عمومی را دلیل بر وجود افکار بدیع و استدلال‌های محکم در اندیشه وی نمی‌دانند؛ برای مثال «شاپیرو» معتقد است که راولز فیلسوفی است که از امتیاز فرا‌رفتن از مرزهای آکادمیک و تبدیل شدن به چهره‌ای مشهور و مردمی برخوردار بوده است.

اگرچه راولز را به عنوان مدافع تفکر لیبرالی می‌شناسند، ولی در واقع وی فیلسوفی آزاداندیش و غیروابسته به حکومت امریکا بود که در سراسر عمر به‌جای «عمله قدرت و حکومت»، از حقوق و درآمد دانشگاهی خود ارتزاق می‌کرد؛ هم‌چنان‌که جنگ ویتنام و دخالت امریکا در این کشور، با انتقاد شدید راولز مواجه شد و او با شرکت در همایش‌های ضد‌‌جنگ، مخالفت خود را با این جنگ بی‌پایه آشکار کرد. پیش از این نیز او در جنگ جهانی دوم شرکت داشت و دوستان بسیاری را در این جنگ از دست داد و در آن‌جا نیز از رفتار امریکائیان در جنگ انتقاد کرد و پس از بمباران اتمی هیروشیما، جنگ مزبور را ناعادلانه شمرد و حمله یک حکومت لیبرال ـ دموکراتیک را به غیر نظامیان دشمن در جنگی ناعادلانه به باد انتقاد گرفت. «او افزون بر موضع‌گیری در‌برابر دخالت نظامی امریکا در ژاپن و ویتنام، همواره در اندیشه راهبردن اصلاحات اجتمامی از رهگذر نظریه‌پردازی و ارائه آموزه‌های سیاسی ـ اخلاقی بود. راولز در مراسم بزرگداشت بیست و پنجمین سالگرد انتشار نظریه عدالت، نگرانی توأم با شگفتی خویش را از تحولات جامعه امریکا ابراز داشت. او این دیدگاه را مطرح ساخت که عدم محدودیت در گشاده‌دستی سیاسی، از فرایند سیاسی در امریکا، چهره‌ای ناخوشایند ترسیم کرده است. به بیان روشن‌تر، ارزش آزادی در امریکا برای افراد، بسیار بیشتر و فربه‌تر از بعضی دیگر شده است و این واقعیت از گسترش نابرابری و بی‌عدالتی خبر می‌دهد. راولز در واپسین مقاله خود با عنوان «بازبینی ایده خرد عمومی»، به‌گونه‌ای آشکار و بی‌پروا، به انتقاد از سیاست‌های امریکا پرداخت. در نگاه راولز، منافع صنفی سازمان یافته، سیاست امریکا را زیر تأثیر خود گرفته‌اند؛ به‌گونه‌ای‌که مشارکت گسترده در رقابت‌ها، حتی اگر مانع بحث‌ها و تأمل‌های عمومی نشده باشد، آن را از سکه انداخته است.»

بدین‌ترتیب، با این ملاحظه که معمولاً بحران‌ها، زمینه‌ساز و موجد شرایط نظریه‌پردازی برای بسیاری اندیشمندان بشری بوده‌ است، به نظر می‌رسد که نارسایی و عدم کفایت لیبرالیسم و همچنین سمبل نهاد اجرایی آن، یعنی حکومت ایالات متحده امریکا و همچنین جریان بی‌عدالتی در گستره اقلیم‌های بشری، راولز را به اندیشه‌پردازی در حوزه عدالت و بازسازی لیبرالیسم در جهت ارائه راهکارهایی اصلاحی برای جامعه آمریکا و جامعه بشری کشانده است؛ هرچند توفیق و کامیابی وی درچنین مسیری در هاله‌ای از تردید و نقد قرار دارد و خود راولز نیز بسیاری از نقدها را با گشاده‌رویی پذیرفت و در ایده‌های بعدی و نوشتاری متأخرش، آرای اولیه خود را اصلاح و بازسازی ‌کرد. وی در‌واقع انسانی به غایت اخلاقی و فروتن، انزواطلب شهرت و هیاهو‌گریز و آزاده‌ای بود که دغدغه‌ای جز دانستن، فلسفیدن و اندیشیدن به انسان و جهان نداشت و به دنبال اندیشه و چاره‌جویی برای زیستن برخوردار از حرمت، کرامت، حقوق بشر، آگاهی و نوع‌دوستی در سیاره‌ای بود که عدالت، آزادی و صلح، هویت اصلی آن را تشکیل می‌دهد. 

پیشینه پژوهش

همان‌گونه‌که گفته شد، اثر «نظریه عدالت» به بیست‌و‌هفت زبان دنیا ترجمه شده و اندیشه راولز مورد بررسی و نقادی بیش از پنج هزار کتاب و مقاله قرار گرفته است؛ از‌جمله آثار فلاسفه بزرگ معاصر نیز به این‌گونه نقادی‌ها اختصاص یافته است؛ مثلاً «برایان باری»، فیلسوف سیاسی معاصر انگلیسی، جلد اول از کتاب سه جلدی خود را با عنوان نظریه‌های عدالت، عمدتاً صرف شرح و نقد نظریه‌ راولز کرده است.

گسترده‌ترین و عمیق‌ترین مناقشه‌ها و نقدها دربرابر نظریه عدالت راولز، از سوی «جماعت گرایان» ارائه شده است که درمیان چهره‌های شاخص آنان باید به «مایکل سندل»،«السدیر مکین تایر»، «چارلز تیلور» و «مایکل والزر» اشاره کرد.

از سوی یکی دیگر از مهم‌ترین کتب انتقادی از راولز، مختص یکی از فلاسفه لیبرال دست راستی و به تعبیر بهتر پیشگام آن‌ها یعنی «روبرت نوزیک» است که با انتشار متن گرانسنگ «آنارشی، دولت و رمانشهر» به چهره رقیب و هماورد اصلی راولز بدل شد و از دهه 1980 به این‌سو، رساله نوزیک در کنار نظریه عدالت، در مجامع اکادمیک آمریکا و انگلستان تدریس شد. رساله نوزیک که هرج و مرج، دولت و ناکجاآباد هم ترجمه شده است، در‌واقع در پاسخ به راولز نوشته شد، درحالی‌که اثر راولز آن‌قدر باز و مبهم بود که تعابیر بالنسبه متنوعی از آن به عمل آمد، اثر نوزیک دقیقاً در چارچوب سنت «لیبرالیسم» جناح راستی قرار داشت. نوزیک گرچه رقیب فکری راولز و برجسته‌ترین هوادار نظریه‌پرداز لیبرالیسم محافظه‌کار است، عمق و جامعیت و اغماض ناپذیری نظریات راولز را ستوده است؛ به تعبیر وی:

«نظریه عدالت راولز، کتابی قوی، عمیق، هوش‌مندانه، وسیع و اثری منظم و سیستماتیک در اندیشه سیاسی و فلسفه اخلاق است که از زمان جان‌استورات‌میل تاکنون نظیر آن مشاهده نشده است... فیلسوفان معاصر یا باید در چارچوب نظریه راولز کار کنند یا آن‌که سرّ نپرداختن به او را تبیین کنند.»

به سبب پیچیدگی و حتی ابهام نظریات سیاسی راولز، مجموعه مطالب فارسی در این‌باره و بویژه با جوانب نقادانه، چندان زیاد نیست. ضمن این‌که بیشتر این نگاشته‌ها مربوط به چند سال اخیر است، شاید مقالات درخور فارسی در این زمینه به تعداد انگشتان دست نرسد. با این وجود بهترین و جامع‌ترین اثر نقادانه فارسی در این زمینه با عنوان «جان راولز: از نظریه عدالت تا لیبرالیسم سیاسی» توسط احمد واعظی نگاشته شده است که انصافاً اثری بسیار ارزشمند و عالمانه به شمار آمده و می‌توان آن جامع‌ترین و عمیق‌ترین اثر فارسی در آراء راولز به شمار آورد.

راولز، کانت‌گریی و نقد فایده‌گرایی

در آثار راولز این پرسش اساسی مطرح است که «مناسب‌ترین تلقی اخلاقی عدالت برای کار بست در یک جامعه دموکراتیک چیست؟» در نظریه عدالت، او این پرسش را به منزله بخشی از یک پژوهش کلی‌تر در چارچوب بحث از ماهیت عدالت اجتماعی و سازگاری آن با طبیعت انسان و خیر شخصی دنبال می‌کند. در این اثر مقصود راولز اصلاح سلطه فایده باوری در فلسفه اخلاق جدید است. وی در بحث عدالت، عمدتاً بر مفهوم یا بعد اجتماعی آن تاکید دارد؛ به همین دلیل بر این باور است که «عدالت اولین فضیلت نهادهای اجتماعی است، همان‌گونه که حقیقت، اولین فضیلت نظام‌های اندیشه است».

همین توجه به عدالت از سوی یک فیلسوف لیبرال سبب شد که برخی این اثر را یک پیشرفت مهم در سنت لیبرالی یا دست‌کم نوسازی آن به شمار آورند.

نظریه عدالت راولز، نقدی مهم به آراء فایده‌گرایی و اشخاصی مانند «جرمی‌بنتام» است. وی یکی از اهداف خود در این نظریه را ارائه بدیلی برای فایده‌گرایی ذکر می‌کند. شایان ذکر است که دغدغه فایده‌گرایی به حداکثر رساندن منفعت است؛ هرچند این مجموعه رضامندی بر تناسبی عادلانه استوار نگردد.

نکته قابل توجه این است که بی‌عدالتی فایده‌گرایانه منحصر به جنبه اجتماعی و اقتصادی نمی‌گردد، بلکه حصول بالاترین درجه مطلوبیت به قیمت اعمال سلطه و اجبار و نقض حریم آزادی و عدالت سیاسی هم می‌شود و بدین ترتیب حق در پیش پای خیر یا فایده قربانی می‌گردد.

اما ایده اصلی نظریه عدالت فراتر از نقد فایده‌گرایی است؛ یعنی آن ایده، ارائه تفسیر جدیدی از نظریه قرارداد اجتماعی با محور قرار دادن موضوع عدالت است که به‌طور گسترده از طرز تلقی کانت از عقل استفاده شده است؛ بنابراین در نظریه عدالت به سه مسأله مهم پرداخته شده است:

الف. ارائه تفسیری جدید از نظریه قرارداد اجتماعی.

ب. استفاده گسترده از طرز تلقی کانت از عقلانیت در تفسیر خود.

ج. نقادی فایده‌گرایی و تلاش برای ارائه بدیل و جایگزین آن.

شایان ذکر مجدد است که مبنای تفکر راولز چه در سیاست و چه در اخلاق، تفکر کانتی است. باید اذعان کرد که اساساً کانت را باید احیا‌کننده ارزش‌های اخلاقی دانست که بعد از رنسانس دستخوش تزلزل شده بود. هدف اخلاق از دید کانت این است که هرکس وظیفه خود را برای نیکبختی و شادکامی دیگران ادا کند؛ زیرا از این طریق انسان لایق نیکبختی و سعادت خواهد بود.

فلسفه اخلاق کانت بر سه اصل یا سه قانون استوار است که راولز نیز خود را بدان‌ها متعهد می‌دید:

  1. همواره طوری رفتار کن که بتوانی قاعده جزئی رفتارت را قانون عام طبیعت قرار دهی یا همواره‌ چنان رفتار کن که بتوانی بخواهی قاعده ناشی از عمل تو به صورت قانون کلی درآید.
  2. همواره طوری رفتار کن که انسانیت، خواه در شخص خودت و خواه در دیگران غایت رفتار باشد نه وسیله. مطابق این اصل، طبیعتِ] انسانیتِ[ موجود عاقل، غایت حقیقی رفتار است و نباید از آن به عنوان وسیله استفاده کرد.
  3. طوری رفتار کن که اراده تو ـ به عنوان موجودی عاقل ـ واضع قانون عام باشد یا چنان رفتار کن که اراده تو، باید قاعده ناشی از عمل تو را به قانون کلی مبدل سازد. این اصل در‌واقع نتیجه دو اصل قبلی است؛ زیرا اگر «رفتار انسان طوری باید باشد که بتواند قانون عام واقع شود» و نیز اگر «طبیعت انسان غایت با‌لذات است»، کانت نتیجه‌ می‌گیرد که اراده موجود عاقل باید «خود غایت خویش» باشد؛ یعنی در وضع قانون استقلال داشته باشد و هیچ عاملی غیر از طبیعت خودش ـ از قبیل تمایلات و سلطه‌های بیرونی ـ در وی مؤثر نباشد و این در صورتی مقدور است که خود واجد نیروی «اختیار» باشد؛ یعنی از حوزه طبیعت و قوانین فراتر رود و همین است که به اخلاق معنا و ارزش می‌دهد.

 از دید کانت سه اصل فوق نشان می‌دهد که قانون اخلاقی برای همه موجودات عاقلی که از طبیعت واحد برخوردار باشند یکی است: همه آن‌ها خود غایت رفتار خویش و قانونگذار خویشند و کشوری به نام «کشور غایات» تشکیل می‌دهند که رئیس و مرئوس ندارد و یک حکومت واحد عقلانی با اصول کلی و ضروری تکلیف در آن جریان دارد؛ یعنی از‌آن‌جا‌که در این کشور غایات، مصلحت و منفعت شخصی ملحوظ نیست، هرکدام از اعضای آن برای خود و دیگران قانون واحدی وضع می‌کند.

انتقاد شدید راولز از فایده‌ باوری، ریشه در سنت کانتیسم دارد؛ زیرا کانت نیز از سر‌سخت‌ترین معتقدان فایده باوری است و این مرام را با حرمت و کرامت ذاتی انسان مغایر می‌داند. سنت کانتی، عدالت را با انصاف و بی‌طرفی مرتبط می‌سازد. کانت بر آن بود که همه مفاهیم اخلاقی مبتنی بر مقولات عقلی پیشینی هستند. انسان موجودی آزاد است که با اهدافی که آزادانه انتخاب می‌کند، اعمالش تعیین می‌شود؛ بنابراین قانون عادلانه هنگامی تحقیق می‌یابد که همه اعضای جامعه واجد حداکثر آزادی از انقیاد به اراده خود‌سرانه دیگران باشند.

کانت عدالت را آن می‌داند که اعمال هرکس طبق اصلی تعیین شده باشد که خود او می‌خواهد برای تمام انسان‌ها الزام‌آور باشد. یا این‌که عدالت را حفظ کرامت انسان می‌داند؛ حال آن‌که فیلسوفانی همانند هگل معتقد بودند که آن‌چه دولت بگوید و بپسندد، عین حق و عدالت است.

در سنت کانتی، عدالت به معنای بی‌طرفی است که براساس نادیده گرفتن منافع افراد درگیر و از نگاه ناظری ایده‌آل که در آن میان نفعی ندارد، یعنی نفع خود را نادیده می‌گیرد، تعریف می‌شود؛ به طور‌ کلی‌تر، این نوع عدالت محتوای توافق خردمندان است که توانایی‌های آنان در توافقشان منعکس نمی‌شود. انگیزه عمل عادلانه در این‌جا نه تامین منافع متقابل، بلکه تمایل بر حسب اصولی است که دیگران (عقلاً و نه از سر مصلحت) آن را می‌پذیرند. عمل عادلانه را نه به منظور نفعی که دارد، بلکه به دلیل نفس آن باید انجام داد. این درک غایت‌گرایانه از عدالت، در مقابل فهم ابزارگرایانه هابز وهیوم، کانتی است و در آن فرد از چشم‌انداز منافع نگاه نمی‌کند، بلکه در جست‌و‌جوی نقطه مشترکی است که مورد توافق همه نظرها باشد. از دید غایت‌گرایانه، انگیزه عدالت اساساً اخلاقی است نه اقتصادی و نفع‌طلبانه و مردمان را تنها منافعشان برنمی‌انگیزد. در حقیقت نظریه غایت‌گرا واخلاقی کانتی نیازمند فرض وجود وضعی است که در آن اصول عدالت یافت می‌شود. قرار گرفتن در آن وضع مستلزم محرومیت از اطلاع درباره منافع خود است. تنها در پس این پرده بی‌خبری می‌توان گزینش‌های نفع‌طلبی را کنار گذاشت و به بی‌طرفی رسید؛ به عبارت دیگر، عدالت نیازمند رسیدن به وضع انتخاب ایده‌آلی است که با پرده‌ای از جهل یا بی‌خبری به منافع فردی پوشیده شده باشد.

تجدید نظر‌طلبی «راولز متأخر» نسبت به «راولز متقدم»

پس از نگارش کتاب «نظریه عدالت»، نقدهای بسیاری علیه این اثر نوشته شد و پاسخ راولز به این نقدها و لحاظ پاره‌ای از آن‌ها سبب شد که او در اوایل دهه هشتاد میلادی در آثار خویش، تجدید نظرهایی درباره نظریه عدالت انجام دهد و به این دلیل بین آراء راولز متقدم و راولز متأخر تفاوت قائل شده‌اند و آراء متأخر وی را مبنای ارزیابی نهایی اندیشه‌های این اندیشمند به حساب می‌آورند. از سویی محصول و دوره تلاش فکری راولز، ارائه دو قرائت متفاوت از لیبرالیسم است:

مرحله نخست اندیشه سیاسی وی که در کتاب مشهور وی یعنی نظریه عدالت متبلور می‌شود، رویکردی فلسفی ـ اخلاقی به عدالت اجتماعی را به تصویر می‌کشد و محصول آن قرائتی از لیبرالیسم است که بر دکترین اخلاقی و فلسفی خاصی تکیه زده است. در راولز متقدم تلاش بر آن است که نشان داده شود لیبرال ـ دموکراسی‌های پیشرفته معاصر که نمونه اعلای آن نظام سیاسی ـ ‌اجتماعی امریکا است، بیشترین تناسب و سازگاری را با فضیلت عدالت دارند؛ به تعبیر دیگر، راولز در این دوره بر آن است که پایه‌های اخلاقی و فلسفی فرهنگ سیاسی و ساختار کلان اجتماعی غرب معاصر را که مشحون از باورهای لیبرالی و دموکراتیک است، تنقیح و تثبیت کند و نشان دهد که در یک جامعه سامان یافته که نهادها و مؤسسات و ساختارهای اساسی آن بر محور فضیلت عدالت و پایه‌های اخلاقی عادلانه استوار است، کدام تلقی از عدالت و کدام تصور از اصول عدالت را باید اساس و پایه تنظیم روابط اجتماعی و ترسیم ساختارهای کلان اجتماعی (از قانون اساسی و دولت گرفته تا نظام اقتصاد، آموزش، بهداشت و دادرسی) قرار دهد.

راولز در کتاب نظریه عدالت درباره محتوای اصول عدالت و درون‌مایه ‌دکترین اخلاقی‌ای که باید پایه ساختار اجتماعی جامعه عادلانه قرار گیرد، به نتایجی می‌رسد که دقیقاً همان عناصر اصلی لیبرالیسم غربی است، گرچه در اصل دوم عدالت (اصل تمایز یا اصل نابرابری‌های اجتماعی) نکاتی وجود دارد که او را به لیبرالیسم مساوات طلبانه نزدیک می‌کند و تلقی وی از لیبرالیسم را متفاوت با لیبرالیسم کلاسیک و نو‌لیبرالیسم آزادی‌خواهانه متبلور در آثار روبرت نوزیک و فردریک هایک می‌سازد.

راولز در دوره دوم تفکر سیاسی خویش که رگه‌های آن از سخنرانی‌ها و مکتوبات سال 1982 به بعد (و از جمله کتاب عدالت به مثابه انصاف) و در کتاب «لیبرالیسم سیاسی» وضوح کاملی می‌یاید، از این قرائت اخلاقی و فلسفی از لیبرالیسم فاصله می‌گیرد و با طرح نظریه «عدالت سیاسی» و «لیبرالیسم سیاسی» بر آن است که می‌توان قرائتی از لیبرالیسم و عدالت اجتماعی ارائه داد که برخلاف کتاب نظریه عدالت بر هیچ نظریه و دکترین جامع اخلاقی و فلسفی خاصی مبتنی نباشد.

برخی از صاحب‌نظران و منتقدان آراء متاخر راولز را مایه تضعیف آراء متقدم وی دانسته‌اند؛ مثلاً دانیل‌لتیل معتقد است که راولز در نوشته‌های بعدی‌اش، خصوصاً در مقاله «عدالت به مثابه انصاف»، ادله و مؤیدات قبلی تئوری خود را تضعیف کرده است.

راولز در مقدمه کتاب «عدالت به مثابه انصاف» هدف اصلی این کتاب را اصلاح اشتباهات مهم در «نظریه عدالت»، صورت‌بندی مجدد آن، افزایش تجدید‌نظرهای سودمند، رفع ناسازگاری‌ها و ابهامات موجود در مقالات متعدد پیرامون عدالت و ایجاد هماهنگی میان آن‌ها اعلام کرده است و خواسته است با تلاشی مجدد و اصلاح‌کننده، کلیه آراء و آثار و مکتوبات خویش را به یک گزاره واحد تبدیل کند و این امر نشانگر آن است که نظریه عدالت وی به اعتراف این اندیشمند از هماهنگی، شفافیت و کلیتی انسجام یافته برخوردار نبوده است.

تبیین نظریات راولز

همان‌گونه که بیان گردید، نظریه عدالت جان‌راولز در سنت کانتی پیش گفته قرار دارد. بحث او درباره عدالت معطوف به ساخت جامعه به‌طور کلی و نهادهای تشکیل‌دهنده آن است. نهادهای اجتماعی شیوه دسترسی افراد به منابع را معین می‌کنند و قواعد تعیین حقوق و امتیازات و رسیدن به قدرت سیاسی و انباشت سرمایه را در نظر دارند. نظریه عدالت راولز پیرامون برخی مفاهیم اساسی تنظیم شده است؛ مثل «وضع نخستین»، «پرده بی‌خبری»، «انصاف»، «بی‌طرفی» و «اصول عدالت». جوهر اندیشه راولز «عدالت به مثابه انصاف» است که با تاکیدات متفاوت در آثار او آمده است. به‌طور خلاصه، انصاف به روش اخلاقی رسیدن به اصول عدالت مربوط می‌شود و عدالت به نتایج تصمیم‌گیری منصفانه. راولز از عدالت به منزله فضیلت بی‌طرفی سخن می‌گوید، نه به مفهوم صفت فرد؛ یعنی به‌مثابه صفت وضعی‌ای که در آن، اصول عدالت گزینش می‌شود. از دیدگاه راولز، عدالت و اصول آن اساساً ساخته انسان است و باید راهی برای رسیدن به اصول عدالت یافت؛ بنابراین در وضع نخستین مورد نظر راولز، افراد هیچ‌گونه اصلی را درست و از پیش داده شده نمی‌شناسند، بلکه هدفشان این است که با توجه به وضع کلی انسان، اصولی را که از همه عقلانی‌تر است برگزینند.

بحث راولز از وضعیت ریشه‌ای و اصولاً اصل قرارداد اجتماعی، یک مفهوم تاریخی نیست که بر یک حادثه بیرونی دلالت کرده باشد، بلکه یک مفروض است. از سویی راولز همانند دیگر لیبرال‌ها بحث خود را بر پایه «فردیت» می‌نهد و جامعه را متشکل از افراد تشکیل دهنده آن می‌داند. از سوی دیگر وی با طرح قرارداد اجتماعی، بناچار برای جامعه یک وضعیت تأسیسی ـ که انسان قبل از اقدام به این امر در «وضع طبیعی» و در یک «وضع نخستین» می‌زیست ـ قائل است. این وضع نخستین همانند وضعیت طبیعی مورد توجه طرفداران قرار دارد است.

یکی از تفاوت‌های مهم راولز با دیگر آراء مشابه در سده‌های گذشته این است که افرادر در وضع نخستین و ابتدایی، یعنی قبل از تأسیس جامعه، در یک «پرده بی‌خبری» به‌سر می‌برند. به تعبیر دیگر، اگر افراد تشکیل‌دهنده جامعه که مایلند وضعیت نخستین خود را به سود جامعه رها کنند، مانند مذاکره‌کنندگان انقعاد یک قرارداد در نظر بگیریم، باید چنین استنباط کرد که افراد از دانش‌های موردی و جزئی در‌مورد روند مذاکره و موضوع داد و ستد و موقعیت خاص دیگر شرکت‌کنندگان اطلاعاتی ندارند. هیچ مذاکره‌کننده‌ای نمی‌تواند خود را از دیگری، براساس معیار یا خصوصیاتی تمیز دهد. آنها فقط به این آگاهند که مایلند اهدافی را به سود خود برآورده سازند؛ اما از چگونگی و نقش این تحقق آگاهی ندارند. این پرده بی‌خبری یا «حجاب جهل» برای افراد در وضعیت نخستین و بنیادی یک موقعیت «عادلانه» را فراهم می‌کند؛ یعنی افراد دست‌کم به جهت ناآگاهی در‌پایه یکسانی قرار دارند و کسی از پیش، خود را برتر یا فروتر می‌انگارد. همین حالت برابری در تأسیس جامعه، اولین پایه عدالت را فراهم می‌سازد. اعضای مذاکره‌کننده به‌طور نظام‌مند بر یکدیگر هیچ امتیازی ندارند؛ اما در نظریه راولز مذاکره‌کننده ویژگی مهمی دارد و آن جنبه «عقلانیت» موضوع است. این عقلانیت مانع از به‌خطر افتادن مذاکره‌کننده می‌شود.

عقلانیت در افراد اولیه و مؤسسان جامعه، مانع از به‌خطر افتادن منافع آن‌ها و تعدی متقابل در تاسیس اولیه اجتماع شده و لذا این امر موجد عدالت است و عدالت به صورت پیشینی در جامعه اولیه و تأسیسی وجود دارد. بشر در چنین وضعی نسبت‌به همنوعان خود انصاف به خرج می‌دهد و به‌دلیل محجوب بودن در پرده بی‌خبری، حقوق آن‌ها را به‌خطر نمی‌اندازد و عقل هم همین حکم را می‌کند؛ پس عدالت در این‌جا به‌منزله انصاف است. بین عقلانیت، انصاف یا عدالت و آزادی رابطه مستقیم وجود دارد و برای رعایت انصاف، انسان‌ها باید آزادی داشته باشند و لحاظ آزادی دیگران در مذاکره و داد و ستد در قلمرو قرارداد اجتماعی، عین عقلانیت است.

عقلانیت راولز، همان عقلانیت اخلاقی کانتی است که با مبانی و روحیه کاسبکارانه و عقلانیت صرف مادی فایده انگاری ـ از دید و بنا به مدعای وی ـ کاملاً متباین است. همچنین دو اصل عدالت راولز عبارت از «آزادی» و «نابرابری‌های اجتماعی» است. نحوه کاربرد آزادی در نظریه عدالت راولز بدین قرار است که افراد با استفاده از آزادی در موقعیتی آزادانه به مذاکره با هم می‌پردازند.

همچنین در‌مورد اصل دوم یا نابرابری‌های اجتماعی باید افزود که به‌دلیل ندرت منابع و منافع و پیش آمدن مسأله کمیابی و مشکلات توزیع برابر، برابری مطلق در توزیع نه ممکن است و نه صحیح؛ زیرا وقوع چنین برابری مطلقی، هم محل تولید بوده و هم مانع و رادع انگیزه‌های مثبت کار و تلاش افراد می‌باشد؛ بنابراین نابرابری‌ای که به سود کلیت جامعه و مصالح عامه باشد، صحیح و پسندیده است و تفکر کثرت‌گرایانه راولز، حامی نابرابری‌های مشروع و در راستای منافع همگان است. اما باید کوشید برای بی‌بهر‌گان طبقات کم‌درآمد، وضع بهتری تحصیل شود؛ چون بنا به اخلاق کانتی، فایده‌انگاری مردود است و هر‌فردی باید همانند یک غایت و نه یک ابزار انگاشته شود.

همان‌گونه که بیان گردید، نظریه قرارداد اجتماعی راولز یک پدیده تاریخی نیست، بلکه یک مفروض تئوریک برای تلائم مباحث مربوط به عدالت و عناصر آن همانند انصاف، عقلانیت و آزادی است و او کوشیده با وام‌گیری از آراء کانت، بین عقل و آزادی و در مسیر ایجاد عدالت، تعادل برقرار سازد.

از نظر راولز، قرارداد اجتماعی بر مبنای تلائم میان عدالت و عناصر انصاف، عقلانیت و آزادی، بر حق طبیعی اولویت داشته و ملاک مشروعیت قوانین و تصمیمات حکومت است؛ چون انسان‌ها یعنی مجموعه‌ای از فردیت‌های عاقل آن را وضع می‌کنند.

بدین‌ترتیب راولز کوشیده است با جای دادن اخلاق در دل لیبرالیزم، اندیشه عدالت را با آزادی همساز کرده و با الهام از کانت و احیای تفکر وی، طریقه‌ای نو را در مقابل اندیشه فایده‌انگارانه برای تعیین عدالت ارائه کند؛ به‌گونه‌ای‌که آزادی برابر افراد و خودآیینی آنان و اصل تقدم حق برخیر یا فایده محفوظ بماند.

از نظر راولز، جامعه سازمانی است که افراد دارای امیال و عقاید گوناگون برای تحصیل منافع متقابل آن را تأسیس کرده‌اند؛ درنتیجه آن‌چه اهمیت دارد، این است که چارچوبی برای تنظیم روابط درون این سازمان تعیین گردد؛ همچنین فرصت‌ها و حقوق اولیه و به تعبیر راولز «کالاهای اولیه» به‌طور مساوی میان افراد تقسیم گردد و طرحی برای توزیع هزینه‌های این همکاری و نیز منافع حاصل از آن پیش‌بینی و درباره آن‌ها توافق شود. اصول عدالت، این چارچوب را مشخص می‌کند. اهداف فردی یا مقاصد مشترک جمعی در مرحله بعد در این چارچوب قابل تحصیل است.

همان‌طور که بیان شد، راولز نظریه عدالت به معنای انصاف را پیش می‌کشد که مبتنی بر دو اصل است: اصل اول، تصدیق حق مساوی همه کس برای برخورداری از آزادی‌های اساسی، مثل آزادی‌های سیاسی، آزادی بیان و وجدان و حفظ و حیثیت انسانی است. اصل دوم عبارت است از این‌که نابرابری‌های اجتماعی به شرطی که برای مصالح همگان (بویژه کسانی که بهره و نصیب کمتری می‌برند)، سازمان یافته باشد، موجّه و پذیرفتنی‌ است. این دو اصل بر یکدیگر تقدم و تأخر دارند و در عرض هم نیستند و اصل آزادی بر اصل تمایز نابرابری مقدم است.

از دید راولز، آزادی دربرگیرنده مفاهیم برابری و عدالت نیز هست و عدالت از درون آزادی سربر می‌آورد. وی در کتاب خود ادله‌ای آورده است تا نشان دهد اصول وی در باب عدالت, بر اصول رقیب (فایده‌گرایی و کمال‌گرایی) برتری دارد و این‌که چرا آدمیان عاقل در مقام انتخاب، اصول وی را بر اصول دیگر ترجیح می‌دهند.

رئوس دیدگاه‌های راولز که در بیشتر نقدهای مربوط به اندیشه او مورد توجه بوده، به شرح ذیل است:

  1. عدالت بالاترین فضیلت اجتماعی است و اصول آن، معیار داوری ارزشی و اخلاقی درباره ساختار اساسی جامعه و نهادها و مؤسسه‌های آن را در اختیار می‌نهد؛ هم‌چنان‌که بحث حقیقت معیار سنجش اعتبار علوم و معارف است.
  2. محتوای عدالت اجتماعی از طریق یک قرارداد و توافق اجتماعی در وضعیتی خاص ـ وضع اصیل یا نخستین ـ که افراد آن وضعیت، از احوال شخصی خویش غافلند و به عبارتی در پس پرده بی‌خبری قرار دارند، قابل تشخیص و تعیین است.
  3. شرایط حاکم بر افراد در وضع اصیل، یکسان و غیر‌تبعیض‌آمیز است؛ ازاین‌رو وضعیت نخستین، شرایط منصفانه‌ای برای تصمیم‌گیری درباره اصول عدالت توزیعی و اجتماعی فراهم ‌می‌آورد. منصفانه بودن شرایط و روش ، موجب منصفانه بودن و مقبول بودن توافق اجتماعی به عمل آمده است.
  4. ورود در شرایط وضع اصیل، به عصر و زمانه و افراد خاص اختصاص ندارد و همه افراد می‌توانند به آن وضعیت وارد شوند و به علت آن‌که همه افراد پس از تأمل، به منصفانه بودن مبانی و شرایط حاکم بر آن وضعیت تصدیق می‌کنند، پس قرارداد اجتماعی صورت گرفته ـ اصول عدالت ـ در حق همه افراد الزام‌آور است.
  5. محتوای نظریه عدالت به مثابه انصاف ـ دو اصل عدالت راولز ـ یک نظریه اخلاقی را در اختیار می‌نهد که می‌تواند پایه فلسفی و اخلاقی جوامع دموکرات مدرن قرار گیرد و جانشین معتبر برای سنت فکری نفع‌انگاری یا فایده‌باوری باشد که منتقدان و رقبای فکری آن نظیر شهودگرایی و کمال‌گرایی نتوانسته بودند نظریه اخلاقی جدیدی را جانشین آن قرار دهند.
  6. نظریه اخلاقی بودن اصول «عدالت به مثابه انصاف» از آن‌رو است که این دو اصل افزون بر این که مورد توافق و اجماع عام افراد در وضع اصیل ـ نخستین ـ قرار می‌گیرند، با داوری‌های شهودی و اخلاقی ما درباره نهادهای اجتماعی نیز هماهنگ و سازگارند؛ به تعبیر دیگر این دو اصل تبلور حسّ عدالت‌خواهی ما هستند و حسّ اخلاقی و عدالت‌خواهی ما صحت و اعتبار این دو اصل را امضا می‌کند.
  7. محتوای عدالت اجتماعی راولز، اختصاص به جامعه خاصی ـ لیبرال‌دموکراسی‌های معاصر ـ نداشته و معیاری عام برای هر جامعه‌ای که بخواهد ساختار اجتماعی خود را بر پایه‌های اخلاق و عدالت بنا نهد، در اختیار می‌نهد.
  8. این نظریه بر هیچ پیش فرض خاص انسان‌شناختی، فلسفی و اخلاقی استوار نیست؛ زیرا افراد وضع اصیل که درباره مفاد اصول عدالت توافق می‌کنند، نسبت به گرایش‌های خاص مذهبی، اخلاقی و فلسفی خود در غفلت و بی‌خبری و جهل کامل به‌سر می‌برند.
  9. اصول عدالت قواعدی عینی، مطلق و عام هستند؛ ازاین‌رو به هر‌جامعه با هر‌فرهنگ اجتماعی و سیاسی قابل انطباق است؛ به این معنا که یگانه تصور  معتبر و معقول از عدالت اجتماعی اصولی است که در غالب نظریه «عدالت به مثابه انصاف» ارائه شده است و پیاده کردن یک ساختار اجتماعی عادلانه در هر زمان و مکان جز در سایه این دو اصل عدالت ممکن نیست.

10. میان اصول عدالت رتبه‌بندی وجود دارد و اصل آزادیِ برابر، بر دو بندِ اصلِ تمایز یا نابرابری، مقدم است.

سومین ویژگی بنیادگرایی در تعریف ساگال و دیویس

  این جنبش (بنا به تعبیر رایج خاصّه در رابطه با اسلام) سیاست را با دین ادغام کرده است. سعید در این زمینه می‌افزاید:

  این دیدگاه فرض می‌کند که یک مرز طبیعی بین دولت و کلیسا وجود دارد، یا باید وجود داشته باشد؛ اما بنیادگرایی این مرز را زیر پا می‌گذارد. در ادامه می‌افزاید مشکل این استدلال این است که، مرز بین مذهب و سیاست در آن کاملاً روشن نیست. این دیدگاه در تعریف خود درباره مذهب متکی بر استفاده از مسیحیت غربی به عنوان الگویی برای ماهیت مذهب می‌باشد. بر اساس این تعریف، استفاده از مفهوم مذهب در اسلام و برداشت متفاوت از آن به بنیادگرایی متهم خواهد شد.

وی در ادامه می‌افزاید:

تعریف آن‌ها از بنیادگرایی تنها زمانی می‌تواند مقبول باشد که بپذیریم مکان مورد بحث آن‌ها یک فضای عام (یعنی جایی که حالت هنجاری حکمفرماست) است و فعّالیت بنیادگرایی این وضعیت هنجاری را به هم می‌زند.

بابی سعید در نقد مطلب فوق می‌نویسد:

در این دیدگاه مفهوم بنیادگرایی نه بر انسجام درونی‌اش بلکه بیشتر بر پیش فرض‌های (مشترک) در مورد نقش سیاست، حقیقت و مذهب مبتنی است و ساگال و یووال دیویس در تمایز نهادن میان بنیادگرایی و دیگر طرح‌های سیاسی و فرهنگی بر تصورات عامیانه از سیاست و حقیقت و مذهب که به عقیده آن‌ها اصول بدون اشکال هستند متکی می‌باشند ...آن‌ها علی‌رغم این که تلاش می‌کنند مفهومی از بنیادگرایی را ابداع و بسط دهند تنها می‌توانند درک فرهنگی خاصّی از بنیادگرایی را به وجود آورند.

  بابی سعید پس از نقد و بررسی تبیین‌های مذکور و ارائه نقاط ضعف هر یک از آنها در خصوص اطلاق و شمولیت آن‌ها، معتقد است که دیدگاه‌های مربوط، از ویژگی یک تئوری عمومی درباره بنیادگرایی به دور هستند؛ لذا ترجیح می‌دهد که به جای بنیادگرایی از «اسلام‌گرایی» بحث کند و معتقد است بنیادگرایی نمی‌تواند تبیین کننده تجدید حیات اسلام باشد و آن را توضیح و تحلیل نماید و از آن به اسلام‌گرایی تعبیر نموده و می‌نویسد:

  اسلام‌گرا کسی است که هویت اسلامی خود را در مرکز عمل سیاسی خود قرار می‌دهد. به عبارت دیگر اسلام‌گرایان کسانی هستند که برای تفکّر درباره سرنوشت سیاسی خویش از تعابیر اسلامی استفاده می‌کنند و آینده سیاسی خود را در اسلام می‌بینند و در یک نگاه کلّی‌تر اسلام‌گرایی گفتمان سیاسی، دارای تنوعات و تفاوت‌های درونی گسترده‌ای است که راهبردهای مختلفی در راستای اسلامی شدن وجود دارد.

بابی سعید پس از تعیین محل نزاع و تعریف اسلام‌گرایی، در ادامه هدف از بررسی اسلامی‌گرایی را در تدوین کتاب چنین تبیین می‌کند:

  کار من مرور ادبیات نیست، حتی ذکر خلاصه‌ای از دیدگاه‌های نویسندگان صاحب قلم درباره موضوع هم نیست، بلکه تلاشی در جهت تشریح نظم موجود در گفته‌های پراکنده راجع به علل اسلام‌گرایی است و این که روایت‌های مربوط به علل اسلام‌گرایی، پیدایش آن را چگونه توضیح داده‌اند. هدف من نشان دادن منطق این روایت‌هاست.

سپس در ادامه به بررسی و تبیین دیدگاه‌های موجود درباره علل ظهور بنیادگرایی‌اسلامی می‌پردازد.

قانون مردمان

هر چند در کتاب نظریه‌ی عدالت اشارات گذرایی به رویدادهای بین‌المللی شده است، اما راولز در اواخر دوران کاری خود با انتشار قانون مردمان نظریه‌ی جامعی را در باره‌ی سیاست بین‌المللی تدوین کرد. در آن جا او ادعا می‌کرد که مردمان «خوش‌نظم» می توانند یا «لیبرال» باشند یا «منزه». راولز مدعی بود که میراث نظم لیبرال بین‌المللی از جمله بر مردمان منزه مبتنی است که غیر از مردمان لیبرال هستند، از این نظر که آن‌ها ممکن است دارای ادیان دولتی باشند و پیروان ادیان اقلیت را از دستیابی به مواضع قدرت در درون دولت منع کنند و مشارکت سیاسی را به جای انتخابات از طریق سلسله‌مراتب‌های مشورتی سازماندهی کنند. اما مردم غیر خوش‌نظم ممکن است حقوق بشر را نقض کنند یا به شیوه‌ای که از لحاظ بیرونی تهاجمی است، رفتار نمایند. کشورهایی را که چنین می‌کنند، «کشورهای یاغی»، «جوامعی که از شرایط نامطلوب رنج می‌برند» و «مطلق‌گرایان نیک‌اندیش» می‌خوانند و دارای حق احترام و تسامح متقابل که مردمان لیبرال و منزه از آن برخوردارند، نیستند. دیدگاه‌های راولز در باره‌ی عدالت توزیعی عمومی به نحوی که در این اثر بیان شده بسیاری از لیبرال‌های برابری‌گرای (egalitarian) همتای او را متعجب ساخت. مثلاً چارلز بیتز (Charles Beitz) قبلاً در پژوهشی مدعی کاربرد عمومی اصول تفاوت راولز شده بود. راولز این را که اصول وی را می‌توان به این نحو به کار برد رد می‌کرد، تا حدی بر این اساس که دولت‌ها بر خلاف شهروندان در موسسات تعاونی که جوامع داخلی را تشکیل می‌دهند، خودبسنده هستند. هر چند راولز اذعان می‌کرد که باید به حکومت‌هایی که به دلایل اقتصادی قادر به حمایت از حقوق بشر نیستند کمک کرد، اما مدعی بود که هدف این کمک دستیابی به حالت نهایی برابری جهانی نیست، بلکه فقط تضمین این امر است که این جوامع می‌توانند نهادهای سیاسی لیبرال یا منزه را حفظ کنند. از جمله وی ادعا می‌کرد تداوم نامحدود کمک به پیدایش مللی با جمعیت صنعتی منتهی می‌شود که کمک هزینه‌ی زندگی ملل دارای جمعیتی تنبل را می‌پردازند و این مشکلی اخلاقی ایجاد می‌کند که حکومت‌ها با علم به این که مللی که مسئولانه خرج کرده‌اند، مشکلات آن‌ها را حل خواهند کرد می‌توانند بی‌حساب خرج کنند.

از سوی دیگر بحث راولز در نظریه‌‌ی «غیر ایده‌آل» شامل محکوم‌سازی بمباران غیرنظامیان و بمباران شهرهای آلمان و ژاپن از سوی ایالات متحده در جنگ جهانی دوم و بحث‌هایی در باره‌ی مهاجرت و تکثیر سلاح‌های هسته‌ای می‌شود. در این جا راولز به تفصیل به آرمان دولتمردان نیز می‌پردازد، رهبری سیاسی که به نسل آینده می‌نگرد، حتی به رغم فشارهای داخلی شدید برای انجام خلاف آن، هماهنگی بین‌المللی را تشویق می‌کند. بحث‌ برانگیز آن که راولز در عین حال ادعا کرده است که نقض حقوق بشر می‌تواند به دخالت نظامی در کشورهای نقض‌کننده‌ی این حقوق مشروعیت ببخشد، هر چند ابراز امیدواری کرده است که بتوان با ارائه‌ی نمونه‌ی خوبی از مردمان لیبرال و منزه چنین جوامعی را به اصلاح صلح‌آمیز برانگیخت.

آثار

کتاب‌شناسی

• A Theory of Justice. Cambridge, Massachusetts: Belknap Press of Harvard University Press, 1971.

در چاپ 1999 که در آن تجدید نظر شده است، راولز برای ترجمه‌های مختلف نظریه عدالت تغییراتی در کتاب به عمل آورد. برخی از متخصصان راولز برای اشاره به این کتاب از اختصار TJ استفاده می‌کنند.

• Political Liberalism. The John Dewey Essays in Philosophy, 4. New York: Columbia University Press, 1993.

چاپ جلد مقوایی آن که در سال 1993 منتشر شد، با چاپ نخست یکسان نیست. در چاپ جلد کاغذی مقدمه‌ای ارزشمند و مقاله‌ای به عنوان «پاسخ به هابرماس» اضافه شده است. برخی از متخصصان آثار راولز برای اشاره به این کتاب از اختصار PL استفاده می‌کنند.

• The Law of Peoples: with "The Idea of Public Reason Revisited.” Cambridge, Massachusetts: Harvard University Press, 1999.

این کتاب کم حجم شامل دو اثر می‌شود که یکی گسترش مقاله‌ی قبلی وی با عنوان «قانون مردمان» و دیگری مقاله‌ای است با عنوان «بررسی مجدد خرد جمعی» که هر دوی آن‌‌ها قبلاً در طول زندگی کاری وی منتشر شده بودند.

• Collected Papers. Cambridge, Massachusetts: Harvard University Press, 1999.

این مجموعه‌ی مقالات کوتاه را ساموئل فریمن (Samuel Freeman) ‌ویرایش کرده است. دو مقاله از این مجموعه «قانون مردمان» و «بررسی مجدد خرد جمعی» به طور مستقل در تک‌نگاری «قانون مردمان» که در همان سال منتشر شد، آمده است. یک مقاله‌ی دیگر، «پاسخ به هابرماس» به چاپ جلد کاغذی لیبرالیسم سیاسی اضافه شد. این مقاله، جز در این موارد، مجموعه‌ای جامع است. اما، یک اثر منتشر نشده‌ی مهم، رساله‌ی راولز، در آن نیامده است.

• Lectures on the History of Moral Philosophy. Cambridge, Massachusetts, Harvard University Press, 2000.

این مجموعه‌ی سخنرانی‌ها را باربارا هرمن (Barbara Herman) ویرایش کرده است. این مجموعه دارای مقدمه‌ای است در باره‌ی فلسفه‌ی اخلاق مدرن از 1600 میلادی تا 1800 میلادی و سپس سخنرانی‌هایی در باره‌ی هیوم، لایبنیتز، کانت و هگل در آن آمده است.

• Justice as Fairness: A Restatement. Cambridge, Massachusetts: Belknap Press, 2001.

این خلاصه‌ی کوتاه از برهان‌های اصلی راولز در باره‌ی فلسفه‌ی سیاسی را ارین کلی (Erin Kelly) ویرایش کرده است. نسخه‌های زیادی از این اثر به صورت تایپی منتشر شده و بخش اعظم مطالب آن را راولز در جلسات تدریس در دوره‌ای در باره‌ی اثر خود در دانشگاه هاروارد ارائه کرده است.

• Lectures on the History of Political Philosophy. Cambridge, Massachusetts: Harvard University Press, 2007.

مجموعه‌ی سخنرانی‌هایی در باره‌ی تامس هابز (Thomas Hobbes)، جان لاک (John Locke)، جوزف باتلر (Joseph Butler)، جِی. جِی. روسو (J.J. Rousseau)، دیوید هیوم (David Hume)، جِی. اس. میل (J.S. Mill) و کارل مارکس که ساموئل فریمن آن را ویرایش کرده است.

مقالات

• «پژوهشی در باب مبانی معرفت اخلاقی: بررسی با اشاره به احکام اخلاقی شخصیت»، رساله‌ی دکتری، دانشگاه پرینستون، 1950.

• «طرح روش تصمیم‌گیری برای اخلاق»، Philosophical Review (April 1951), 60 (2): 177-197.

• «دو برداشت از قواعد»، Philosophical Review (January 1955), 64 (1):3-32.

• «عدالت به مثابه‌ی انصاف»، Journal of Philosophy (October 24, 1957), 54 (22): 653-662.

• «عدالت به مثابه‌ی انصاف»، Philosophical Review (April 1958), 67 (2): 164-194.

• «معنای عدالت»، Philosophical Review (July 1963), 72 (3): 281-305.

• «آزادی مشروطه و مفهوم عدالت»، Nomos VI (1963)، هایک (Hayek) در یادداشت‌هایی بر جلد دوم قانون، قانون‌گذاری و آزادی (Law, Legislation and Liberty) خود به این مقاله اشاره می‌کند تا نشان دهد که راولز با این برداشت لاکی موافق است که آن چه می‌تواند عادلانه یا ناعادلانه باشد، طریقه‌ای است که رقابت انجام می‌گیرد نه نتیجه‌ی رقابت.

• «عدالت توزیعی: برخی افزوده‌ها»، Natural Law Forum (1968), 13: 51-71.

• «پاسخ به لاینز و تیتلمن»، Journal of Philosophy (October 5, 1972), 69 (18): 556-557.

• «پاسخ به الکساندر و ماسگریو»، Quarterly Journal of Economics (November 1974), 88 (4): 633-655.

• «برخی دلایل برای معیار بیشینه-کمینه»، American Economic Review (May 1974), 64 (2): 141-146.

• «انصاف و فضیلت اخلاقی»، Philosophical Review (October 1975), 84 (4): 536-554.

• «استقلال نظریه‌ی اخلاق»، Proceedings and Addresses of the American Philosophical Association (November 1975), 48: 5-22

• «برداشتی کانتی از برابری»، Cambridge Review (February 1975), 96 (2225): 94-99.

• «ساختار بنیادی به مثابه‌ی موضوع»، American Philosophical Quarterly (April 1977), 14 (2): 159-165.

• «ساخت‌گرایی کانتی در نظریه‌ی اخلاقی»، Journal of Philosophy (September 1980), 77 (9): 515-572.

• «عدالت به مثابه‌ی انصاف: سیاسی نه متافیزیکی»، Philosophy & Public Affairs (Summer 1985), 14 (3): 223-251.

• «اندیشه‌ی اجماع هم‌پوشان»، Oxford Journal for Legal Studies (Spring 1987), 7 (1): 1-25.

• «اولویت حق و نظراتی در باره‌ی خیر»، Philosophy & Public Affairs (Fall 1988), 17 (4): 251-276.

• «عرصه‌ی اجماع سیاسی و هم‌پوشان»، New York University Law Review (May 1989), 64 (2): 233-255.

• رودریک فرث: زندگی و کار او»، Philosophy and Phenomenological Research (March 1991), 51 (1): 109-118.

• «قانون مردمان»، Critical Inquiry (Fall 1993), 20 (1): 36-68.

• «مصالحه از طریق کاربرد عمومی عقل»، Journal of Philosophy (March 1995), 92 (3):132-180.

• «بررسی مجدد اندیشه‌ی خرد جمعی»، Chicago Law Review (1997), 64 (3): 765-807. [PRR].

فصل‌های کتاب

• «آزادی مشروطه و مفهوم عدالت» در Carl J. Friedrich and John W. Chapman, eds., Nomos, VI: Justice, pp. 98-125. کتاب سال انجمن آمریکایی فلسفه‌ی سیاسی و حقوق، New York: Atherton Press, 1963.

• «تکلیف حقوقی و وظیفه‌ی بازی جوانمردانه» در Sidney Hook, ed., Law and Philosophy: A Symposium, pp. 3-18. New York: New York University Press, 1964. Proceedings of the 6th Annual New York University Institute of Philosophy.

• «عدالت توزیعی» در Peter Laslett and W. G. Runciman, eds., Philosophy, Politics, and Society. Third Series, pp. 58-82. London: Blackwell; New York: Barnes & Noble, 1967.

• «توجیه نافرمانی مدنی»، در Hugo Adam Bedau, ed., Civil Disobedience: Theory and Practice, pp. 240-255. New York: Pegasus Books, 1969.

• «عدالت به مثابه‌ی عمل متقابل» در Samuel Gorovitz, ed., Utilitarianism: John Stuart Mill: With Critical Essays, pp. 242-268. New York: Bobbs-Merrill, 1971.

• "Author's Note.” In Thomas Schwartz, ed., Freedom and Authority: An Introduction to Social and Political Philosophy, p. 260. Encino & Belmont, California: Dickenson, 1973.

• «یادداشت‌های مؤلف» در Thomas Schwartz, ed., Freedom and Authority: An Introduction to Social and Political Philosophy, p. 260. Encino & Belmont, California: Dickenson, 1973.

• «عدالت توزیعی» در Edmund S. Phelps, ed., Economic Justice: Selected Readings, pp. 319-362. Penguin Modern Economics Readings. Harmondsworth & Baltimore: Penguin Books, 1973.

• «مکاتبه‌ی شخصی، 31 ژانویه 1976» در Thomas Nagel's "The Justification of Equality." Critica (April 1978), 10 (28): 9n4.

• «آزادی‌های بنیادی و اولویت آن‌‌ها» در Sterling M. McMurrin ed., The Tanner Lectures on Human Values, III (1982), pp. 1-87. Salt Lake City: University of Utah Press; Cambridge: Cambridge University Press, 1982.

• "Social Unity and Primary Goods." In Amartya Sen and Bernard Williams, eds., Utilitarianism and Beyond, pp. 159-185. Cambridge: Cambridge University Press; Paris: Editions de la Maison des Sciences de l'Homme, 1982.

• "Themes in Kant's Moral Philosophy." In Eckhart Forster, ed., Kant's Transcendental Deductions: The Three Critiques and the Opus postumum, pp. 81-113, 253-256. Stanford Series in Philosophy. Studies in Kant and German Idealism. Stanford, California: Stanford University Press, 1989.

بررسی‌ها

• بررسی پژوهش‌هایی در طبیعت قانون و اخلاقیات الکس هاگرشتورم، Mind (July 1955), 64 (255):421-422.

• بررسی پژوهش در باب جایگاه خرد در اخلاق (1950) استفن تولمین، Philosophical Review (October 1951), 60 (4): 572-580.

• بررسی تجدید نظر در تفکر حقوقی، Cornell Law Quarterly (1959), 44: 169.

• بررسی فلسفه در اواسط قرن: تحقیق. ویرایش ریموند کلیبانسکی، Philosophical Review (January 1961), 70 (1): 131-132.

• بررسی عدالت اجتماعی، ویرایش ریچارد بی. براندت، Social Justice (1962). Philosophical Review (July 1965), 74(3): 406-409.

جوایز

• جایزه‌ی شاک برای منطق و فلسفه (1999)

• مدال ملی علوم انسانی (1999)

• دنباله‌دار 16561 راولز به افتخار وی نا‌گذاری شده است.

 

منابع

  1. محمودی، سیدعلی:«جان راولز و نوزایی فلسفه سیاسی»، اقتصاد و جامعه،سال اول، ش اول،بهار 83،ص ‌112.
  2. واعظی، احمد: «جان راولز: از نظریه عدالت تا لیبرالیسم سیاسی»، قم، بوستان کتاب، 1384، ص 15.
  3. حسین بشیریه، «لیبرالیسم و محافظه‌کاری»، تهران، نشر نی، چ پنجم 1383، مبحث جان راولز، ص 114.
  4. جان راولز: «عدالت به مثابه انصاف»، ترجمه عرفان ثابتی، تهران، ققنوس، زمستان 1383، صص 15 و 16.
  5. دانیل لیتل، تبیین در علوم اجتماعی، ترجمه عبدالکریم سروش، تهران، صراط، ص 365 و 366.
  6. حاتم قادری، «اندیشه‌های سیاسی قرن بیستم»، تهران، سمت، 1379، صص 40 و 41.
  7. لاکوست، ژان: «فلسفه در قرن بیستم»، ترجمه رضا داوری اردکانی، تهران، سمت، 1375، ص 174.
  8. حسین توسلی، «مبانی عدالت در نظریه جان راولز» (نقد و نظر)، سال سوم، شمارة 2 و 3، بهار و تابستان 1376، ص 129.
  9. هراس بنیادین، اروپامداری و ظهور اسلام‌گرایی»متن انگلیسی این کتاب در سال (1997م) به چاپ رسیده و در (1379ش) توسط آقایان غلامرضا جمشیدی‌ها و موسی عنبری ترجمه و از سوی مؤسّسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران انتشار یافته است (ص17)

10. پدرام، مسعود، روشنفکران دینی و مدرنیته در ایران پس از انقلاب، چ 2، تهران، گام نو، ، 1383. ص56.

تعاریف وکلیات درمان اعتیاد

$
0
0

تعاریف وکلیات درمان اعتیاد

آیا نمونه زیروابستگی است یا سومصرف؟

خانمی نزد شما مراجعه واظهار میدارند که پسرش یک سال  است که ماده ای رادر هفته 2الی5روز مصرف می کند (بخصوص بطور مرتب 2روز اخر هفته) وعلت ان هم این است که در صورت عدم مصرف دچار ناراحتی جسمانی نمی شودومثلا روزهایی که امکان   مصرف وجود نداشته باشدبدون ناراحتی سپری می کند ولی این موضوع باعث شده با همسرش دچار مشکل شود چون تعطیلات اخرهفته رابجای خانواده با دوستانش می گذراندودیگرتمام تفریحات (حتی ورزش مورد علاقه اش تنیس)خودو خانواده اش را رهاکرده است. پسرمیگویدکه میداند این ماده اگر زیاد مصرف شودعوارض زیادی داردولی بااینکه 2بارقول داده که ماهی فقط یکبار مصرف کند موفق نشده است. هر بار هم که به این جلسات میرود قول میدهد که یک الی دو ساعت بعد برگرددولی شب دیر وقت بر میگردد.خانم از شما می پرسد ایاپسرم وابسته به ان ماده شده یا نه؟

وابستگی:الگوی سوسازگارانه مصرف مواد باایجاد ناراحتی که ظرف12ماه با3مورد یابیشتر ازاین موارد تظاهر کند:

1-تحمل

 2-علایم محرومیت با قطع آن

3-ماده بیشتر یاطولانی ترازآنچه مورد نظر است مصرف می شود

4-میل دایم برای مصرف وتلاشهای ناموفق برای قطع یاکنترل آن

5-وقت زیادی برای بدست آوردن یا مصرف یابهبوداثرات آن

6-کاهش فعالیت های اجتماعی حرفه ای خانوادگی تفریحی

7-ادامه مصرف ماده علی رغم آگاهی از بروز مشکلات جسمی یا روانی آن

وابستگی جسمانی: وجود موارد1و2

وابستگی روانی بدون جسمانی: عدم وجود موارد1و2

سومصرف: الگوی سوسازگارانه مصرف ماده که پیامدهای منفی ایجادکرده وشامل تحمل ومحرومیت نیست وبایک یاچندموردزیر در12ماه است.

1-اختلال درفعالیت های شغلی تفریحی اجتماعی

2-مصرف مکرر درموقعیتهای خطرناک

3-مشکلات قانونی ناشی از مواد

4-مصرف مداوم مواد علی رغم مشکلات بین فردی واجتماعی ناشی از مواد

سومصرف: الگوی سوسازگارانه مصرف ماده که پیامدهای منفی ایجادکرده وشامل تحمل ومحرومیت نیست وبایک یاچندموردزیر در12ماه است.

1-اختلال درفعالیت های شغلی تفریحی اجتماعی

2-مصرف مکرر درموقعیتهای خطرناک

3-مشکلات قانونی ناشی از مواد

4-مصرف مداوم مواد علی رغم مشکلات بین فردی واجتماعی ناشی از مواد

عود و لغزش

لغزشی که یا جند بار مصرف که به وابستگی مجدد منجر نشده

عودمصرف مجدد بصورت منظم وایجادوابستگی بدنبال لغزش ها

هم وابستگی الگوی رفتاری اطرافیان فرد معتاد که تحت تاثیر او ایجاد شده وباعث اسیب بیمار واطرافیان او می شود.

بهبودی

1-نسبی است شامل قطع-کم کردن میزان یا دفعات مصرف

پس درمان شامل:

کاهش موارد عود-کاهش مدت عود-کاهش شدت عود

2-درمان اعتیاد زمانی تمام می شود که:

اعتماد به نفس-خود کار امدی-مسئولیت پذیریبالایی پیدا کرده الگوی زندگی اش تغییر یابد.

3-بیمار باید بیاموزد که:

بسیاری از مشکلات اوریشه درگذشته اعتیادی او داردکه به مرورزمان ایجادشده وبه مرور نیز باید از بین برود.او باید سهم خودرا دراین مشکلات بپذیرد

مراحل تغییر در افراد معتاد:

1-شروع مصرف

2-ظهور نتایج مثبت مواد

3-ظهورعوارض منفی مواد

4-مرحله آمادگی

5-مرحله عمل

6-حفظ پرهیز

مصاحبه با بیمار

1ـ با او همدلی داشته باشیم.

2ـ از بحث و درگیری با او بپرهیزیم.

3ـ سعی کنیم بین رفتارهای منفی موجود در مراجع و اهداف مثبت مهم زندگی‌اش تضاد ایجاد کنیم.

4ـ مقاومت‌های مراجع را دور بزنیم و مستقیما به مقاومت‌های او حمله نکنیم.

با گذشت زمان و دادن آگاهی‌ها و بینش‌های جدید به مراجع، مقاومت‌های او کاهش خواهد یافت.

5ـ سعی کنیم اعتماد به نفس و خودکارآمدی را در او را افزایش دهیم و باعث افزایش مسئولیت‌پذیری در او شویم.

6ـ از زدن برچسب به مراجع پرهیز کنیم. مثلا اعتیاد یک بدنامی اجتماعی است و قبل از این که خود مراجع مشکل خود را اعتیاد مطرح نکرده، این برچسب را به او نمی‌زنیم.

7ـ از پرسیدن سؤال‌های مکرر و سؤال‌های بسته یا با پاسخ کوتاه پرهیز کنیم و اجازه دهیم مراجع بیش‌تر صحبت کند.

8ـ نکات مهم حرف‌های مراجع را به خودش منعکس کنیم. (استفاده از کلمات و جملات خود بیمار)

9ـ خود را کارشناسی که همه چیز را می‌داند به مراجع نشان ندهیم تا در او این انتظار ایجاد شود که بدون گفتن مشکلش شما بتوانید آن را حل کنید.

10ـ از سرزنش و تقصیر را گردن کسی انداختن، پرهیز کنیم.

11ـ تماس چشمی با او داشته باشیم.

12ـ در هنگام صحبت با مراجع از زبان غیرکلامی مثل حرکات سر کمک بگیریم.

13ـ تن و لحن صدا و گفتارمان، گرم و حمایتگرانه و دوستانه باشد.

14ـ از تأیید بیمار و گفتن جملاتی مثل «فکر خیلی خوبی است» و غیره جهت کاهش مقاومت‌های او استفاده کنیم. (توصیف توانایی‌ها و نقاط مثبت مراجع)

15ـ از تمرکز زودرس بر موضوعات مختلف پرهیز کنیم و هنگامی به یک موضوع خاص مثلا درمان اعتیاد بپردازیم که بیمار آمادگی آن را داشته باشد.

16ـ از سؤال‌های باز بیشتر استفاده کنیم و بیشتر به گفته‌های بیمار گوش کنیم.

17ـ سعی کنیم بیمار را به سمت صحبت در مورد زیان‌های وضع موجود، مزایای ترک، توانایی ترک و اظهار تمایل به ترک بکشانیم.

18ـ لازم نیست که هر چیزی را که بیمار می‌گوید ما بپذیریم و تأیید کنیم ولی باید به او نشان دهید که صحبت‌های  او را درک می‌کنیم.

19ـ کمک به مراجع در تعیین اهداف کوتاه‌مدت و درازمدت‌اش در برنامه‌ریزی جهت زندگی خود.

20ـ رعایت نکات وابسته به فرهنگ، در مصاحبه.

شکل‌های درمان

 

سه شکل از درمان اعتیاد وجود دارد که عبارت‌اند از:

1ـ درمان اقامتی

2ـ درمان نیمه اقامتی

3ـ درمان سرپایی

مزیت‌های درمان سرپایی

1ـ کاهش هزینه درمان

2ـ حفظ شرایط طبیعی زندگی

3ـ امکان فراگیری مهارت‌های لازم درمقابل مشکلات محیط

4ـ اصلاح روابط اجتماعی و خانوادگی وحرفه‌ای

معایب درمان سرپایی

1ـ بیمار با محیط آلوده در تماس است پس احتمال لغزش بیش‌تر است.

مزیت‌ها درمان بستری

 1ـ تمام شبانه‌روز

 تحت کنترل درمانگر

2ـ از مشکلات محیط جدا می‌شود.

3ـ احتمال عود کم‌تر

معایب بستری

1ـ هزینه بالا

2ـ امکان آموختن مهارت‌های لازم در برخورد بامشکلات محیطی کم‌تر است چون امکان مواجهه با مشکلات محیط وجود ندارد.

3ـ احتمال اصلاح روابط اجتماعی و خانوادگی و حرفه‌ای کم‌تر است

اهداف درمان:

می‌تواند به دو شکل کلی باشد:

1ـ پاکی کامل :در آن صورت بیمار باید سم‌زدایی شود.

2ـ کاهش آسیب :در آن صورت بیمار باید روی درمان نگه‌دارنده با داروهایی که اثرات آن ماده را داشته ولی خطرات کمتری دارد قرار گیرد مثل درمان نگه‌دارنده با  داروهای مخدر مثل متادون

در صورتی که هدف درمان پاکی کامل باشد باید با یکی از شیوه‌های سم‌زدایی بدن فرد را پاک کرد سپس درمان نگه‌دارنده با نالترکسون را شروع کرد.

اگر هدف درمان کاهش آسیب باشد باید از یکی از شیوه‌های درمان نگه‌دارنده با داروهای آگونیست استفاده کرد.

اهداف فرعی:

1ـ رسیدن به زندگی عاری از مصرف مواد

2ـ افزایش انگیزه بیمار برای حفظ پرهیز

3ـ بهبود رفتارهای ضداجتماعی بیمار

4ـ بهبود روابط اجتماعی وی

5ـ کمک به ارتقا عملکردهای متنوع فرد در زندگی

6ـ رسیدن به مطلوب‌ترین حالت بدنی از نظر طبی

7ـ شناسایی و درمان اختلالات روانپزشکی

8ـ بهبود در روابط فرد با خانواده، دوستان و اطرافیان

9ـ بهبود دوباره عملکرد حرفه‌ای فرد در جامعه

10ـ ارتقای ارزش‌های معنوی برای بیمار

11ـ کسب مهارت‌های لازم در مواجهه با مشکلات زندگی و مقاومت در برابر وسوسه مصرف مواد

12ـ حل کردن مشکلات بی‌خانمانی برای افراد بی‌خانمان

13ـ کسب ظرفیت‌های لازم مربوط به رشد و بلوغ شخصیتی

14ـ پیشگیری از عود

15ـ افزایش معنویت در بیمار

علایم محرومیت:

ناراحتی ناشی ازقطع مصرف مواد بستگی به عوامل زیر دارد:

نوع ماده مصرفی :(هرویین علایم محرومیت شدیدتری تا تریاک دارد.)

شیوه مصرف: (مثلا تزریق هرویین علایم محرومیت شدیدتری تا تدخین آن دارد.)

مقدار مصرف روزانه: (هرچه مقدار مصرف بیش‌تر باشد، شدت علایم محرومیت بعد از قطع آن شدیدتر است.)

مدت زمان مصرف: (هرچه مدت اعتیاد طولانی‌تر باشد، شدت علایم محرومیت بعد قطع آن شدیدتر است.)

5ـ چگونگی قطع مصرف: (هرچه بتدریج مقدار مصرف کم‌تر شده و سپس قطع شود، علایم محرومیت خفیف‌تر است.)

آستانه تحمل درد و سایر عوامل روانی و فردی :(در افراد مختلف متفاوت است.)

مقایسه علایم سرخوشی با بیش مصرفی:

علایم سرخوشی با مواد اپیوییدی:

  • هوشیاری
  • گفتار نامفهوم و بریده
  • مردمک تنگ
  • خواب‌آلودگی
  • خشکی دهان
  • خلق طبیعی تا سرخوشی
  • چرت‌زدن و پایین افتادن سر
  • آسیب به حافظه

علایم بیش مصرفی مواد اپیوییدی:

  • کاهش هوشیاری-بی قراری و تحریک پذیری
  • گفتاری نامفهوم و بی‌ربط و یا عدم تواناییصحبت
  • مردمک نوک سوزنی
  • تنفس سطحی و آهسته
  • میزان تنفس کم‌تر از 10 در دقیقه
  • ضربان قلب کم‌تر از 40 در دقیقه
  • نشانه‌های مسمومیتبا مواد اپیوییدی:
  • 1ـ کاهش تنفس و آپنه
  • 2ـ ناهوشیاری و کوما
  • 3ـ مردمک نوک سوزنی(در مرحله آخر آنوکسی، مردمک‌ها گشاد وثابت می‌شوند)

مقایسه علایم سرخوشی با محرومیت:

علایم سرخوشی با مواد اپیوییدی:

  • نبض آهسته
  • فشار خون پایین
  • دمای بدن پایین
  • مردمک تنگ و نوک سوزنی
  • حرکات آهسته
  • کاهش تنفس
  • گفتار نامفهوم و بریده بریده و کاهش هوشیاری
  • چرت‌زدن و افتادن سر به پایین  
  • نشانه‌ها :
  •        خواب آلودگی
  •        سرخوشی-
  •        اثرات کاهش درد
  •        آرامش-بی قراری

علایم محرومیت مواد اپیوییدی:

  • نبض سریع
  • فشار خون بالا و دمای بدن بالا
  • مردمک گشاد
  • هیپررفلکسی
  • افزایش تنفس
  • تعریق و دانه دانه شدن پوست
  • سیخ شدن موها
  • اشکریزش
  • خمیازه و آبریزش بینی
  • نشانه‌ها :
  • بی‌خوابی
  • کرامپ شکمی
  • تهوع و استفراغ
  • اسهال
  • درد عضلانی و استخوانی
  • گرفتگی عضلانی-بی قراری
  • اضطراب
  • •       MMTنکاتی در مورد نحوه مصرف متادون در بیماران
  • چنانچه بیمار تمایل به مصرف متادون به صورت بلند مدت را دارد باید به نکات ذیل توجه کند:
  • 1-در صورتی که مواد فرد مصرف کننده هروئین باشد 8 ساعت و در مصرف تریاک و مشتقات 12 ساعت و در مصرف شیره و متادون 24 ساعت حداقل از آخرین مصرف مواد مخدر باید بگذرد تا بتواند اولین داروی خود را بخورد.
  • 2-نیمه عمر (طول اثر مفید دارو) متادون در افراد عادی و غیر معتاد 15 ساعت و در افرادی که تحت درمان طولانی متادون هستند 22 تا 56 ساعت است. لذا به اغلب بیماران توصیه می گردد داروی خود را در یک نوبت و یا ترجیحا" دو نوبت میل کنند. چنانچه بیمار در دو نوبت دارو مصرف می کند ترجیحا" دو سوم (70%) آن را در طول روز و یک سوم (30%) آن را در طول شب مصرف کند.
  • 3-هدف از درمان (ام ام تی)، سرکوب هرگونه تمایل بیمار به مصرف مواد مخدر است که در اکثر موارد با دوز 80-120 این هدف محقق می گردد. لذا توصیه می شود که مکررا" درمانگر را به افزایش دوز متادون تشویق نکنند چرا که وابستگی دارویی در دوزهای زیاد متادون اتفاق می افتد. لازم به ذکر است مقدار داروی ایده آل 60- 100 میلی گرم متادون است.
  • 4-از آنجا که دفع دارویی متادون از راه کلیه ها صورت می گیرد، هر چیزی که باعث افزایش دفع کلیوی آن گردد، به تبع آن منجر به کاهش سطح خونی متادون شده و فرد اثرات  کافی از دارو نمی بیند و دائما" علایم خماری خفیف دارد.
  •  موادی که دفع کلیوی متادون را افزایش می دهد:
  • 1 . استرس
  • 2.الکل اتانول
  • 3.داروهای ضد تنش مانند: فنوباربیتال و کاربامازپین
  • 4.داروهای ضد سل مانند: ریفامپین
  • 5.خوردن مواد غذایی که(پی اچ)  ادرار را اسیدی می کند مانند: ویتامین سی  و ترشیجات
  • 6.خوردن مایعات فراوان
  • 5- فردی که تحت درمان (ام ام تی) می باشد، باید همواره علایم مسمومیت با داروی متادون را بداند این علایم شامل:
  • 1.تنگی شدید مردمکها
  • 2.مصرف همزمان داروهایی مانند: اریترومایسین (آنتی بیوتیک)، سایمتدین (داروهای ضد اسید)، کتوکونازول (ضد قارچ)
  • 3.مصرف همزمان داروهای خواب آور و آرامبخش
  • 6-ازآنجایی که ایجاد تغییرات مثبت در رفتار اجتماعی و فردی بیماران مانند: کاهش مصرف مواد مخدر، کاهش رفتارهای ضد اجتماعی و پرخاشگری، بلافاصله پس از شروع درمان ایجاد نمی شود بلکه چندین ماه فرصت لازم است لذا برنامه های درمانی که کمتر از 90 روز(سه ماه ) به طول می انجامد هیچ تاثیری در تغییر رفتار افراد ندارد. طول درمان مناسب 6 ماه تا 2 سال ذکر شده است.
  • •       اثرات درمان طولانی مدت مصرف متادون              
  • •        بی خطری نسبی مصرف طولانی مدت متادون در ایجاد اثرات سمی بر اعضای مختلف بدن کاملا ثابت شده است.
  • •        در هفته های اول درمان، اثراتی مانند: سرخوشی و خواب آلودگی مشاهده می گردد که با تنظیم دوز دارو توسط پزشک برطرف می گردد.
  • •        در طی ماههای اول درمان اختلال خواب به صورت بی خوابی و یا کابوس شبانه مشاهده می گردد که با مشاوره با روانشناس و پزشک قابل اصلاح است.
  • •        از مهمترین اثرات ناخوشایند درمان نگهدارنده با متادون که در تعداد زیادی از بیماران می بینیم، علایم قطع(خماری) خفیف تا متوسط، قبل از خوردن دوز بعدی متادون است.
  • •       فواید درمانMMT
  • 1.       قطع رابطه فرد تحت درمان با افراد فروشنده و قاچاقچی که مورد طرد جامعه هستند.
  • 2.       کاهش یا قطع مصرف مواد مخدر
  • 3.       کاهش رفتارهای بزهکارانه و رفتارهای خلاف قانون(دزدی ، تجاوز به عنف، اذیت و آزار دیگران)
  • 4.       کاهش افسردگی و پرخاشگری
  • 5.       برداشتن انگ معتاد از فرد و بازگشت اعتماد و اعتبار جهت اشتغال مجدد
  • 6.       کاهش و کنترل بیماری های عفونی نظیر HIV(ایدز) و هپاتیت C و B
  • 7.       پس انداز کردن درآمد شغلی خود و عدم مصرف آن جهت هزینه های مصرف مواد مخدر
  • 8.       برگشت آرامش و جلب اعتماد دوباره به خانواده، همسر و فرزندان وی
  • 9.       برگشت نظم دوباره در برنامه های زندگی مانند: برنامه خواب، برنامه مسافرت، برنامه های شغلی
  • 10.     برگشت به مسیر اصلی زندگی که همانا کسب رضایت خدا، خانواده، اجتماع و از همه مهمتر خود می باشد.

برگه های تمرین مراجع

یادآورهای زشت :

اگر خودتان را کسی میدانید که در باره ی زمان های زیادی فکر میکنید (زمانی که مواد محرک را مصرف می کردید و این تصور را در ابتدا داشته اید که قادر به کنترل مصرف خود هستید) ، بدین ترتیب  شما می توانید از آنچه که با عنوان عوامل شروع کننده ی زشت و کریه نامیده می شوند ، سود ببرید . این کار به شما کمک می کند تا به خاطر بسپارید که استفاده شما از مواد محرک  ، منجر به مشکلات وعواقب جدی شده بود .

اما زیاده روی نکنید ، چون مهم آن است که شما مشکلاتی راکه استفاده ی شما از مواد محرک مسبب آنها بوده است ، به یاد بیاورید  . با این وجود شما نباید خودتان را سرزنش و ملامت کنید ، بلکه زمانی که علایم خطر بصورت یاد آوردی خاطرات منتخب مصرف و خیال باطل کنترل مصرف مواد محرک باشید ، در این هنگام به خودتان نهیب بزنید و روی دیگر سکه  مصرف محرک ها را که فلاکت و سیاهی است ؛ به یاد بیاورید.

  • فهرست نام های تمام کسانی که در اثر مصرف محرک شما آسیب دیده اند تهیه کنید . روابط دوستانه ای را که در اثر مصرف مواد محرک شما صدمه خوردند فهرست کنید . نام دوستانتان را یادداشت کنید و حداقل یک مورد خاص را که مصرف مواد شما باعث شد تا به رابطه بین شما آسیب بزند را برایش ذکر کنید . زمانی که شما احساس وسوسه ی مصرف دارید، زمانی که این ذهنیت به سراغ شما می آید که   می توانید مصرف خودتان را کنترل کنید ( فقط یک بار مصرف می کنم !) یا وقتی که این رویاپردازی در شما در حال شکل گرفتن است که وقتی محرکها را مصرف می کنید ، چطور چیزها برایتان زیبا و دوست داشتنی می شوند ؛  فهرست اسامی را مرور کنید و سپس به یکی از آنها تلفن بزنید.
  • آیا خاطرات مشهودی که ناشی از اثرات  منفی مصرف مواد محرک باشند دارید ؟ این خاطرات از نوع اخطار اخراج از کار، اخطار برای فسخ قرارداد کاری، اخطاریه های مربوط به طلاق و دادگاه ، بدهی تعمیر ماشین ، اخطاریه عدم پرداختن اقساط بانک و جمع شدن بدهی ها روی هم و یا هزینه مورد نیاز برای درمان بیماری یکی از اعضای خانواده می باشد . یکی از این برگه ها را بردارید و آن را داخل قاب عکس روی میز بگذارید ، پس هروقت که احساس وسوسه ی مصرف مواد  محرک پیدا کردید یا خاطرات گزینش شده ای در ذهنتان درباره جنبه های مثبت مصرف محرکها داشتید و یا این تصور به ذهنتان خطور کرد که  می توانید مصرف مواد محرک را کنترل کنید ، این یادداشت ناراحت کننده را برای 2 ساعت آتی در پیش رویتان قرار بدهید .
  • فهرستی از تمام چیزهایی که در اثر مصرف مواد محرک از دست داده اید و تباه شدند تهیه کنید .این فهرست شامل روابط ، ماشین  ، پول و خاطرات، موقعیت های کاری از دست رفته ، فرصت هایی که برای ترقی و پیشرفت در پیش رو داشتید و از دست رفتند؛ باشد . این فهرست را دم دست بگذارید و زمانی که وسوسه ی مصرف مواد محرک شروع می شود و فکر مصرف مواد بیشتر و شدیدتر  می شود به آن نگاه کنید .

فعالیت های تفریحی و اوقات فراغت :

زمانی که شما از مواد محرک استفاده می کردید ، مواقعی بسیار زیادی به اینگونه سپری می شد که شما تمام توجه و مشغله تان بر تهیه  مواد ، مصرف آن و رفع عوارض ناشی از عدم مصرف مواد محرک معطوف  می شد . مدت های مدیدی زندگیتان دچار آشفتگی و هرج و مرج ، خارج از کنترل و بدون برنامه بود . بهبودی برای شما یک فرصتی است تا اساس زندگیتان را بهبود ببخشید وبرنامه اساسی برای زندگی ایجاد کنید و زندگیتان را با فعالیت های سالم پر کنید .

فعالیتهای تفریحی بر طبق تجارب موجود آنهایی هستند که شما به طور فعالانه در یک برنامه منسجم همراه با افراد دیگر شرکت می کنید تا شاد باشید و از زندگی لذت ببرید . این تفریحات شامل شرکت در ورزشهای مختلف ، فعالیت های هنری ، صنایع دستی و بازیهای نشسته و همچنین حرکات موزون و بولینگ  ، فوتبال دستی و بازیهای کارتی می باشند. عده ای به فعالیت های بدنی می پردازند . در درجه اول فعالیت های مربوط به اوقات فراغت آنهایی هستند که شما آنها را  برای آرامش و شادی و لذت انجام می دهید و در خلال آن ، کار زیادی انجام نمی دهید . این موارد همچنین پیاده روی ، داشتن یک گفتگوی دوستانه ، خواندن کتاب،  تماشای فیلم یا تماشای فعالیت ها و مسابقات ورزشی می باشد .

  • قبل از آنکه شروع به مصرف مواد محرک کنید از انجام کدام یک از انواع فعالیت های تفریحی لذت     می بردید ؟ از چه نوع از فعالیت های اوقات فراغت را لذت می بردید ؟ چه فوایدی از این فعالیت ها عایدتان شده بود ؟
  • در برگه تمرین مراجع شماره ی 22 ، نمونه هایی از فعالیت های تفریحی وفعالیت های اوقات فراغت فهرست شده اند . کدام یک را جالب توجه می دانید دارید ؟ چه منافعی از انجام آنها ممکن است عایدتان شود ؟ کدام یک از آنها را می توانید با برنامه بهبودیتان همراه کنید ؟
  • در برگه تمرین مراجع شماره ی22، فهرستی از فعالیت های مربوط به اوقات فراغت وجود دارد . کدام یک از آن ها برایتان جالب هستند ؟ فوایدی که از انجام آن ها عایدتان می شود چیست ؟ کدام یک از آنها را می توانید با برنامه بهبودیتان ترکیب کنید ؟
  • آیا شما سرگرمی های سالمی دارید ؟ آیا در برگه تمرین مراجع شماره ی 22 موردی می بینید که توجه شمارا به خود جلب کرده باشد ؟ آیا فعالیت دیگری به ذهن شما میرسد که برای شما جالب توجه باشد؟ آن  را ذکر کنید  ؟

برنامه اجرایی :

  • کدام یک از فعالیت های تفریحی یا مربوط به اوقات فراغت را دوست دارید که در طی هفته های آینده انجام دهید ؟ کجا دوست دارید بروید ؟ چه موقع می خواهید بروید ؟با چه کسی دوست دارید بروید ؟
  •  فکر می کنید با چه موانعی ممکن است مواجه شوید ؟چه اقداماتی باید بکنید تا بر این موانع غلبه کنید ؟
  • چه قدمهایی باید بردارید برای اینکه وارد این فعالیت ها شوید ؟ آیا برای سازماندهی این فعالیت ها احتیاج به  کمک دارید ؟ چه موقع می توانید اولین قدم را بردارید ؟

نمونه هایی از فعالیتهای تفریحی و فعالیت های اوقات فراغت :

فعالیت های تفریحی، مربوط به اوقات فراغت و سرگرمیها همگی روشهایی هستند که باعث می شوند شما بتوانید شاد باشید و از بودن با دیگران لذت ببرید و بر فعالیت های سالم زندگیتان بیفزایید . آنها کمک می کنند تا ذهنتان را از مواد رها کنید و اصول و قواعدی را به زندگیتان اضافه کنید و ممکن است چیزهای جدیدی را هم یاد بگیرید . آنها می توانند کمک کنند  به شما تا کسل نباشید و بتوانید استراحتی هم بکنید. همچنین کمک می کنند تا استرس و اضطراب خود را کاهش دهید.

 

سرگرمی ها

فعالیتهای تفریحی

اوقات فراغت

رادیوی آماتور

شرکت در حراج  - در کنسرت ها

کوه پیمایی- به اردو رفتن

درست کردن آکواریوم

شرکت در مسابقات و جریانات ورزشی 

فوتبال - کبدی

هنرها و مشاغل مختلف

تماشای پرندگان - چیدن پازل ها

بولینگ - بلیارد - گلف

نجوم

رانندگی کردن - شنیدن موسیقی

بیس بال- بسکتبال - والیبال

تعمیر وسایل برقی

خواندن کتاب - صحبت با دوستان 

اسب سواری - شطرنج

نجاری و درودگری- کار با چوب

قدم زدن در پارک

حرکات موزون - شطرنج

سرامیک ، سفالگری و کوزه گری

دیدار از موزه ها

ماهیگیری - قایق رانی

سرپرستی انجمن های کوچک

نوشتن

موج سواری - دوچرخه سواری

کامپیوتر

شرکت در بازی ها 

حمام آفتاب گرفتن - تنیس روی میز

پخت و پز و آشپزی

تماشای فیلم و تلویزیون

فوتبال دستی - تنظیم وزن

الکترونیک

نوشتن

اسکیت بازی روی یخ

باغبانی کردن ، مرتب کردن گلها

 مسابقات اتومبیل رانی 

ماهیگیری - قایق رانی

شجره نامه ، نسب نامه

شام را در بیرون از منزل صرف کردن

رفتن به پیک نیک - هاکی - اسکی

دکراسیون منزل  ، طراحی ساختمان

کشیدن نقاشی - انجام بازیهای ویدیویی

حمام آفتاب گرفتن

شکار

 

فوتبال دستی - تنظیم وزن

عکاسی - خیاطی

 

تنیس روی میز

ساخت شیشه های رنگی

 

بازی های کامپیوتری

(مشارکت) اقدامات داوطلبانه

سایر ...

سایر ...

سایر ...

 

 

ورزش و  بهبودی :

تعدادی از افراد یک برنامه منظم و منضبط برای انجام ورزشها دارند . مثل آبروبیک و خصوصاً آبروبیک مقدماتی . اما نبایند ورزش های خیلی سنگین و سخت باشند . چرا که در اینصورت برای سلامتی و تندرستی مضر خواهند بود ، بلکه باید سبک تر باشند مثل قدم زدن تند و سریع ،دوچرخه سواری و اسکیت ، از طرفی بعضی از افراد می خواهند که خودرا برای انجام یک ورزش ملزم کنند آن هم صرفاً به خاطر انجام ورزش.البته این کار مشکلی است و آنها عقیده دارند که رضایت بیشتری را در آن دسته از فعالیت های ورزشی به دست  می آورند که گروهی اند و گروه ها و اقشار  مختلف مردم در آن شرکت می کنند . از جمله  کاتا ،حرکات موزون،  تنیس ، شنا یا تشکیل و شرکت در گروه های پیاده روی ، دوچرخه سواری دو و اسکیت .

از فواید ورزش  افزایش بهره وری جسمی  ، بهبود وضعیت هیجانی ، بهبود هوشیاری ذهنی ، بهتر شدن کیفیت خواب ، داشتن انرژی بیشتر ، کاهش استرس و اضطراب می باشد . همچنین ورزش زندگیتان را منظم ودارای ساختار اصولی کرده و از افزایش وزن شما پیش گیری می کند.

  • آخرین باری که یک ورزش را  به طور منظم انجام می دادید چه موقع بوده است ؟ در گذشته چه نوع از ورزشهارا انجام می دادید ؟
  • کدام یک از انواع ورزشها برای شما جاذبه دارد ؟آیا آنهایی که سنگین هستند و احتیاج به قدرت و زور بیشتری دارند (ورزشهای حد نصابی ) و یا آنهایی که از نوع رقابتی و مسابقه با دیگران هستند ؟ یا فعالیتهای هوازی جمعی وسبک ؟
  • از انجام این ورزش ها و فعالیتها دوست دارید چه چیزی عایدتان شود؟ اصلی ترین عاملی که باعث ایجاد انگیزه  ورزش کردن در شما می شود چه چیزی است ؟
  • به برگه ی تمرین مراجع شمار 24 ( انواع فعالیت های ورزشی ) نگاه کنید . چه نوعی از ورزش را شما برای انجامش در نظر دارید ؟ کدام یک از این ورزشهای ذکر شده در جدول می تواند با برنامه بهبودی شما هم جهت و یکی شود ؟
  •  چه موانعی ممکن است از مصمم شدن  شما در انجام یک ورزش منظم وجود داشته باشد ؟ چه اقداماتی می توانید انجام بدهید تا این موانع را پشت سر بگذارید ؟ آیا باشگاه ها یا سازمانهایی هستند که بتوانید به آنها ملحق شوید ؟

انواع فعالیت های ورزشی:

ممکن است شما تا به حال توجه نکرده باشید اما فرصت های زیادی برای مشارکت در فعالیت های ورزشی در نزدیک محل زندگی شما وجود دارند. مگر اینکه شما در یک منطقه بسیار دور افتاده و روستایی زندگی کنید (حتی در آنجا هم شاید این امکانات موجود باشد ). ممکن است شما در نزدیک روستا یا شهری که مجموعه فعالیت های تفریحی دارد زندگی کنید .مجتمع های ورزشی وابسته به وزارت ورزش ،فدراسیون های ورزشی و همچنین فرهنگسرا ها و ایستگاههای ورزش صبح گاهی وابسته به شهرداری در پارک ها و همچنین مراکز ورزشی نهادها و سازمان های غیر انتفاعی ، خدمات خود را با هزینه کمتر و حتی رایگان ارائه می دهند . شما می توانید در این زمینه اطلاعاتی را  از شورای محل و انجمن خودیاری محله خودتان در مورد امکانات ورزشی پرس و جو کنید .

 

فعالیت های سنتی

تمرین های ورزشی

کلاسهای ورزشی

هنرهای رزمی

وزنه برداری

تیر اندازی- والیبال

ایروبیک کلاسیک

ته کوان - دو

پیاده روی ، اسکیت

بسکتبال - - تنیس

ایروبیک در آب

جوجیتسو  - جودو

دوچرخه سواری

هاکی - بدمینتون

ایروبیک سبک

کاراته ، کان–زن -ریو

قدم زدن

فوتبال – پینگ پونگ

بدنسازی

کونگ- فو ، تای– چی

شنا ،کوه نوردی

قایقرانی -

کلاس های لاغری

کیو کو شین کای

کشتی ، چوگان

بیس بال

کبدی

فول کنتاکت

اسب سواری

-

آیروبیک فشرده

مشت زنی

ارزیابی خود از نطر تغذیه  :

اگر  شما از محرک ها را با سایر مواد خصوصاً الکل با هم استفاده می کردید ، شما در رژیم غذایی خودتان ترکیب بسیار بدی داشته اید .چون محرک ها با سرکوب کردن اشتهای شما باعث می شوند تا گرسنگی برای شما ناگوار نباشد ؛ حتی اگر هیچ چیزی نمی خوردید . وقتی که اشتهای شما توسط محرکها به شکل مصنوعی و کاذب سرکوب می شد ، شما کمتر می خوردید و در نتیجه مواد مغذی و کالری کافی مصرف نمی کردید ، دراین حالت ، مواد محرک سرعت متابولیسم (سوخت و ساز مواد )را در بدن شما بالا می برند و در نتیجه باعث می شود که حتی نیاز شما به کالری بالاتر برود . در چنین شرایطی اگر شما همزمان الکل مصرف کرده باشید همراه شدن این دو باهم باعث می شود تا شما کالری زیادی را از الکل کسب کنید که غالباً  چنین وضعیتی را شرایط بدون کالری[1]می گوییم .

علاوه بر این وقتی به طور مکرر غذای کافی نمی خورید ، خوردن غذا های بدون ارزش غذایی یا با ارزش غذایی کم کمتر مغذی عادت غذایی شما می شود . خوردن بی برنامه و  پیروی از هوس های آنی غذا  روش غالب تغذیه شما می شود . اگر هم تصمیم به خوردن بگیرید، غذاهایی بدون ارزش غذایی  یا با ارزش غذایی کم  روش تغذیه شما می شود .

ارزیابی خود از نطر تغذیه  :

  • زمانی که مواد محرک را برای خوشگذرانی مصرف می کردید  ، برای چند روز به این رویه ادامه دادید ؟ در طی این مدتی که میل به  مصرف داشتید ، چندروز را بدون غذا خوردن گذراندید؟ طولانی ترین مدتی که شما بدون غذا خوردن سپری کردید چقدر بوده است ؟
  • در طی این دوره های زمانی ، چند بار  مصرف را واقعاً قطع  کردید و یک وعده غذا خوردید ؟ آیا غالبا فراموش می کردید که دست نگه دارید و غذا بخورید ؟
  • در طی مصرف مواد محرک و سرخوشی و یا پس از مصرف و سرخوشی ،اگر که غذایی می خوردید ،چه غذایی می خوردید ؟ برای صبحانه چه چیزی می خوردید ؟ ناهار تان چه چیزی بود ؟ برای  شام شما چه چیزی می خوردید ؟
  • زمانی که غذا می خوردید ، غذا را تهیه و تدارک می دیدید یا اینکه به طور آنی و ناگهانی چیزی می خورید ؟
  • و حالا در دوران بهبودیتان ، آیا برنامه غذایی برای خود دارید و غذایتان را با تهیه و تدارک می خورید یا اینکه هر زمان که بتوانید چیزی می خورید ؟
  • امروز صبحانه چه چیزی خوردید ؟ ناهار امروز یا دیروزتان چه چیزی خوردید و شام دیشب شما چه بود ؟
  •  آیا دقت کرده اید که تمایل به خوردن غذاهای چرب و شیرین  بیش تر از حد معمول دارید ؟

هرم راهنمای مواد غذایی :

به یاد می آورید که زمانی مطلبی درباره ی هرم راهنمای مواد غذایی خوانده باشید . راهنمای انتخاب غذای روزانه ؛ اگر چه احتمالابه نظر شما رسیده که چطور این راهنما می تواند برای شما قابل اجرا باشد؟ چگونه می تواند به درد شما بخورد ؟ مرور این 5 گروه غذایی و استفاده از اطلاعات آن در زندگیتان می تواند کمک  مهمی در بهبودی شما باشد . داشتن تغذیه از پیش برنامه ریزی شده و منظم و مصرف خوراکی هایی که در 5 گروه مواد غذایی به طور متوازن و متعادل به شما کمک می کنند تا وسوسه ی مصرف مواد محرک کاهش پیدا کند ، خواب شما را اضافه ، تمرکز شما را بیشتر کنند و از افسردگی و اضطراب پس از قطع مصرف  محرک ها را کم کرده و انرژی مورد نیاز موثر و کارآمد برای بهبودی تان را فراهم کنند تا اینکه از لغزش شما جلوگیری شود .  در زیر فهرست 5 گروه غذایی  ذکر شده و مقداری که به طور روزانه از هر گروه غذایی مورد احتیاج شماست پیشنهاد شده است . به یاد داشته باشید که در هر نوبت تغذیه ، مقدار  موادغذایی خیلی زیاد نیست.

گروه میوه ها و سبزیجات :

منابع خوبی برای فیبر و ویتامینها هستند. مصرف فیبرکافی از یبوست جلوگیری میکند وخوردن مواد غذایی حاوی ویتامین ها ضامن بهبود عملکرد مغز ، اعصاب ، عضلات ، پوست و استخوانها را می باشد .

بعضی از ویتامینها به آزاد شدن انرژی درون غذا ها کمک می کنند . یک رژیم ضامن تندرستی باید 3 تا 5  وعده سبزیجات و بین 2 تا 4 نوبت در روز باشد . هر وعده می تواند شامل یک دوم پیمانه[2]میوه یا سبزیجات ، یک سالاد کوچک ، یک سیب زمینی متوسط یا یک تکه از کاهو باشد .

نان ، برنج ، حبوبات و ماکارونی :

منابع خوبی برای تامین  پروتئین ، ویتامین و مواد معدنی هستند . پروتئین ها سازنده اصلی رشته های عضلانی ، پوست ، خون و استخوانها و تامین کننده ی مواد مورد نیاز آنها هستند .  همچنین مواد شیمیایی مغز که با مصرف محرک ها تخلیه می شود و از بین می رود ، از پروتئین ها ساخته شده است . یک رژیم سالم باید شامل 6 تا 11 واحد از این گروه در هرروز باشد . هر واحد  شامل یک قطعه نان ، نیم پیمانه ماکارونی یا برنج و یا حدود30  گرم حبوبات باشد .

لبنیات :

شامل شیر ، بستنی ، ماست ، پنیرها و پنیر محلی(پنیر دلمه شده ) می باشند که منبع کلسیم و  پروتئین و ویتامینها هستند: کلسیم برای سلامتی استخوانها و دندانها مورد نیاز است.یک رژیم سلامتی بخش باید شامل حداقل 2 تا 3 واحد از لبنیات در روز باشد. هر واحد لبنیات یکی از : یک پیمانه سر شیر یا خامه ، یک و نیم پیمانه پنیر طبیعی و یک و نیم پیمانه بستنی کم چرب و یا 40 گرم پنیر سفت باشد.

گوشت ، مرغ ، ماهی ، بنشن (باقلا-لوبیا...)تخم مرغ و خشکبار( گردو ، فندق و ... ) :

مواد غذایی که سرشار از پروتئین ، مواد معدنی و ویتامین ها هستند. یک رژیم سالم باید در حدود 2 یا 3 واحد روزانه از این فهرست گروه غذایی باشد. هر واحد شامل 50 تا 75 گرم  مرغ ، ماهی یا گوشت قرمز کم چرب ؛ یک عدد تخم مرغ ؛ نصف فنجان از انواع دانه های خشک شده غلات (باقلا ، لوبیا و ...) بصورت پخته؛ یک دوم پیمانه از دانه های خشکبار ( گردو ، فندق و ... ) و یا 2 قاشق غذا خوری کره بادام زمینی می باشد.

چربی ها ، روغن ها و شیرینی ها :

هیچ مقداری برای این گروه از مواد غذایی توصیه نمی شود . این گروه خوردنی ها باید محتاطانه و کم مصرف شوند.

  • تمام غذاهایی را که دیروز خوردید بنویسید. دیروز  چه مقدار از گروههای غذایی اصلی مصرف کردید؟
  • کدام یک از گروههای غذایی را لازم است که افزایش دهید؟ کدام یک را باید کاهش کنید؟چه اقداماتی      مورد نیاز است که انجام بدهید تا این اتفاق بیفتد؟

برنامه مشروط من برای بهبود وضعیت تغذیه ای ام :

افراد معتاد به مصرف محرکها  عادت کرده اند که بدون برنامه و ناگهانی عمل کنند و در نتیجه  نمی توانند به طور منظم و برنامه ریزی شده غذا بخورند ؛ بلکه شتابزده غذا می خورند و غذا ها را تنها بر اساس طعم و مزه ی آن انتخاب می کنند و ارزش غذایی خوراک خود را در نظر نمی گیرند. غالباً  فاقد برنامه معین  غذایی هستند و بیش از حد از غذاهای پر کالری و پرچرب ساندویچ فروشی ها مانند همبرگر و سرخ کردنی ها       می خورند . اما با کمی برنامه ریزی می توان تغذیه را از  یک فعالیت ناگهانی و بدون تأمل به یک مولفه مهم و سلامتی بخش در روند درمان و بهبودی تبدیل کرد.

یک جدول ساعات وفهرست غذایی و یک قرارداد تنظیم کنید :

مهم است که سریع خوردن را متوقف کنید ،  رعایت زمان بندی وعده های غذا ساده ولی بسیار موثر برای ایجاد نظم شما در طی روز باشد. اگر شما با اعضای خانواده تان زندگی می کنید ، زمان صرف غذا موهبتی است که تمام افراد خانواده حداقل برای مدت کوتاهی کنار هم جمع شوند. زمانی را در جدول برای جلسات هفتگی و روزانه خودتان در نظر بگیرید ، مانند جلسات 12 قدم ، ساعات مراجعه به مرکز درمانی  گردهمایی گروه های بهبودی و در واقع جدولی که تهیه می کنید هم شامل برنامه غذایی و هم جلسات بهبودی باشد . سپس قراردادی تهیه کنید که خود را ملزم به ادامه دادن این روش کند و این طرح را دائما تجدید و به روز رسانی کنید .

طراحی چند وعده غذا:

برنامه غذایی ممکن است در ابتدا ساده لوحانه به نظر برسد اما زمانی را اختصاص بدهید و روی این مسئله تامل کنید که چه غذاهایی را دوست دارید در طی روزهای آینده یا هفته آینده بخورید . شما مجبور نیستید برای هر وعده غذایی برنامه ریزی کنید ، بلکه تا حدودی درباره ی بعضی از  غذاهایی که دوست دارید طی روزهای آینده بخورید ، برنامه ریزی کنید . بخصوص برای وعده غذایی که به عنوان شام مصرف می کنید . با این شیوه شما میتوانید از قبل برنامه ریزی کرده و در نتیجه فقط خوارباری را که برای غذا درست کردن نیاز هست از بازار تهیه کنید .

یک فهرست خرید از فروشگاه تهیه کنید .

پس از آن که تصمیم گرفتید در طی روزهای آینده چه غذاهایی را بخورید ، زمانی را برای نوشتن  فهرست خرید از سوپر مارکت برای درست کردن آن غذا ها را تهیه کنید . این کار به شما کمک می کند تا بی هدف و بدون برنامه ریزی قبلی در داخل فروشگاه ها قدم نزنید و خرید های بی تامل و آنی انجام ندهید . همچنین با این کار در مخارجتان صرفه جویی می شود . شما می توانید فهرست های خرید برای صبحانه ، ناهار ، شام و میان وعده را جدا کنید . در نظر داشته باشید که میوه ها جز اساسی میان وعده هستند.

برنامه و نقشه تهیه غذاها و خوراکها :

خیلی از مردم ، آشپزی و تمیز کردن را دوست ندارند . در صورتی که شما با افراد دیگری زندگی می کنید تهیه جدولی برای این کار در مورد این که هر کس چه کاری انجام دهد می تواند خیلی ارزشمند باشند . شما با دیگران به توافق برسید که فردی آشپزی و فرد دیگری تمیز کردن خانه را به عهده بگیرد .

برنامه ریزی استثناها در جدول (گنجاندن استثناها در جدول)

غالب مردم از غذا خوردن در خارج خانه هر از چند گاهی  لذت می برند . احتمالا شما یک رستوران مورد علاقه دارید . اگر چه خوردن غذا در خارج از خانه غالباً یک رفتار ناگهانی است که در طی دوره مصرف مواد محرک به آن عادت داشتید، لیکن شما خوردن خارج از خانه را در جدول هفتگی غذای خود  بگنجانید . به این ترتیب که غذا خوردن خارج از خانه بعنوان یک درمان یا یک پاداش در نظر گرفته می شود  که بخاطر رعایت و حفظ برنامه غذایی متضمن سلامتی تان ؛ به  شما تعلق گرفته است .

 

نمونه ی قرارداد رفتاری جهت پرهیز از مصرف  مواد محرک  :

این یک قرارداد است بین _____________ (مراجع) و _________________ (درمانگر) برای کمک به  ___________________ (مراجع)  جهت حفظ پرهیز از مصرف مواد محرک  . من درخواست دارم که مشاور من جدولی برای گردآوری نمونه های ادرار برای 24 هفته تنظیم کند . من متعهد  می شوم که در طول 12 هفته اول درمان 3بار در هفته (روزهای شنبه،دوشنبه ، چهارشنبه ،) نمونه بیاورم و در طی 12 هفته دوم درمان (یعنی از هفته 13 تا 24 درمان ) دو بار درهفته (دوشنبه و پنج شنبه ) نمونه بیاورم . یکی از کارکنان کلینیک که همجنسیت من باشد می تواند نحوه ی نمونه دادن من را مشاهده کند . نیمی از هر نمونه برای آنالیز فوری استفاده شده و نیم دیگر آن در کلینیک نگهداری خواهد شد . نمونه ها برای انواع مختلف مواد و داروهایی که مورد سوء مصرف قرار می گیرند ارزیابی خواهند شد از جمله  شیشه ،کوکائین ، آمفتامین ، مخدرها ، ماری جوانا و خواب آور ها و آرام بخش ها می باشد . هرنمونه 50 سی سی خواهد بود اگر مقدار آن برای آنالیز ناکافی باشد باید به عنوان یک نقص در جدول تهیه شده برای نمونه ها در نظر گرفته شود.

اگر من به دلیل یک شرایط اضطراری مجبور به مسافرت به خارج از شهر شدم ، من پیشاپیش به درمانگرم اطلاع خواهم داد تا از عزیمت من اطلاع داشته باشد . درمانگر من مجاز است که این غیبت ها را از طریق ___________________ (فرد یا افراد مشخص از نزدیکان مراجع) بررسی کرده و درستی یا نادرستی آنرا تعیین کند . اگر نیاز به بستری شدن در بیمارستان را داشته باشم ، رابط من که معرفی می کنم، برنامه جمع آوری نمونه های ادراری را ترتیب خواهد داد . اگر من بیمار هستم اما نیاز به بستری شدن در بیمارستان ندارم ، هنوز هم باید نمونه ها را مطابق برنامه ریزی جدول ارائه بدهم . اگر مشکلاتی در زمینه نقل و انتقال و جابه جایی دارم یا اگر شرایط آب و هوایی سخت مثل سرما یا طوفان ، مسافرت را با مشکل مواجه کند ، من با پرسنل کلینیک قرار خواهم گذاشت و ترتیبی خواهم داد که به طریقی بتوانند به نمونه جمع آوری شده ، دسترسی پیدا کنند . در تعطیلات رسمی ، کلینیک بسته خواهد بود . درمانگرمن و من با هم توافق     می کنیم تا در طی مدت زمانی که تعطیلات در جریان است ، آزمایشات ادراری انجام شود .

اگر بنابر دلایل پزشکی قابل قبول ، برای من داروهایی تجویز شده باشند  که از نوع داروهایی هستند که می تواند مورد سوء مصرف هم قرار بگیرند ؛ من به درمانگرم نام و شماره تلفن پزشک یا دندانپزشک ام را که این دارو را برایم تجویز کرده ارائه می دهم . من بدین  وسیله به درمانگرم قول می دهم  که با پزشک یا دندان پزشک ام تماس بگیریم (با تلفن یا پست الکترونیکی) که اگر من باید چنین نسخه هایی را مورد مصرف قرار بدهم ، من موافقت می کنم که به درمانگرم یک فتوکپی از نسخه ام ارائه بدهم یا اجازه می دهم که درمانگرم نسخه ای را که حاوی این داروهاست ، رویت کند . در این صورت اگر داروی پزشکی که به دلایل درست و به مصلحتم مصرف می کنم در تست های ادراری رویت شود ، بعنوان لغزش سو مصرف مواد در نظر گرفته خواهد شد .

نمونه های ادراری عاری از محرکها :

برای هر نمونه ادراری منفی که در طی 1 تا 12 هفته اول درمان جمع آوری شده است _______امتیاز کسب خواهد شد . بدنبال جمع آوری نمونه های ادراری عاری از محرک ها ، یک وشر به من هدیه داده خواهد شد . این وشر به تعداد امتیازات بدست آمده برای آن روز به علاوه امتیازات که قبلا کسب شده و معادل های پولی اش اختصاص خواهد داشت .

در طول 12 هفته اول درمان ، نمونه ادراری عاری از محرک ها ، 10 امتیاز خواهد داشت . با هر نمونه متوالی بعدی که آن هم بدون محرک ها باشد یک افزایش 5 نمره ای نسبت به امتیاز دفعه قبلی که آزمایش داده ام  بدست می آورد . مثلا اگر 10 امتیاز روز چهار شنبه کسب کرده باشم ، روز جمعه برای آزمایش عاری از مواد محرک  15 امتیاز خواهم گرفت و روز دوشنبه 20 امتیاز و به همین ترتیب ادامه می یابد . همان قدر که این انگیزه های مثبت جمع شده ( بطور متوالی و پشت سر هم) وضعیت پرهیز از محرکها را نشان می دهند ___________ پاداش هم برای هر هفته از 3 هفته متوالی که نمونه های جمع آوری شده منفی بودند کسب خواهد شد . فرضاً اگر هیچ نمونه مثبتی وجود نداشت________ پاداش در طی 12 هفته درمان می تواند کسب کند . در طی 12 هفته دوم درمان برنامه انگیزشی تغییر خواهد کرد . نسبت به امتیازات کسب شده برای نمونه ها ی منفی محرکها ________ کسب خواهد شد .

برای کل 24 هفته درمان ، فوراً پس از نتایج تستهای آنالیز ادراری ، باید برای نمونه های عاری از محرک ها این ها رخ بدهد ________ «انگیزه مثبت»  در طی هفته های 1 تا 12 یا________ «انگیزه مثبت» در طی هفته 13 تا 24  تحویل داده خواهد شد .

نمونه های ادراری مثبت از نظر محرکها :

همه نمونه های ادراری از نظر استفاده از محرکها غر بالگری می شوند . یک گزارش ثبت شده از همه داروهایی که در غر بالگری مثبت بودند نگهداری میشود . اگر چه این قرار داد در باره ی مواد محرک  موثر خواهد بود برای هر نمونه ادراری مثبت از نظر محرک ها من دریافت نخواهم کرد ___________( قرارداد مثبت مشروط)

نقص در ارایه نمونه های ادراری :

عدم ارایه نمونه های ادراری بر اساس تاریخ تنظیم شده بدون هماهنگی با درمانگرم به عنوان یک نمونه مثبت تلقی خواهد شد و راهکار های بالا بر قرار خواهد بود .

من با  امضا کردن قرارداد تایید می کنم که کلیه   موارد مندرج در زیر را  خواندم و آنها را فهمیدم و با تمام شرایط و مراحل پیگیری آنالیز نمونه های ادراری موافقت می کنم . این روند با دقت برای من شرح داده شده است و من متوجه شده ام که این روند بستگی به ارایه هم نمونه های مثبت و هم نمونه های منفی دارد چرا که من به عنوان یک مراجع با شرایطی که برایم توضیح داده شد، در برنامه درمان قرار گرفته ام.

مراجع _________________      تاریخ

 

مشاور _________________     تاریخ

اجزاء یک تحلیل عملکردی:

تحلیل عملکردیروشی است که به شما کمک می کند تا احتمال استفاده از محرک ها در آینده کاهش یابد و به شما این امکان را می دهد تا علل فوری استفاده از محرک ها را در مورد خودتان شناسایی کنید . یک تحلیل عملکردیروشی است  به شما در شناسایی هر  سه جنبه ی مصرف شما کمک می کند.

  • انواع محیط ها ، موقعیت ها ، افکار و احساساتی که در شما میل به مصرف محرک ها را افزایش  می دهد یعنی عوامل شروع کننده ی مصرف موادمحرک را مشخص می کنند.
  • نتایج مثبت و فوری و کوتاه مدت مصرف  مواد محرک  را کاهش می دهد .
  • نتایج منفی که غالباً عواقب بلند مدت و با تاخیر بروز می کنند ناشی از مصرف مواد محرک  را نشان     می دهد .

عوامل شروع کننده ی مصرف مواد محرک

عموماً  عوامل شروع کننده ی مصرف مواد محرک همان عوامل محیطی ، موقعیت ها ،افراد و شرایط و افکار و احساساتی هستند که میل به استفاده آنی را در شما افزایش می دهند . این عوامل شما را وادار به  مصرف مواد محرک نمی کنند اما احتمال به مصرف را در شما افزایش می دهند .

افکار و احساسات

زمانی که شما با یکی از این عوامل شروع کننده ی مصرف مواد محرک مواجه می شوید ، عموماً افکار و احساساتی را که فوراً پس از مصرف محرک ها ایجاد می شود ، در نظر می آورید ، مثل داشتن احساس بهتر ، داشتن تفریح و سرگرمی و مضرات و خطرات آن را فراموش  می کنید . کار هایی که برای تهیه و مصرف مواد محرک انجام داد  ، به یاد شما می آید  .

رفتارها

وقتی که در معرض یکی از این عوامل شروع کننده ی مصرف مواد محرک قرار می گیرید و پس از آن که این افکار و احساسات در باره ی مواد محرک شروع می شود ، در شما رفتار هایی ایجاد می شود که یکی از آنها مصرف کردن مواد محرک است . باهمه ی اینها ، درخلال برنامه ی درمان،می توان با رفتار ها ی دیگری  جایگزین شوند .

نتایج مثبت

غالبا بلافاصله پس از مصرف موا د محرک  ، شما تجارب مثبت و احساس تجدید قوای شدید دارید تعدادی از این نتایج مثبت شامل احساس سر خوشی ، داشتن انرژی بیشتر ، داشتن تمایل جنسی  بالاتر فراموش کردن وقایع و یا احساسات منفی و از بین رفتن احساس غمگینی و افسردگی و یا بر طرف شدن درد های هیجانی و عاطفی است . این نتایج مثبت عموماً بی درنگ و برای کوتاه مدت هستند .

نتایج منفی

برخی از عواقب  منفی که  درحین مصرف و یا زمان کوتاهی پس از مصرف مواد محرک تجربه می شوند مانند ولخرجی کردن پول ، در گیر رفتارهای جنسی پر خطر شدن ، خشمگین کردن  اشخاص ، صدمه زدن به دیگران ، بیکار شدن از کار و یا غیبت از مدرسه می باشند .خیلی از عواقب منفی با تاخیر و در دراز مدت ایجاد  می شوند مثل صدمه دیدن روابط خانوادگی و مناسبات اجتماعی ، وضعیت مالی ، سلامت جسمی ، اهداف تحصیلی و آ موزشی ، ثبات شغلی ، شرایط قانونی و حقوقی فرد .

تهیه و تدارک برای مدیریت تحلیل عملکردی:

شناسایی عوامل شروع کننده ی مصرف مواد محرک خود

این برگه ی تمرین باید قبل از برگه ی تمرین شماره 32 کامل شده باشد . برگه ی تمرین شماره 31 تحلیل عملکردی است . این برگه ی تمرین به شما کمک خواهد کرد تا محیط ها ، موقعیتها ، شرایط، افراد ، افکار و احساسا تی که در شما میل به مصرف مواد محرک را افزایش می دهد ، شناسایی کنید.

  • مکان هایی را که شما بارها در آن ها مصرف مواد محرک داشته اید فهرست کنید .
  •  از افرادی که بارها  با آن ها مصرف مواد محرک داشته اید یا از آن ها مواد محرک خریده اید فهرستی تهیه کنید .
  •  زمانها یا روز هایی را که در آن ها بیشتر مصرف کرده اید را فهرست کنید .
  •  انواع فعالیت هایی را که شما وقتی مواد محرک را مصرف می کنید بطور معمول مشغول به  انجام  آن ها  می شوید فهرست کنید .
  •  پس از آن که در معرض عوامل شروع کننده ی مصرف مواد محرک قرار گرفتید ؛ احساسات و هیجاناتی را حس می کنید ؛ از آن ها فهرست تهیه کنید .
  • پس از آن که در معرض عوامل شروع کننده ی مصرف مواد محرک قرار گرفتید ؛ به چه چیزهایی فکر می کنید ، از آن ها فهرست تهیه کنید.

مدیریت  یک تحلیل عملکردی  برای مصرف  مواد محرک تان :

این برگه ی تمرین همراه با برگه تمرین شماره 31 استفاده می شود  (برگه ی تمرین آنایز عملکردی) . فقط پس از تکمیل برگه ی مراجع شماره 30 استفاده شود ، آمادگی برای اداره تحلیل عملکردی: شناسایی عوامل شروع کننده ی مصرف مواد محرک .

قدم اول :در برگه تمرین تحلیل عملکردی ؛ یک ستون با عنوان رفتار شما وجود دارد ؛ بطور مختصر یک نمونه از مصرف اخیر تان را شرح دهید .

قدم دوم : درباره ی آن چه که شما بلافاصله قبل از مصرف مواد محرک انجام داده اید فکر کنید . آیا بخاطر       می آورید با چه کسی بوده اید ؟ چه کاری انجام می دادید یا چه وقتی از روز بوده است ؟ آن ها را در ستون عوامل شروع کننده ی مصرف مواد محرک  قرار بدهید .

قدم سوم : بلافاصله قبل از استفاده از مصرف مواد محرک ها در آن بار ، به چه چیزی فکر می کردید ؟آیا بخاطر دارید که چه احساسی داشتید ؟ هر آن چه را که فکر می کردید و احساسی را که داشتید در ستون احساسات و افکار  درج کنید .

قدم چهارم : چه اتفاقی بلافاصله پس از مصرف رخ داد ؟ خلق شما چگونه تغییری کرد ؟ آیا احساس سرخوشی و افزایش توان کردید ؟ آیا احساس کردید که انرژی و توان بیشتر از معمول دارید ؟ آیا احساس شادی و خوشی  می کردید و میزان افسرده گی تان از قبل مصرف کمتر شد ؟ آیا احساس بدی که نسبت به بعضی چیز ها داشتید از بین رفت ؟

قدم پنجم : عواقب دراز مدت این دوره و سایر دوره ها ی مصرف چه چیزی بود ؟ چطور تاثیر ی بر روی موفقیت شغلی و تحصیل و مدرسه تان گذاست ؟ چطور تاثیری بر روی موفقیت مالی شما گذاشت ؟ چطور تاثیری بر روی سلامت هیجانی شما گذاشت ؟ چگونه اثری بر روی سلامت جسمی شما گذاشته است ؟

بازگشت به قدم اول

از سایر دوره های اخیر مصرف مواد محرک مثال دیگری را شرح بدهید . تمام قدم ها را مانند مورد قبلی تکرار کنید . این  قدم ها را تا برگه ی تمرین شماره 31 (برگه ی تمرین تحلیل کاربردی) تکرار کنید و تکمیل نمایید.

تحلیل عملکردی: نکات مهم که باید در نظر گرفته شوند. شما می توانید ترک کنید :

شما می توانید یاد بگیرید که مصرف مواد محرک ها را متوقف کنید .  سایر افرادی که مشکل مصرف مواد محرک  را داشتند ، توانستند بیاموزند که چگونه مصرف محرک ها را متوقف کنند .

سوء مصرف مواد محرک یک رفتار اکتسابی است.

مهم این است که تفکر و تامل درباره مصرفتان بعنوان چیزی که شما عادت به انجام آن دارید  را شروع کنید. مصرف مواد محرک یک عادت اکتسابی است . برای یادگیری روش قطع مصرف مواد محرک نیازی بفهمیدن دقیق چگونگی شروع مشکل مصرف مواد محرک شما نیست . سرزنش دیگران ، وقایع و مقتضیات به شما کمکی در یادگیری چگونگی قطع مصرف مواد محرک نمی کند . اما آنچه که اثر بخش است یاد گیری  این است : سوء مصرف مواد محرک مشکلی است که شما می توانید کاری در مورد آن انجام بدهید.

هدف یاد گیری توقف مصرف مواد محرک و شروع زندگی است.

یک هدف از این برنامه درمانی این است که به شما در یاد گیری چگونگی قطع مصرف مواد محرک و سایر انواع مواد کمک کند . هدف دیگری که به همان اندازه با اهمیت است کمک به شما برای آموختن الگوی زندگی عاری از مواد است . منافع بسیاری از این درمان کسب می کنید در صورتی که ما بتوانیم به شما کمک کنیم تا مصرف مواد محرک را متوقف کنید، در آن صورت تمرکز ما بر تغییراتی در سایر زمینه های شیوه زندگیتان خواهد بود تا اینکه  پرهیز شما از مواد محرک طولانی تر شوند .

لغزشها نقص درمانی نیستند.

اشتباهات قابل پیشگیری هستند و باید جلوگیری شوند . اما اشتباهات رخ می دهند . اگر شما در طی درمان ، از محرک ها استفاده کنید نباید آن را به عنوان شکست در نظر بگیرید . چرا که چنین رخداد هایی   می تواند برای شما کمک کننده باشد تا بیشتر درباره استفاده از محرک ها یاد بگیرید بطوریکه بتوانید با این یاد گیری موثر ، بطور کامل جلوی استفاده از مواد را بگیرید . اگر چه این موضوع به شما مجوز مصرف مواد محرک   را نمی دهد.

تمرین کردن مهم است:شما باید یاد بگیرید که روی مهارت های جدیدتان در خلال جلسات درمانی کار کنید . آموزش و تمرین مهارت ها و رفتار های جدید ، ضروری است . تنها صحبت کردن درباره لزوم ایجاد تغییرات کافی نیست ، بلکه باید برای موقعیت های پرخطر ، اقداماتی انجام داد و به این شرایط رسیدگی کرد . البته شما با تمرین یاد می گیرید.

 

برنامه مدیریت شخصی :

تا کنون شما چندین عامل شروع کننده ی مصرف مواد محرک را برای خودتان شناسایی کردیده اید . شما می توانید آنها رابه ترتیب و گروه بندی کنید : مانند مکان های پرخطر ، افراد پرخطر ، ساعات روز و روز های پرخطر ، فعالیت ها و احساسات . این گونه شما می بینید که عوامل مشخصی از شروع کننده های مصرف مواد محرک از عوامل بیرونی هستند و ابتدا به ساکن در محیط شما وجود داشته اند (مانند مکان ها) و نیز به تعدادی  از عوامل که درونی هستند مانند احساسات و افکار. آغاز گر های مختلف نیازمند پاسخ های مختلف هستند.

اجتناب از عوامل شروع کننده :

از تعدادی عوامل شروع کنندهمانند مکان های پرخطر و یا بعضی از افراد باید اجتناب کنید . این کار    می تواند مستلزم اتخاذ روش هایی مانند عوض کردن مسیر های رسیدن به منزلتان باشد بطوریکه از جلوی منزل فروشنده موادی که مواد مورد نیاز خود را از او تهیه می کردید یا ازجلوی باشگاه یا قهوه خانه ای که شما بارها  در گذشته به آن جا می رفتید عبور نکنید .

چینش دوباره محیط :

اگر چه نمی توانید محیط اطراف خود را به طور کامل کنترل کنید اما شما بر روی بخش هایی از  آن به مقدار زیادی کنترل دارید از جمله خانه خودتان . شما خانه تان را از مواد محرک ، سایر دارو های شخصی و شماره تلفن فروشندگان پاک سازی کنید . دیگر در جیبتان پول نقد نگذارید بخصوص وقتی که از مکان های پرخطر عبور خواهید کرد .

گسترش یک برنامه جدید مقابله ای :

شما نمی توانید از  آغازگر های مسلم ومشخصی اجتناب کنید . برای نمونه اگر پول نقد یا یکی از اعضای خانواده تان عامل شروع کننده ی مصرف مواد محرک شما باشد ؛ اجتناب دائم از آن ها شدنی و اجرایی نخواهد بود . بنابر این شما باید یاد بگیرید که برای مواجه شدن با چنین عامل شروع کننده ای ، آماده باشید . مثلا با استفاده از استراتژی ها جدید و یا برنامه هایی که به شما در این موقعیت ها کمک می کند  تا مواد محرک  را  استفاده نکنید ؛ مثلا تماس با همسرتان بعد از جابجایی پول نقد .

چندین کپی از برگه تمرین مراجع شماره 35 تهیه کنید .برنامه مدیریت شخصی . برای هر برگه ی تمرین، مراجع شما یک عامل شروع کننده ی مصرف مواد محرک را عنوان خواهد کرد . در مدت هایی که آورده شده است ، متعهد می شوید که خود را درگیر مراحل آورده شده بکنید.

قدم یک :یک آغازگر خاص را انتخاب کنید که نیاز دارید تا آن را مطرح کنید : آن باید آغازگری باشد که شما دوست دارید قبل از جلسه بعدی با آن مواجه شوید . آن را در زیر ستون آغازگر ها بنویسید .

قدم دوم : درباره روش های مختلفی که شما می توانید به این آغازگر رسیدگی کنید ، فکر کنید ، آیا شما می توانید از آن اجتناب کنید ؟ آیا شما می توانید محیط اطرافتان را به گونه ای تغییر دهید که با این آغازگر مواجه نشوید؟ آیا استراتژی تطبیقی جدیدی وجود دارد که شما وقتی که با این آغازگر مواجه می شوید ، بتوانید آن را بکار بگیرید ؟ این ها را در ستون برنامه ها بنویسید . ممکن است چندین برنامه برای هر آغازگر خود داشته باشید.

قدم سوم : با مشاوره خود کار کنید . تمام تاثیرات و نتایج هر برنامه را در نظر بگیرید و این ها را در ستون مثبت و منفی بنویسید .

قدم چهار : انجام هر کدام از برنامه هایی که در نظر گرفته اید چقدر سخت است ؟ شماره 1 کمترین دشواری و مشکلات و در شماره 10 بیشترین مشکلات را بنویسید .در ستون دشواری سطح و مرحله سختی ها را در ستون آن ها بنویسید .

قدم پنجم : برنامه را انتخاب کنید که عقلانی به نظر می رسد . با مشاور خود کار کنید و خود را با انجام تمرین هایی که در آن ها نقش بازی می کنید مشغول شوید و در این برنامه اجرایی بازی نقش را تمرین کنید . با مشاور خود صحبت کنید ، شما باید مراحل بالا را برای حداقل سه اغازگر مصرف در این جلسه تکرار کنید و بر روی سه آغازگر دیگر قبل از جلسه بعدی کار کنید .

جدول نسبت خوشی و شادی وسلامت :

این جدول به این منظور در نظر گرفته شده است تا میزان شادی شما را با اشخاص مرتبط با شما در هر یک از ده مورد زیر در زمان های اخیر تخمین بزند . در هر یک از 10 موردی که در زیر فهرست شده اند ، سؤالاتی را که در آمده است از خودتان بپرسید تا بتوانید خود را در هر زمینه ای ارزیابی کنید :

چقدر امروز من با همسرم در این زمینه خوشحال و شاد هستم ؟ سپس دور عددی که آن نمره را می دهید خط بکشید بخاطر داشته باشید که باید شادی و لذت اخیرتان را تعیین کنید . این کار نشان می دهد که شما امروز چه احساساتی دارید . همچنین به احساستان در یک زمینه خاص اجازه بدهید که بر روی ارزیابی شما در سایر زمینه ها اثر بگزارد .

یادداشت های روزانه برای خوب بودن :

برای شرکای زندگی مصرف کننده های مواد محرک ، خصوصاً کسانی که که مصرف مواد محرک بخشی از رابطه آنها شده است ، گذشت کردن آسان است. این برگه ی تمرین روشی است که به شما کمک می کنید تا  ییاد بیاورید که کار های ساده اما موثری هستند که شما می توانید با انجام آن ها رفتار هایی که قطعاً منفی و بد هستند معکوس شوند . چرا که ممکن است این رفتار ها تبدیل به عادت شما در رابطه تان شده باشد . این برگه ی تمرین به شما کمک می کند تا تعدادی از کارهای قشنگ و خوب را برای شریک زندگی تان انجام بدهید و آن ها را یادداشت کنید تا هر چند وقت یکبار اینگونه رفتار کنید.

درخواست های مثبت :

اگر شما یا همسرتان می خواهید که دیگری تغییراتی کند ، مؤثر ترین راه برای انجام آن استفاده از ارتباطات مثبت است که نسبت به ارتباط منفی مؤثر تر و خوشایند تر است مثل مطالبه کردن ، نق زدن و سرزنش کردن دیگران و یا سعی برای دستور دادن به آن ها برای انجام کاری . ورود به ارتباطات مثبت یک مهارت است که می توان آموخت و همچنین باید تمرین شود . در ابتدا ممکن است غیر عادی به نظر برسد اما به محض اینکه تمرین کنید وآن را با زندگی روزانه خودتان هماهنگ کنید ؛ برایتان عادی و طبیعی خواهد شد . اگر از روش هایی استفاده کنید که درخواست شما خوشایند تر باشد ، احتمال این که تقاضا یتان مورد قبول واقع شوند را افزایش خواهند داد .

خود خواه باشید :

حریص و زیاده خواه نباشید اما کم رو و بی میل هم نباشید . درباره آنچه که شما را واقعاً خوشحال می کند فکر کنید ، اگر معقول به نظر می رسد ،آن را درخواست کنید .

نقطه نظرات طرف دیگر را هم بپرسید .

سعی کنید نظرات او را هم بپرسید و بفهمید که او چه احساس می کند . ممکن است دیگری نتواند آن چه را که شما احساس نیاز به آن می کنید در یابد ، حتی ممکن است متوجه نشود که شما ناراحت هستید .

بخشی از مسئولیت را به عهده بگیرید . 

در یک موقعیت مناسب ، بخشی از مسئولیت را با توجه به وضعیت جاری به عهده بگیرید . شما ممکن است اهمیت یک وضعیت خاص را اصلا بیان نکرده باشید . بطور مشابه ،شما ممکن است مسئولیت یکسانی در باره ی وضعیتی که  بوجود آمده است داشته باشید ،  به عنوان مثال شما مایل باشید که شریک زندگی شما در انجام تکالیف بچه ها مشارکت بیشتری داشته باشد . احتمالا لازم است که به همسرتان یادآوری کنید اصلا در باره ی اهمیت  مشارکت و همکاری  هر دو شما درکمک به  فرزندانتان در انجام تکالیف شان با یکدیگر  صحبت نکرده اید. همچنین شما باید به همسرتان بگویید که متوجه هستید که در انجام تکالیف فرزندانتان وقت کافی را صرف نکرده اید .

پیشنهاد کمک

پیشنهاد معاونت در کارها را بکنید که وی احساس کند که شما درخواست کرده اید.

در صورت امکان، سعی کنید همیشه آری بگویید 

بخاطر اینکه شما از همسرتان درخواست کارهایی دارید که شما را شاد و سرزنده نگه دارد ، شما هم باید بتوانید که همین کار را برای شما بکند.

در صورت نیاز ، سازش کنید. 

زندگی همیشه سیاه یا سفید نیست . بعضی وقت ها  بهترین کار سازش است .شما باید حاضر باشید که هر دو طرف برنده باشند.

موقعیت های کاری بخصوصی وجود دارند که می توانند درمان و بهبودی را بسیار مشکل کنند. در پایین به برخی از این موقعیت ها بصورت خلاصه اشاره می شود.

اشتغال به کارهای سخت و طاقت فرسا درمان را سخت می کند:

درمانتان انجام نخواهد شد مگراینکه 100 درصد تلاشتان را به آن اختصاص دهید. افرادی که در روند بهبودی قرار دارند باید راهی برای توازن بین کار و درمان پیدا کنند بطوری که بتوانند تمام تلاششان را به بهبودیشان اختصاص دهند.

بعضی شغل ها نیازمند ساعات زیاد و غیر معمول هستند. در اغلب موارد طبیعت بسیاری از برنامه های کاری منجر به گسترش مشکل مصرف مواد می گردد. اگر شما نیز به چنین کاری مشغول هستید، اولین وظیفه اتان اینست که طوری برنامه کاریتان را تنظیم کنید که با برنامه درمانیتان سازگاری داشته باشد.

برای انجام اینکار با مشاور و صاحب کارتان یا نماینده او گفتگو کنید. همچنین باید بگردید و ببینید آیا وقت شناوری در اختیار دارید که بتوانید از آن استفاده کنید. وقتی شما در حال درمان هستید بهبودی باید اولین اولویت کاری شما باشد.

 اشتغال به شغلی که از آن رضایت ندارید؛ در فکر ایجاد یک تغییر باشید:

تغییرات بزرگ در حین بهبودی ( تغییر در شغل، در روابط بین فردی، و غیره ) باید به مدت 6 ماه تا 1 سال به تاخیر انداخته شوند.

دلایلی که می توان برای اینکار مطرح کرد در زیر آمده است:

•افرادی که در روند بهبودی قرار دارند درگیر تغییرات زیادی می شوند. بعضی وقت ها آنها دیدگاهایشان را در مورد موقعیت های شخص اشان تغییر می دهند.

•هر تغییری باعث ایجاد استرس و فشار روانی می شود. در حین بهبودی باید از استرس های زیاد اجتناب کنیم.

 کار در موقعیت هایی که در آنجا بهبودی سخت و مشکل خواهد بود:

بعضی شغل ها بیشتر از بقیه بر روند بهبودی تاثیر می گذارند. موقعیت های کاری که درمان بیماران را با مشکل مواجه می کنند شامل موارد زیر است:

•موقعیتهایی که در آنجا فرد در حال بهبود مجبور است با افراد دیگری باشد که الکل یا مواد مصرف می کنند.

 •شغل هایی که در حین انجام آن در زمان های غیر قابل پیش بینی پول نقد زیادی در دسترس باشد.

کسانیکه در در چنین شغل هایی مشغول بکار هستند ممکن است بخواهند برای تغییر شغلشان برنامه ریزی کنند.

گاهی فکر کردن در مورد تمام چیزهایی که باید انجام شوند باعث دست پاچه شدن فرد می شود. همچنین به عهده گرفتن آن همه مسئولیت منجر به تلف شدن زمان و ناامیدی می شود.

اگر شما سعی کنید تمام این کارها را در یک زمان انجام دهید ممکن است دست پاچه شوید و احساس ناامیدی کنید.  هر هفته یک مسئولیت را گرفته و آنرا انجام دهید.

در یک زمان بر روی یک قسمت از مسئولیت هایتان تمرکز کنید و آنرا انجام دهید. حل مسئله به این روش به شما کمک می کند کنترل بر زندگیتان را بدست آورید.

اداره کردن پول

کنترل اقتصاد در حقیقت کنترل زندگی شماست. وقتی فردی درگیر مصرف مواد است، سبک زندگی غیرقابل کنترلش، اغلب اقتصاد وی را تحت تاثیر قرار می دهد. 

در ابتدا که افراد وارد درمان می شوند، برخی مراجعان کنترل پولشان را به یک فرد مورد اعتماد می سپارند.

اگر شما چنین تصمیمی گرفته اید، شما بر اقتصادتان کنترل دارید و از یک شخص مورد اعتماد خواسته اید به عنوان بانکدار شما عمل کند. به همراه مشاورتان، باید تصمیم بگیرید که چه زمانی می توانید پولتان را بصورت سالم دوباره مدیریت کنید.

پس شما می توانید برای رسیدن به بلوغ اقتصادی دست بکار شوید. شما ممکن است بخواهید برخی از اهداف زیر را داشته باشید:

•    قرار بگذارید بدهی زیادتان را قسط بندی کنید و با پرداخت منظم قسط ها آنرا تسویه کنید. 

 •    از صورت حساب های بانکی برای کمک به اداره پولتان استفاده کنید.

•    همچنانکه برای زمانتان برنامه ریزی می کنید، پولتان را نیز بودجه بندی کنید.

•    با اعتدال زندگی کنید.

•    قرار بگذارید با کسانیکه در اقتصاد شما شریک هستند قرارداد خرج و هزینه ببندید.

•    برنامه ای برای پس انداز درست کنید

بیکاری و نیاز به پیدا کردن کار:

وقتی افراد بیکار هستند درمان به دلایل زیر بسیار مشکل خواهد بود:

•پیدا کردن کار اولین اولویت است.

•وقت های آزاد زیاد را به سختی می توان پر کرد و ساختاری که باعث می شود درمان بیمار مؤثر واقع شود وجود ندارد.

•در اغلب موارد منابع مالی افراد خیلی محدود است، هزینه رفت و آمد و خانواده نیز یکی دیگر از مشکلات است.

اگر شما بیکار هستید و در درمان وارد شده اید بخاطر داشته باشید هنوز هم لازم است بهبودی اولین اولویت شما باشد. مطمئن شوید که مشاورتان از این موضوع آگاه باشد و تلاش کنید بین کاریابی و درمان توازن برقرار کنید.

راه حل های ساده ای برای این مشکلات وجود  ندارد. بسیار اهمیت دارد که نسبت به مشکلات آگاهی داشته باشید و بتوانید طوری برنامه ریزی کنید که در هر شرایط ممکن بهبودیتان را قوی و قوی تر کنید.

برای افرادی که وابسته به مواد هستند برقرار کردن رابطه های صادقانه بسیار سخت و مشکل است. چیزهایی می گویند و کارهایی انجام می دهند که باعث از بین رفتن اعتماد و آسیب دیدن روابط می شود. مصرف مواد، اهمیتش بیشتر از هرکسی و هرچیزی می شود.

وقتی مصرف مواد متوقف می شود، اعتماد به همان سادگی که از بین رفته بود برنمی گردد. اعتماد کردن به این معنی است که اطمینان داشته باشید می توانید به کسی تکیه کنید. مردم نمی توانند مطمئن باشند چون نمی خواهند مطمئن باشند.اعتماد به راحتی از بین می رود ولی برگشتش نیاز به زمان زیادی دارد. اعتماد به آهستگی برمی گردد و این کار زمانی صورت می گیرد که شخص آسیب زننده به اعتماد، به دیگران دلایلی نشان می دهد که دوباره به او اعتماد کنند. هم فرد در حال بهبود هم فردی که به او بی اعتماد است ممکن است بخواهند زودتر اعتماد برگردد، ولی گذر زمان لازم است تا تغییرات احساس شوند.

بهبودی یک فرآیند بلند مدت است. بدست آوردن اعتماد از بین رفته قسمتی از این فرآیند است اینکار ممکن است آخرین تغییری باشد که رخ می دهد.

افرادی که وابسته به مواد هستند اغلب به خودشان نمی رسند. آنها وقت یا انرژی برای توجه به سلامتی و زیبایی خود ندارند.  اهمیت سلامتی و ظاهر شخصی کمتر از مصرف مواد می شود. عدم توجه به خود، فاکتور بزرگی در کاهش اعتبار و اعتماد به نفس است. اعتبار به معنای آنست که ما در چیزی یا کسی ارزش هایی ببینیم که تحسین برانگیز هستند.

افراد در حال بهبودی نیاز دارند که ارزش خود را تشخیص دهند و تصدیق کنند. در بهبودی، هرچقدر بیشتر از خودتان مراقبت کنید سلامتی و ظاهرتان بیشتر اهمیت پیدا می کند. مراقبت از خود، به منزله شروعی دوباره است که بار دیگر خودتان را دوست داشته باشید و به خودتان احترام بگذارید.

برخی افراد فکر می کنند راحت تر اینست که تمام تغییرات در سبک زندگی را در یک زمان انجام دهند. هرچند، اگر تمام مسایل مربوط به سلامتی و زیبایی را در یک زمان بخواهیم نشان دهیم بسیار خارج از تحمل ما خواهد بود. همزمان که ظاهر و احساس شما بهتر می شود شما رضایت و دوام بهبودیتان را افزایش می دهید.

برانگیزان احساسی

برای بسیاری از افراد، موقعیت های احساسی مشخصی، ارتباط مستقیم با مصرف مواد دارند. و تقریبا در تمامی موارد، این احساس منجر به مصرف مواد می شد.

به نظر می رسد اگر افراد در حال بهبودی بتوانند از چنین احساساتی اجتناب کنند ( مانند، تنهایی، عصبانیت، احساس محرومیت )، هیچ وقت عود نخواهند کرد. این برانگیزان های احساسی برای مراجعان مانند چراغ های خطر یا علایم هشداردهنده هستند.

برانگیزان های احساسی منفی شایع، موارد زیر هستند:

تنهایی:رها کردن دوستان و فعالیت هایی که قسمتی از سبک زندگی همراه با مصرف مواد هستند، بسیار مشکل است. جدا شدن از خانواده و دوستان باعث احساس تنهایی در فرد می شود.

در اغلب موارد اعضای خانواده و دوستانی که مواد مصرف نمی کنند حاضر نیستند ریسک کنند و به این زودی ارتباط دوباره با فرد برقرار کنند. فرد در حال بهبودی در بین دو گروه دوستان پاک و مصرف کنند مواد تنها می ماند. احساس تنهایی می تواند شخص را به سمت مصرف مواد برگرداند.

عصبانیت:تحریک پذیری شدیدی که فرد در قدم های اولیه بهبودی تجربه می کند، می تواند منجر به طغیان عصبانیت شود و این عصبانیت به عنوان یک برانگیزان قوی عمل می کند. ذهن چنین فردی فاصله اندکی با مصرف مواد دارد.

وقتی که فرد مصرف می کند، مانند اینست که با قسمت منطقی مغزش خداحافظی می کند و به یک مسافرت طولانی می رود.

احساس محرومیت:نگهداری پاکی یک هنر واقعی است. معمولا افراد در حال بهبودی، در مورد چیزی که به آن دست یافته اند هم احساس خوبی دارند و هم احساس غرور می کنند.

برخی افراد در حال بهبودی احساس می کنند که مجبور شده اند برای همیشه چیزها و لحظات خوشی را که داشته اند، از دست بدهند. برای این افراد، بهبودی مانند محکوم شدن به زندان به نظر می رسد که بعضی چیزها را باید تحمل کرد.

این احساس، وضعیت بهبودی را واقعا وارونه می کند، به این صورت که: مصرف مواد خوب به نظر می رسد و بهبودی بد جلوه می کند. این وضعیت وارونه به سرعت منجر به عود و بازگشت به سمت مصرف مواد می شود.

بسیار مهم است که در مورد این احساسات هشدار دهنده آگاه باشیم. اگر به خودتان اجازه دهید با این احساسات منفی قدرتمند غرق شوید در حقیقت به خود اجازه داده اید که به سرعت به سمت عود پیش بروید.

یکی از هدف ها در حین فرآیند بهبودی اینست که یاد بگیرید افکار، رفتارها و احساسات را از هم جدا کنید تا بتوانید افکار و رفتارتان را کنترل نمایید. بسیار مهم است که احساسات خود را مشخص کنید تا رفتارهایتان همیشه توسط احساساتتان به شما دیکته نشود.

بسیاری از مردم به این نکته پی برده اند که نوشتن چیزهایی که احساس می کنند، راه خوبی برای مشخص کردن و پی بردن به نوع احساسات است. نیاز نیست شما حتما نویسنده خوبی باشید که از این راه استفاده کنید.

افرادی که نوشتن را دوست ندارند یا آنهایی که قبلا اینکار را انجام نداده اند هم می توانند چیزهای باارزشی در مورد خودشان یاد بگیرند اگر؛ احساساتشان را به لغات و کلمات تبدیل کنند. آموزش های ساده را دنبال کنید و برای شناختن خود راه های جدیدی پیدا کنید:

1.زمان و محل راحت و ساکتی فقط برای نوشتن پیدا کنید. سعی کنید هر روز بنویسید حتی زمانیکه فقط می توانید چند دقیقه را به اینکار اختصاص دهید.

2.نوشتن را با کشیدن چند نفس عمیق و آرام سازی خود شروع کنید.

3.در پاسخ به سئوالاتی که از خودتان در مورد احساساتتان می پرسید، بنویسید ( برای مثال، من در حال حاضر واقعا چه احساسی دارم؟ چرا عصبانی هستم؟ چرا غمگینم؟ ).

4.املا و شیوه نگارش را فراموش کنید. فقط اجازه بدهید لغات پی در پی بر روی کاغذ بیایند.

نوشتن در مورد احساساتتان، آنها را برای شما روشن تر می کند. و همچنین به شما کمک می کند از تقویت احساسی که اغلب منجر به عود می شود اجتناب کنید.

پیش دستی کردن و جلوگیری از عود

چرا پیشگیری از عود مهم است؟

بهبودی چیزی بیشتر از مصرف نکردن مواد و الکل است. اولین قدم در درمان قطع مصرف مواد و الکل است. قدم بعدی که بسیار مهم است، اینست که دوباره  مصرف را شروع نکنیم. فرآیندی که باعث انجام اینکار می شود را پیشگیری از عود می نامند.

عود چیست؟

عود به معنی برگشتن به سمت مصرف مواد و تمام رفتارها و الگوهایی است که با مصرف مواد همراه هستند. در اغلب موارد رفتارها و الگوهای اعتیادی قبل از شروع مصرف مواد بر می گردند. مشخص کردن شروع عود می تواند به افراد در حال بهبود کمک کند تا این فرآیند را قبل از شروع دوباره مواد متوقف کنند.

رفتارهای اعتیادی چه رفتارهایی هستند؟

چیزهایی که افراد به عنوان قسمتی از سوء مصرف الکل یا موادشان انجام می دهند، رفتارهای اعتیادی نامیده می شوند. اغلب، اینها رفتارهایی هستند که افراد معتاد به عنوان قسمتی از روند اعتیادشان  انجام می دهند، تا الکل یا موادشان را تهیه کنند یا سوء مصرف موادشان را پنهان نمایند. دروغگویی، دزدی، غیرقابل اعتماد بودن و رفتارهای اجباری، انواعی از رفتارهای اعتیادی هستند. وقتی که این رفتارها دوباره ظاهر شدند، افراد در حال بهبودی باید آگاه باشند که اگر کاری نکنند عود بزودی اتفاق خواهد افتاد.

فکر اعتیادی چیست؟

فکر اعتیادی به معنای داشتن افکاری است که مصرف مواد را موجه جلوه می دهند. ( در برنامه های دوازده قدم به این فکرها، فکر متعفن می گویند. )

•    من می توانم فقط یکبار الکل مصرف کنم و بر خودم مسلط باشم.

•    آنها فکر می کنند من در حال مصرف هستم در حالیکه من عاقلانه مصرف می کنم.

•    من به سختی کار می کنم و کارم سخت و طاقت فرساست. این حق من است که کمی هم در اختیار خودم باشم.

 احساساسات تقویت شده(تقویت احساسی) به چه معناست؟

احساساتی هستند که به نظر می رسد نمی خواهند دست از سر آدم بردارند بلکه روز به روز قوی تر می شوند. بیشتر وقت ها این احساسات غیر قابل تحمل بنظر می رسند. کسالت، اضطراب، بی میلی جنسی، تحریک پذیری و افسردگی، تعدادی از این احساسات هستند.

قدم مهم واساسی اینست که به محض اینکه به وجود نشانه های خطر پی بردید در اولین فرصت ممکن وارد عمل شوید.

بیماری:

بیمار شدن در اغلب موارد یک عود را پیشگویی می کند. شاید این خیلی عجیب و غیرمنصفانه به نظر برسد. شما ممکن است نتوانید هیچ کاری برای بیمار نشدنتان انجام دهید. درست است؟

بسیاری از مردم چندبار در سال سرما می خورند. اگرچه ممکن است شما قادر نباشید از بیمار شدنتان جلوگیری کنید، شما می توانید این آگاهی را داشته باشید که همراه با بیماری، خطر عود هم می آید و شما می توانید با این پیش آگهی اقدامات پیشگیرانه را جهت جلوگیری از بیمار شدن انجام دهید.

بیماری به عنوان توجیه عود

بیماری می تواند به عنوان یک توجیه عود بسیار قوی عمل کند. وقتی شما بیمار می شوید، استثناهای زیادی در زندگی معمولیتان ایجاد می کنید.

در خانه می مانید و سرکار نمی روید؛ بیشتر از معمول می خوابید و غذاهای متفاوتی می خورید. ممکن است برای رسیدگی بیشتر به خود، خود را توجیه کنید ( برای مثال، « من بیمار هستم، بنابراین اگر بیشتر روز را لم بدهم و تلویزیون تماشا کنم اشکالی ندارد »؛ « من ناخوش هستم پس سزاوار خوردن غذاهای دیگری هستم» ). 

مردم احساس می کنند چون بیمار شدن خارج از کنترلشان است پس اگر در رفتارهای معمولیشان وقفه موقت ایجاد کنند اشکالی ندارد. شما لازم است دقت کنید که وقتی در کارهای روزانه و معمولیتان وقفه موقت ایجاد می کنید، نباید اجازه دهید بیماری، توجیهی برای مصرف مواد شود.

خطرات عود در حین بیماری

وقتی شما بیمار هستید، از لحاظ جسمی ضعیف تر هستید. همچنین ممکن است انرژی ذهنی کمتری برای نگهداری بهبودیتان داشته باشید. علاوه بر فقدان انرژی، برای مبارزه با اختلال سوء مصرف مواد، ممکن است در زمان بیماری با خطرات عود زیر مواجه شوید:

غیبت کردن در جلسات درمانی

غیبت کردن در جلسات دوازده قدم

ورزش نکردن

خطرات عودی که در ادامه به آن اشاره می شود نیز، در زمان بیماری مانند برانگیزان عمل می کنند:

بیشتر مواقع تنها ماندن

بهبودی در بستر ( که یادآور زمان های بعد از مصرف مواد است )

زمان های برنامه ریزی نشده زیاد

رفتارهای سالم

اگرچه همیشه شما نمی توانید از بیمار شدنتان جلوگیری کنید، شما می توانید کارهایی انجام دهید که شانس بیمار شدنتان به حداقل برسد. رفتارهایی که در ادامه به آنها اشاره می شود به بهبودی و سالم ماندن شما کمک می کند:

ورزش منظم ( حتی زمانی که شما احساس می کنید بیمار شده اید، ورزش سبک می تواند برای شما مفید باشد ).

خوردن غذاهای سالم

خواب کافی

کم کردن استرس و فشار روانی

در زمان بهبودی اولیه از مصرف مواد، شما باید از فعالیت هایی که سلامتی شما را در خطر قرار می دهد یا زمان بهبودی شما را به خود اختصاص می دهد، اجتناب کنید. جراحی های انتخابی، درمان های دندانپزشکی جدی، و فعالیت های سنگین ممتد ممکن است منجر به خستگی شما شود و شما را مستعد بیماری کند.

زمان هایی را که در خطر قرار دارید مشخص کنید. با توجه به اینکه زمانیکه شما بیمار هستید امکان عودتان زیاد است، شما باید در مورد علایم بیماری آگاه باشید. جراحت، خستگی، سردرد،  خلط یا گرفتگی صدا می تواند نشانه شروع یک بیماری باشد. حتی برخی چیزها مانند سندرم پیش از قاعدگی می تواند شما را از لحاظ بدنی  ضعیف کند و  امکان عود را بیشتر کند. اگر شما بیمار شدید، سعی کنید با بهبودی سریع در صورت امکان، از اثرات منفی بیماری که با بهبودی شما در تضاد است، جلوگیری کنید. با اقدامات پزشکی مناسب و استراحت کافی می توانید در اولین فرصت ممکن به مسیر بهبودی برگردید. هرچقدر شما احساس قدرت کنید به همان اندازه بهبودیتان نیز قوی تر می شود.

تشخیص استرس

استرس، پاسخ فیزیکی و احساسی به وقایع سخت و ناگوار است. مخصوصا رویدادهای ناگواری که مدت زمان زیادی ادامه می یابند. استرس زمانی تجربه می شود که زندگی انسان با توقعات انسان از خودش  یا توقعات دیگران از او دچار اختلال شود. در برخی  موارد تا زمانیک استرس منجر به ایجاد نشانه های جسمی نشود از آن غافل می مانیم. 

آگاهی از وجود استرس، اولین قدم در کاهش آن است. شما ممکن است در زمان های استرس عادت کرده باشید به سمت مصرف مواد برگردید. یاد گرفتن روش های جدید برای غلبه بر استرس، قسمتی از فرآیند بهبود محسوب می شود.

انگیزه برای بهبودی

اگر از کسانیکه تازه وارد بهبودی شده اند بپرسید؛ که چرا تصمیم گرفته اند مصرف مواد را متوقف کنند، جواب های مختلفی خواهید شنید:

•    من دستگیر شدم و از من خواستند بین قطع مصرف مواد و زندانی شدن، یکی را انتخاب کنم.

•    همسرم می گوید اگر مصرف مواد را متوقف نکنم از من جدا خواهد شد.

•    آخرین باری که مصرف کردم فکر کردم دارم می میرم؛ من می دانم اگر بار دیگر مصرف کنم خواهم مرد.

•    اگر مصرف مواد را متوقف نکنیم بچه هایمان را از ما خواهند گرفت.

•    من 20 سال است که مواد مصرف می کنم؛ الان زمان تغییر فرا رسیده است.

کدام یک از پرسش شونده ها احتمال زیادی وجود دارد که در بهبودی موفق شوند؟ از نگاه منطقی به نظر می رسد افرادی که می خواهند مصرف مواد را بخاطر خودشان متوقف کنند، بهتر درمان می شوند تا آنهایی که می خواهند بخاطر دیگران یا به اجبار دیگران اینکار را انجام دهند.

تحقیقات نشان می دهد، از دلایلی که افراد جهت قطع مصرف می آورند نمی توان پیش گویی کرد که آنها قادر خواهند بود زندگی بدون مصرف مواد داشته باشند.

چیزی که باعث اختلاف در این پیش گویی می شود آنست که آیا آنها می توانند به اندازه کافی پاک بمانند تا منافع یک سبک زندگی متفاوت را ببینند. زمانیکه  در ادامه بهبودی، بدهی زیادی وجود ندارد، روابط با دیگران برقرار شده است، کارها خوب پیش می رود و سلامتی برقرار است، فرد درحال بهبودی خواستار پاک ماندن است.

ترس افراد را وارد درمان می کند، ولی ترس به تنهایی باعث ماندن افراد در بهبودی نمیشود!

 

 



[1]-empty calories

[2] -  هر پیمانه در حدود یک فنجان یا 125 گرم در نظر گرفته شود .

آموزش تغذیه

$
0
0

آموزش تغذیه

هدف:این مجموعه در دو بخش زیر جهت افزایش آگاهی تغذیه ای جانبازان عزیز شیمیایی تهیه شده است امید آنکه این برنامه گامی در جهت ارتقائ سلامت تغذیه ای این عزیزان باشد

1-       آشنایی با گروههای غذایی با تاکید بر ویژگیهای گروه هدف

2-       راهنمای رژیم غذایی در جانبازان عزیز شیمیایی

 

1-آشنایی با گروههای غذایی

داشتن یک برنامه غذایی سالم با رعایت سه اصل تعادل، تنوع و تناسب و کنترل کالری دریافتی، امکان پذیر است.

انسان برای دستیابی به سلامت کامل به تمام گروههای غذایی زیر نیاز دارد.

هرم غذای گروههای مختلف غذایی مورد نیاز بدن کدامند ؟

 

•        گروه نان و غلات

 

•        گروه سبزی ها

 

•        گروه میوه ها

 

•        گروه شیر و فرآورده های آن

 

•        گروه گوشت و جانشینهای آن

 

•        چربیها و قندها

 

هرم غذایی

1-گروه نان و غلات

این گروه شامل انواع نان بخصوص نوع سبوس دار، برنج، انواع ماکارونی و رشته ها، غلات آماده خوردن (مثل برشتوکهای صبحانه) و فرآورده های آنها به ویژه محصولات تهیه شده از دانه غلات کامل است.

گروه نان و غلات چه مواد مغذی را برای بدن ما تأمین می کنند ؟

•        انرژی

•        برخی ویتامینهای گروه ب (مانندB1 )

•        مقداری پروتئین

•        مواد معدنی مانند آهن و منیزیم

•        فیبر غذایی ( مواد غیرقابل هضم گیاهی)

 

روزانه چقدر از گروه نان و غلات باید بخوریم ؟

10-5 واحد در روز و هر واحد شامل:

-        1 برش 10×10 نان سنگک، بربری، تافتون ویا 30 گرم از نانهای صنعتی (انواع نان فانتزی) به اندازه یک کف دست بدون انگشت وبرای هضم بهتر و صرف انرژی کمتر مصرف نان فانتزی توصیه می شود

-        3 برش 10×10  نان لواش

-        1 فنجان برنج پخته، ماکارونی پخته ، رشته یا بلغور پخته

-        1 و 3/1 فنجان غلات صبحانه

-        یک عدد سیب زمینی متوسط پخته

-        یک چهارم لیوان غلات خام

-        3 عدد بیسکوئیت ساده سبوس دار

-        1عدد کیک یزدی                         

در وعده اصلی برنج کامل، ماکارونی، رشته یا بلغور مصرف کنید: بسیاری از غذاهای سنتی ما با برنج تهیه یا خورده می شوند. این غذاها شامل پلوهای مخلوط  و انواع پلو خورشتها   مانند استانبولی پلو، لوبیا پلو، هویج پلو و خورشت هایی که معمولاً با برنج می خوریم( خورشت لوبیا، خورشت قیمه، خورشت بامیه، خورشت قرمه سبزی، خورشت کرفس و غیره) و غذاهای تهیه شده با بلغور (آش ها و ...) است.

2-گروه سبزی ها

این گروه شامل انواع سبزی های برگدار، انواع کلم، لوبیا سبز ، هویج، نخودسبز، فلفل، کاهو، بادمجان، انواع کدو، قارچ،گوجه فرنگی و سایر انواع سبزی ها می باشد.

-        سبزی ها چه مواد مغذی به بدن ما می رسانند؟

سبزی ها تأمین کننده ویتامینهای آ ، ث، تعدادی از ویتامینهای   گروه ب بخصوص اسید فولیک، مواد معدنی مثل آهن و منیزیم و مقدار قابل توجهی فیبر غذایی هستند

مصرف سبزی های برگ سبز مثل اسفناج با منابع ویتامین C (مثل آبلیمو) با گوشت زیست دسترسی آهن این غذاها را افزایش میدهد

انواع سبزی ها از جمله موارد زیر را مصرف کنید:

•        سبزی های زرد یا نارنجی مثل هویچ منابع مهم کاروتنوئیدها هستند.

•        سبزی های نشاسته ای مثل سیب زمینی

•        سبزی های سالاد مثل کاهو، گوجه فرنگی و خیار

•        برای سهولت جویدن می توا نید سبزی های خوردن ویا سالادی را درست قبل از مصرف کاملا خرد کنید

•        برای سهولت جویدن می توا نید سایر سبزی ها را پخته بخورید وسبزیهای رنگی برای شما مفیدتر هستند و برای جذب بهتر آنهارا پخته مصرف کنید

•        غذاهای با پایه سبزی ها را بیشتر مصرف کنید، مثل خورشت بامیه، خورشت نخود سبز، خورشت اسفناج، کدو وعیرو ، سبزی پلو، آش هاو ...

•        سبزی های پخته می توانند از سبزی های تازه یا منجمد تهیه شوند

•        سبزی های کنسروی مقادیر زیادی نمک دارند و نباید مصرف شوند

•        سیب زمینی آب پز یا کبابی را بجای انواع سرخ شده مصرف کنید

روزانه چقدر از گروه سبزی ها باید بخوریم؟

مقدار توصیه شده روزانه مصرف سبزی ها 5-6 واحد در روز است.

یک واحد از گروه سبزی ها چقدر است ؟

•        یک لیوان سبزیهای خام برگدار (اسفناج و کاهو) ویا یک بشقاب سبزی خوری سبزی خوردن

•        نصف لیوان سبزیهای پخته یا خام خُردشده

•        نصف لیوان نخود سبز، لوبیای سبز و هویج خُردشده

•        یک عدد گوجه فرنگی متوسط

•        نصف لیوان آب سبزیها ویا عصاره آنها

3-گروه میوه ها

این گروه شامل انواع میوه ها، آبمیوه های تازه طبیعی، کمپوت میوه و میوه های خشک (خشکبار) است. انواع میوه ها از جمله سیب، گلابی، مرکبات، هندوانه،  توت، انگور و موز و میوه هایی مثل زردآلو و هلو را مصرف کنید. آبمیوه کمتر مصرف کنید، چون فیبر کمتری دارد. میوه های خشک شده(خرمای خشک شده، برگه زردآلو، کشمش و آلو ) معمولاً انرژی بیشتری دارند و بهتر است خیسانده انها را مصرف کنید. برای سهولت جویدن بهتر است میوه های تازه را بصورت فالوده استفاده کنید. به میوه های کنسرو شده مقدار زیادی قند اضافه می شود و باید به صورت گاهگاهی و کمتر مصرف شوند.

سیستم کد رنگی میوها و سبزی ها

مواد شیمیایی گیاهی      میوه ها و سبزی ها         رنگ ها

لیکوپن گوجه فرنگی وفراورده های آن، گریپ فروت صورتی، هندوانه       قرمز

آنتوسیانین، پلی فنل انواع توت، انواع انگور آلو       قرمز/ ارغوانی

آلفا وبتا گزانتین        هویج، عنبه، کدو تنبل         نارنجی

بتا-کریپتوگزانتین، فلاونوئیدها         گرمک، هلو، پرتقال، شلیل   نارنجی/ زرد

لوتئین،زیاگزانتین       اسفناج، آووکادو، شلغم سبز          زرد/ سبز

سولفورافین، ایندول   کلم پیچ، کلم بروکلی، گل کلم، کلم فندقی         سبز

سولفیدهای آلیل      پیاز، سیر، پیازچه، تره فرنگی         سفید /سبز

میوه ها چه مواد مغذی به بدن ما می رسانند؟

مواد مغذی مهم این گروه شامل ویتامینهای آ ، ث ، مواد معدنی مثل منیزیم و فیبر غذایی است.

روزانه چقدر از گروه میوه ها باید بخوریم

مقدار توصیه شده روزانه مصرف میوه ها 4-2 واحد در روز است.

یک واحد از گروه میوه ها چقدر است ؟

•        یک عدد میوه متوسط مانند سیب، پرتقال، هلو

•        نصف گریپ فروت

•        یک چهارم طالبی متوسط

•        نصف لیوان میوه های پخته یا کمپوت میوه

•        یک چهارم لیوان میوه خشک یا خشکبار

•        سه چهارم لیوان آبمیوه تازه طبیعی

•        انگور 15 حبه ، پرتقال 1عدد م ، خربزه 300 گرم           هندوانه 400 گرم ، نارنگی یا انجیر یا خرما 2عدد ، زردآلو 4عدد

آماده سازی میوه ها و سبزی ها:

بعضی مواد مغذی و فیتوکمیکال ها (ترکیبات شیمیایی گیاهی  و رنگی موجود در میوه ها و سبزی ها) در اثر پخت تخریب می شوند و بعضی خراب نمی شوند. در واقع در بعضی موارد زیست دسترسی یک ماده مغذی بوسیله پخت بیشتر می شود، مثلاً جذب کاروتنوئیدها از گوجه فرنگی پخته بیشتر از انواع خام است. به عنوان یک اصل کلی میوه ها و سبزی ها می توانند در حالتی خورده شوند که برای مصرف کننده خوشمزه تر باشند، هرچند که بهتر است خام خورده شوند. وقتی سبزی ها پخته می شوند، نباید بیش از حد پخته شوند چون مواد مغذی آنها از بین می رود. تفت دادن روش موثری برای پخت سبزی ها است و اتلاف مواد مغذی را به حداقل می رساندو محصول خوشمزه ای با بافت خوب ایجاد می کند. ماکروویو کردن ملایم و بخار پز کردن هم بهتر از سرخ کردن و جوشاندن طولانی مدت است. معمولاً وقتی سبزی ها پخته می شوند، استفاده از مقدار کمی روغن مفید است، چون جذب ویتامین های محلول در چربی(مثل ویتامین های A,E) و سایر ترکیبات رژیمی محلول در چربی مثل کاروتنوئیدها را افزایش می دهد. در صورت لزوم میوه های منجمد و کنسروی و سبزی ها قابل قبول است، چون سطح خوبی از مواد مغذی در هردو فرایند به خصوص انجماد حفظ می شود. برای سبزی های کنسروی انواع بدون نمک را انتخاب کنید.

4-گروه شیر و فرآورده های آن

این گروه شامل موادی مانند شیر، ماست، پنیر، کشک، دوغ و  بستنی ساده می باشد.

گروه شیر و فرآورده های آن چه مواد مغذی به بدن ما می رسانند؟

مواد غذایی این گروه تأمین کننده بخشی از پروتئین مورد نیاز، کلسیم، فسفر، ویتامین ب2(B2) و سایر مواد مغذی می باشد

روزانه چقدر از گروه شیر و فرآورده های آن باید بخوریم؟

مقدار توصیه شده روزانه مصرف گروه شیر و فرآورده های آن 3-2 واحد در روز است. برای تامین انرژی بیشتر بهتر است از انواع چربی دار استفاده شود

برای اجرای این توصیه ها به موارد زیر توجه کنید:

•        در روز 3 فنجان ماست یا شیر مصرف کنید

•        شیر غنی شده با کلسیم را در صورت موجود بودن، انتخاب و مصرف کنید.

•        بجای دوغ های شور از دوغ های طبیعی استفاده کنید، چون دوغ های شور علاوه بر پر نمک بودن، بعلت رقیق شدن با آب کلسیم کمتری دارند.

•        کافئین را با محصولات لبنی مصرف نکنید. چون  جذب کلسیم شیر و محصولات لبنی را کاهش می دهند.

•        اضافه دریافت نمک باعث دفع کلسیم می شود،پس نمک مصرفی خود را محدود کنید.

اگر مایل به مصرف محصولات لبنی نیستید یا امکان خوردن آنها را ندارید، می توانید به عنوان جایگزین های دارای مقدار معادل کلسیم در یک واحد غذاهای زیر را مصرف کنید:

-        یک لیوان نوشیدنی سویای غنی شده با کلسیم و ویتامین B12 در هر 100ml ، 100 میلی گرم کلسیم دارد ( نوشیدنی سویای غنی نشده کلسیم کافی را تامین نمی کند)

-        یک لیوان بادام

-        5 عدد ساردین یا نصف لیوان ماهی سالمون با استخوان

-        یک لیوان غلات صبحانه غنی شده با کلسیم

یک واحد از گروه شیر و فرآورده های آن چقدر است ؟

•        یک لیوان شیر یا ماست کم چرب

•        45-30 گرم پنیر

•        یک چهارم لیوان کشک دو لیوان دوغ

•        یک و نیم لیوان بستنی ساده پاستوریزه وکم چر

5-گروه گوشت و جانشینهای آن

این گروه شامل انواع ماهی، مرغ، گوشتهای قرمز (گوساله و گوسفند)، تخم مرغ، انواع حبوبات(نخود، انواع لوبیا، عدس و لپه و...) و مغزها (گردو، بادام، فندق، پسته و...) است. البته بهتر است برای افزایش انرژی و موادمغذی از مغزها در تمام غذاها استفاده شود

گروه گوشت و جانشینهای آن چه مواد مغذی به بدن ما می رسانند؟

موادغذایی این گروه تأمین کننده پروتئین، برخی ویتامینها مثل ب12، ب6 و مواد معدنی مثل آهن، می باشند. به ویژه مغزها دارای مواد آنتی اکسیدان و چربیهای مفید هستند

یک واحد از گروه گوشت و جانشینهای آن چقدر است ؟

      90-60گرم از انواع گوشت پخته (3-2 تکه خورشتی 30گرمی پخته)

      نصف ران متوسط مرغ یا نصف سینه متوسط مرغ

      یک تکه ماهی به اندازه کف دست

      2 عدد تخم مرغ *

      نصف لیوان حبوبات پخته

      یک سوم لیوان از انواع مغزها (گردو، پسته و ...) و یا دو قاشق غذا خوری

*افرادی که کلسترول بالا و بیماریهای قلبی-عروقی دارند و یا دیابتی هستند باید طبق نظر متخصص تغذیه، تخم مرغ مصرف کنند.

مغزها:در رزیم غذایی شما نقش بسیار مهمی دارند از نظر پروتئین، چربیها و ویتامین ای  اسید فولیک و برخی از مواد معدنی مانند کلسیم، فسفر، آهن، روی، منیزیم. البته به شرط آنکه تازه و بدون نمک باشند و برای سهولت در جویدن بصورت خرد و یا رنده شده در غذاها سوپها، سالادها و ماست و پنیر مصرف شوند

6-چربیها و قندها

چربیها منبع عمده انرژی  و نیز حامل ویتامینهای محلول در چربی و اسیدهای چرب ضروری مانند امگا3 میباشند و بطور متوسط 40% انرزی شما را تامین میکنند

نیمی از روغن مصرفی از نوع روغن زیتون و یا کانولا ویا کلزا باشد

روغنهای امگا 3

جزء اسید های چرب ضروری و باید از رژیم غذایی تامین شوند. مهمترین منابع آن:

 ماهی های روغنی، گیاهانی مثل سویا و کانولا، مواد غذایی غنی شده و مکمل هاست

مصرف روغن ماهی همراه با آنتی اکسیدان ها موجب تقویت و تعدیل سیستم ایمنی می شود و خطر بسیاری از بیماری ها را پایین می آورد.

2-راهنمای رژیم غذایی در جانبازان شیمیایی

 

در جانبازان شیمیایی مشکل تنفسی منجر به دریافت کم غذا و کاهش وزن و سوء تغذیه میشود که یکی از مشکلات این عزیزان است سوء تغذیه طولانی مدت موجب کاهش میزان تنفس در آنها است.

بنابراین یک رژیم غذایی سالم نقش کلیدی را در درمان و کنترل بیماری دارد براساس انجمن ریه امریکا این افراد به انرژی بیشتری (10 برابر افراد سالم) برای تغذیه خوب نیاز دارند.

گرچه رژیم غذایی سالم بیماری را درمان نمی کند اما انرژی برای فعالیت‌ها و زندگی را فراهم می کند در اثر سوء تغذیه 65-25% دچار کاهش وزن شده و کمبود کالری در اثر بی اشتهای عصبی، تنفس کم، دیسترس گوارش ایجاد میشود و صحیح غذا خوردن به مقاومت در برابر عفونت سینه که در این بیماران رایج است کمک می‌کند. منظم غذا خوردن به سلامتی کمک می‌کند.

راهنماهای تغذیه ای شامل:

1-حفظ وزن سلامتی: اضافه وزن کار قلب و ریه را بالا می برد و کم وزنی باعث ضعف و خستگی شده و احتمال ابتلا به عفونت را بالا می برد و عفونت سینه مشکل تنفس را سخت تر می کند.

بنابراین وزن خود را کنترل کنید:

- حداقل هفته ای یکبار وزن کردن به کنترل وزن کمک می‌کند.

اگر داروی مدر و یا استروییدها را مصرف می کنید.و یا  اگر کاهش و یا افزایش وزن نیم کیلو یا بیشتر در روز یا kg 5/2 در ماه باشد باید با پزشک مشورت کنید.

چگونه می توانیم کاهش یا افزایش وزن وزن نرمال را تشخیص دهیم؟

رایج ترین روش اندازه گیری نمایه توده بدنی ویا BMI است با تهیه یک ترازو و اندازه گیری قد و وزن می‌توان وزن خود را در حد عادی نگهداشت.

اگر وزن بر حسب کیلوگرم تقسیم بر عدد قد بر حسب متر ضربدر خودش شود  عددی بدست می آید که اگر بین 25-20 باشد نرمال است کمتر از آن کم وزن  و بیشتر از آن پر وزن است .

وزن (کیلوگرم)

2(قد) متر

 نمایه توده بدن مناسب در دامنه 25-20 است    

اضافه وزن نمایه توده بدن 25 تا 30 است

چاقی نمایه توده بدن بالای 30 است                                                        

-        حفظ وزن و BMI خطر بسیاری از بیماری های مزمن (قلبی- عروقی، دیابت، سرطان ...) را کاهش می‌دهد.بعلاوه ورزش منظم ومداوم درکنترل وزن و حفظ سلامتی مهم است

خطرات کاهش وزن

-        کاهش حافظه

-        استوپروز  (از دست دادن توده استخوانی) و شکننده شدن آنها

-        کاهش قدرت وتوانایی عضلانی

-        کاهش سیستم ایمنی و دفاعی و ابتلائ به عفونتها

خطرات ناشی از افزایش وزن:

-        دیابت نوع 2

-        فشار خون و کلسترول خون

-        بیماریهای قلبی- عروقی و سکته

-        برخی از سرطانها

-        استئوآرتریت

-        سنگ های صفراوی

-        تاخیر در زمان واکنش و کاهش فعالیت جسمی

مزایای فعالیت منظم و مداوم

-        فعالیت احتمال افزایش وزن را کم می کند

-        فعالیت موجب افزایش قدرت عضلانی- مقاومت و انعطاف پذیری میشود

-        فعالیت کمک به جلوگیری از چاقی- دیابت ، بیماریهای قلبی- عروقی و سکته، آرتریت، فشارخون و اختلات روانی میکند

-        موجب بهبود عملکرد اندام ها میشود

-        کاهش استرس و افزایش انرژی مورد نیاز و بد خلقی میشود

-        ریسک شکستگی استخوان و سایر صدمات راکاهش میدهد

-        موجب بهبود سیستم ایمنی و بهبودی سریع از بیماری میشود

2-مقدار زیادی مایعات بنوشید:

مگر اینکه پزشک آنرا منع کرده باشد در غیر این صورت شما باید 8-6 لیوان از نوشابه های غیر کافئین دارمانند آب، شیر، آب میوه استفاده کنید،مصرف مایعات باعث بهبود عملکرد موکوس می شود البته مقدار بیشتری در طول روز در شب کمتر باشد. از مصرف مایعات همراه با غذا خودداری کنید

•        نوشیدنیها را بعد از غذا میل کنید.

•        در حین غذا خوردن نوشیدن مایعات باعث پر شدن زودتر معده و موجب احساس پری معده می شود

•        اگر در هنگام غذا خوردن نیاز به آب داشتید آنرا بچشید و باعث می شود که غذا راحت تر فرو رود.

3-کاهش دریافت سدیم(نمک):

سدیم زیاد باعث احتباس آب می شود و تنفس را مشکل می کند در موقع تهیه غذا به آن نمک اضافه کنید دریافت سدیم را از طریق زیر کنترل کنید

•        میزان سدیم غذاها را چک کنید بسیاری از غذاهای آماده و کنسروی میزان سدیم بالایی دارند

•        از غذاهای کنسروی استفاده نکنید

•        بر چسب انها را از نظر میزان سدیم ببینید اگر میزان سدیم در هر واحد بیش از 300 میلیگرم باشد آنرا مصرف نکنید.

•        نمکدان را از سفره و آشپزخانه خارج کنید (دور از چشم و فکر باشد)

•        از چاشنی های کم نمک استفاده کنید سیر، آب لیمو، کاری، پیاز ، رزماری، جایگزین های مناسبی هستند.

•        از جایگزین های نمک و چاشنی های نمکدار اجتناب کنید و ممکن است ترکیبات دیگری داشته باشند که برای شما مضر باشد مثل پتاسیم که با مکمل پتاسیم شما تداخل کند.

•        از غذاهای تازه بجای کنسروی استفاده کنید

•       

4-در هنگام غذا خوردن از اکسیژن  استفاده کنید:

اگر پزشک شما اکسیژن درمانی مداوم را توصیه کرده حتماً در موقع غذا خوردن از آن استفاده کنید زیرا برای خوردن و هضم غذا به اکسیژن بیشتری نیاز دارید

5-از مصرف غذاهای گازدار و یا بیش از حد غذا خوردن اجتناب کنید

وقتی بیش از حد غذا بخورید معده حجیم شده و تنفس مشکل تر می شود حذف نوشابه های کربناته و غذاهایی که گاز تولید می کنند به بهبود تنفس کمک می کند

•        غذاهای پر کالری را در مقدار کمتر و دفعات بیشتر مصرف کنید

•        اگر کم وزن هستید غذا های پر کالری  در مقدار کم و دفعات بیشتر باعث کفایت بیشتر کالری غذا می شود و این کار موجب تنفس بهتر می شود از فرآورده های کم کالری و کم چربی اجتناب کنید.

•        وعده های غذایی خود را با میان وعده های پر کالری مانند کیک شیردار یا کراکر با کره بادام زمینی تکمیل کنید.

•        برای یشگیری از یبوست فیبر کافی را در رژیم خود داشته باشد

•        غذاهای پر فیبر مانند سبزیجات حبوبات خشک(در صورت خیساندن قبل از پخت)، سبوس، دانه‌های کامل غلات، ماکارونی و میوه های تازه از طریق کمک به حرکت دستگاه گوارش به هضم غذا کمک می کند

•        سبزیهای نفاخ: نعناع، پیاز، کلم بروکلی، نخود، جوانه ، ذرت ،  کدو سبز، شلغم، لوبیاها (باستثنای لوبیا سبز) نباید خام مصرف شود میوه‌ها:   خربزه، سیب خام  وغذاهای زیاد سرخ شده خودداری شود

برای اجتنات از مشکل تنفس در هنگام غذا خوردن:

•        مسیر هوای خود را قبل از غذا خوردن تمیز کنید

•        غذای خود را به آهستگی بخورید و بجوید

•        برداشتن تکه های کوچک غذا و به آهستگی جویدن موجب دریافت انرژی بیشتر و تنفس بهتر می شود

•        غذاهایی بخورید که جویدن آنها راحت است مانند هلیم، گوشت کوبیده، الویه

•        0به شرط بهداشتی بودن) آشها و سوپهای غلیظ. این مسئله کمک به حفظ انرژی میکند و تنفس بهتر می شود

•        مقدار وعده های غذایی کم و دفعات آنرا بیشتر کنید

•        بجای سه وعده درشش وعده کوچک میل کنید باعث می شود که احساس پری معده نباشد و تنفس راحت تر باشد.

•        هنگامی که بطور مستقیم نشسته اید غذا بخورید. در غیر اینصورت به دیافراگم فشار آورده می شود.

•        ، اگر نفس مشکل است از ابزار اکسیژن استفاده کنید تا نفس بگیرید.

•        دارو درمانی تنفس را یکساعت قبل از غذا انجام دهید.

•        قبل از غذا خوردن استراحت کنید.

•        معده پربا فشار به دیافراگم تنفس را مشکل می کند.

•        نوشیدنیها را در پایان غذا استفاده کنید

•        دریافت کافئین را محدود کنید ممکن است با داروها تداخل کند.

•        غذاها را از گروههای اصلی تامین کنید. میوه ها و سبزیها، شیر، غلات و گوشت

•        با هر وعده غذایی یک میوه یا سبزی بخورید.

•        بجای گوشت های فرآیند شده مانند سوسیس ، کالباس و ... . از گوشت و ماهی های تازه استفاده کنید

•        از میان وعده های غذایی تازه بجای صنعتی استفاده کنید.

•        از کراکر های نمکی و کلوچه ها و بیسکویت های نمکدار استفاده نکنید.

•        از سایر غذاهای نمکدار مانند سوسیس ها و دسرها بخصوص در خارج از منزل استفاده نکنید.

•        اگر مشکل تنفس در صبح دارید، صبحانه را حذف نکنید از صبحانه مایع یا مکمل ها استفاده کنید

نکات لازم در تغذیه سالم:

-        عدم حذف وعده غذایی

-        استفاده از فرآورده های شیر و دسرهای کم چرب

-        استفاده از نمک در سفره درحد 3/2 ق.م در روز

-        مصرف زیاد مایعات مانند آب، آب میوه، شیر و دوغ بی نمک

-        باقیمانده غذا در یخچال نگهداری شود و موقع مصرف کاملاً داغ شود

-        دمای غذای مصرفی زیاد داغ ویا سرد نباشد

-        عدم مصرف در صورتی که بوی نامطبوع داشته باشد

-        استفاده از روغن های مایع به ویژه زیتون کانولا ویا کلزا

-        حداقل 3-2بار در هفته از ماهی استفاده کنید

-        حدقل 2 ساعت قبل از خواب غذا بخورید

-        صبحانه نان توست با کره و پنیر وچای و گاهی تخم مرغ آب پز یا نیمرو

-        اگر مشکل دندان ندارید از مغزها استفاده کنید برای افزایش وزن شکلاتها، بستنی مفید است

-        اگر در طول شب احساس تشنگی و گرسنگی می کنید موقع خواب یک لیوان شیر با بیسکویت شکلاتی استفاده کنید.

-        برای افزایش کالری غذا ازمغزها، کره، خامه، روغن زیتون استفاده کنید

-        برای افزایش پروتئین غذا از پودر شیر،پنیر رنده شده، ماست چکیده، مغزها، تخم مرغ  وگوشت چرخ شده استفاده کنید

-        مکملهای تغذیه ای زیر میتوانند مورد استفاده قرار گیرند: کوآنزیم کیو10،سلنیم، ویتامین ای، ث، وروغن ماهی.

 

متادون

$
0
0

متادون

اشکال دارویی

  • ژنریک
  • :قرصmg5mg - 20 mg - 40،
  •  شربتmg/cc5، آمپولmg/ml 5وmg/ml 10
  • غیرژنریک
  •  :قرصmg 10،
  • شربت mg/5cc10، شربتmg/1cc1، شربتmg/1cc10

نام تجاری:

  • هایدون،
  •  متودوکس،
  • متادوز،
  •  مارتیندل،
  • دولوفین،
  •  متکس،
  • فیزپتون،
  •  متازدین

فارماکولوژی

  • 1ـ آگونیست گیرنده مواپیوییدی است که اثرات ضد درد و سرخوشی و سایر اثرات مواد شبه مرفینی را داراست.
  • 2ـ به صورت خوراکی مصرف شده و طولانی اثر است.
  • 3ـ وقتی متادون خورده می‌شود نیم ساعت بعد اثرش شروع شده و 2 الی 6 ساعت بعد (به طور متوسط 3 ساعت بعد) اثرش به حداکثر می‌رسد.
  • 4ـ نیمه عمر متادون در کودکان حدود 15 ساعت و در بزرگسالان حدود 15 تا 40 ساعت است (برخی کتاب‌ها 22 تا 56 ساعت و به طور متوسط 24 ساعت). پس در کودکان بهتر است متادون در دو وعده و در بزرگسالان در یک وعده تجویز شود.
  • 5 ـ نیمه عمر به عوامل متعددی مرتبط است.

  عوامل موثر بر نیمه عمر متادون:

  • 1ـ جنسیت
  • 2ـ این که اولین بار است متادون مصرف کرده‌اند یاخیر.
  • 3ـ چه مدت روی درمان با متادون بوده‌اند.
  • 4ـ بیماری کبدی
  •  5ـ استفاده از میوه گریب فروت
  • 6ـ مصرف برخی داروها که آنزیم‌های کبدی راتحریک می‌کنند
  •  7ـ مصرف برخی داروها که آنزیم کبدی را مهارمی‌کنند.
  • 8ـ موادی که PH ادرار را پایین بیاورد.
  • •        9ـ موادی که PH ادرار را بالا می‌برند.
  • در خانم‌ها نیمه عمر کوتاه است.
  • در صورت سابقه مکرر مصرف متادون نیمه عمر کوتاه‌تراست.
  • در افرادی که مدت طولانی متادون مصرف می‌کنند نیمه عمر کوتاه‌تری دارد.
  • که باکاهش متابولیزم نیمه عمر بالامی‌رود.
  • نیمه عمر متادون کم‌تر می‌شود.
  •  نیمه عمر متادون کم‌تر می‌شود. مثل ریفامپین، باربیتورات‌ها و...
  • نیمه عمر متادون بیش‌تر می‌شود مثل اریترومایسین، سایمتیدین و...
  • دفع متادون به مجاری ادراری از طریق ترشح افزایش می‌یابد و نیمه عمر آن بیشتر می‌شود.
  • دفع متادون به مجاری ادراری کاهش می‌یابد و نیمه عمر آن بیش‌تر می‌شود.

اهداف درمان با متادون:
1ـ پاکی کامل:
سم‌زدایی با متادون
 الف) کوتاه مدت (زیر 1 ماه)،
 ب) طولانی مدت (بین 1 تا 6 ماه).
2ـ کاهش آسیب :
درمان نگه‌دارنده با متادون (حداقل 3 ماه و حداکثر تا آخر عمر).

نحوه تجویز:
1ـ شروع درمان:
الف) بر اساس دوز معادل :فقط می‌توان در یک حالت از این راه مقدار متادون لازم را تعیین کرد و آن زمانی است که مواد مخدر خالص توسط پزشک به بیمار تجویز شده و الان می‌خواهیم که این مواد مخدر خالص را دیگر مصرف نکند. در غیر این صورت از دوز معادل استفاده نمی‌کنیم (چون درصد خلوص مواد خیابانی مشخص نیست و یا ممکن است بیمار مقدار مصرف خود را کم یا زیاد بیان کند).
هریکمیلی گرم متادون معادل:
mg30 کدیین- cc3 شربت تریاک
mg20 مپریدین- mg4-3 مورفین- cc8-7 پارگوریک

ب) بر اساس اطلاعات گرفته شده از شرح حال (نوع ماده مصرفی، شیوه مصرف، مقدار مصرف، مدت اعتیاد، آستانه تحمل درد فرد و...)، معاینه، ارزشیابی، تست‌های آزمایشگاهی و تجربه پرسنل:
1ـ 5 تا 30 میلی‌گرم متادون در ابتدا تجویز می‌شود.
2ـ در صورت عدم کاهش علایم محرومیت 12 ساعت بعد می‌توانیم 5 تا 10 میلی‌گرم دیگر نیز به وی متادون بدهیم.
3ـ به شرطی که مقدار متادونی که اولین بار تجویز می‌کنیم از mg30 و کل مقدار متادونی که در 24 ساعت اول تجویز می‌کنیم از mg40 بیش‌تر نشود.
4ـ در صورت کاهش علایم محرومیت و ایجاد سرخوشی و خواب‌آلودگی باید مقدار متادون در روز بعد کم‌تر شود ولی اگر هنوز علایم محرومیت زیادی باقی مانده بود، روز بعد می‌توانیم 5 تا 10 میلی‌گرم به مقدار روز قبل اضافه کرد.
5ـ در صورتی که علایم محرومیت کاهش یافت ولی کمی باقی مانده بود، همان مقدار روز قبل را تکرار می‌کنیم چون غلظت خونی در روزهای اول با مقدار ثابت متادون تجویزی بالا می‌رود.

نکات مهم در تجویز متادون:
1ـ غلظت خونی متادون در 3 تا 10 روز اول (به طور متوسط 8 روز اول) با مقدار ثابت تجویزی (به علت نیمه عمر بالا) در خون بالا می‌رود.
2ـ احتمال مسمومیت با متادون به خصوص در 2 تا 6 روز اول از مصرف مورفین نیز بالاتر ست.
3ـ علایم مسمومیت و درمان آن با نالوکسان باید به خانواده آموزش داده شود. این علایم عبارت‌اند از:
ـ میوزیس (مردمک نوک سوزنی)
ـ کاهش هوشیاری (خواب‌آلودگی و حتی اغما)
ـ کاهش تنفس
ـ تهوع و کاهش مختصر دردمای بدن و فشار خون و مختصری
اختلال حرکتی
4ـ برای شروع درمان با متادون بهتر است صبر کنیم تا علایم محرومیت ایجاد شود.
 ارزیابی بیمار در مرحله القایی متادون (شروع درمان با متادون):
1ـ در ابتدا به صورت روزانه بیمار ویزیت شود و علایم بیش مصرفی یا کم مصرفی کنترل گردد.
2ـ اطمینان از این که بیمار سرخود الکل یا بنزودیازپین‌ها یا سایر داروهای خواب‌آور تسکین‌بخش را مصرف نمی‌کند.
3ـ مشاهده خوردن دارو در کلینیک توسط بیمار (تحت‌نظر درمانگر)
4ـ تنظیم مقدار متادون تا بیمار به تثبیت غلظت خونی برسد.

مرحله تثبیت متادون:
در سم‌زدایی:
 چند روزآن مقداری از متادون را که علایم محرومیت را از بین ببرد ولی سرخوشی و خواب‌آلودگی ایجاد نکند، ثابت نگه می داریم و سپس آن را بتدریج کاهش می‌دهیم.
در درمان نگه‌دارنده:
دوز تثبیت مقداری از متادون  است که در بیمار حالتی ایجاد نماید که او خودش بگوید، این مقدار کافی است. برای این که به این مقدار برسیم هر روز 5 تا 10 میلی‌گرم به مقدار متادون تجویزی روز قبل اضافه می‌کنیم. وقتی به دوز تثبیت رسیدیم آن را ادامه می‌دهیم.

مرحله کاهش متادون:
در سم‌زدایی:
 بعد ازتثبیت وضعیت بیمار می‌توانیم مقدار متادونرا کاهش دهیم. کاهش مقدارمتادون به عوامل زیر ارتباط دارد:
ـ مقدار ناراحتی بیمار(در صورت ایجاد ناراحتی سرعت کم کردن متادون را کاهش می‌دهیم).
ـ مدت زمان در نظر گرفته برای سم‌زدایی(در سم‌زدایی‌های طولانی‌مدت سرعت کم کردن متادون کاهش می‌یابد).
ـ شدت اعتیاد فرد(برای افرادی با شدت اعتیاد بالا سم‌زدایی طولانی‌مدت را انتخاب می کنیم و کم کردن متادون تدریجی‌تر می‌شود).

در درمان نگه‌دارنده :
اگر الگوی زندگی بیمار کاملا طبیعی شد و او انگیزه پاکی پیدا کرد، می‌توانیم سم‌زدایی 6 ماهه برای وی انجام دهیم.
ـ اگر مقدار متادونبالای 80 میلی‌گرم روزانه است: در یک هفته 10 میلی‌گرم روزانه کم می‌کنیم.
ـ اگر مقدار متادونبالای 30 تا 80 میلی‌گرم روزانه است: در یک هفته 5 میلی‌گرم روزانه کم می‌کنیم.
ـاگر مقدار متادونزیر 30 میلی‌گرم روزانه است: کاهش متادون را باز هم تدریجی‌تر می‌کنیم.
ـ اگر نتوانیم متادونرا از 5 تا 20 میلی‌گرم روزانه کم‌تر کنیم آن را قطع و به جایش دی هیدروکدیین یا بوپره نورفین زیرزبانی یا کلونیدین تجویز می‌کنیم.

در زنان حامله:
 
بهتر است سم‌زدایی صورت نگیرد و درمان نگه‌دارنده انجام شود.در صورتی که بیمار اصرار بر پاکی دارد سم‌زدایی فقط در سه ماهه دوم حاملگی می‌تواند انجام شود.
ـ در سه ماهه دوم حداکثر هر هفته 5 تا 10 میلی‌گرم متادون روزانه کم می‌کنیم. (بهتر است هر دو هفته 5 میلی‌گرم متادون روزانه کم شود).
ـ بهتر است زن حامله از مقدار کاهش متادون آگاهی نداشته باشد.
ـ در سه ماهه سوم حاملگی متابولیسم کبدی سرعت بیشتری می‌یابد لذا بهتر است متادون در دو الی 3 وعده در 24 ساعت تجویز شود.

روش‌هایی برای به حداقل رساندن آسیب‌های تداخلات دارویی متادون
1ـ گرفتن تاریخچه مصرف دارویی و نتایج حاصل از مصرف داروها و تست‌های آزمایشگاهی
2ـ وقتی هر دارویی را به رژیم درمانی بیمار اضافه می‌کنید، با مقادیر کم شروع و به آهستگی مقدار دارو را بالا ببریم و بیمار را از نزدیک کنترل نماییم.
3ـ به بیمار در مورد خطرات تداخلات دارویی آموزش دهیم.
4ـ تجویز داروهایی که تداخل با داروهای اپیوییدی نداشته یا حداقل تداخل را داشته باشد.
5ـ در نظر گرفتن این موضوع که تجویز متادون همراه با برخی غذاها شاید در میزان جذب آن تأثیر گذارد.
6ـ رژیم‌های دارویی را ساده کنیم تا تحمل آن‌ها برای بیمار آسانتر باشد.
7ـ مقدار تجویزی داروهای اپیوییدی را بر اساس پاسخ بیمار تنظیم کنیم تا به این ترتیب از علایم محرومیت یا مسمومیت جلوگیری شود.
8ـ انجام آزمایش‌ها و کنترل سطح سرمی داروها و آموزش عوارض جانبی و علایم مسمومیت به بیمار را افزایش دهیم.
9ـ به بیمار در خصوص بیماری‌هایی که بر ایجاد عوارض جانبی و تداخلات دارویی مؤثرند (مثل بیماری کبدی)، آگاهی دهیم.

تجویز متادون در بیماران کبدی و بیماران پیر:
در افراد پیر و بیماران کبدی  به علت متابولیسم کبدی کندتر باید متادون با احتیاط بیش‌تر تجویز شود. ویزیت روزانه شوند و مقدار متادون با سرعت بسیار کمی افزایش یابد تا مسمومیت ایجاد نشود. در این بیماران، با مقدار کمی متادون، البته در طی چندین روز به احتمال زیاد مسمومیت ایجاد خواهد شد. چرا که متادون متابولیزه نشده و به خوبی دفع نمی‌شود. بنابر این در طی چندین روز جمع شده و می‌تواند مسمومیت با متادون را ایجاد کند.


    فاصله زمانی تحویل متادون برای مصرف در خانه
:

  1. 1 روز در هفته (مراجعه روزانه)
  2. 2 روز در هفته (مراجعه یک روز در میان)
  3. 3 روز در هفته (مراجعه هفته‌ای دوبار)
  4. 6 روز در هفته (هفته‌ای یک بار مراجعه)
  5. 13 روز در دو هفته (دو هفته‌ای یک بار) بارمراجعه)
  6. ماهی یک بار مراجعه
  7. 3 ماهه اول درمان                 
  8. 3 ماهه دوم درمان
  9. 3 ماهه سوم درمان
  10. 3 ماهه چهارم درمان
  11. بیش از یک سال درمان
  12. بیش از دو سال درمان

MMTنکاتی در مورد نحوه مصرف متادون در بیماران

چنانچه بیمار تمایل به مصرف متادون به صورت بلند مدت را دارد باید به نکات ذیل توجه کند:

1-در صورتی که مواد فرد مصرف کننده هروئین باشد 8 ساعت و در مصرف تریاک و مشتقات 12 ساعت و در مصرف شیره و متادون 24 ساعت حداقل از آخرین مصرف مواد مخدر باید بگذرد تا بتواند اولین داروی خود را بخورد.

2-نیمه عمر (طول اثر مفید دارو) متادون در افراد عادی و غیر معتاد 15 ساعت و در افرادی که تحت درمان طولانی متادون هستند 22 تا 56 ساعت است. لذا به اغلب بیماران توصیه می گردد داروی خود را در یک نوبت و یا ترجیحا" دو نوبت میل کنند. چنانچه بیمار در دو نوبت دارو مصرف می کند ترجیحا" دو سوم (70%) آن را در طول روز و یک سوم (30%) آن را در طول شب مصرف کند.

3-هدف از درمان (ام ام تی)، سرکوب هرگونه تمایل بیمار به مصرف مواد مخدر است که در اکثر موارد با دوز 80-120 این هدف محقق می گردد. لذا توصیه می شود که مکررا" درمانگر را به افزایش دوز متادون تشویق نکنند چرا که وابستگی دارویی در دوزهای زیاد متادون اتفاق می افتد. لازم به ذکر است مقدار داروی ایده آل 60- 100 میلی گرم متادون است.

4-از آنجا که دفع دارویی متادون از راه کلیه ها صورت می گیرد، هر چیزی که باعث افزایش دفع کلیوی آن گردد، به تبع آن منجر به کاهش سطح خونی متادون شده و فرد اثرات  کافی از دارو نمی بیند و دائما" علایم خماری خفیف دارد.

 موادی که دفع کلیوی متادون را افزایش می دهد:

1 . استرس

2.الکل اتانول

3.داروهای ضد تنش مانند: فنوباربیتال و کاربامازپین

4.داروهای ضد سل مانند: ریفامپین

5.خوردن مواد غذایی که(پی اچ)  ادرار را اسیدی می کند مانند: ویتامین سی  و ترشیجات

6.خوردن مایعات فراوان

5- فردی که تحت درمان (ام ام تی) می باشد، باید همواره علایم مسمومیت با داروی متادون را بداند این علایم شامل:

1.تنگی شدید مردمکها

2.مصرف همزمان داروهایی مانند: اریترومایسین (آنتی بیوتیک)، سایمتدین (داروهای ضد اسید)، کتوکونازول (ضد قارچ)

3.مصرف همزمان داروهای خواب آور و آرامبخش

6-ازآنجایی که ایجاد تغییرات مثبت در رفتار اجتماعی و فردی بیماران مانند: کاهش مصرف مواد مخدر، کاهش رفتارهای ضد اجتماعی و پرخاشگری، بلافاصله پس از شروع درمان ایجاد نمی شود بلکه چندین ماه فرصت لازم است لذا برنامه های درمانی که کمتر از 90 روز(سه ماه ) به طول می انجامد هیچ تاثیری در تغییر رفتار افراد ندارد. طول درمان مناسب 6 ماه تا 2 سال ذکر شده است.

اثرات درمان طولانی مدت مصرف متادون                

•        بی خطری نسبی مصرف طولانی مدت متادون در ایجاد اثرات سمی بر اعضای مختلف بدن کاملا ثابت شده است.

•        در هفته های اول درمان، اثراتی مانند: سرخوشی و خواب آلودگی مشاهده می گردد که با تنظیم دوز دارو توسط پزشک برطرف می گردد.

•        در طی ماههای اول درمان اختلال خواب به صورت بی خوابی و یا کابوس شبانه مشاهده می گردد که با مشاوره با روانشناس و پزشک قابل اصلاح است.

•        از مهمترین اثرات ناخوشایند درمان نگهدارنده با متادون که در تعداد زیادی از بیماران می بینیم، علایم قطع(خماری) خفیف تا متوسط، قبل از خوردن دوز بعدی متادون است.

فواید درمانMMT

1.       قطع رابطه فرد تحت درمان با افراد فروشنده و قاچاقچی که مورد طرد جامعه هستند.

2.       کاهش یا قطع مصرف مواد مخدر

3.       کاهش رفتارهای بزهکارانه و رفتارهای خلاف قانون(دزدی ، تجاوز به عنف، اذیت و آزار دیگران)

4.       کاهش افسردگی و پرخاشگری

5.       برداشتن انگ معتاد از فرد و بازگشت اعتماد و اعتبار جهت اشتغال مجدد

6.       کاهش و کنترل بیماری های عفونی نظیر HIV(ایدز) و هپاتیت C و B

7.       پس انداز کردن درآمد شغلی خود و عدم مصرف آن جهت هزینه های مصرف مواد مخدر

8.       برگشت آرامش و جلب اعتماد دوباره به خانواده، همسر و فرزندان وی

9.       برگشت نظم دوباره در برنامه های زندگی مانند: برنامه خواب، برنامه مسافرت، برنامه های شغلی

10.     برگشت به مسیر اصلی زندگی که همانا کسب رضایت خدا، خانواده، اجتماع و از همه مهمتر خود می باشد.

بوپرونورفین

$
0
0

بوپرونورفین

مزیت‌های بوپره نورفین زیرزبانی نسبت به آگونیست‌های خالص

1ـ سوء مصرف احتمالی کمتر

2ـ وابستگی جسمانی کم

3ـ علایم محرومیت خفیف بدنبال قطع مصرف

4ـ پدیده اثر سقفی در صورت  مصرف مقادیر بالا

5 ـ ایمنی بیش‌تر در بیش مصرفی این دارو

6 ـ در صورت مصرف همزمان آن با سایرمواد اپیوییدی، اثر آنتاگونیستی ظاهر می‌شودو بیمار دچار ناراحتی می‌شود. پس جلوی سوء مصرف هم زمان بوپره نورفین و سایر مواداپیوییدی گرفته می‌شود.

7ـ مدت عمل طولانی دارد.

8ـ یکبار مصرف آن در 24 ساعت کافی است. حتی می‌توان 2 الی 3 روز یک بار هم بعد از مرحله تثبیت آن را مصرف کرد

مزیت‌های بوپره نورفین نسبت به داروهای غیراپیوییدی:
1ـ وسوسه مصرف مواد اپیوییدی را کاهش می‌دهد.
2ـ علایم محرومیت قطع مواد اپیوییدی را به خوبی از بین می‌برد.
3ـ در صورتی که همزمان با مصرف بوپره نورفین، مواد اپیوییدی هم مصرف شود، اثرآنتاگونیست آن ظاهر شده و بیمار دچارعلایم محرومیت می‌شود. پس جلوی سوءمصرف همزمان بوپره نورفین و سایر مواداپیوییدی گرفته می‌شود.
4ـ رضایت‌مندی بیماران بالاست.
5ـ بیمار می‌تواند همزمان با درمان زندگی طبیعی خودرا ادامه دهد

سندروم محرومیت قطع مصرف مواد مخدر  دو نوع است:

Spontaneous Withdrawal سندروم محرومیت خود به خود

Precipitated Withdrawa      سندروم محرومیت ناگهانی

 سندروم محرومیت خود به خود :

ناراحتی‌های  ناشی از قطع مواد مخدر است که به تدریج زیاد شده و در روز دوم یا سوم یا چهارم به اوج خودش می‌رسد.
 سندروم محرومیت ناگهانی
 ناشی از مصرف آنتاگونیست‌ها ( مثل نالترکسون ) یا آگونیست-آنتاگونیست‌ها ( مثل بوپره نورفین ) در افراد وابسته به مواد مخدر است که باعث ایجاد اوج علایم محرومیت در همان روز اول می‌شود.
سندروم محرومیت ناگهانی
می‌تواند با مصرف بوپره نورفین در افراد وابسته به مواد مخدر ایجاد شود بخصوص در موارد زیر:
الف-فرد اعتیاد شدید داشته باشد(هرروز مقدار خیلی زیادی ماده مخدر مصرف می‌کند)
ب-مدت کوتاهی از آخرین مصرف ماده مخدر گذشته باشد
ج-فرد در آخرین وعده ها مقدار خیلی زیادی ماده مخدر مصرف کرده باشد
د- مقدار خیلی زیادی بوپره نورفین در اولین وعده تجویز شود
پس در موارد فوق شروع بوپره نورفین در صورتی که فاصله ی  مناسب
 نداشته باشد، می‌تواند باعث علایم محرومیت ناگهانی گردد. در صورت ایجاد علایم محرومیت ناگهانی شدت آن مانند مصرف آنتاگونیست‌ها خیلی شدید نیست ولی در هر صورت ناراحت کننده بوده و می‌تواند سبب قطع درمان شود.

اندیکاسیون:  

موادمخدر(سمزدایی)

مواد مخدر (نگهدارنده درمان)

آتیپیک)افسردگی درمان

محرک مواد

ضددرد

1ـ تاریخچه مصرف دارویی و نتایج حاصل از مصرف داروها و تست‌های آزمایشگاهی را به صورت کامل از بیمار بگیریم.
2ـ وقتی هر دارویی را به رژیم درمانی بیمار اضافه می‌کنید، با مقادیر کم شروع و به آهستگی مقدار دارو را بالا ببریم و بیمار را از نزدیک کنترل نماییم.
3ـ به بیمار در مورد خطرات تداخلات دارویی آموزش دهیم.
4ـ داروهایی را تجویز کنیم که تداخل با داروهای اپیوییدی نداشته یا حداقل تداخل را داشته باشد.
5ـ در نظر گرفتن این موضوع که تجویز بوپرکسین همراه با برخی غذاها شاید در میزان جذب آن تأثیر گذارد.
6ـ رژیم‌های دارویی را ساده کنیم تا تحمل آن‌ها برای بیمار آسانتر باشد.
7ـ مقدار تجویزی داروهای اپیوییدی را بر اساس پاسخ بیمار تنظیم کنیم تا به این ترتیب از علایم محرومیت یا مسمومیت جلوگیری شود.
8ـ انجام آزمایش‌ها و کنترل سطح سرمی داروها و آموزش عوارض جانبی و علایم مسمومیت به بیمار را افزایش دهیم.
9ـ به بیمار در خصوص بیماری‌هایی که بر ایجاد عوارض جانبی و تداخلات داروییمؤثرند (مثل بیماری کبدی)، آگاهی دهیم.

بوپرکسین

نام‌های تجاری:
بوپرکسین، بوپرنکس، سوبوتکس، تمجیزک، اورجیزک و...
اشکال دارویی:
ژنریک :قرص 0/2، 0/4، 2، 8 میلی‌گرم، آمپولmg/1cc  0/3
غیرژنریک :قرص 4 میلی‌گرم، آمپول mg/2cc 0/6
محلول‌های زیرزبانی، قرص زیرزبانی در ترکیب با نالوکسان به نسبت 4 به 1 یا 6 به 1، چسب پوستی
نکته مهم: در ایران ویال‌‌‌هایی با نام اورجیزک، بوپره جیزک و... پر شده از مایعی به رنگ زرد در خیابان‌ها بین معتادین توزیع می‌گردد که در واقع هرویین به علاوه مقداری مواد مخلوط متفاوت از جمله داروهای کورتونی هستند و بوپره نورفین نیستند. این ویال‌ها به صورت دست‌ساز در کارگاه‌های زیرزمینی تهیه می‌شوند
مکانیسم عمل:
1ـ بوپره نورفین آگونیست گیرنده‌های اپیوییدی مو و آنتاگونیست گیرنده‌های کاپا است.
2ـ این دارو تمایل چسبندگی بسیار بالایی به گیرنده‌های اپیوییدی دارد.
3ـ می‌تواند (همانند نالترکسون و سایر آنتاگونیست‌ها) جایگزین آگونیست‌های خالص مثل مورفین، هرویین، متادون و... در گیرنده‌های اپیوییدی شود. پس اگر به دنبال مصرف آگونیست‌های خالص مثل هرویین و تریاک، بوپره نورفین مصرف شود، جایگزین آن‌ها در گیرنده‌ها شده و خماری ایجاد می‌شود. پس باید حداقل 12 الی 48 ساعت بین آخرین مصرف آگونیست‌های خالص (بر حسب کوتاه اثر یا طولانی اثر بودن) و تجویز بوپره نورفین فاصله باشد. و به دنبال تجویز بوپره نورفین نیز اگر آگونیست‌های خالص مصرف شود باز هم ناراحتی‌هایی ایجاد خواهد شد. بنابراین از سوء مصرف همزمان مواد مخدر به دنبال تجویز بوپره نورفین جلوگیری خواهد شد.
4ـ چون اثر آگونیست هم دارند وسوسه مواد مخدر را کاهش داده و علایم محرومیت قطع آن‌ها را نیز کاهش خواهند داد.
5ـ مدت عمل آن‌ها طولانی است پس ویزیت کلینیکی کمتری نیاز خواهند داشت. مثلا بعد 2 تا 4 هفته تجویز بوپره نورفین و تثبیت آن می‌توان مقدار بوپره نورفین را دو برابر کرد و یک روز در میان آن را تجویز نمود یا دوز را سه برابر کرده و هر 72 ساعت آن را تجویز نمود.
6ـ چون آگونیست نسبی است سقف اثر دارد (32 میلی‌گرم سقف اثر آن است) پس ایمن‌تر است و احتمال مسمومیت کم‌تر است و علایم محرومیت قطع آن نیز کم‌تر است.
7ـ فقط به صورت زیرزبانی در درمان اعتیاد کاربرد دارد.

تداخلات دارویی

داروهایی که آنزیم‌های  کبدی رامهار می‌کنند:

  • اثر بوپره نورفین را زیاد می‌کنند.
  • Verapamil Amiodarone Erythromycin Fluconazole Fluoxetine Fluvoxamine Grapefruit Juice
  •  Indinavir Itraconazole Ketoconazole Metronidazole Miconazole Nefazadone Nelfinavir Nicardipine Norfloxacin Omeprozol Paroxetine
  •  Ritonavir
  •  Sertraline
  • Clarithromycin

داروهایی که آنزیم‌های  کبدی را فعال می‌کنند:

  •  اثر بوپره نورفین را کم می‌کنند.
  • Carbamazepine Dexamethasone Phenobarbital
  • Phenytoin
  • Primadone
  • Rifampin
  • Efavirenz
  • Ethosuximide
  • Nevirapine

مزیت‌های بوپره نورفین

مزیت‌های بوپره نورفین زیرزبانی نسبت به آگونیست‌های خالص

1ـ سوء مصرف احتمالی کمتر

2ـ وابستگی جسمانی کم

3ـ علایم محرومیت خفیف به دنبال قطع مصرف

4ـ پدیده اثر سقفی در صورت  مصرف مقادیر بالا

5 ـ ایمنی بیش‌تر در بیش مصرفی این دارو

6 ـ در صورت مصرف همزمان آن با سایرمواد اپیوییدی، اثر آنتاگونیستی ظاهر می‌شودو بیمار دچار ناراحتی می‌شود. پس جلوی سوء مصرف هم زمان بوپره نورفین و سایر مواداپیوییدی گرفته می‌شود.

7ـ مدت عمل طولانی دارد.

8ـ یکبار مصرف آن در 24 ساعت کافی است. حتی می‌توان 2 الی 3 روز یک بار هم بعد از مرحله تثبیت آن را مصرف کرد.

مزیت‌های بوپره نورفین نسبت به داروهای غیراپیوییدی

1ـ وسوسه مصرف مواد اپیوییدی را کاهش می‌دهد.

2ـ علایم محرومیت قطع مواد اپیوییدی را به خوبی از بین می‌برد.

3ـ در صورتی که همزمان با مصرف بوپره نورفین، مواد اپیوییدی هم مصرف شود، اثرآنتاگونیست آن ظاهر شده و بیمار دچارعلایم محرومیت می‌شود. پس جلوی سوءمصرف همزمان بوپره نورفین و سایر مواداپیوییدی گرفته می‌شود.

4ـ رضایت‌مندی بیماران بالاست.

5ـ بیمار می‌تواند همزمان با درمان زندگی طبیعی خودرا ادامه دهد

نحوه تجویز                                                                 
براساس اطلاعات شرح حال (نوع ماده مصرفی، مقدار مصرف، شیوه مصرف، مدت اعتیاد، آستانه تحمل درد فرد و...)، معاینه، تست‌های آزمایشگاهی و تجربه پرسنل:

1ـ 12 الی 48 ساعت بعد از آخرین مصرف ماده مخدر (مثلا در مورد مواد مخدر کوتاه اثر مثل هرویین 12 ساعت بعد و در مورد مواد مخدر طولانی اثر مثل شیره 24 الی 48 ساعت بعد از آخرین مصرف) 4/0 تا 4 میلی‌گرم بوپره نورفین زیرزبانی تجویز می‌شود.
2-در صورتی که فرد مواد مخدر طولانی اثر مثل شیره یا متادون مصرف می‌کرده است باید در اولین تجویز بیش از  mg 2 به بیمار بوپره نورفین نداد تا در صورت ایجاد علایم محرومیت ناگهانی، بیمار زیاد ناراحت نشود. اگر سندروم محرومیت ناگهانی ایجاد نشدولی بیمار ناراحتی‌هایش هم کاملاً از بین نرفته بود، می‌توان تا mg 8 در روز اول آن را افزایش داد.

سندروم محرومیت قطع مصرف مواد مخدر  دو نوع است:
Spontaneous Withdrawal           سندروم محرومیت خود به خود
Precipitated Withdrawa      سندروم محرومیت ناگهانی سندروم محرومیت خود به خود ناراحتی‌های  ناشی از قطع مواد مخدر است که به تدریج زیاد شده و در روز دوم یا سوم یا چهارم به اوج خودش می‌رسد.
سندروم محرومیت ناگهانی ناشی از مصرف آنتاگونیست‌ها ( مثل نالترکسون ) یا آگونیست-آنتاگونیست‌ها ( مثل بوپره نورفین ) در افراد وابسته به مواد مخدر است که باعث ایجاد اوج علایم محرومیت در همان روز اول می‌شود.
سندروم محرومیت ناگهانی می‌تواند با مصرف بوپره نورفین در افراد وابسته به مواد مخدر ایجاد شود بخصوص در موارد زیر:
الف-فرد اعتیاد شدید داشته باشد(هرروز مقدار خیلی زیادی ماده مخدر مصرف می‌کند)
ب-مدت کوتاهی از آخرین مصرف ماده مخدر گذشته باشد
ج-فرد در آخرین وعده ها مقدار خیلی زیادی ماده مخدر مصرف کرده باشد
د- مقدار خیلی زیادی بوپره نورفین در اولین وعده تجویز شود
پس در موارد فوق شروع بوپره نورفین در صورتی که فاصله‌ی زمانی مناسب با آخرین مصرف مواد مخدر نداشته باشد، می‌تواند باعث علایم محرومیت ناگهانی گردد. در صورت ایجاد علایم محرومیت ناگهانی شدت آن مانند مصرف آنتاگونیست‌ها خیلی شدید نیست ولی درهر صورت ناراحت کننده بوده و می‌تواند سبب قطع درمان شود.
در صورت ایجاد سرخوشی و خواب‌آلودگی روز بعد مقدار کمتری تجویز خواهد شد.

اولین مقدار بوپره نورفین بهتر است در مطب مصرف شود و درمانگر علایم محرومیت اولیه را در صورت ایجاد در بیمار ببیند. پس بیمار در مطب بعد از مصرف اولین مقدار بوپره نورفین 2 تا 4 ساعت بهتر است تحت نظر بماند.
قرص بوپره نورفین باید 5 تا 15 دقیقه زیر زبان نگه داشته شود تا جذب گردد.
اثر بوپره نورفین نیم ساعت بعد ایجاد شده و 2 الی 4 ساعت بعد به اوج خودش می‌رسد.
تا هنگام تثبیت وضعیت بیمار باید به او توصیه شود که رانندگی و کارهایی که نیاز به هوشیاری کامل دارند را انجام ندهد.
بوپره نورفین بهتر است بعد از این که علایم محرومیت واقعی ایجاد شد، تجویز شود.
شروع بوپره نورفین در افرادی که مواد مخدر طولانی اثر مثل شیره مصرف می‌کنند مشکل‌تر است.
برای قطع متادون باید صبر کنیم که مقدار متادون را به کم‌تر از 30 میلی‌گرم برسد (بهتر است مقدار متادون را با کاهش تدریجی به کم‌تر از 15 میلی‌گرم برسانیم و سپس آن را قطع و حداقل 24 ساعت بعد از آخرین مصرف آن، بوپره نورفین را شروع کنیم). 2 میلی‌گرم بوپره نورفین تجویز کرده و هر 2 ساعت می‌توان مقدار آن را حداکثر در روز اول تا mg8 افزایش داد.
در صورتی که بخواهیم بوپره نورفین با دوز بالا مثل 32 میلی‌گرم را به متادون تبدیل کنیم ابتدا باید مقدار آن را کاهش داده و به زیر 16 میلی‌گرم برسانیم و سپس 24 ساعت بعد آن را به متادون تبدیل کنیم.
قطع بوپره نورفین راحت‌تر است و کاهش آن لازم نیست که خیلی تدریجی باشد و به راحتی می‌توان مقدار آن را نصف کرد.
البته بهتر است هر 2 الی 3 روز، mg 2 از آن را کم کرد. و می‌توان این کار را سریع‌تر یا کندتر انجام داد. در صورت ناراحتی بیمار می‌توان از کلونیدین و داروهای کمکی آن استفاده کرد.

نالترکسون

نالوکسان

بوپرکسین

روز

-

0/8

8میلیگرم

1

6

1/6

8تا16میلیگرم

2

12/5

-

8تا16میلیگرم

3

25

-

8تا16میلیگرم

4

50

-

8تا16میلیگرم

5

مصرف در زنان حامله:
ـ شاید در آینده داروی انتخابی در زنان حامله معتاد به مواد مخدر شود.
ـ هنوز به اندازه کافی پژوهش در مورد آن صورت نگرفته است. پس نباید در زنان حامله تجویز شود.
ـ تنها مورد استثنا، زنان حامله معتاد به مواد مخدری است که به علت کمپلیانس حاملگی و تهوع و استفراغ شدید قادر به خوردن قرص یا شربت متادون نیستند. در آن صورت باید بوپره نورفین زیرزبانی مصرف نمایند. اما نباید از بوپره نورفین با نالوکسان (سوبوکسون) استفاده کرد و حتما فرم خالص آن (سوبوتکس) تجویز شود.

مصرف در کودکان:
ـ بهتر است به عنوان اولین درمان به کار نرود و قبل از آن سایر شیوه‌های غیرمخدر امتحان شوند.
ـ استثنای این موضوع نوجوانانی هستند که علاوه بر اعتیاد، مشکلات قانونی نیز دارند. برای آنان می‌توان در اولین اقدام از بوپره نورفین استفاده کرد.
 

                                  مسمومیت با بوپره نورفین:
ـ بسیار نادر است و در مواردی هم که ایجاد می‌شود شیوه مصرف بوپره نورفین تزریقی بوده است.
ـ در اغلب موارد مسمومیت با بوپره نورفین، علاوه بر تزریق بوپره نورفین، فرد الکل یا بنزودیازپین‌ها (یا سایر داروهای خواب‌آور ـ تسکین‌بخش) را نیز مصرف کرده است.
ـ در صورت مسمومیت با بوپره نورفین و کاهش تنفس، نالوکسان تأثیر چندانی ندارد. پس باید نالوکسان را تا 10 الی 20 برابر مقادیر معمول تزریق کرد.

نحوة ‌تبدیل ‌بوپره ‌نورفین ‌به‌ متادون‌
در صورت‌ نیاز به ‌تبدیل‌ بوپره ‌نورفین‌ به ‌متادون ‌بهتر است‌ مقدار روزانه ‌آن ‌به‌ 16  میلی‌گرم‌ یا کمتر در روز برسد و سپس‌ به ‌متادون ‌تبدیل‌ شود. فاصلة ‌بین‌ آخرین ‌تجویز بوپره‌ نورفین‌ و اولین‌ مقدار متادون‌ بهتر است‌ بیش‌ از 24 ساعت‌ باشد. البته ‌در صورتی‌ که ‌مقدار بوپره ‌نورفین ‌تجویزی‌ کم‌ باشد می‌توان ‌در فاصلة‌ کمتری‌ نیز متادون‌ را  تجویز نمود.

نحوة ‌تبدیل ‌متادون ‌به ‌بوپره‌نورفین‌
 در صورت‌نیاز به‌تبدیل‌متادون‌به‌بوپره‌نورفین‌، بهتر است‌حتماً مقدار روزانه ‌متادون‌ به‌کمتر از 30 میلی‌گرم‌ در روز برسد و سپس ‌به‌ بوپره ‌نورفین‌ تبدیل‌شود. البته ‌بهترین‌ حالت ‌این‌ است‌ که ‌متادون ‌به‌ حدود 5 الی‌10میلی‌گرم ‌در روز برسد در آن‌صورت‌به2‌الی4‌میلی‌گرم ‌بوپره ‌نورفین ‌در روز تبدیل‌ می‌شود.
 نحوه‌ی‌تبدیل‌نالترکسون‌به‌بوپره‌نورفین
به ‌دنبال ‌قطع ‌نالترکسون ‌و تجویز بوپره ‌نورفین ‌باید حتماً در اولین ‌تجویز بیش‌از  mg 4 به ‌بیمار بوپره‌ نورفین‌ نداد. در اولین ‌روز تجویز بیش ‌از  mg 8تجویز ننمود و در دومین‌روز بیش‌از 16 میلی‌گرم‌ تجویز نکرد. بین ‌آخرین ‌مصرف ‌نالترکسون‌ و اولین ‌تجویز بوپره ‌نورفین ‌هم ‌حتماً 24 ساعت‌فاصله ‌وجود داشته ‌باشد.

مصرف‌نکردن‌دارو توسط‌بیمار
در صورتی‌که‌در هر زمان‌از همان‌روز، بیمار متوجه‌‌شودکه مصرف دارویش را فراموش کرده است، می‌تواند دارو را به‌ همان ‌مقدار مصرف‌کند.
در صورتی‌که‌روز قبل‌دارویش‌را مصرف‌نکرده‌بود، در روز دوم ‌فقط ‌همان ‌مقدار روزانه‌اش‌داده ‌می‌شود و مقدار مصرف ‌نکرده‌روز قبل ‌باید حذف ‌شود. در صورتی‌که‌دو یا سه‌روز دارویش ‌را مصرف ‌نکرده‌ باشد. در روز سوم ‌هم ‌فقط ‌همان ‌مقدار روزانه‌اش‌داده ‌می‌شود و مقدار مصرف ‌نکردة‌ دو روز قبل‌باید حذف‌شود. در صورتی ‌که‌ چهار روز بیمار غیبت ‌داشته‌ باشد و دارویش‌را مصرف ‌نکرده ‌باشد؛ نباید بیش‌از 8 میلی‌گرم ‌بوپره ‌نورفین‌ روزانه‌ مصرف‌کند. و در صورتی‌که ‌مقدار مصرف ‌روزانه‌اش‌ بیش ‌از 8 میلی‌گرم ‌بود، ما نمی‌توانیم ‌بیش ‌از این‌ مقدار را برای او تجویز کنیم‌.

 

ترک مواد (شیشه)

$
0
0

درمان دارویی وابستگی به شیشه

در پژوهش‌های متعدد نتایج زیر بدست آمده است :
میزان آزمایش مثبت یا درصد روزهای مصرف متامفتامین:

فلوکستین و ایمی‌پیرامین اثر مشهودی نداشتند.
تعداد موارد مصرف متامفتامین:
فلوکستین اثر مشهودی نداشت.
مقدار مصرف متامفتامین:
آملو دیپین  اثر مشهودی نداشت.
وسوسه:
در مقایسه با پلاسبو، فلوکستین 40 روزانه به‌طور مشهودی وسوسه را کاهش می‌دهد، در حالی که آملودیپین و دزیپرامین و ایمی‌پیرامین تأثیر خاصی نداشتند.
شدت وابستگی و سوء مصرف
آملودیپین اثر مشهودی نداشت.
قطع مصرف
فلوکستین اثر مشهودی نداشت.
مانایی در درمان
فلوکستین، آملودیپین و دزیپرامین اثر مشهودی نداشتند.
در پژوهش دیگری در مقایسه با تجویز ایمی‌پیرامین روزانه 10mg ایمی‌پیرامین 150 میلی گرم روزانه به‌طور مشهودی مانایی در درمان را بالا می‌برد.
نتیجه

فلوکستین شاید در درمان کوتاه مدت، میزان وسوسه را کاهش دهد. ایمی‌پیرامین روزانه 150 احتمالاً در درمان‌های با مدت متوسط، مانایی در درمان را افزایش می‌دهد

1-استفاده از داروهای ضداضطراب، خواب آور و آرام بخش
اضطراب ممکن است یک خصوصیت برجسته ترک کوکایین و تا حد کمتر مواد آمفتامینی باشد. استفاده ازبنزودیازپین ها (خصوصاً بنزودیازپین های طولانی اثر) برای اضطراب یا برای شروع خواب فقط در مراحل اولیه ترک توصیه می شود وباید حداکثر برای دوهفته تجویز شودودر صورت امکان دوز بنزودیازپین به صورت روزانه در مرکز به بیمار داده شود
در ضمن داروهائی مانند انتی سایکوتیک های اتیپیک هم توصیه می شوند
2- ضد افسردگی ها:
برای یک دوره ی طولانی بعدازترک خطر خودکشی برای مصرف کنندگان مت آمفتامین زیاد می باشد البته علت این امر به غیر از افسردگی تحریک پذیری شدید فرد نیز می باشد.در این گروه بازدارنده ها انتخابی  سروتونین بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند چون عود مصرف مواد محرک شایع است. در تجویز SSRIs باید بسیار احتیاط شود زیرا به علت افزایش سطح سروتونین مصرف همزمان این داروها و مواد محرک خطر سمیت سروتونینی را بالا می برد  وبه همین دلیل بعضی از پزشکان به طور انتخابی از داروهای ضد افسردگیهای سه حلقه ای به جز در بیماران مبتلا به اختلال قلبی عروقی جهت درمان استفاده می کنند.
تجویز دارو باید با ویزیت مکرر و پایش نزدیک انجام شود زیرا بیش مصرف ضدافسردگی­های سه­حلقه ای سمیت قلبی ایجاد می کند. از طرفی باید به بیمار آموزش داده شود که تاثیر داروهای ضدافسردگی بعد از 2 هفته شروع می شود و بیماران باید برای پایبندی به رژیم درمانی تشویق شوند
3-استفاده از آنتی سایکوتیک ها
اگر علایم سایکوتیک ظاهر شود، آنتی سایکوتیک های نسل اول مثل فنوتیازینها یا هالوپریدول را میتوان برای کوتاه مدت تجویز نمود (1 یا 2 هفته). جایگاه استفاده از آنتی سایکوتیکهای جدید در طول دوره ترک مواد محرک نیاز به مطالعات بیشتر دارد
دقت کنید:
گرچه اگر علایم سایکوز تداوم یابد یا شدید باشد ارزیابی روانپزشکی فوری و مدیریت درمان سایکوز با استفاده از اصول علمی آن باید انجام شود
داروهایی که در پژوهش‌های اخیر نتایج مثبتی در درمان وابستگی به متامفتامین داشته‌اندداروهای تقویت کننده دوپامینی هستند:

  • بوپره‌پیون:
  • (قرص‌های 75 و 100 میلی‌گرمی و قرص ریتارد 150 میلی‌گرمی)یک ضدافسردگی که بازجذب دوپامین در مغز را مهارمی‌کند. این خاصیت شاید این دارو را در درمان وابستگی به متامفتامین و داروهای آمفتامین دیگر مفید سازد. این دارو را می‌توان از 75 میلی‌گرم دوبار در روز یا 100 میلی‌گرم دوبار در روز یا 150 میلی‌گرم (فرم ریتارد آن) یک بار در روزشروع کرد و سپس در صورت نیاز مقدار آن را می‌توان تا حداکثر 400 میلی‌گرم در روز افزایش داد.این دارو دربیماران با شدت وابستگی خفیف تا متوسط (کمتر از 18 روز مصرف درماه)وبیماران با سطح اضطراب پایین تر موتر است.
  • قرص بوپره‌پیون معمولا با نام تجاری زیبان برای ترک سیگار و با نام تجاری ولبوترین برای درمان افسردگی به کار می‌رود.

سرتالین: (قرص‌های 50 و 100 میلی‌گرمی

  • ضدافسردگی که بازجذب سروتونین را سدمی‌کند. این خاصیت شاید این دارو را در درمان وابستگی به متامفتامین و سایر مواد آمفتامین دیگر مفید سازد. این دارو با مقدار 25 تا 50 میلی‌گرم در روز شروعمی‌شود و سپس بر حسب وضعیت بیمار و بر حسب نیاز و تحمل می‌توان مقدار آن را تا 200 میلی‌گرم در روز با فاصله حداقل
  • یک هفته‌ای افزایش داد.

مُدافینیل

  • یک داروی محرک غیرآمفتامینجدید که برای درمان نارکولپسی  وبیش فعالیهمراه نقص تمرکز  به تصویب رسیده است و در حال حاضر برای درمان نقایص شناختی در آلزایمر و علایم منفی در شیزوفرنیتحت مطالعه می‌باشد.
  • مدافینیل به دلایل زیر برای درمان وابستگی به متامفتامین در نظر گرفته شده است:
  • 1) چون محرک استشاید وسوسه و میل به محرک متامفتامین را کاهش دهد.
  • 2) این دارو ظرفیت سوء مصرف پایینی داردو به نظر نمی‌رسد که اعتیاد ایجاد کند.
  • 3) این دارو شاید تمرکز، هوشیاری روزانه و عملکرد شناختی را در شما بهبود بخشد.
  • 4) شاید خواص ضدافسردگیداشته باشد.
  • 5) اثرات این دارو طولانی‌مدت استو برای 4 ماه بعد از درمان می‌تواند ادامه داشته باشد.

     داروهای ضد دوپامینی غیر مستقیم

  • توپی راماتدارویی که بر سیستم گابا و گلوتامات اثرمی‌گذارد و به طور رایج برای درمان صرع به کار می‌رود. به صورت تئوریاین دارو می‌تواند همراه با کاهش آزادسازی سطح دوپامیندر سیستم‌های گابا و گلوتامات شود.افزایش فعالیت گابا ومهار گلوتامات را ایجاد می کند. این دارو توجه وتمرکز را در بیماران بهبود بخشیدهاماکندی روانی حرکتی را تشدید می کند.
  • باکلوفن(اگونیست گابا)
  • دارویی که آزادسازیبرخی نوروترانسمیترها در سیستم عصبی مرکزی از جمله نوروترانسمیتر سیستم گابا را افزایشمی‌دهد. و در برخی پژوهش‌ها بر روی حیواناتنشان داده است که باعث کاهش مصرف کوکایین و متامفتامینمی‌گردد.
  • گابا پنتین
  • اگونیست گابا بوده ودر برخی پژوهش ها نتایج مثبتی در حفظ بیماران داشته
  • ویگا باترین یاگاماوینیل گابا
  • مهار کننده انزیم تجزیه کننده گابااست پس فعالیت گابا را زیاد می کندوموجب مهار ازادسازی دوپامین در اثر مصرف مواد محرک می شود.اما باعث چند مورد کاهش بینایی در حیوانات پژوهش شده
  • نالترکسون
  • در برخی پژوهش ها وسوسه را کم کرده ومانایی در درمان را بالا می برد

کارودیول، کلونیدین، آتوموکستین و پرازوسین

  • داروهایی که بر نوروترانسمیترهای اپی‌نفرین و نوراپی‌نفرینکه دارای نقشی در ایجاد سرخوشی، فعالیت‌های حرکتی و فعال شدن فردو اثرات مثبت مواد محرکهستند اثر می‌گذارند.
  • این داروها قبلا برای استفاده کلینیکی در موارد دیگری به تصویب رسیده‌اند و مکانیسم عملشان به خوبی مشخص شده و ایمن هستند. در پژوهش‌هایی بر روی حیوانات وپژوهش‌های کلینیکی نتایج مثبتی در درمان وابستگی به متامفتامین و داروهای آمفتامین داشته‌اند.

لوبلین

  • دارویی که بر سیستم نیکوتین و دوپامین در سلول‌های مغزی تأثیر می‌گذارد و میزان مصرف متامفتامین در موش‌ها را کاهش داده است.

آریپیرازول

  • دارویی که اخیرآ برای درمان شیزوفرنیبه تأیید رسیده است.
  • این دارو بر گیرنده‌های دوپامینمؤثر است و شاید اثرات محرکی متامفتامین را کاهش دهدو بنابراین در پیشگیری از عودآن مؤثر باشد. این دارو در بهبود وضعیت شناختی بیماران شیزوفرنیمؤثر بوده است.
  • دیکلوفناک
  • مهار کننده انزیم سیکلواکسیژناز بوده شاید وسوسه را کاهش دهد

در بیمارانی که شیشه ومواد مخدرمصرف می کنند :بوپره نورفین ومتادون باید تجویز شود.
 نتایج چندان بوپره نورفیندر افراد وابسته به مواد محرک خوبی نداشت اما در افراد وابسته به مواد اپیوییدی که به صورت همزمان وابسته به مواد محرک هم باشند؛ شاید داروی مناسبی باشد

اولانزاپین

  • مصرف مواد محرک در بیماران تحت درمان با متادون مطالعه شده است. اولانزاپین باعث کاهش یا قطع مصرف مواد محرک در 53/2% از بیماران شده و سندروم محرومیتی نیز در این افراد مشاهده نشد.
  • نتایج این مطالعه نشان داد که بیماران تحت درمان نگه دارنده با متادون که مواد محرک نیز مصرف می‌کنند را می‌توان روی درمان با اولانزاپین قرار بگیرند. الانزاپین، دارویی است که با متادون نیز تداخل دارویی ندارد.

رسپریدون

  • داروی آنتی سایکوتیک آتیپیک دیگری به نام رسپریدون که یک آنتاگونیست سروتونینی است نیز توانایی بالقوه در درمان وابستگی به مواد محرک دارد. این دارو توانایی بلوک اثرات محرک روانی، عصبی و رفتاری ناشی از مواد محرک و کاهش علایم محرومیت ناشی از کوکایین را در طی مطالعات کوتاه مدت نشان داده است.
  • مصرف قبلی رسپیریدون در افراد کوکایینی داوطلب، شاید حداکثر سرخوشی روانی ایجاد شده بوسیله کوکایین را کاهش دهد.

اعتیاد به انواع مواد:
انواع داروها و تکنیک‌های رفتاری برای کمک به بیماران روی درمان نگه دارنده با متادون برای کاهش مصرف موادمحرک به کار رفته است. در برخی برنامه‌های متادون از تنبیه‌های بتدریج پیشرونده برای جلوگیری از مصرف کوکایین استفاده می‌شود (مثلا کاهش تعداد روزهایی که متادون برای مصرف در خانه، در اختیار بیمار قرار می‌گیرد). در صورت آزمایش مثبت مواد محرک، بیمار مجبور می‌شود که روزانه برای دریافت و مصرف متادون به کلینیک بیاید و سپس مقدار متادون کاهش یافته و سرانجام در صورت ادامه‌ی مصرفِ کوکایین در برخی موارد، بیمار از برنامه متادون اخراج می‌گردد. در هر صورت در یک پژوهش مقایسه‌ای، کاهش مقدار متادون به عنوان تنبیه، بسیار کم اثرتر از افزایش 5 میلی‌گرم روزانه متادن (تا 120میلی گرم روزانه) برای هر آزمایش ادرار مثبت کوکایین بوده است. در مطالعه دیگری نشان داده شده است که در بیماران با مقدار بالای روزانه متادون نیز کاهش مصرف کوکایین دیده نشده است. در مطالعات نشان داده شده که قراردادهای مشروط و دادن پاداش‌های کوچک همراه با کنترل آزمایش ادرار، می‌توانند موارد مصرف کوکایین را کاهش دهند.

پیش سازهای سروتونینمثل ال تریپتوفان داروهایی که بر سیستم گابا ثأثیر می‌گذارند:مثل باکلوفن، گاباپنتین

داروهای تقویتی وگیاهی:

نوتری ریلکس

کوکیوتن

جینگوبیلوبا

وترکیبات امینواسیدی :آلانین، تیروزین وال دوپا

انتی اکسیدان ها

ویتامین ها واملاح

اقدامات توصیه شده دراستفاده کنندههایدائم

  • - استفاده ازsupplement ها

آنتی اکسیدان ها:

  • گرچه تجویز آنتی اکسیدان ها برای مصرف کننده جنبه درمانی نخواهد داشت اما این مواد از آسیب بیشتر به سلول های عصبی جلوگیری خواهند کرد؛ در تجویز آنتی اکسیدان ها باید دانست که:
  •       ـ استفاده از آنتی اکسیدان ها هیچ گونه تضمینی برای عدم آسیب به سلول های عصبی به وجود نخواهد آورد.
  •        ـ تجویز یک آنتی اکسیدان کافی خواهد بود و نیازی به استفاده از چند نوع آنتی اکسیدان نیست.انواع آنتی اکسیدان شامل ویتامین C، ویتامین Eآلفالیپوئیک اسید و ملاتونین
  • تجویز املاح و مکمل ها
  • ـ منیزیم:
  • تجویز منیزیم در کنار سایر مزایایی که ممکن است داشته باشد می تواند از دندان قروچه ناشی از مصرف نیز جلوگیری نماید.
  •  ـ آلانین، تیروزین و L.Dopa :
  •  ـ توصیه به استفاده از بعضی آب میوه ها مانند آب گریپ فروت:
  • آب طبیعی بعضی از میوه ها مانند گریپ فروت می تواند با متوقف نمودن عمل برخی آنزیم های کبد که در متابولیزم آمفتامین ها دخالت دارند، از تأثیرات منفی و عوارض جانبی استفاده دائم از آمفتامین ها بکاهد.

 مصرف مواد محرک مانند شیشه، با آسیب هایی که به مغز وارد می کند با عث می شود درمان اعتیاد به این مواد با درمان اعتیاد به مواد مخدر متفاوت باشد. بعد از قطع مصرف، تا زمان بهبودی کامل؛ که حداقل دوسال طول می کشد. بیمار، مرحله به مرحله مشکلات و علایم مختلفی را تجربه خواهد کرد. ممکن است مشکلاتی که بیمار در هر مرحله درمان با آن برخورد می کند با سایر مراحل متفاوت باشد. اگر درمان وابستگی به مواد محرک را به راهی تشبیه کنیم که از قطع مصرف شروع و به بهبودی خاتمه می یابد، آنگاه نقشه این راه بصورت زیر خواهد بود:

1-       مرحله اول ( قطع مصرف مواد محرک )

هرچند علایم جسمانی بعد از قطع مصرف مواد محرک مختصر است و گاهی اصلا وجود ندارد. به هر حال اگر قرار است بیمار بعد از قطع مصرف، علایم بدنی از خود نشان بدهد، در این مرحله خواهد بود. این مرحله از زمان قطع مصرف شروع می شود و حداکثر تا دو هفته به طول می انجامد. علایم این دوره می تواند پرخوابی ، بی رمقی، کم تحملی، بی قراری و وسوسه های شدید باشد. بیمار در این مرحله از درمان ممکن است برای کاهش علایم نیاز به مصرف داروهایی داشته باشد که توسط پزشک معالج تجویز می شود.

2-       مرحله دوم ( ماه عسل )

در این مرحله که بعد از گذر از مرحله اول شروع می شود. حال عمومی بیمار بسیار رضایت بخش خواهد بود. به همین خاطر به این مرحله ماه عسل گفته می شود. بیمار به قدری احساس بهبودی می کند که ممکن است تصور کند دیگر به درمان نیاز ندارد! در این مرحله وسوسه ها کم و در مواردی ممکن است بیمار از مواد محرک تنفر نیز داشته باشد! با توجه به اینکه این مرحله حداکثر چهار هفته طول می کشد و مرحله بعد از آن ممکن است مرحله ای ناخوشایند باشد، در این مرحله باید بیمار آماده ورود به مرحله بعدی که به آن "دیوار" نیز می گوییم گردد. آماده سازی بیمار برای ورود به مرحله بعد توسط روانپزشک، پزشک و روانشناس صورت خواهد گرفت.

3-       مرحله سوم ( دیوار )

سخت ترین و ناگوارترین مرحله ای است که بیمار ممکن است با آن روبرو شود. شروع این مرحله به معنای اتمام ماه عسل خواهد بود. در این مرحله که بطور متوسط شش هفته بعد از قطع مصرف شروع می شود، بیمار علایم ناخوشایندی را تجربه می کند. متاسفانه اکثریت قریب به اتفاق لغزش ها با شروع این مرحله یا در طی آن صورت می گیرد. به همین خاطر است که اگر از اکثر مصرف کنندگان مواد محرک بپرسید که؛ " آیا تاکنون قطع مصرف داشته اید؟" در جواب خواهند گفت: که "چندین بار! حتی یکماه نیز مصرف نکرده ایم!" و این را از افتخارات خود می دانند! در حقیقت اینها کسانی هستند که باشروع دوره دیوار عود کرده اند!

بی رمقی شدید، دوره های افسردگی شدید، بی قراری، وسوسه های شدید، کاهش تمرکز، و ... از مشکلاتی هستند که بیمار با آنها دست به گریبان خواهد بود. این مشکلات می توانند بقدری شدید و غیر قابل تحمل باشند که حتی خانواده و اطرافیان بیمار نیز از پذیرفتن بیمار سر باز زنند و بیمار را طرد نمایند.

اگر کنجکاو شده اید که بدانید چرا این علایم یک و نیم ماه بعد از قطع مصرف، پیدا می شوند جواب شما می تواند چند جمله ساده زیر باشد: مغز بیمار در حال ترمیم و بهبود از آسیب هایی است که مواد محرک ( شیشه ) به آن زده است و به همین خاطر در حین تغییرات شیمیایی که در مغز در حال رخ دادن است، احساسات و عواطف و روان بیمار به شدت به هم می ریزد.

این دوره متاسفانه شش تا هشت ماه بطول می انجامد و در صورتیکه بیمار در این دوره از مصرف مواد دوری کند انتظار می رود مغزش بهبودی اولیه را به پایان رسانده باشد و شخص وارد مرحله بعدی می شود که از این مشکلات خبری نخواهد بود.

ادامه درمان های روانشناختی و رفتار درمانی، مداخلات روانپزشکی دارویی و غیر دارویی و آموزش خانواده در این دوره می تواند شدت مشکلات بیمار را تا حدود زیادی کاهش دهد.

4-       مرحله چهارم

در این مرحله که بعد از مرحله دیوار شروع می شود. وسوسه ها دیگر به شدت مراحل قبلی نیستند. بیمار با آموخته های خود می بایست از مصرف مواد دور بماند. در صورتیکه بیمار حداقل به مدت دوسال از مصرف مواد دور بماند می توانیم به او مژده دهیم که: مغزش بهبود یافته است.

•        با توجه به مواردی که به آن اشاره شد. همکاری بیمار و خانواده وی، بصورت منظم و مداوم می تواند تضمین کننده بهبود بیمار باشد. متاسفانه با برنامه درمانی در بالاترین استاندارد ها همچنان ممکن است بهبودی بیمار نسبی باشد و هیچگاه بهبودی کامل حاصل نشود. از این جهت مرکز درمان سوء مصرف مواد آینده هیچگونه تضمینی در جهت نتیجه مداخلات درمانی نمی دهد.

•        در مورد مدت زمان درمان در تعهدنامه به حداقل زمان لازم برای درمان در شرایط کاملا استاندارد اشاره شده است. بدیهی است که مدت زمان درمان می تواند برای هر فرد متفاوت و بسیار بیشتر از حداقل زمانی باشد که در تعهدنامه به آن اشاره شده است. گاها ممکن است درمان سال های سال ادامه یابد.

•        هر بیمار در کنار اعتیاد به مواد ممکن است درگیر بسیاری از بیماری های طبی و روانشناختی دیگر باشد بدیهی است درمان چنین مواردی خارج از تعهدات مرکز درمان سوء مصرف مواد آینده خواهد بود. درمان چنین مواردی می بایست تحت نظر متخصصین امر و با هزینه خود بیمار صورت گیرد.

•        با توجه به اینکه هزینه خدمات درمانی بیمار بر اساس برنامه ماهانه تنظیم و خریداری می شود. بیمار موظف است هزینه مداخلات درمانی ماهانه را قبل از شروع هر ماه به مرکز درمان سوء مصرف مواد آینده پرداخت نماید و رسید دریافت کند. این هزینه یا قسمتی از آن تحت هیچ شرایطی بازگردانده نخواهد شد حتی اگر بیمار بعد از تشکیل پرونده در هیچ یک از جلسات درمانی شرکت نکند.

•        بیمار و خانواده ایشان موظف است بر اساس برنامه درمانی طراحی شده در جلسات مرکز درمان سوء مصرف مواد حاضر شوند و در صورت عدم حضور ایشان جلسات جبرانی برگزار نخواهد شد مگر در مواردی که از نظر تیم درمانگر اورژانس تلقی شده و یا عدم برگزاری از طرف مرکز درمان سوء مصرف مواد آینده باشد.

•        بر اساس برنامه درمانی، از بیماران هر هفته دو تا سه بار تست گرفته می شود. در صورتیکه قیمت تست در بازار افزایش غیرمنتظره داشته باشد، میزان افزایش قیمت محاسبه و به هزینه ماهانه درمان اضافه خواهد شد. در صورتیکه تست کمیاب یا نایاب شود مرکز درمان سوء مصرف مواد آینده مسئولیتی در این زمینه به عهده نخواهد داشت و برنامه درمانی بدون انجام تست پیش خواهد رفت و عدم وجود تست به معنای شکست درمان نخواهد بود.

•        اگر بیمار در کنار اعتیاد به مواد محرک، اعتیاد به مواد مخدر نیز داشته باشد و بر اساس تشخیص تیم درمانی نیاز به درمان نگهدارنده با متادون پیدا کند. در صورتیکه بیمار بصورت مستند (تست ها و معاینات دوره ای) قطع کامل مصرف مواد محرک داشته باشد هزینه درمان نگهدارنده از ایشان دریافت نخواهد گردید (هزینه درمان نگهدارنده در حال حاضر در مرکز درمان سوء مصرف مواد آینده یک میلیون ریال معادل یکصد هزار تومان است) در صور تیکه  بیمار در حین درمان نگهدارنده  به سمت مصرف مواد محرک بازگردد، هزینه درمان نگهدارنده بصورت جداگانه محاسبه و از ایشان دریافت خواهد شد. بدیهی است ادامه درمان منوط به پرداخت این هزینه اضافی خواهد بود. درمان نگهدارنده با بوپرکسین رایگان نیست و  از این قاعده مستثنی است.


ترک سیگار

$
0
0

سیگار چیست؟

انسان از زمان‌های قدیم توتون را می‌شناخته است. هرودت مورخ مشهور یونان در این‌باره چنین نوشته است: طایفه‌های صحرانشین که در جنوب کشور ما اقامت داشتند و همچنین بومیان آفریقا, یک نوع گیاه را می‌سوزاندند و دودش را می‌خوردند. اروپاییان برای اولین بار در سال 1492 م در هنگام کشف قاره آمریکا به‌وسیله کریستف کلمب, با دود کردن این گیاه وحشی (توتون) آشنا شدند سپس شخصی به نام کرومن [1] توتون را از آمریکا برای اروپاییان به ارمغان آورد و مصرف این گیاه سمی‌را به آن‌ها آموخت. استعمال دخانیات را فاتحین اسپانیایی آمریکا از بومیان آن سرزمین آموختند. برگ‌های توتون در سال 1519 میلادی به اسپانیا رسید ولی تا سال 1560 عمومیت نداشت. توتون در اواسط قرن 16 میلادی به ژاپن وارد و کشت آن از سال 1596 میلادی معمول گردید. توتون ظاهرا توسط پرتغالی‌ها وارد ایران شده است. از آن زمان تاکنون استعمال توتون به‌عنوان یکی از عجیب‌ترین عادت‌های بشر، سلامت میلیون‌ها انسان را در سراسر جهان تهدید می‌کند.

اگرچه تنباکو در فرهنگ غرب برای بیش از 400 سال مورد استفاده قرار گرفته ولی کشیدن سیگار، نوعی پدیده قرن بیستمی‌ با عواقب بهداشتی و اقتصادی خاص خود می‌باشد. در اجلاس افتتاحیه کنفرانسی که توسط سازمان بهداشت جهانی و سازمان مبارزه با سرطان در امریکا و اتحادیه بین‌المللی مبارزه با سرطان و سازمان مبارزه با سرطان در امریکا و اتحادیه بین‌المللی مبارزه با سرطان تشکیل شد اعلام گردید که سیگارهای جهان سالی 3 تریلیون عدد سیگار می‌کشند و یکصد میلیارد دلار خرج آن می‌کنند و حدود شش میلیون هکتار از بهترین زمین‌های زراعتی برای تهیه این محصول صددرصد مضر اختصاص یافته است. در حالیکه در گزارش صندوق حمایت از کودکان (یونیسف) وابسته به سازمان ملل آمده است که طبق آمار این سازمان در هر دو ثانیه یک کودک بر اثر کمبود مواد غذایی یا ابتلاء به بیماری تلف شده است.

در ایران به‌طور دقیق زمان آغاز دود کشی را نمی‌توان تعیین کرد ولی مدارک تاریخی نشان می‌دهد هنوز نیم قرن از دودکشی در اروپا نگذشته بود که چپق کشی در ایران رواج یافت. درباره وارد شده توتون به ایران احتمالات گوناگون وجود دارد و برخی احتمال می‌دهند به دستیاری عثمانی‌ها وارد ایران شده است. برخی دیگر ورود آنرا به پرتقالی‌هادر سال 999هـ ق (1590 م) نسبت می‌دهند که در زمان شاه عباس صفوی به‌صورت قلیان و چپق رواج یافت. در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار, دولت وقت ایران امتیاز, کاشت، داشت، برداشت و فروش آن را به یک کمپانی انگلیسی اعطاء کرد. در سال 1316 هـ ش کارخانه جدیدالتأسیس دخانیات ایران سالیانه 600 میلیون نخ سیگار تولید می‌کرد.

در سال 1356هـ ش یعنی چهل سال بعد از آن تاریخ, این میزان به 24 میلیارد نخ یعنی چهل برابر چهل سال پیش رسید. از این تعداد سیگار 13 میلیارد نخ آن داخلی و 11 میلیارد بقیه خارجی بود. طی سال‌های اول 1357 هـ ش کاهش مختصری در تولید سیگار ایجاد شد اما از سال 1360 هـ ش مجدداً سیر صعودی سریع‌تری گرفت و در سال 1362هـ ش به 27 میلیارد نخ رسید. در سال 1315 هـ ش تقریباً 12000 هکتار و در سال 1374 هـ ش 30000 هکتار از مرغوب‌ترین زمین‌های حاصلخیز کشور زیر کشت توتون بوده است.

در گزارش وضعیت جهانی استعمال دخانیات برای 190 کشور جهان توسط سازمان جهانی بهداشت در سال 1997م چنین آمده است: در ابتدای دهه 1990 م در جهان یک میلیارد و صد میلیون نفر سیگاری زندگی می‌کردند. به‌عبارت دیگر 47 درصد همه مردان پانزده ساله و بالاتر و 12 درصد همه زنان پانزده ساله و بالاترجهان سیگاری بوده‌اند. در این حال میانگین مصرف روزانه سیگاری‌ها درکلّ 16 نخ سیگارت و برای آفریقا با کمترین میزان مصرف 10 نخ و آمریکا و اروپا با 18 نخ بالاترین میزان مصرف بوده است. برآورد می‌شود که شیوع سیگار کشیدن در سطح اروپا در میان نوجوانان سنین 15 تا 18 سال حدود 30 درصد باشد.

در حال حاضر در بعضی کشورها تعداد موارد جدید مصرف سیگار در دختران مساوی وحتی بیشتراز پسران می‌باشد. برای مثال در بلژیک, فرانسه، آلمان, هلند، نیوزلند، نروژ، انگلستان و ایالات متحده آمریکا تعداد دختران نوجوان مصرف کننده سیگار بیش از پسران است. بر اساس تحقیقات متعدد در سطح جهان بیش از 90 درصد سیگاری‌ها قبل از 19 سالگی مصرف سیگار را شروع کرده‌اند. به‌عقیده سازمان بهداشت جهانی اگر فردی تا 20 سالگی به مصرف سیگار روی نیاورد, احتمال ابتلاء او در سنین بالاتر بسیار کم است.

در ایران طی سال‌های 1990 تا 1992م سرانه مصرف سیگار برای بزرگسالان 15 سال و بالاتر 930 نخ در سال بوده است. براساس طرح سراسری سلامت و بیماری 1378 وزارت بهداشت و درمان, در جامعه 15 سال و بالاتر تحت پوشش دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور, شاخص مصرف سیگار کل کشور در جمعیت شهری و روستایی یکسان و برابر 9/11 درصد بوده است و میانگین تعداد سیگار مصرفی در سطح کل کشور 2/13 عدد (نخ) در روز (جامعه شهری 7/12 نخ و جامعه روستایی 1/14 نخ) بوده است.

در سطح استان آذربایجان‌غربی شاخص مصرف سیگار به عدد هشدار دهنده 6/15 درصد بالغ گشته است که نسبت به متوسط کشوری 7/3 درصد افزایش داشته است (جامعه شهری 15 درصد و جامعه روستایی 3/16 درصد). میانگین تعداد سیگار مصرفی در سطح این استان نیز به عدد 4/15 نخ در روز رسیده که باز هم نسبت به متوسط کشوری 2/2 نخ بیشتر است. 9/81 درصد کسانی که سیگار می‌کشند, کشیدن سیگار را قبل از 15 سالگی شروع کرده اند که در شهر و روستا یکسان است.

طی پژوهشی میزان آگاهی جوانان مورد بررسی قرار گرفت، در این مطالعه مقطعی کلیه جوانان عضو سازمان جوانان هلال احمر زاهدان در (مرداد ماه 1379) نشان داد که 81/3 درصد افراد (78 درصد پسرها و 83 درصد دخترها) سطح آگاهی خوبی در مورد سیگار و عوارض آن دارند 14/7 درصد افراد سطح آگاهی متوسط دارند و 4 درصد سطح آگاهی ضعیف دارند. 12 درصد افراد بین 12-15 سال سن داشتند که 61 درصد آن‌ها دارای سطح آگاهی خوا بودند، 56 درصد افراد بین 16-20 سال سن داشتند که 73 درصد آن‌ها دارای سطح آگاهی خوب بودند و 32 درصد افراد بین 21-25 سال بودند که 85 درصد آن‌ها دارای سطح آگاهی خوب بودند. 60 درصد افراد منبع کسب اطلاعات خود را صدا و سیما ذکر کرده‌اند. 16 درصد مجلات روزنامه‌ها، 6 درصد کلاس‌های درسی، 2 درصد سمینار و کنفرانس‌ها و 16 درصد کتب متفرقه, 72 درصد افرادی که پدر بیسواد داشتند و 88 درصد افرادی که پدر تحصیلکرده داشتند دارای سطح آگاهی خوب بودند.

در بررسی که بر روی مردان بالای 15 سال از جمعیت شهری و روستایی شهرستان میبد در تابستان 76 انجام گردید. مشخص شد که: 14/85 درصد مردان بالای 15 سال میبد سیگار می‌کشند و 85/15 درصد جمعیت مورد مطالعه غیرسیگاری می‌باشند. 42/8 درصد سیگاری‌ها تحصیلات ابتدایی و 63/3 درصد سیگاری‌ها شغل آزاد دارند علت سیگار کشیدن و ادامه مصرف آن در بیشتر سیگاری‌ها در سنین 15 تا 24 سال به‌شروع کشیدن اولین سیگار نموده و بعد از آن سیگار کشیدن را ادامه داده‌اند. از نظر آگاهی افراد در مورد اعتیادآور بودن سیگار و بیماری‌های ناشی از آن و مواد مضر سیگار 38/8 درصد افراد آگاهی ضعیف و 55/5 درصد افراد آگاهی متوسط و 5/8 درصد افراد آگاهی خوب داشته ولی میزان آگاهی خوب در افراد بیسواد صفر بوده است.

میزان مصرف سیگار در ایران در بین قشر دانشجو زیاد می‌باشد طی مطالعه 1066 نفر از دانشجویان دانشگاه‌های تهران پرسشنامه‌ای را تکمیل نمودند, نتایج نشان داد 174 نفر (3/16 درصد) سیگاری هستند که از این تعداد 150 نفر مذکر (4/25 درصد) و 24 نفر مونث (5 درصد) بودند. 64 دانشجو در ترم اول (3/12 درصد سال اولی‌ها) و 110 دانشجو در ترم آخر (1/20 درصد سال آخری‌ها) سیگاری بودند. از مجموع 24 دختر سیگاری، 7 نفر (7/2 درصد دختران سال اولی) در سال اول و 17 نفر (8/7 درصد دختران سال آخری) در سال آخر شاغل به تحصیل بودند.

به ‌طور کلی دانشجویان پسر به اندازه جامعه عمومی ‌سیگار می‌کشند و دانشجویان دختر در مقایسه با آمار طرح سلامت نسبت به زنان جامعه عمومی ‌بیشتر سیگار می‌کشند همچنین با توجه به یافت‌ها مشخص شد, میزان استعمال دخانیات طی دوره تحصیل دانشگاه به‌نحو معنی‌داری افزایش می‌یابد. همچنین طی پژوهشی 350 نفر دانشجوی پرستاری مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج حاصله نشانگر آن بود که: در رابطه تعیین مشخصات فردی واحدهای مورد پژوهش که اکثریت واحدهای مورد پژوهش سیگاری، 25 سال به بالا سن داشتند، سابقه مصرف سیگار آن‌ها بیش از 5 سال بوده و مصرف سیگار روزانه آن‌ها بیش از 7 عدد بوده است. به‌علاوه بیشترین آن‌ها مرد و متاهل بودند.

همچنین تحصیلات پدران اکثریت آن‌ها بالاتر از دیپلم و دارای مادرانی بیسواد و شاغل بوده‌اند. پدران مشاغلی به‌غیر از آزاد، کارمند، کارگر، کشاورز داشته و یا بیکار بودند و تعداد افراد خانواده آنان 9 نفر به بالا بوده است. در مقایسه نمونه‌های سیگاری و غیرسیگاری نتایج حاکی از آن بود که اکثریت گروه غیرسیگاری کمتر از 20 سال سن، زن و مجرد بوده‌اند و تحصیلات پدران و مادران بیشتر آنان در حد ابتدایی، پدران بیکار و مادران خانه‌دار بوده‌اند، همچنین تعداد افراد خانواده آنان کمتر از 5 نفر بوده است. همچنین تعیین عوامل خانوادگی موثر بر مصرف سیگار دانشجویان پرستاری حاکی از آن بود که مادران دانشجویان سیگاری، نیز سیگار مصرف می‌کرده‌اند و اکثریت والدین واحدهای مورد پژوهش اغلب در حال مشاجره بوده و بین فرزندان خود تبعیض می‌گذاشتند و سهل‌انگار و یا سخت‌گیر بودند.

در رابطه با تعیین عوامل اقتصادی اجتماعی موثر بر مصرف سیگار دانشجویان پرستاری نتایج نشانگر آن بود که عواملی چون اشتغال به کار در حین اشتغال به تحصیل، عدم علاقه به رشته تحصیلی، تنش‌زا بودن مواردی مانند انجام مراقبت‌های پرستاری از بیمار، برخورد با مربیان بالینی، در سیگاری‌ها بیشتر از غیرسیگاری‌ها بارز بوده است. با تعیین عوامل روانی موثر بر مصرف سیگار دانشجویان پرستاری نتایج حاکی از آن بود که در مقایسه دانشجویان سیگاری و غیرسیگاری، سیگاری‌ها توجه کمتری به آراستگی ظاهری خود داشته و مطالب درسی را سخت‌تر از غیرسیگاری‌ها به‌خاطر می‌سپردند. به‌علاوه سیگاری‌ها بیش از غیرسیگاری‌ها احساس غم و اندوه می‌کردند. اما بیش از آن‌ها اعتمادبه‌نفس داشته و زودتر از غیرسیگاری‌ها عصبانی می‌شدند همچنین نتایج تاثیر عوامل خانوادگی در رابطه با مشخصات فردی واحدهای مورد پژوهش را نشان داد در سیگاری‌ها عواملی نظیر سن، جنس, وضعیت تاهل، تحصیلات پدر، شغل پدر، شغل مادر و تعداد افراد خانواده از عوامل موثر خانوادگی بوده است, همچنین با اطمینان بیش از 99 درصد عوامل اقتصادی اجتماعی بر سن واحدهای مورد پژوهش سیگاری تاثیر داشته است و تاثیر عوامل روانی در رابطه با مشخصات فردی واحدهای مورد پژوهش با اطمینان بیش از 95 درصد در سیگاری‌ها بر روی عواملی مانند وضعیت تاهل، تحصیلات پدر و مادر و تعداد افراد خانواده، از عوامل موثر روانی بوده است.

طی پژوهشی متغیرهای سن، جنس, محل جغرافیایی (شهری، روستایی، و بر حسب استان‌ها) و سن شروع سیگار کشیدن مورد بررسی قرار گرفت. مطابق روش اتخاذ شده در طرح سلامت و بیماری بر اساس نمونه‌گیری خوشه‌ای، 1/1000 جمعیت کل کشور انتخاب شد و از بین آن‌ها افراد 15-69 ساله در خصوص استعمال سیگار مورد سئوال قرار گرفتند. نتایج به‌دست آمده نشان می‌دهد که 14/6 درصد از افراد 15-69 ساله کشور سیگار می‌کشند و متوسط مصرف آن‌ها 13/6 نخ در روز است. روزانه حدوداً 68 میلیون نخ سیگار، در ایران استعمال می‌شود که هزینه آن (با قیمت سیگار ایران 1600 و خارجی 3500 ریال) بالغ بر 9/3 میلیارد ریال می‌گردد. 66/3 درصد از افراد ( 70/6 درصد مردان و 34/9 درصد از زنان ) سیگاری سن شروع سیگار کشیدن را بین 15-24 سالگی (سن گذراندن دوره دبیرستان، سربازی، تحصیلات دانشگاهی و . . .) ذکر کرده‌اند.

نیکوتین و مضرات آن در سیگار حدود 4000 ماده شیمیایی خطرناک همچون آمونیاک، سرب و آرسنیک موجود می‌باشد اما ماده ای که سبب می‌گردد افراد بدنبال سیگار گرایش یابندنیکوتیناست.

نیکوتین از برگهای گیاه تنباکو به دست می‌آید. نیکوتین یک آلکولویید (شبه قلیا) بسیار سمی و روغن مانند می‌باشد. نیکوتین تاثیر مضاعف تحریک و سرکوب گر در بدن دارد. یک نخ سیگار حاوی 8 الی 20 میلی‌گرم نیکوتین است که تنها 1 میلی‌گرم آن هنگام کشیدن سیگار جذب بدن می‌گردد. شایان ذکر است که تنها 2 الی 5 میلی‌گرم نیکوتین سبب تهوع و استفراغ و تنها 60 میلی گرم از این ماده مرگ آور می‌باشد. راه‌های ورود نیکوتین به بدن 3 طریق می‌باشد :

1. جذب از طریق پوست

2. جذب از طریق ریه ها

3. جذب از طریق غشاء مخاطی بینی و دهان

بیشترین جذب نیکوتین از طریق استنشاق و آلویولهای (کیسه‌های ریز هوایی که تبادل گازها در آن‌ها صورت می‌گیرد) ریه می‌باشد. نیکوتین پس از ورود به جریان خون مستقیما و سریعا به مغز می‌رسد و سپس در تمام بدن منتشر می‌گردد. تنها 10 الی 15ثانیه زمان کافی است که پس از اولین پک شما به سیگار نیکوتین به مغز شما برسد. طبق تحقیقات سازمان جهانی بهداشت در هر ‌8 ثانیه یک نفر در دنیا به علت استعمال دخانیات جان خود را از دست می‌دهد. نتایج تحقیقات حاکی از آن است چنانچه افراد در سنین نوجوانی شروع به کشیدن سیگار کنند (بیش از ‌70 درصد موارد سیگاری شدن در این مرحله اتفاق می‌افتد) و مدت ‌20 سال یا بیشتر به این عمل ادامه بدهند بین ‌20 تا ‌25 سال زودتر از افرادی که به هیچ‌وجه در زندگی سیگار نکشیده‌اند، خواهند مرد. تنها سرطان ریه یا بیماری‌های قلبی پیامدهای استعمال دخانیات نیست بلکه مجموعه‌ای از مسایل و مشکلات بهداشتی در ارتباط با مصرف مواد دخانی وجود دارد که می‌تواند به لحاظ شرایط جسمانی و مقاومت ایمنی در افراد سیگاری بروز می‌کند.

علا‌رغم تمامی این مشکلات باز هم به وفور مشاهده می‌کنیم که افراد بسیاری در جامعه همچنان به کشیدن سیگار و دود کردن وجود خود مشغول هستند و هیچ توجهی به این هشدارها و علایم خطر ندارند و افراد دیگر را به این ورطه و منجلاب می‌کشند.

آیا افراد سیگاری تابه‌حال پیش خود فکر کرده‌اند که کشیدن تنها یک تا چهار سیگار در روز، خطر مرگ در اثر بیماری قلبی را سه برابر می‌کند و این‌که 10 سال زودتر از افراد عادی می‌میرند، آیا می‌دانند با روشن کردن هر سیگار بر اثر واکنش‌های شیمیایی 50 نوع ماده سرطان زا تولید می‌شود و عامل 80 درصد سرطان ریه، 75 درصد بیماری‌های ریوی و 50 درصد بیماری‌های قلبی سیگار است و سالانه 50 هزار نفر در کشور به دلیل ابتلا به بیماری‌های ناشی از مصرف سیگار فوت می‌کنند.

آیا می‌دانند که چرا سیگار می‌کشند و چه چیزی از کشیدن سیگار نصیب آنها می‌شود و کشیدن سیگار، کاهش مقاومت سیستم ایمنی دهان در برابر بیماری‌های عفونی دهانی را به دنبال دارد یا چه خسارات جبران‌ناپذیری به روح و جسم و اگر صاحب خانواده هستند به خانواده بیگناه آنها وارد می‌شود و جدای از این چه ضربه‌ای به افراد جامعه به خصوص نوجوانان، جوانان و قشر دانشجو که در حالت هشدار قرار دارد ـ و محیط زیست وارد می‌شود؟! چرا که طبق تحقیقات به عمل آمده، افراد سیگاری درصد قابل توجهی از سهم آلودگی هوا را به خود اختصاص داده‌اند.

از آنجا که دایما هشدار مسئولان و کارشناسان و حتی هشدار روی پاکت‌های سیگار را در وصف مضرات سیگار دیده و می‌شنویم اما باز خبر از رشد 95 درصدی واردات سیگار نسبت به سال قبل آن به گوش می‌رسد که ارزش آن رقمی معادل 423 میلیون و 168 هزار دلار است و احتمال این‌که این رقم به مرز 530 میلیون دلار برسد، پیش‌بین می‌شود؟!

هم‌اکنون مصرف سالانه سیگار در کشور ما بیش از 50 میلیارد نخ است که حدود 27 میلیارد نخ آن توسط شرکت‌های داخلی تولید و بقیه از مبادی رسمی وارد کشور می‌شود! حال، چقدر از مبادی قاچاق وارد می‌شود معلوم نیست! هر سیگاری در کشور ما در هر روز از 13 تا 15 و ماهانه معادل 450 نخ سیگار دود می‌کند و این در حالی است که در سال 3 تا 4 هزار میلیارد تومان برای خرید و هزینه‌های درمانی ناشی از سیگار مصرف می‌شود که با این هزینه گزاف هزاران شغل ایجاد می‌شود؟!

تحقیقات نشان می‌دهد سالانه 5/1 میلیون نفر در اثر کشیدن سیگار در جهان فوت می‌کنند که این رقم در سال 2020 به 10 میلیون نفر خواهد رسید، این در حالی است که 25/1 میلیارد نفر از جمعیت کره زمین سیگاری هستند و تقریبا 100 هزار نفر در هر روز کشیدن سیگار را به صورت حرفه‌ای شروع می‌کنند و اکثر آنها را جوانان و نوجوانان تشکیل می‌دهند که بیشتر در سنین 15 تا 25 سالگی هستند که این امر دریچه‌ای برای ورود به اعتیاد و ناهنجاری‌های اجتماعی و حرکتی آرام و خاموش برای ویرانگری زندگی است.

تحقیقات بیانگر آن است که اکثر افراد سیگاری در کشورهای در حال توسعه هستند، یعنی می‌توان گفت از هر 10 نفر 8 نفر در این کشورها سیگاری هستند که با این احتساب حدود 80 درصد از بیماری‌ها و مرگ و میرها نیز به این کشورها تعلق می‌گیرد و جالب است که این روند رو به افزایش است در حالی که در کشورهای توسعه یافته روبه کاهش است و این نشان از عدم آگاهی کافی کشورهای فقیر و در حال توسعه در مورد آثار مخرب و زیانبار مصرف سیگار و دخانیات و آگاهی کافی در کشورهای توسعه یافته است چرا که آنها معتقدند این کار نوعی عقب‌افتادگی و بی‌تفکری است.

طبق آخرین آمارها در کشور ما 12 درصد از افراد جامعه مصرف کننده دخانیات هستند، حال اگر تنها یک درصد سیگاری‌ها درایران کم شوند یعنی به 11 درصد برسند، 700 هزار سیگاری کم می‌شوند و به ازای صرفه‌جویی در هزینه آن می‌توان 18 هزار شغل جدید ایجاد کرد!

شاید در باب علت یابی بتوانیم به دوستان زیاد و ناباب، در دسترس بودن آسان مواد دخانی، سیگاری بودن والدین (دلیل سیگاری بودن 50 درصد دختران و پسران)، عدم ممنوعیت و ارزان بودن سیگار، سهل‌انگاری والدین و عدم برخورد مسئولانه و منطقی با فرزندان و موارد گوناگون دیگر اشاره کنیم که این باعث تأسف است.

به هر حال، پیگیری مجدانه دست اندرکاران و مسئولان ذیربط در ممنوعیت تبلیغ و تشویق مستقیم و غیر مستقیم افراد و تحریک آنها نسبت به فروش و مصرف سیگار در اماکن عمومی و محیط اداری و فروش و مصرف آن توسط افراد زیر 18 سال - که قانون ممنوعیت آن هنوز حالت اجرایی جدی به خود نگرفته است ـ، گسترش شعارها و هشدارهای بهداشتی در اماکن عمومی بخصوص روی پاکت‌های سیگار،تا حد زیادی در پیشگیری و اعتیاد به مواد دخانی موثر است.

همچنین، عزم جدی و جهانی در برابر تبلیغات سوء شرکت‌های تولیدی (اکثرا آمریکایی با سود سالیانه بیش از 300 میلیارد دلار)، افزایش قیمت سیگار و همچنین مالیات (که در این صورت درآمد دولت نیز افزایش می‌یابد)، برنامه‌ریزی و اقدامات پیشگیرانه از سوی کارشناسان و مسئولان به عنوان ضرورتی انکارناپذیر در خصوص گرایش افراد زیر 20 سال، چرا که اعتیاد به سیگار در این سنین زمینه‌ساز بیشتری برای اعتیاد به مواد مخدر است، ارایه آموزش‌های لازم در زمینه مضرات و زیان‌های ناشی از استعمال دخانیات از طرف سازمان‌هایی نظیر مراکز دانشگاهی و آموزش و پرورش که درصد بالایی از ارتباط با جوانان و نوجوانان را دارند، گسترش مراکز دولتی و غیردولتی ترک سیگار، خدمات بیشتر مشاوره‌ای ترک دخانیات و . . . از راهکارهای بسیار موثر در این امر مهم است.

باید بدانیم که اگر راهکارهای پیشگیرانه و موثر در شیوع مصرف سیگار و مواد دخانی در میان نوجوانان و جوانان در نظر گرفته نشود، همواره باید نگران عواقب به مراتب بدتری از این بلای خانمانسوز در میان نسل فردای جامعه باشیم!

ترک سیگار

نیکوتین یکی از اعتیادآورترین و پرمصرف ترین موادی است که در سراسر جهان مصرف میشود . این ماده سبب بروز سرطان، آمفیزم و بیماری قلبی عروقی شده و استنشاق غیر فعال دود سیگار با بروز سرطان ریه در بزرگسالان و بیماریهای تنفسی در کودکان همراه بوده است . میانگین سن شروع مصرف سیگار 16 سالگی است و به ندرت افراد بعد از 20 سالگی مصرف سیگار را شروع می کنند .

بیش از 75 درصد افراد سیگاری اقدام به ترک سیگار کرده اند و حدود 40 درصد هر سال برای ترک سیگار اقدام میکنند . در هر بار اقدام به ترک ، فقط 30 درصد افراد برای 2 روز در حالت پرهیز باقی می مانند و فقط 5 تا 10 درصد به طور دائمی مصرف سیگار را کنار میگذارند . نهایتاً 50 درصد افراد سیگاری موفق به ترک سیگار می شوند . سطح تحصیلات بالاتر با مصرف کمتر سیگار ارتباط دارد .

بیماری اعصاب و روان باعث افزایش تمایل به مصرف سیگار میشود افراد مضطرب و افسرده کمتر در ترک سیگار موفق میشوند .

مرگ عارضه اصلی استعمال دخانیات است ، علت مرگ معمولاً برونشیت مزمن و آمفیزم ، سرطان برونش و انفارکتوس قلبی و بیماری عروق مغزی می باشد .

اثر نیکوتین بر مغز :

نیکوتین از طریق فعالسازی راه های دوپامینرژیک در بعضی قسمتهای مشخص مغزی خواص تقویت کننده ی مثبت و اعتیادآور دارد و باعث تحریک مغز و تحریک سیستم پاداش مغزی می شود . وابستگی به نیکوتین خیلی سریع ایجاد می شود و اثرات تحریکی آن در مغز همانند کوکائین و آمفتامین می ماند .

الگوپذیری و مشوق های اجتماعی و تبلیغات اثر بسیار شدیدی بر مصرف وابستگی به سیگار دارد .

علائم نیکوتینی :

علائم معمولاً 2 ساعت پس از کشیدن آخرین سیگار ظاهر میشود و معمولاً طی 24 تا 48 ساعت به اوج خود میرسد . علائم شایع عبارتند از :

میل شدید به مصرف ، تنش ، تحریک پذیری ، اشکال در تمرکز ، خواب آلودگی ، کاهش ضربان قلب و فشار خون ، افزایش اشتها و ... از نظر رفتاری ، اثرات تحریکی نیکوتینی موجب بهبود توجه ، یادگیری و توانائی حل مسأله میشود . همچنین باعث بالا رفتن خلق و کم شدن احساس افسردگی میشود .

مزایای ترک سیگار برای سلامتی :

قطع مصرف دخانیات منافع فوری و عمده برای افراد در هر سنی دارد . ترک سیگار ، در افراد سیگاری باعث افزایش طول عمر میشود و خطر ابتلا به سرطان ریه و ناراحتی های قلبی ـ عروقی و بیماریهای ریوی مزمن را کاهش می دهد .

میزان های معمولی ترک در درمانهای رایج

نوع درمان

درصد ترک موفق

ترک مشخص بدون کمک عوامل دیگر

5

ترک با کتابهای خود آموز

10

توصیه ی پزشک

10

چسب یا آدامس های بدون نسخه

15

دارو + توصیه

20

رفتار درمانی به تنهایی

20

تجویز دارو به علاوه گروه درمانی

30

 

همه چیز درباره اعتیاد به سیگارچه کسانی سیگار می کشند

بالا رفتن آگاهی درباره اثرات منفی سیگار بر سلامتی و افزایش محدودیت ها، سیگار کشیدن را در کشورهای پیشرفته به میزان ثابتی کاهش داده است. در حالی که سیگار کشیدن و مصرف سایر انواع توتون در کشورهای توسعه یافته در حال کاهش است، در کشورهای در حال توسعه، این میزان روبه افزایش است. هم چنین سیگار کشیدن در میان افراد دارای سطح تحصیلات و درآمد پائین تر در حال افزایش است.

مطالعات نشان می دهد که عوامل ژنتیکی در وابسته شدن یا وابسته نشدن فرد به سیگار نقش دارند. در میان افرادی که مبتلا به اختلالات خاص روانپزشکی هستند، احتمال سیگار کشیدن بیشتر است. در پیمایشی که در آمریکا بر روی دریافت کنندگان خدمات سرپایی روانپزشکی انجام شده، نشان داده شده است که میزان استعمال سیگار در میان مبتلایان به اسکیزوفرنی ۸۸ درصد، در میان افراد مبتلا به مانیا ۷۰ درصد و در میان مبتلایان به افسردگی ۴۹ درصد است. پژوهش دیگری نشان داده است که ۸۵ درصد کسانی که به دلیل وابستگی به الکل به مراکز درمانی مراجعه می کنند نیز سیگاری هستند.

آیا سیگار کشیدن خطرناک است ؟

بله، سیگار کشیدن یکی از مهم ترین علل بیماری و مرگ قابل پیشگیری است. نیکوتین به شدت سمی است. خوردن حدود ۴۰ میلی گرم نیکوتین خالص، یا مقدار موجود در دو نخ سیگار، کشنده است. اما زمانی که سیگار دود می شود، بیشتر نیکوتین سوزانیده شده و تنها یک تا چهار میلی گرم آن توسط بدن فرد جذب می شود.

با سوختن توتون یک قیر چسبناک از ترکیب صدها ماده شیمیایی به وجود می آید که سرطان و بیماری راه های هوایی را سبب می شود. قیر در دود توتون به شکل ذرات ریزی آزاد می شود که به شش ها و راه های هوایی آسیب رسانیده و دندان ها و انگشتان را رنگی می کند. قیر عامل اصلی سرطان های ریه و گلو است. سوختن توتون هم چنین تولید منواکسیدکربن می کند، یعنی گازی سمی که قابل دیدن یا بوییدن نیست. با استنشاق دود سیگار، منواکسیدکربن به جای اکسیژن با هموگلوبین موجود در گلبول های قرمز اتصال می یابد.

نیکوتین با افزایش سرعت ضربان قلب، سبب می شود که قلب شدیدتر کار کند حال آن که منواکسیدکربن قلب را از اکسیژن اضافی که لازمه این کار سنگین است، محروم می نماید. این یکی از راه هایی است که بدان وسیله سیگار کشیدن به قلب آسیب می رساند. زمانی تصور می شد که سیگارهای دارای تار و نیکوتین کمتر ممکن است برای فرد سیگاری کم ضررتر باشند. اما تحقیقات نشان داده است که سیگارهای سبک نیز عیناً می توانند همان بیماری ها را تولید کنند.

آیا توتون اعتیادآور است ؟

بله، زمانی که فرد شروع به کشیدن سیگار می کند، به ویژه در دوران جوانی، شانس معتاد شدن بسیار بالا است. سیگاری های مبتدی به سرعت نسبت به اثرات سوء آغازین، تحمل پیدا می کنند و اگر آثار محرک و مطبوع سیگار برای ایشان لذت بخش باشد استعمال مستمر آن را آغاز می کنند. سیگاری هایی که به طور منظم سیگار می کشند، معمولاً تعداد ثابتی سیگار را در روز دود می کنند. سیگاری های کانادایی به طور میانگین، روزانه ۱۶ سیگار دود می کنند. وابستگی به نیکوتین عوامل روانشناختی و فیزیکی را درگیر می کند.

عوامل روانشناختی می تواند شامل احساس لذت و هشیاری باشد. کسانی که به طور منظم سیگار می کشند، ممکن است یاد بگیرند که برای دست یافتن بدین احساسات اثرات نیکوتین را بر بدن خویش تحمل کنند. در این افراد هم چنین علائم یا آغازگرهای شرطی شده ای برای مصرف سیگار شکل می گیرد. برای مثال برخی افراد همیشه پس از غذا، در حین پرداختن به کاری خاص یا در وضعیت های خاص عاطفی مانند احساس افسردگی یا اضطراب، سیگار خود را آتش می زنند. این آغازگرها الگوهای رفتاری یا عاداتی را به وجود می آورند که تغییر آن ها دشوار است.

از نشانه های وابستگی فیزیکی اضطرار فرد برای سیگار کشیدن چند دقیقه پس از برخاستن از خواب، دود کردن سیگار در فواصل منظم در طول روز و ضروری قلمداد کردن اولین سیگار روزانه و مقدم دانستن آن بر سایر کارها است. کسانی که به نیکوتین وابسته هستند، ممکن است نسبت به آثار نامطلوب آن تحمل پیدا کنند. در این صورت دیگر از سیگار کشیدن لذت نخواهند برد، اما به کشیدن سیگار ادامه می دهند تا دچار علائم ترک نشوند. علائم ترک سیگار شامل تحریک پذیری، بی قراری، اضطراب، بی خوابی و خستگی است. این علائم طی دو هفته به تدریج از بین می روند. در برخی افراد تمرکز مختل شده و تمایل شدید به سیگار کشیدن برای هفته ها تا ماه ها پس از ترک سیگار ادامه می یابد.

ترک سیگار

کسانی که سیگار کشیدن را ترک می کنند، عموماً می توانند پس از چند سالی به سطح افراد غیرسیگاری برسند، به ویژه اگر ترک سیگار را در جوانی انجام داده باشند. ترک سیگار ممکن است در چند مرحله انجام شود، از این رو تلاش مداوم امری ضروری است. فرآورده های حاوی نیکوتین که به ترک سیگار کمک می کنند، مانند پچ، آدامس، شکل استنشاقی یا اسپری بینی می توانند در کاهش تمایل به سیگار کشیدن و تخفیف علائم ترک موثر باشند.

کاربرد این محصولات در کنار انگیزه قوی برای ترک و وجود سایر حمایت ها مانند حمایت خانواده، دوستان، گروه ترک سیگار یا حمایت های تلفنی می تواند بسیار موثر باشد. برخی داروهایی که در آن ها نیکوتین به کار نرفته است می توانند فرد را در ترک سیگار یاری کنند. این داروها شامل بوپروپیون(زیبان) و نورتریپتیلین(آونتیل) هستند. هر دوی این داروها با نسخه پزشک به فروش می رسند. در برخی افراد کاهش تدریجی مصرف قبل از ترک، به کاهش علائم ترک کمک کرده و به آن ها اجازه می دهد که رفتارهای خود را به تدریج تغییر دهند.

استراتژی های کاهش تدریجی مصرف شامل به تاخیر انداختن هر وعده سیگار کشیدن، کاهش تعداد سیگارها و دودکردن بخش کمتری از هر نخ سیگار است. گر چه کاهش تدریجی مصرف می تواند برخی خطرات تهدید کننده سلامتی را کاهش دهد، اما برای سیگارکشیدن منطقه بدون خطر وجود ندارد. کاهش تدریجی نمی تواند جایگزین ترک سیگار شود.

بررسی علل و راه حل‌های افزایش وزن بعد از ترک سیگار

به شما برای تصمیمی که به ترک سیگار گرفته‌اید تبریک می‌گوییم. ترک سیگار از بهترین کارهایی است که برای افزایش سطح سلامتی خود می‌توانید انجام دهید. ممکن است که در مورد افزایش وزن خود نگران باشید اما تلاش کنید که در هنگام ترک سیگار نگران این قضیه نباشید یعنی ابتدا تمرکز خود را بر ترک سیگار قرار دهید و سپس در جهت ارتقای سطح سلامتی خود، برای رسیدن به وزن مطلوب و حفظ آن تلاش کنید. البته این نکته را هم مد نظر قرار دهید که سیگار کشیدن به مراتب خطرناک‌تر از داشتن چند کیلوگرم افزایش وزن است. تغییرات ساده‌ای مثل مصرف غذاهای سالم‌تر و داشتن فعالیت ورزشی، به شما کمک می‌کنند که وقتی سیگار خود را ترک کردید دچار افزایش وزن نشوید.

چه افرادی بعد از ترک سیگار دچار افزایش وزن می‌شوند؟

همه افراد بعد از ترک سیگار دچار افزایش وزن نمی‌شوند. در کسانی که سابقه 10 تا 20 ساله سیگارکشیدن را دارند یا بیش از یک پاکت در روز سیگار مصرف می‌کردند، احتمال افزایش وزن 3 تا 5 کیلوگرمی به مراتب بیشتر است ولی در 10 درصد افرادی سیگاری، این مقدار ممکن است بالاتر باشد.

علت افزایش وزن بعد از ترک سیگار چیست؟

وقتی نیکوتین، ماده شیمیایی موجود در سیگار، بدن شما را ترک می‌کند ممکن است بدن شما جریانات زیر را تجربه کند که باعث افزایش وزن شما می‌شوند:

سوختن کالری با سرعت نرمال: هر سیگاری که توسط شخص سیگاری دود می‌شود موجب سریع‌تر سوختن کالری است که البته این اثر برای قلب مضر است. یعنی در واقع نیکوتین موجود در سیگار وزن شما را پایین نگه می‌دارد. هنگامی که سیگار را ترک می‌کنید این اثر موقتی از بین رفته و کالری کمتری توسط بدن در طول روز می‌سوزد پس فرد دچار افزایش وزن می‌شود.

احساس گرسنگی: ترک سیگار باعث احساس گرسنگی بیشتری شده و در نتیجه فرد بیشتر از حد معمول غذا می‌خورد اما معمولا این احساس گرسنگی بعد از چند هفته از بین می‌رود.

خوردن بیشتر میان‌وعده‌ها: برخی از افراد بعد از ترک سیگار تمایل به مصرف میان وعده‌های پرچرب و شیرین پیدا می‌کنند.

احتباس آب: 5/1 تا 5/2 کیلوگرم افزایش وزن در هفته اول ناشی از احتباس آب در بدن است.

دو اقدام مهم:

برای جلوگیری از افزایش وزن در هنگام ترک سیگار، نیاز است که قبل از ترک سیگار از نظر فیزیکی فعال‌تر شده و عادات غذایی خود را بهبود دهید. فعالیت بدنی با افزایش تعداد کالری مصرفی توسط بدن به کنترل وزن‌تان کمک می‌کند. به علاوه داشتن فعالیت بدنی، علایم ترک سیگار در طی دوران ترک و احتمال بازگشت دوباره به سمت سیگار را کاهش می‌دهد. تغییرات صحیحی هم که در عادات غذا خوردن خود ایجاد می‌کنید با کنترل تعداد کالری خورده شده توسط شما از افزایش وزنتان پیشگیری می‌کند.

موارد زیر را هم به خاطر داشته باشید:

1) اعتماد به نفس داشته باشید. اگر وزن‌تان مقداری بالا رفت احساس ناامیدی نکنید. در عوض از اینکه با ترک سیگار به بالا بردن سطح سلامتی خود کمک کرده‌اید به خود ببالید. ترک سیگار به شما کمک می‌کند که از جهات مختلفی احساس بهتری داشته باشید:

· احساس انرژی بیشتر

· داشتن دندان‌های سفیدتر

· داشتن تنفس پاک‌تر و بوی مطبوع‌تر لباس‌ها و موها

· چین و چروک کمتر و پوستی سالم‌تر و شاداب‌تر

· صدای رساتر

2) فعالیت بدنی متوسطی را دنبال کنید. فعالیت بدنی منظم به شما کمک می‌کند وقتی سیگار را ترک کردید وزن‌تان افزایش نیابد. ورزش باعث احساس نشاط و انرژی بیشتر در شما می‌شود. با ترک سیگار می‌توانید در طی ورزش از تنفس راحت‌تری برخوردار شوید.

30 دقیقه فعالیت ورزشی در بیشتر روزهای هفته، ترجیحا هر روز را، هدف قرار دهید.

3) میان‌وعده‌های خود را محدود کنید. خوردن میان وعده‌های چرب و شیرین ممکن است به افزایش وزن شما منجر شود. پیشنهادات زیر به شما در انتخاب بهتر میان‌وعده‌ها در هنگام ترک سیگار کمک خواهد کرد:

· به مدت طولانی گرسنه نمانید. گرسنه ماندن می‌تواند به انتخاب‌های نامناسب غذایی منجر شود.

· در هنگام خوردن وعده‌های اصلی به مقداری غذا بخورید که احساس رضایت کنید اما پرخوری نکنید. آهسته غذا بخورید تا بدن بتواند در مقابل غذا واکنش نشان داده و احساس سیری را اعلام کند.

· از میان‌وعد‌ه‌های سالم مثل میوه‌‌های تازه، میوه‌‌های کنسرو شده در آب میوه (نه در شربت)، ذرت بو داده و لبنیات کم چرب در بین وعده‌های غذایی استفاده کنید

.دم کرده‌های گیاهی، آب میوه‌های طبیعی، شکلات داغ تهیه شده از شیر کم چرب و آب معدنی استفاده کنید.

4) توصیه‌های حرفه‌ای در زمینه کنترل وزن را مدنظر قرار دهید. مشاوره با کارشناسان تغذیه و کارشناسان تربیت بدنی در مورد داشتن برنامه غذایی سالم و فعالیت بدنی در جهت رسیدن به برنامه غذایی سالم و داشتن زندگی فعال‌تر بسیار مفید است.

 

درمان دارویی وابستگی به متامفتامین

$
0
0

درمان دارویی وابستگی به  متامفتامین

شیوه مصرف

  • خوراکی
  • تدخین
  • انفیه
  • تزریق

اثرات

  • اغلب افراددرشروع مصرف احساس سرخوشی کرده ،بیش ازحد پرحرف می شوند،معتقدند حس های پنجگانه شان به خوبی کار می کندوافرادیجسور واجتماعی می شوند. وقتی فرد این دارو را به صورت (تدخین یا تزریق ) مورد استفاده قرار می دهد یک حالت هیجان شدید و لحظه ای به صورت حمله یا جرقه که مفرح و لذت بخش می باشد را تجربه می کند . البته این حالت آنی و زودگذر است.
  • احساس سرخوشی(rush) در شروع مصرف معمولا سریعا افت میکندوتبدیل به یک خلق  dysphoric(crash) میشود وشخص برای حفظ این حالت به مصرف مجدد روی می آورد ویک پدیده cyclicشکل میگیرد(در اپیوئید ها این پدیده در وابستگی شدید ظهور میکند.) به این پدیده tweakingمی گویند که شامل:
  • 1-بی خوابی همراه بابی غذائی برای چند روز(اغلب 3 روز)
  • 2-سرخوردن به سمت احساس افسردگی شدید 3-پرخاشگری وتشدید شک وبدبینی
  • 4-خوابیدن برای چند روز پشت سرهم
  • گاهی این پدیده شکل شدیدتری به خود می گیردکه در این حالت شخص قبل ازمرحله 4 ( تجربه خواب )مجددا مصرف انجام میدهد Bingeingاین رفتار معمولا  در یکی از دو حالات زیر پایان می یابد:
  • تمام شدن ذخیره –غش کردن به علت خستگی شدید

اثرات جنسی:

  • متامفتامین (ICE)  باعث تسریع(اضافه شدن به)سائق های جنسی در هر دو جنسمی شود این پدیده با مواد مخدر اپیوئیدی که درواقع لذت مصرف مواد جایگزین لذت جنسی می شودمتفاوت است در حین این تاثیر تعییرات فیزیکی شامل کاهش طول مدت erection وافزایش احتمال ناموفق بودن استفاده از کاندم درارتباط جنسی مطرح است.همچنین بعلت تماس خشک هم احتمال انتقال بیماری ایدز افزایش می یابد. در نهایت بزرگترین مشکل از دست دادن INHIBITION است که شامل
  •  تغییر نقش ها در زمان تاثیر شیشه ،احساس واکسینه بودن،ازبین رفتن احساس گناه وشرم ،احساس غیر واقعی نزدیکی با طرف مقابل وتمایل بیشتر به رفتار های "hard core" وتجربیات جنسی بدیع(نواحی جنسی جدید)است.

عوارض کوتاه مدت:

  • سرخوشی، اضطراب، تحریک پذیری، خشم، بی قراری ،افزایش ناگهانی ضربان قلب ،گشادی مردمک ،افزایش یا کاهش فشار خون ،تعریق یا احساس سرما ،تهوع یا استفراغ ،سرآسیمگی یا کندی روانی حرکتی ،تپش قلب، درد قفسه سینه یا آریتمی قلبی ،اغتشاش شعور، تشنج، اختلال حرکتی و یا اغما ،آشفتگی های ادراکی، پارانویا و توهم  ،رفتار خصمانه و خشونت ،بی خوابی و کابوس شبانه  ، خونریزی ،  گرفتگی فک، پارگی زبان ،سرگیجه  ،ساییدن دندان

عوارض طولانی  مدت:

  • افکار خودکشی ،رهاکردن دوستان پیشین ،آسیب مغزی ،آسیب به کلیه ،آسیب کبدی ،آسیب های روانی:پرخاشگری، افکار پارانویید ،وسوسه شدید ،احساس خستگی  ،آنمی آپلاستیک(کم خونی) ،ژنیکوماستی(بزرگ شدن پستان ها) ،سقط جنین ،کاهش وزن ،اختلالات عملکرد جنسی ،ازبین رفتن حافظه کوتا ه مدت ،افت سریع توانایی های شخص برای مدارا ،اختلال سریع در عملکرد شغلی و خانوادگی- اسیب به ریه- مهم ترین و خطرناک ترین عارضه ی آمفتامین بیماریی به نام روان پریشی مت آمفتامین است
  • عوارض عروقی

پایه درمان:
آزمایش اعتیادشیشه
مشارکت خانواده
درمان های غیر دارویی
همراه قراردادمشروط
بخصوص مدل های ترکیبی

ترک مواد محرک ندرتاً تهدیدکننده حیات است
سم زدایی مواد محرک می تواند بدون کمک دارو انجام شود.
 برخلاف ترک مواد افیونی فارماکوتراپی برای مواد محرک ارزش محدودی دارد و بیشتر مطالعات تا امروز نتوانسته اند اثرات بالینی قابل توجه نشان دهند
همچنین شواهدی وجود ندارد که کاهش دوز و قطع مواد محرک به قطع ناگهانی آن ارجحیتی دارد.

علایم قطع آمفتامین ها:

  • الف- قطع یا کاهش در مصرف سنگین یا طول کشیده مواد آمفتامینی
  • ب- «خلق دیسفوریک» به همراه 2 (یا بیشتر) از موارد زیر که در عرض چند ساعت یا چند روز بعد از مورد الف ایجاد می شود:
  • خستگی
  • بیخوابی یا پرخوابی
  • آژیتاسیون یا کندی سایکوموتور
  • افزایش اشتها
  • خواب های واضح ناخوشایند
  • ج- ملاک ب از نظر بالینی قابل توجه بوده و کارکرد اجتماعی، شغلی یا سایر حوزه­های مهم کارکرد را مختل می­کند
  • د- به علت وضعیت طبی یا دلایل دیگر نیست.

علایم محرومیت:

  • مرحله کراش 9ساعت تا4روز
  • مرحله محرومیت1تا10 هفته
  • مرحله خاموشی

مراحل بهبودی:

  • مرحله کناره گیری 1 تا 15 روز
  • مرحله ماه عسل 15 تا 45 روز
  • مرحله دیوار 45 تا 120 روز
  • تطابق/سازگاری 120 تا 180 روز
  • مرحله حل 180 با بالا

اگر بیمار برای ارزیابی همکاری دارد؛ موارد زیر را ثبت نمایید:
مصرف محرک
مصرف سایر مواد
تاریخچه پزشکی

2-اگر بیمار برای ارزیابی همکاری ندارد یا مصرف محرک را انکار می کنددر معاینه به نکات زیر دقت کنید:

  • مردمک های متسع که واکنش اندک به نور دارند
  • سفتی عضلانی یا قفل شدگی فک
  • بی قراری (restlessness)، آژیتاسیون، لرزش یا حرکات تکراری
  • تکلم سریع
  • بیقراری حرکتی (motor agitation) یا راه رفتن سریع
  • هیپرتانسیون
  • تاکیکاردی
  • تعریق کف دست، پوست برافروخته و عرق کرده
  • گوش بزنگی (hypervigilance)، بدبینی (paranoia)
  • باید دقت کردبرخی نشانه های فوق می تواند نشانگر سایر وضعیت های طبی یا مسمومیت با سایر مواد باشد.
  • توجه داشته باشید که سوءتغذیه ،زخم های صورت، بازوها و پاهامی توانند نشانگر مصرف طولانی یا منظم محرک ها باشد.

مداخلات دارویی بر چند اصل استوار است که عبارت‌اند از:
1ـ مصرف مزمن کوکایین سیستم دوپامینرژیک را دست‌کاری می‌کند، به طوری که قطع کوکایین همراه با حالتی از هایپودوپامینرژیک است که خود را با ملال و یا فقدان احساس لذت نشان می‌دهد.
2ـ برخی افرادِ مصرف‌کننده‌ی کوکایین، اختلالات روانپزشکی از قبل داشته‌اند که با مصرف کوکایین اقدام به خوددرمانی خود نموده‌اند (مثل افسردگی شدید یا اختلال افسرده‌خویی، اختلال بیش‌فعالی ناشی از نقص در تمرکز و داشتن اختلال نوسانات ادواری خلق.)
3ـ اصول کلی درمان برای کوکایین، چندان تفاوتی با درمان وابستگی به سایر مواد ندارد.
4ـ درمان کوکایین بهتر است به صورت سرپایی و عمیق صورت گیرد و هر چه مانایی در درمان بیش‌تر باشد (بیش‌تر از 90 روز) نتایج بهتری آشکار خواهد شد.
5ـ درمان دارویی خاصی همانند درمان مواد اپیوییدی وجود ندارد.
6ـ عود با خاطرات سرخوشی و لذت‌هایی که از مصرف کوکایین ایجاد شده، رابطه تنگاتنگ دارد و وسوسه مصرف می‌تواند به علت استرس، سایر داروها یا محرک‌های محیطی و یا بدون هیچ دلیلی ایجاد شود.

بیمارانی که مصرف مواد محرک‌شان را قطع می‌کنند از خستگی، ملالت، اختلال در خواب، وسوسه و افسردگی شاکی هستند. داروی خاصی این علایم را به خوبی کنترل نمی‌کند. اما بعد از 1 تا 2 هفته معمولا بدون حادثه‌ی مهمی، وضعیت بیمار بهتر می‌شود. البته برای این که مشکل اختلالات خوابی، خلق و عملکرد شناختی فرد کاملا بهبود یابد؛ زمان بیش‌تری نیاز خواهد بود.

آزمایش تصادفی اعتیاد باید به صورت مکرر در درمان گرفته شود.
ـ پی‌گیری بسیار جدی‌تر از درمان مواد مخدر باید صورت گیرد و خانواده در درمان درگیر شود.
ـ در افرادی که به علت مصرف طولانی مواد عملکرد شناختی آسیب جدی دیده، درمان شناختی رفتاری زیاد مؤثر نیست.

مکانیسم های فارماکولوژیک داروها
1-داروهایی با اثرات محرکی
 2-داروهای انتاگونیستی
3-داروهایی که بطور عملی جلوی عوارض واثرات ووسوسه شیشه را می گیرد
4-داروهایی که باعث می شود مواد کمتری به محل اثرشان درمغز برسد.

1-استفاده از داروهای ضداضطراب، خواب آور و آرام بخش
اضطراب ممکن است یک خصوصیت برجسته ترک کوکایین و تا حد کمتر مواد آمفتامینی باشد. استفاده ازبنزودیازپین ها (خصوصاً بنزودیازپین های طولانی اثر) برای اضطراب یا برای شروع خواب فقط در مراحل اولیه ترک توصیه می شود وباید حداکثر برای دوهفته تجویز شودودر صورت امکان دوز بنزودیازپین به صورت روزانه در مرکز به بیمار داده شود
در ضمن داروهائی مانند انتی سایکوتیک های اتیپیک هم توصیه می شوند
2- ضد افسردگی ها:وجود افسردگی در بیماران شیشه ای
برای یک دوره ی طولانی بعدازترک خطر خودکشی برای مصرف کنندگان مت آمفتامین زیاد می باشد البته علت این امر به غیر از افسردگی تحریک پذیری شدید فرد نیز می باشد.در این گروه بازدارنده ها انتخابی  سروتونین بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند چون عود مصرف مواد محرک شایع است. در تجویز SSRIs باید بسیار احتیاط شود زیرا به علت افزایش سطح سروتونین مصرف همزمان این داروها و مواد محرک خطر سمیت سروتونینی را بالا می برد  وبه همین دلیل بعضی از پزشکان به طور انتخابی از داروهای ضد افسردگیهای سه حلقه ای به جز در بیماران مبتلا به اختلال قلبی عروقی جهت درمان استفاده می کنند.
تجویز دارو باید با ویزیت مکرر و پایش نزدیک انجام شود زیرا بیش مصرف ضدافسردگی­های سه­حلقه ای سمیت قلبی ایجاد می کند. از طرفی باید به بیمار آموزش داده شود که تاثیر داروهای ضدافسردگی بعد از 2 هفته شروع می شود و بیماران باید برای پایبندی به رژیم درمانی تشویق شوند.

3-استفاده از آنتی سایکوتیک ها
اگر علایم سایکوتیک ظاهر شود، آنتی سایکوتیک های نسل اول مثل فنوتیازینها یا هالوپریدول را میتوان برای کوتاه مدت تجویز نمود (1 یا 2 هفته). جایگاه استفاده از آنتی سایکوتیکهای جدید در طول دوره ترک مواد محرک نیاز به مطالعات بیشتر دارد
دقت کنید:
گرچه اگر علایم سایکوز تداوم یابد یا شدید باشد ارزیابی روانپزشکی فوری و مدیریت درمان سایکوز با استفاده از اصول علمی آن باید انجام شود.

ترک کراک

$
0
0

ترک کراک

کرک (Crack) که گاهی راک (Rock) نیز نامیده میشود، ماده ای محرک است که از تصفیه کوکائین به دست می آید و به اشکال مختلف تدخین (استنشاق دود) میشود.

اما کراکی که در ایران رایج است از مشتقات هروئین است و در صورتی که بصورت علمی تولید شود از تصفیه هروئین به دست می آید. کراک ماده‌ای بی‌بو است، مصرف آن راحت است و با یک فندک در هر جایی که باشی می‌توانی مصرف کنی؛ درست برخلاف مصرف تریاک و یا هروئین است.

کراک موجود در  ایران:

کراک جدیدترین ماده مصرفی بین معتادان ایران است. این ماده شیمیایی خشک که در ترکیب آن به جای کوکائین و هروئین از قرصهای فاسد استفاده می شود.

این ماده به سبب اینکه فاقد هر گونه بوی نامطبوع و خاص بوده مصرف را راحت کرده و موجب شده روند گرایش افراد به این ماده افزایش یابد.

جالب است که بدانید تنها سه بار مصرف مقدار بسیار اندکی از کرک موجود در بازار ایران ، اعتیاد به آن را حتمی خواهد کرد و پس از این زمان بسیار کوتاه، شخص را به شدت به خود نیازمند و وابسته میکند.

در حال حاضر کراک در بین گروهی از جوانان ایران شایع شده و به دومین ماده مصرفی معتادان تبدیل شده است. متأسفانه این شیوع بالا به دلیل تفکر اشتباهی است که در بین جوانان به وجود آمده است . در بین جوانان، این ماده به صورت ماده‌ای کم‌خطر با میزان نشئگی بالا معرفی شده و ۹۵درصد از مصرف‌کنندگان، آن را به اسم روان‌گردان می‌شناسند اما پس از شروع به مصرف، مشخص می‌شود که کراک ماده‌ای بسیار اعتیادآور است.

لازم به ذکر است ۹۰درصد از مصرف‌کنندگان کراک، زیر ۲۴سال هستند. و این ماده در بین دختران نیز رواج یافته است.

در ایران فشرده‌کردن هروئین در آزمایشگاه‌های خانگی‌ای انجام می‌شود که هیچ کدام استاندارد نیستند. و هر آزمایشگاهی بسته به نوع امکانات و سلیقه تولیدکننده متفاوت است و تولید کنندگان برای سود بیشتر انواع مواد دیگر (هر نوع داروی آرام‌بخش و کورتن ) را به این ماده اضافه می کنند . بنابراین عوارض ناشی از مصرف کراک با انواع‌ مختلفش، در هرد فرد می تواند بسیار متفاوت از دیگران باشد.

کراک های موجود در کشور ایران ۱۵۰ برابر هروئین قدرت تخریبی بر فکر ، مغز و اعصاب دارد و حتی منجر به مرگ های فجیعی می شود. کراک در بین جوانان ایران به صورت ماده‌ای کم‌خطر با میزان نشئگی بالا معرفی شده و ۹۵ درصد از مصرف‌کنندگان آن را به اسم روان‌گردان می‌شناسند چرا که از نظر کارشناسان سم‌شناسی کراک در اصل انرژی‌زا و شادی‌آور بوده و هیچ‌گونه اعتیادی را در مصرف‌کننده به وجود نمی‌آورد. اما کراکی که در ایران توزیع می‌شود کراک اصل نبوده و در آزمایشگاه‌های مخفی و خانگی کشور با فشرده کردن هروئین بدون در نظر گرفتن هرگونه استانداردی تهیه می‌شود و در برخی موارد نیز از ضایعاتی که نمی‌توان از آن هروئین خالص به دست آورد کراک تولید می‌شود. بنابراین خلاف تصور مصرف‌کنندگان کراک از تبلیغات نوع خارجی نوع ایرانی آن اعتیادآور بوده و طی یک ماه اول مصرف دائم از آن مقدار مصرف به ۳ یا ۴ برابر روز اول مصرف رسیده و تعداد دفعات مصرف روزانه به ۱۰بار در روز افزایش پیدا می‌کند.

مشتقات هروئین:

هروئین به چهار گروه تقسیم می شود، گروه اول همان مرفین است یعنی قبل از اینکه عمل استیلازاسیون روی آن انجام گیرد.گروه دوم را هروئین خیابانی با درصد خلوص بین ۳ تا ۷ درصد که به هروئین خاکستری نیز معروف است نام برد و گفت: اغلب معتادان از این نوع هروئین استفاده می کنند که خطر جانی برای مصرف کنندگان در پی دارد. گروه سوم هروئین آزمایشگاهی با درصد خلوص بین ۶۰ تا ۷۰ درصد نام برد که امروزه قاچاقچیان به منظور فریب معتادان و مصرف کنندگان به آن عنوان کراک داده اند. درواقع آنها با این عنوان اعلام نمودند که مصرف کنندگان کراک می تواند سایر مواد را به راحتی ترک نموده و ترک کراک راحت تر از سایر مواد مخدر می باشد.نوع چهارم هروئین تزریقی با درصد خلوص بالای ۹۵ درصد است که در گذشته به آن اشک خدا گفته می شد و امروزه آن را هروئین کریستال می نامند.گفتنی است،‌ کراک که از مشتقات هروئین است میزان وابستگی و مضرات آن به مراتب بیش از مواد مخدر دیگر است.

تاریخچه مصرف کرک:

اعتیاد به کراک ،شیشه و کریستال بسیار شدیدتر و سریع‌تر از اعتیاد به تریاک، هرویین،موادمخدر دیگر و روانگردانها می باشد و ترک آن بسیار مشکل‌تر است.

در هر جامعه‌اى پس از شیوع مواد اعتیادآور و مشاهده عوارض سوء آن، میل به مصرف آن در افراد کم مى‌شود و در شرایط کنونى نیز هروئین به عنوان ماده مخدر خطرناک و خانمان‌سوز در جامعه جا افتاده است. بنابراین قاچاقچیان با تغییر رنگ، ظاهر و نام این ماده مخدر سعى در ایجاد بازار فروش کرده‌اند. تا جایى که با آزمایش بر روى حدود ۳۰ نمونه از کراک‌هاى مصرفى با قیمت هر گرم ۲۰ تا ۵۰ هزار تومان مشخص شد این مواد کراک واقعى نبوده، بلکه هروئین است. در حالیکه کراک واقعى نوعى از کوکائین است و قیمتى چندین برابر این رقم را دارد و نام صحیح آن کرک (CRACK ) می باشد،قیمت هر گرم آن حدود ۱۲۰ تا ۱۵۰ هزار تومان و قیمت هر کیلو از آن حدود ۱۵۰ میلیون تومان است که فعلا به صورت محدود در کشور های آمریکائی و توسط افراد مشهور و سرمایه داران بزرگ قابل مصرف می باشد و در آسیا و کشور های دیگر به صورت محدود وجود دارد.

در این بین نه تنها قاچاقچیان سنتی سعى در نابود کردن نوجوانان و جوانان دارند بلکه تبلیغ موادمخدر صنعتى به سایت‌هاى اینترنتى نیز رسیده است و هم اکنون حدود ۱۶ هزار سایت اینترنتى وابسته به عناصر نامشروع ، قاچاقچیان مدرن این مواد هستند.

کرکى که هم اکنون در ایران مورد استفاده قرار مى‌گیرد و با نام کراک شناخته می شود، واقعى نیست و در حقیقت نوعى هروئین غلیظ شده(هروئین فشرده) است که قیمت آن هم یک دهم قیمت واقعى‌اش است و چهار تا شش ثانیه پس از مصرف اثراتش شروع مى‌شود. مصرف این ماده از کمترین مقدار توسط فرد در طول یک ماه به ده برابر افزایش پیدا مى‌کند تا جایى که فردى که روزى یکبار مصرف مى‌کرده مجبور است هرچند ساعت یکبار این کار را تکرار کند.

کراک برخلاف دیگر مواد مخدر بدون بو و مصرف آن بسیار ساده است. حتى اگر این ماده در حضور اعضاى خانواده مصرف شود هیچ کس متوجه آن نخواهد شد.

کوکائین و کراک چی هستند؟

کوکایین، آلکالوئید اصلی برگ کوکا است که از برگهای بوته ای به نام (Ergthroxglom Coca) بدست می آید، که مرکز اصلی رویش آن آمریکای جنوبی است. کوکایین به عنوان ماده موثر در سالهای ۶۰- ۱۸۵۹ م. از برگ کوکا (تصویر ۱) مجزا و استحصال شد. کراک را نیز از کوکایین تهیه و در اواخر تابستان و اوایل پاییز سال ۱۹۸۵ م. به بازار شهر نیویورک عرضه کردند. کراک خطرناکترین ماده اعتیاد آوری است که تا کنون به بازار آمده و به حدی وابستگی آور است که یک بار مصرف آن، فرد را معتاد می کند. از نظر طبقه بندی فارماکولوژی، محرک سیستم اعصاب مرکزی است.

کوکایین پودر سفید نرم شفاف کریستالی با طعمی تلخ است که اغلب با پودر تالک، یا ملین ها یا شکر مخلوط می شود و معمولا به صورت استنشاق، تزریقی، خوراکی یا دود کردن و گاهی هم به طریق پاشیدن روی دستگاه تناسلی مصرف می کنند.

دود معمولی آن برای انفیه و استنشاق ۳۰ تا ۱۰۰ میلی گرم است و ۱۰ تا ۲۵ میلی گرم آن برای تزریق استفاده می گردد. کوکایین بی حس کننده موضعی است و به ندرت برای برخی از اعمال جراحی استفاده می شود.

نامهای خیابانی آن Coke مخفف کلمه کوکایین (Cocaine)، Candy (شیرینی) ، Nose (بینی) ،Snow (برف) ، Happy (خوشحال، خوشبخت) و Dust (مواد گردی، گرد و خاک) می باشد.

کراک آسیایی از کوکائین ساخته نشده است. کراک امروزی موجود در کشور ما که در حال تخریب مصرف‌کنندگان جوانش است، فقط فرمول قوی‌تری از هروئین است!

کراک ایرانی خطرناک تر از کراک خارجی !

در برخی موارد نیز از ضایعاتی که نمی توان از آن هروئین خالص بدست آورد کراک تولید میشود ، این کراک یکی از قویترین مواد مخدر محسوب شده و بشدت اعتیاد ایجاد میکند بطوریکه طی یکماه اول مصرف دائم از آن مقدار مصرف به ۳ یا ۴ برابر روز اول مصرف رسیده و تعداد دفعات مصرف روزانه به ۱۰ بار در روز (تقریبا ً هر ۲ ساعت یکبار) میرسد. کراک بسیار کوچک است؛ از نخود کوچکتر. به‌اندازه یک عدس حتی یک دانه ماش را به نوک سنجاق می‌چسبانند و همین ‌اندازه می‌تواند بارها با یک سنجاق داغ دیگر مورد استفاده قرار گیرد. این ماده مخدر صنعتی بدلیل نداشتن بو و سهولت استفاده نسبت به سایر مواد مخدر باعث جذب مصرف کنندگان سایر مواد مانند تریاک گردیده است چرا که مصرف کراک به قدری آسان است که فرد در مدت ۵ دقیقه حتی در دستشوئی و با استفاده از فندک و نی یا لوله و سنجاق می تواند آنرا مصرف کند. تقریبا هرگونه حالت تحرک و نشاط روحی و جسمی که توسط مواد اعتیاد آور ایجاد شود، با حس بیحالی و لختی همراه خواهد بود و هر چقدر مقدار به اصطلاح “پرواز” شادمانه حاصل از این سوء مصرف، بالاتر باشد، “سقوط” و احساس خماری و افسردگی پس از آن شدیدتر و طولانی تر خواهد بود.

اعتیاد از همین جا آغاز میشود زیرا نیاز به فرار از این حالت ناگوار، موجب مصرف مجدد کرک شده و پس از برطرف شدن تاثیر اولیه کرک، حالت افسردگی باز میگردد…و این چرخه همچنان ادامه میابد.

کراک چطور در ایران رواج پیدا کرد؟

 خیلی از معتادان، وقتی به  (ساقی) همیشگی خود مراجعه می‌کردند تا تریاک، هروئین یا مواد مشابه را تهیه کنند، با این جنس تازه مواجه می‌شدند که قوی، سریع و راحت بود و مهم‌تر از همه ارزان‌قیمت بود.

این مادة جدید به سرعت بازار مصرف را از آن خود کرد و هنوز هم با سرعت در حال پیشروی است. جمعیت مخاطب آن نیز بیشتر در سنین ۲۰ تا ۳۰ سال هستند، هر چند که قسمتی از معتادان قدیمی را هم به خود جذب کرده است.

روش‌های گسترش

جنس جدید معمولا با استفاده از سه روش عمده گسترش پیدا می‌کند. کراک هم برای رواج بیشتر در میان جوانان از هر سة این روش‌ها استفاده کرد.

اول این‌که کسانی که به هروئین اعتیاد دارند و می‌خواهند با کمک یک مادة دیگر، آن را ترک کنند، نوع مصرف را تغییر می‌دهند، در حالی که ماده جایگزین به مراتب خطرناک‌تر از اولی است.

دومین روش گسترش، این است که برای تسکین عوارض مواد محرک یا توهم‌زا که معمولا در پارتی‌ها مصرف می‌شوند، می‌توان از جنس جدید استفاده کرد. این توصیه‌ای است که بچه‌های اهل «توهم» به هم می‌کنند تا سردرد و تنش‌های ناشی از آن را کاهش دهند. معمولا هم تصور می‌کنند که اعتیادآور نیست. مشکل این‌جاست که بلافاصله وابستگی ایجاد می‌شود، زیرا این مادة جدید، از مواد مشابه اعتیادآورتر است.

سوم این‌که غیر از مدل لباس و آرایش مو، مصرف مواد مخدر هم به صورت یک «مد» از کشورهای غربی تقلید می‌شود. بنابراین اگر ماده‌ای که در غرب رایج است به ایران بیاید،‌ به جهت حفظ کلاس و کسب پرستیژ، بازار مصرف تضمین‌شده‌ای دارد. جوانانی هستند که بنگ و حشیش و تریاک را نشانة عقب‌ماندگی و کریستال و آیس و اسید را نشانة پیشرفت می‌دانند.

جوانانی که سابقة مصرف کراک دارند، آن را به تکه‌های سفیداب سنتی تشبیه می‌کنند با ظاهری سنگ‌مانند ولی متخلخل، سست و سفید رنگ که هیچ بوی خاصی ندارد.

کراک به صورت تدخینی و تزریقی، مصرف می‌شود، در مدت بسیار کوتاهی اثر می‌کند. حتی مراحل تزریق آن هم ساده‌تر است.

این ویژگی‌ها باعث شده کراک در پارتی‌ها و جمع‌های دوستانه، بیشتر رواج پیدا کند. دختران هم مصرف‌کنندة آن هستند و اگرچه به مقدار کمتری نشئه می‌شوند، ولی وابستگی بیشتری پیدا می‌کنند. آن‌ها که به دوستان خود به فرما می‌زنند استفاده از کراک را بعد از مصرف کریستال یا اسید پیشنهاد می‌کنند تا اثر محرک را کمتر کند.

چگونه معتادین به کرک را تشخیص دهیم؟

از جمله نشانه های اعتیاد به کراک می توان به :تغییرات بارز در شخصیت و رفتار، از دست دادن توجه و تمرکز ، کاهش وزن، ناپدید شدن لوازم قیمتی خانه و نداشتن توضیح قانع کننده برای مقدار پول خرج شده ، رفت و آمد با افراد معتاد، آشفتگی چشمگیر، رفتار کینه توزانه با افراد خانواده و دوستان ،برنامه خواب نامنظم ، بی توجهی به آراستگی ظاهری ، پارانویا شدید (سوء ظن به همه) ،بی قراری و یک نشانه ابتدایی سوء مصرف کرک، جدایی ناگهانی جسمی / روحی فرد از کانون خانواده و تغییر رفتار چشمگیر اوست. هرچند بسیاری از نشانه های زیر با مشکلاتی چون اختلالات احساسی یا گذراندن دوران سخت بلوغ مشابه است، اما هرگز نباید احتمال مصرف مواد محرک یا مخدر را از نظر دور داشت :

  • تغییرات بارز در شخصیت و رفتار
  • از دست دادن توجه و تمرکز
  • کاهش وزن
  • ناپدید شدن لوازم قیمتی خانه و نداشتن توضیح قانع کننده برای مقدار پول خرج شده
  • رفت و آمد با افراد معتاد
  • آشفتگی چشمگیر
  • رفتار کینه توزانه با افراد خانواده و دوستان
  • برنامه خواب نامنظم
  • بی توجهی به آراستگی ظاهری
  • پارانویا شدید (سوء ظن به همه)
  • بی قراری
  • اضطراب

چرا هر روز آمار توزیع و مصرف کرک در جامعه بالاتر می رود ؟

فروشندگان مواد مخدر علاقه بسیاری به فروش کرک دارند زیرا نه تنها ارزان تر از کوکائین است و راحت تر به فروش میرسد، بلکه مصرف آن هم ساده تر است و به ظاهر چندان “خطرناک” نمیرسد و از طرفی پنهان کردن آن هم ساده است.

به این ترتیب فروش کرک در شهرهای بزرگ جهان و در مکانهایی مانند میادین شهر، مدارس، فروشگاههای بزرگ و … که پیش از این برای این تجارت مکانهایی بسیار خطرناک محسوب میشدند، به شدت افزایش یافته است.

اثرات تخریبى مصرف موادى همچون شیشه، کریستال و کراک بین ۱۱۰ تا ۱۴۰ برابر تریاک و هروئین بر روى مغز و اعصاب می باشد.

کراک شدیدا فرد مصرف کننده را دچار خواب آلودگی «چرت» میکند . مصرف مداوم این ماده مخدر در کوتاه مدت (مدت یکسال ) اثرات مخرب جبران ناپذیری در بدن فرد مصرف کننده اعم از عفونت اجزای داخلی بدن ، پوسیدگی دندانها ، سرطان حنجره و ریه ، نابودی ریه و کبد ایجاد میکند

مصرف کننده، کراک را چه به طریق استنشاق یا پاشیدن روی توتون و ماری جوانا و چه از راه کشیدن با پیپ استعمال کند، دیگر نمی تواند از مصرف آن خودداری کند و باید پی در پی آن را استعمال نماید. خیلی سریع جذب ریه گشته و به مغز می رسد و حالت تهاجمی به مصرف کننده دست داده، باعث بزرگ شدن قلب، افزایش فشار خون می شود، به گونه ای شدیدتر از کراک پدیدار می گردد. اصولا فردی که کراک مصرف می کند، دیگر بر خود تسلط ندارد و گویا خودی خود را گم کرده است.

کراک، هروئینی است که تا حد امکان اشباع شده یعنی یک گرم کراک از ۱۰ تا ۱۰۰گرم هروئین ساخته شده ولی قیمت آن هم‌قیمت هروئین و در بعضی مواقع، به مراتب ارزان‌تر از هروئین است. اعتیاد آن نسبت به هروئین بسیار شدیدتر و فوری‌تر و ترک آن بسیار مشکل‌تر است.

کراک ماده مخدر جدیدی است؛ یعنی در واقع با نام جدید معرفی شده. نوجوانان نمی‌دانند که بدتر از هروئین است بنابراین وحشتی که از هروئین دارند از کراک ندارند و اکثرا خیال می‌کنند کراک چیزی در حد قرص‌های روان‌گردان و اکستازی است. به همین دلیل از مصرف آن وحشت ندارند و این عامل شروع اعتیاد و علت فاجعه است.

مصرف حتی یک بار کراک اعتیادآور است و این تفاوت اساسی کراک با قرص‌های اکستازی است که اگرچه در بلندمدت کشنده هستند اما اعتیاد با قدرت بالا ندارند. تبلیغات زیادی که شبانه‌روزی علیه قرص‌های اکستازی شده باعث شده که خطر کراک در سایه و پنهان باقی بماند.

کراک بر خلاف هروئین، تریاک، حشیش و… بدون بوست و مصرف آن بسیار ساده و بدون نیاز به وسایل حجیم و صرف وقت است و فرد می‌تواند در حمام یا توالت، ظرف کمتر از ۱ الی ۲دقیقه مصرف کند. کراک بسیار کوچک است؛ از نخود کوچکتر. به‌اندازه یک عدس حتی یک دانه ماش را به نوک سنجاق می‌چسبانند و همین ‌اندازه می‌تواند بارها با یک سنجاق داغ دیگر مورد استفاده قرار گیرد.

بنابراین جاسازی آن بسیار ساده و خانواده‌ها به‌سادگی نمی‌توانند آن را کشف کنند؛ چیزی شبیه یک تکه گچ از دیوار کنده‌شده و به‌ اندازه یک ماش که توجه هیچ کس را جلب نمی‌کند.

معتاد به تریاک می‌تواند سال‌ها زنده بماند و زندگی عادی داشته باشد؛ حتی کار کند و خانوده‌اش را سرپرستی کند.حتی معتاد هروئین نیز اگر به طرف تزریق کشیده شود می‌تواند ۱۰ تا ۲۰سال زنده بماند اما معتادی که ۳ماه بعد از مصرف کراک تا ۳۰کیلو از وزن بدنش کم می‌شود آیا بیش از ۲سال زنده می‌ماند؟

نشانه های هشدار دهنده در هنگام مصرف کراک

به گفته معتادین به کرک حالات زیر در هنگام برطرف شدن آثار ماده محرک بروز میکنند :

  • نگرانی و بیقراری برای تهیه مجدد کرک
  • افسردگی شدید
  • فقدان انرژی و بی اشتهایی
  • بی خوابی
  • داشتن احساساتی متناقض از عشق و تنفر نسبت به خود

اثرات روانی مصرف کرک چیست؟

شخصی که کرک مصرف میکند به سرعت در حالات و شرایط مختلف روانی در حرکت است که با خوشی و رضایت فراوان و احساس برانگیختگی و هیجان همراه است، سپس با کم شدن اثر این ماده، دلتنگی و افسردگی و متعاقب آن زودرنجی، بی خوابی و پارانویا بر شخص غلبه میکند.

عوارض اجتماعی کراک:

در میان افراد معتاد به هر گونه ماده اعتیاد آور، تهیه “مواد” در بسیاری از مواقع از راههای نامشروع و خلاف انجام میگیرد و بسیاری از کسانی که به کرک اعتیاد دارند نیز برای برآمدن از عهده مخارج تهیه مداوم آن به روشهای خلافکارانه دست میزنند.

راه حل ترک کراک چیست ؟

مانند هر ماده مخدر دیگر کراک را هم می توان ترک کرد :

روش ترک کراک با متادون است،  براى مرحله سم‌زدایىنیز پروتکل‌هاى درمانى متفاوتى وجود دارد.

سه درمان دارویی، سم‌زدایى فوق سریع URD که درد و خماری ندارد و رفع علائم ترک، درمان رفتارى و شناختى و درمان‌هاى اجتماعى و خانوادگى نیز مورد استفاده قرار مى‌گیرد.

اما اگر فردی واقعا قصد دارد قبل از مرگ از شر این افیون خلاص شود باید بداند که شخص معتاد با آگاهی از مراحل مختلف سم زدایی، دارو درمانی، شرکت در جلسات و این مطلب مهم که ترک اعتیاد، بازگشت به زندگی و تولدی دوباره خواهد بود، به مراکز درمانی معتبر مراجعه نماید. همچنین دوستان و خانواده این افراد باید شرایط ناگوار آنها را درک نموده و در این راه از پشتیبانی او دریغ نورزند تا شخص معتاد بتواند با موفقیت و در زمان کوتاه تری به حالت طبیعی باز گردد.

والدین مراقب باشید:

مواد مخدر و اعتیاد به آن خطرناکترین پدیده جامعه امروزی بحساب می‌آید که جز تباهی، نابودی، بیماری، پشیمانی و مرگ چیزی به دنبال نخواهد داشت.

نتیجه و عاقبت افرادی که به مصرف مواد مخدر رو می آورند باید درس عبرتی برای افراد دیگر بخصوص جوانان باشد تا بخاطر شادی‌ها، خوشی‌ها و اثرات زودگذر و تحت تاثیر دوستان ناباب هرگز حتی فکر مصرف آنها را نیز به خود راه ندهند.

معاشرت با دوستان ناباب، وجود معتاد در خانه، بیکاری، اختلافات خانوادگى و همچنین کنجکاوى از عوامل مصرف مواد مخدر در بین نوجوانان و جوانان ذکر مى‌شود به همین دلیل خانواده باید در مقابل فرزندانشان به سوالات کنجکاوانه آنان با حوصله جواب دهند و دوستانشان را کنترل کنند.

 

هچنین مواظب پول توجیبى فرزندانتان باشید. پول توجیبى زیاد در سیگارى شدن نوجوانان تاثیر بسیار زیادى دارد، همچنین قرار گرفتن در جمع دوستان ناباب و نداشتن قدرت «نه» گفتن آنها را به سوى مصرف مواد مخدر مى‌کشاند.

وقتى نوجوانان به مصرف مواد مخدر روى مى‌آورند پس از مدتى دچار افسردگى شده و خودشان را از دیگران جدا مى‌کنند همین رفتار باعث مى‌شود که محیط مدرسه کم‌کم برایشان خسته کننده شده و در نهایت از درس و تحصیل ترد مى‌شوند. حتى در بسیارى به دلیل اینکه فکر مى‌کنند راهى براى بازگشت ندارند، دست به خودکشى مى‌زنند.

بررسی افکار و اندیشه های دوروتی اسمیت

$
0
0

بررسی افکار و اندیشه های دوروتی اسمیت

مقدمه

جامعه شناسی از آنجایی که با انسان ها، امور انسانی و جامعه سرو کار دارد، به مضوعات زنده می پردازد. به همبن خاطر در جامعه شناسی و موضوعات و پژوهش ها و روش های آن پویایی چندانی را می توان دید. در این رشته حوزه های مختلف و متنوعی وجود دارد که هر کدام از زاویه ی خاصی به موضوع می نگرند. در این بین بررسی جنبش های زنان و فمینیسم از جمله مباحث به روزی است که توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. دوروتی اسمیت از جمله نظریه پردازان جامعه شناس و فمینیست است که سهم به سزایی در پیشبرد فمینیسم داشته است. و به همان اندازه هم در تحول و تغییر پیش فرض های متفکران جامعه شناسی نقش به سزای داشته است. مطالعه ی آثار اسمیت به ما کمک می کند تا زاویه ی دید دیگری را در اختیار داشته باشیم که با آنچه تاکنون متداول بوده است، بسیار متفاوت است. او که از نگاه یک فمینیست به جامعه شناسی می نگرد بسیار از روش ها و شیوه های جامعه شناسان پیش از خود را به نقدمی کشد. انتقادات او اگر چه تیز و معطوف به بنیان های اصلی جامعه شناسی متداول بود؛ اما در حیطه ی خود جامعه شناسی چشم اندازهای جدیدی را برای ما می گشاید.

به نظر من از آنجایی که اسمیت و افرادی مانند او که از اندیشمندان معاصر هستند و اندیشه های آنها خیلی سریع و عمیق بر روند جامعه شناسی اثر می گذارد بررسی افکار آثار و اندیشه های آنها بسیارمهم است. در این مقاله تلاش شده تا هرچند به صورت جزیی آشنایی مفیدی یا دوروتی اسمیت حاصل شود.

البته از جمله محدودیت هایی که برای پژوهش در افکار این دانشمندان معاصر وجود دارد کمبود منابع است . کمبود منابع فارسی از یک طرف و حتی کمبود منابع لاتین در این زمینه و دشواری سترسی به آثار آنها از جمله این محددودیت هاست. بنابر این کمبود منابع از جمله محدودیت های مهم و مؤثری است که محقق در این مقاله با آن روبرو است. اسمیت موضوع بررسی جذابی را برای یک زندگینامه نگار فراهم می آورد. جامعه شناسی که بر موقیعت  اجتماعی دانش تاکید می ورزد و به گونه ای غیر مستقیم ولی نمایان به زندگی شخصی اش ارجاع می کند.

به نظر می رسد که زندگی شخصی اسمیت با همان چیزی شکل گرفته است که خودش آن را نه چندان یک کارنامه زندگی بلکه مجموعه ای از پیشامدها  و رویدادها می انگارد. رویدادهای زیر چه در نتیجه تصادف و چه با یک طرح قبلی رخ داده باشند برای هر شاهد خارجی مراحل مهمی در تحول اسمیت جلوه می کنند. او در 1926 در بریتانیا زاده شد. در 1955 از دانشگاه لندن در رشته جامعه شناسی درجه لیسانس گرفت و در 1963 درجه دکترایش را در همین رشته از دانشگاه برکلی کالیفرنیا به دست آورد. اسمیت در همین دوره ازدواج ، مهاجرت به کانادا چند صباحی پس از ازدواج ، بچه دارشدن، جدائی از شوهر در یک صبح زود و پیدا کردن شغل را تجربه کرد. به تاکید خود اسمیت این رویدادها درلحظاتی برایم پیش آمدند که در واقع چندان فرصت انتخاب و هیچ اطلاعی از پیش درباره آنها نداشتم.مشاغلی که در دسترس او قرار گرفته بودند عبارتند از: جامعه شناس پژوهشگر در دانشگاه برکلی،مدرس جامعه شناسی در همین دانشگاه،مدرس جامعه شناسی در دانشگاه اسکس، استادیار و استاد در گروه جامعه شناسی دانشگاه بریتیش کلمبیا و از سال 1977 استادجامعه شناسی آموزش و پرورش در موسسه تحقیقات آموزشی انتاریوی تورنتو.

اسمیت درباره انواع گسترده ای از موضوعها قلم زده است که همه نوشته هایش ،گاه به عنوان مضمون اصلی و گاه به عنوان مایه بحث، کم وبیش ، به قضیه دوپارگی ارتباط دارند. او تجربه دوپارگی را در جدایی میان توصیف علمی اجتماعی و تجربه ملموس انسانها، میان تجربه محسوس زنان و نمونه های آرمانی پدرسالارانه ای که آنها در توصیف تجربه شان به کار می برند،میان جهان خرد و ساختارهای جهانی کلانی که بر تجربه خرد حاکمند و به ویژه میان جهان خُرد ستمدیدگان و جهان کلان سلطه گرائی که با واکنش هایشان ساختارهای کلان ستمگری را ایجاد می کنند ، متجلی می بینند . عینیت این مضامین را می توان در مرور کوتاهی بر عناوین آثار اسمیت مشاهده کرد. آمارهایی درباره زنان و بیماران روانی ، چرا به این آمارها بی توجهی می شود(1975)، جامعه شناسی کانادایی چه کاری را می خواهد انجام بدهد، جهان روزانه به عنوان یک مساله بحث انگیز(1976)،کی از نظر روانی بیمار است.کالبد شکافی یک ماجرای واقعی(1978)،هر کجا ستمگری است،مقاومت نیز هست(1979)،زنان ،طبقه و خانواده(1981) از همه بالاتر ، مهمترین اثر او در زمینه جامعه شناسی فمینیستی،جامعه شناسی برای زنان(1979).

کاری که اسمیت برای جامعه شناسان فمینیست و در واقع برای همه جامعه شناسان علاقمند به مرزهای نظری نوین این حرفه انجام داده نوعی جامعه شناسی است که علایق نومارکسیستی به ساختارهای تسلط را با بینشهای پدیده شناختی در مورد انواع عرصه های ذهنی و کنش متقابل در سطح خرد تلفیق می کند. به نظر اسمیت این عرصه های گوناگون زندگی روزانه را عموما ساختارهای کلانی شخص می بخشد که خود آنها با ویژگی های تاریخی ضرورت اقتصادی شکل گرفته اند. آنچه که اسمیت نمی خواهد ضمن طرح این استدلال طرح شود بینشی از جهان است که بنابر آن پیوسته چنین تعبیر شود که ستمگران به عنوان کنشگرانی فردی بر پایه منافع شخصی شان تصمیم گیریهای معقولانه ای می کنن به نظر اسمیت خود منفعت شخصی موقعیتی ساختاری دارد و آنچه که او از جامعه شناسان می خواهد این است که همیشه بر آن ساختار غائی تاکید ورزند که پیامد موجود را بوجود آورده است. اما او در ضمن به این باور است که این ساختار را تنها با بررسی پیامد موجود یعنی با مطالعه زندگی روزانه افراد در موقعیت های مختلف می توان بازشناخت.به نظر اسمیت علم اجتماعی بجای آنکه در صدد توضیح ساختارهایی بر آید که این عرصه های زندگی فردی روزانه را بوجود می آورد بیشتر در جهت مبهم ساختن هر چه بیشتر آن عمل می کند ، زیرا کارش را با این فرض شروع می کند که این ساختارها هم اکنون شناخته شده اند و می توان آنها را جدا از عرصه های زندگی روزانه درک کرد. کارهائی که امروزه با چشم انداز فمینیستی انجام می گیرند برای آنکه علایقشان را به گونه ای منظم تعیین نمایند بیش از پیش به اسمیت نظر دارند.

معرفیدوروتی اسمیت

دوروتی اسمیت در 6 جولای 1926 در شمال انگلستان به دنیا آمد. در خانواده ای دارای سه برادر، یکی از برادرانش بخاطر تحقیقاتش روی آگاهی به عنوان یکی از فرایندها ی مغز معروف است و دیگری شاعر شناخته شده ی انگلیسی است. او در جوانی در شغلهای مختلفی کار کرده است. در 25 سالگی در یک کارخانه انتشارات به انجام امور منشی گری می پرداخت. اما با این فکر که اگر درجه تحصیلی داشته باشد، شغل بهتری می تواند بدست آورد به مدرسه اقتصاد لندن می رود. او در آنجا در جامعه شناسی در رشته انسان شناسی اجتماعی فارغ التحصیل شد. اما او مجذوب جامعه شناسی شده بود. در 1955 به امریکا رفت تا به دانشگاه کالیفرنیا در برکلی برود.

او بیل اسمیت را زمانیکه در مدرسه اقتصاد لندن تحصیل می کرد، ملاقات کرد. آنها تصمیم به ازدواج گرفتند تا تحصیلات تکمیلی را در بر کلی ادامه دهند. دوروتی اسمیت زمانیکه روی تز دکترایش کارمی کرد، آنها دوفرزند داشتند. اما بعد از مدتی آنها طلاق می گیرند و این یک شوک برای او بود. حدود

1964 یا 1965 زمانیکه او در بر کلی تدریس می کرد تازه موضوعات زنان مطرح شده بود. بیشتر اوقات او تنها زنی بود که در بین چهل وچهار استاد دانشکده تدریس می کرد. ولی البته موقعیت چندان مشخصی هم نداشت. در این زمان بین زنان اتفاقاتی رخ می دهد. در سان فرانسیسکو کنفرانس بزرگی درباره ی " استعدادزنان" برگزار شد. که البته سخنرانان اصلی آن مرد بودند. در آنجا زنان دور هم جمع شدند. در همین زمان جسی برناد هم کتابی درباره ی زنان آکادمیک چاپ کرده بود، که انواع نابرابری هایی که زنان در دانشگاه تجربه می کنند، را توصیف کرده بود. اسمیت هم در جلسه ای با دانشجویان زن فارغ التحصیل، موقعیت زنان را برای هر دپارتمان تعریف کرد.

اما اسمیت از مهاجر بودن در جایی که هیچ خانواده ای ندارد رنج می برد. بنابراین به انگلستان رفت اما او زندگی در انگلستان را دوست نداشت. در طی دو سالی که آ نجا بود وحشتناک کار می کرد و سه شغل داشت. در عین حال چون با جنگ ویتنام مخالف بود، نمی خواست به امریکا برگردد. به همین خاطر کانادا را انتخاب کرد.

از جمله عوامل مهم اثر گذار بر اسمیت جنبش های زنان بود، که او را به شدت درگیر کرده بود. بخشی از این اثر گذاری در دانشگاه کلمبیا ی انگلستان صورت گرفته بود.اسمیت در آنجا در فرایند ایجاد برنامه ی مطالعات زنان بسیار مؤثر بود . او در آنجا یکی از اولین کرسی های مطالعات زنان را بر عهده داشت. آنها چهار نفر بودند: هلکا ژاکومبان(انسان شناس) مردیت کیم بال (روانشناس) آنت کولوندی (انگلیسی) و اسمیت. آنها با کمترین کتابها و امکانات یا دیگر مواد برای تدریس شروع کردند و گاهی حتی مجبور بودند، خودشان آنها را فراهم کنند.

در وجود اسمیت انگیزه ای قوی برای همراهی با جنبش های زنان بود تا بتواند درباره ی این تغییرات به عنوان امری اجتماعی بنویسد. در این راستا تجربه ی او به عنوان مادر و همسر بسیار اصلی و محوری بود .

او در 1977 با دو پسرش به اونتاریودر تورنتو رفت. تا در گروه جامعه شناسی در انجمن مطالعات آموزشی اونتاریو تدریس کند. در آنجا بود که شروع کرد به نوشتن جامعه شناسی زنان و در همین مسیر بود که نگرانی خود را درباره ی اشتباه بودن نحوه ی اندیشیدن جامعه شناسان بیان کرد .

اسمیت جامعه شناسی ای را برای زنان ومردم ایجاد کرد که با دیدگاه های یک مادر و همسر درباره ی واقعیت های جهان روزمره اش آغاز می شود. تا تحقیق اجتماعی در واقعیت های بهم چسبیده روزمره و عملکردهای روزمره را فراهم کند.

برخی عوامل مؤثر بر افکار اسمیت

در زندگی فکری اسمیت سه زمان مهم وجود دارد: یکی رفتن به مدرسه اقتصاد لندن زمانیکه 26 ساله بود و اینکه مجذوب جامعه شناسی شد. دومی دوره ای با توماتسو شیبوتانی در برکلی درباره ی جورج هربرت مید بود، که بعدا زمینه ساز درگیر عمیق تر با پدیدار شناسی موریس مرلوپونتی شد. آخری و شاید بزرگتر از همه جنبش های زنان بو که برای او تحول کلی آگاهی در سطوح چند گانه ای بود.

او مارکس را که درباره اش در مدسسه اقتصاد لندن خوانده بود دوباره مورد بررسی قرار داد. اما تفسیر تحریفی از آن به کار برد. کار مارکس برای او به صورت های مختلفی مهم شد. بخشی به خاطر سیاست، اما بیشتر از همه به خاطر شیوه ای برای اندشیدن که به او کمک می کرد، جامعه شناسی ای برای زنان ایجاد کند.

زمانیکه اسیمت درمقطع P.H.T در جامعه شناسی در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی مشغول بود. در آغاز او در دانشکده ای کار می کرد که استادانش اساسا" جامعه شناسی پوز یتیویست مقرر برجسته درامریکا در اوایل دهه ی 1960 را تدریس و در آن حیطه کار می کردند.

او می گفت مشاورتز او اروینگ گافمن، استثناء برجسته ای بود. او جهان روزمره را برای جامعه شناسی قابل توجه کرد، حقیقتا"کتابی که اولین بار او را معروف و برجسته کرده، نمایش خود در زندگی روزمره بود. (Campbell, 2003)

گافمن شیوه هایی را اختراع کرد تا نشان دهد چگونه مردم در تعاملات معمولی خود عمل می کنند. اگرچه اسمیت رویکرد نمایشی او را برداشت نکرده است، اما او هم شبیه او با جامعه شناسی و قراردادهای جامعه شناسی محدود نشده است.

آثار اسمیت

- آمار هایی درباره ی زنان و بیماران روانی: چرا به این آمار ها بی توجهی می شود (1975)

- فمینیسم و مارکسیم: نقطه ی آغاز، راه حرکت (1977)

- کی از نظر روانی بیمار است: کالبد شکافی یک ماجرای واقعی (1987)

- جهان روزانه به عنوان یک مسئله: جامعه شناسی فمنیستی(1978)

- هرکجا ستمگری است، تفاوت هم هست (1979)

-زنان، طبقه و خانواده (1981)

- عملکردهای ذهنی قدرت: دانش جامعه شناسی فمینستی (1990)

- متون، واقعیت ها و زنانگی: بررسی روابط حاکم (1990)

- نوشتن درباره جامعه: انتقاد، نظریه و تحقیقات (1999)

- مادری برای آموزش: همراه با آیسون گریفیس(2004)

- قوم نگاری نهادی: جامعه شناسی برای مردم (2005)

دیگر آثار اسمیت

- اهمیت فهم فرهنگ سازمانی

- قدرت متحد در جهانی سازی دنیا ...

- ... تغییر تمایلات جنسی در آیینی فراپدر سالاری

- کاپیتان جان اسمیت: Jameston و تولد رویای امریکایی

شخصیت حرفه ای اسمیت

اسمیت در تغییر شکل جامعه شناسی و گسترش مرزهای تئوری دیدگاه فمینیستی تا مرزهای نژاد، طبقه و جنسیت سهم به سزایی دارد. دکتر اسمیت جوایز زیادی از انجمن جامعه شناسی امریکا دریافت کرد، شامل:

- جایزه ی دوره ی تحقیقات معروف انجمن جامعه شناسی امریکا (1999)

- جایزه ی جسی برناد بخاطر جامع شناسی فمینیست (1993)

او همچنین دو جایزه ی از انجمن جامعه شناسی کانادا و همچنین انجمن انسان شناسی دریافت کرده است.

- جایزه همکاری برجسته (1990)

- جایزه ژان پورتر بخاطر کتاب جهان روزانه به عنوان یک مسئله: جامعه شناسی فمینیست (1990) (دایرة المعارف الکترونیکی ویکی پدیا)

اندیشه ها و افکار اسمیت

جنبش زنان در اوخر قرن بیستم با الهام از جنبش های آزادی خواه و حقوق مدنی سیاه پوستان و با تشویق فضای اجتماعی اعطای آزاد ی و ایده آلیسم دولت کندی و جانسون متولد شد. اگر جنبش زنان ابزار سیاسی درخواست عدالت از سوی زنان بوده باشد، فمینیسم ایدئولوژی آن بود. فمینیسم برای مشکلات فردی زنان قائل به ریشه های اجتماعی و سیاسی بود. نارضایی زنان پدیده ای دارای ریشه ی اجتماعی تفسیر شده که نیارمند عمل سیاسی است.

فمینیست ها معتقدند که زنان به لحاظ اجتماعی و سیاسی با مردان برابرند؛ اما در واقعیت چنین نیست. فمینیسم به افکار و آرایی اشاره دارد که زنان برای تغییر خود آگاهی شان و تغییر جامعه به وجود آورده اند. در نگرش فمینیست ها زنان و مردان ساخته ی جامعه اند و می توان توضیحی اجتماعی بری فرادستی مردان ارائه کرد. (سیدمن:271)

از منظر یک فمینیست جهان اجتماعی پدیده ای جنسیتی است. اگر از زنان انتظار می رود که احساسات حمایتی نشان دهند و نقش های مراقبتی را برعهده گیرند؛ و از مردان انتظار می ورد که پرخاشگر باشند و نقش های رهبری را برعهده گیرند؛ این نتیجه ی سازمان اجتماعی است نه طبیعت. تفاوتهای جنسیتی میان مردان و زنان محصول جامعه است و این تفاوتها تنها به یک دلیل ایجاد می شود: تداوم بخشیدن به سلطه ی مردان. نظم جنسیتی نظمی سلسله مراتبی است. در کل تفاوتهای جنسیتی تداوم بخش فرادستی مردان است. (سیدمن: 272)

فمینسم نظریه ی جنبش زنان است. این نظریه جهان مردان و زنان را پدیده ای اجتماعی و سیاسی توصیف می کند. انسان ها یاد می گیرند که مرد یا زن باشند به علاوه زنان به نحوی جامعه پذیر می شوند که نقشی تابع مردان را بپذیرند. اما فمینیست ها هم بر حسب دیدگاه هایشان درباره ی سرشت جنسیت، سازو کار های فرادستی مردان و هدف جنبش زنان از یکدیگر متمایزمی شوند. یکی از این رویکرد ها فمینیسم زن محور است که دوروتی اسمیت یکی از نظریه پردازان این حوزه است.

فمینیست ها بر سر یک موضوع با هم توافق دارند: تفاوتها ی بنیادینی میان مردان و زنان وجود دارد. با وجود تنوعات میان مردان و میان زنان اما هویت بنیادینی میان مردان و میان زنان وجود دارد. اما شالوده ی رویکرد فیمنیسم زن محور مبنای اعتقاد به هویت و واقعیت مشترک بنیادین زنان است. (سیدمن: 273 )

کاری که فمینیسم برای جامعه شناسان فمینست و درواقع برای همه ی جامعه شناسان علاقمند به مرز های نظری نوین این حرفه انجام داده است، نوعی جامعه شناسی است که علایق نومارکسیستی به ساختار ها تسلط را با بینش های پدیده شناختی در مورد عرصه های ذهنی و کنش متقابل در سطح خرد، تلفیق می کند. به نظر اسمیت این عرصه های گوناگون زندگی روزانه را عموما ساختار های کلانی شکل می بخشند که خود آنها با ویژگی ها ی تاریخی ضرورت اقتصادی شکل گرفته اند. آنچه که اسمیت نمی خواهد ضمن طرح این استدلال طرح شود بینشی از جهان است که بنابر آن پیوسته چنین تعبیر شود که ستمگران به عنوان کنشگرانی فردی بر پایه منافع شخصی شان تصمیم گیری های معقولانه ای می کنند. به نظر اسمیت خود منفعت شخصی موقعیتی ساختاری دارد و آنچه که او از جامعه شناسان می خواهد این است که همیشه بر آن ساختار غایی تأکید ورزند که پیامد موجود را به وجود آورده است. اما او در ضمن بر این باور است که این ساختار را تنها با بررسی پیامد موجود یعنی یا مطالعه زندگی روزانه ی افراد در موقعیت های مختلف می توان باز شناخت. به نظر اسمیت علم اجتماعی به جای آنکه درصدد توضیح ساختار هایی برآید که این عرصه های زندگی فردی روزانه را به وجود می آورند، بیشتر در جهت مبهم ساختن هرچه بیشترآن عمل می کند. زیرا کارش را بااین فرض شروع می کند که این ساختارها هم اکنون شناخته شده اند و می توان آنها را جدا از عرصه ها ی زندگی روزانه در ک کرد. (ریتزر: 499-498)

اسمیت درباره ی انواع گسترده ای از موضوعات قلم زده است، که همه نوشته هایش گاه به عنوان مضمون اصلی و گاه به عنوان مایه ی بحث کم وبیش به قضیه دوپاره گی ارتباط دارند. او تجربه ی دوپاره گی را در جدایی میان توصیف علمی و تجربه ی ملموس انسان ها، تجربه ی محسوس زنان و نمونه های آرمانی پدر سالارانه ای که آنها درتوصیف تجربه شان به کار می برند، میان جهان خرد و ساختار های جهان کلانی که بر تجربه ی خرد حاکمند و به ویژه میان جهان ستمدیدگان و جهان کلان سلطه گرانی که با کنش هایشان ساختار های کلان ستمگری را ایجاد می کنند، متجلی می بیند. (ریتزر: 498)

اسمیت جامعه شناس فهم ما را از حقایق جامعه شناختی و عملکرد جامعه شناسی به چالش می کشد و عمیق تر می کند. او ما را درگیر مجادله با خودمان در باره ی ایده هایی می کند که ما اغلب شیفته و وابسته ی آنها هستیم: ارتباط محقق با مورد تحقیق، ماهیت متن و زبان به عنوان قالب اجتماعی، نقش زمینه تاریخی و سیاسی در پیوند بنیادی عاملیت فردی و ساختار اجتماعی و قدرت درخشندگی از حاشیه نسبت به مرکز. (Festermarker, 2000)

اسمیت تلاش می کرد درک زنان را از نیروهای اجتماعی که به زندگی آنان شکل داده؛ افزایش دهد. او جنیست را اصلی تری مقوله ی تحلیل اجتماعی می داند. یعنی جنسیت به خویشتن، نهاد ها، فرهنگ و سیاست جامعه ساختار می دهد.

از نظر او با وجود تفاوتهایی که میان زنان از لحاظ طبقه، نژاد و.. وجود دارد اما زنان از تجربه ی جنسیتی مشترکی برخوددارند. یعنی زنان همچنان مسئول اصلی در خانه داری، نگهداری از کودک و کارهای روزمره ی اعضای خانواده اند. به همین خاطر زندگی زنان حول محور وظایف خانه داری و مراقبتی متمرکز شده است. به همین صورت تجربیات آنها هم حول دامنه ای از فعالیت های مشخص و روزمره سازمان می گیرد.

بعلاوه اسمیت مدعی است که نگرش زنان به جهان بیانگر تجربیات اجتماعی منحصر به فرد آنهاست. یعنی زنان روش های خاص خود را برای شناخت دارند. او معتقد است که تجربیات، ارزش ها و روش های تفکر زنان آشکارا جایی میان دانش های مسلط ندارد. مثلا جامعه شناسی ساخته ی مردان و برای آنهاست. در مباحث جامعه شناسی مردان کنشگران اصلی اند و زنان به میزان عمده ای کنار گذاشته شده اند. موضوعات و عناوین اصلی جامعه شناسی نشانگر ارزش ها و تجربیات مردان است. اما جهان زنان نادیده گرفته شده است یا در حاشیه قرار گرفته است. جامعه شناسی با تبدیل جامعه شناسی مردانه به جامعه شناسی عمومی، نادانسته به ابزاری برای بیگانه کردن زنان از زندگی شان تبدیل شده است.

اسمیت معتقد است که جامعه شناسی نشانگر این واقعیت است که زندگی مردان حول جهان عمومی کار و سیاست متمرکز است و این جهان های عمومی تجربه های آنان را می سازد. یعنی مردان روابط سلطه را در دست داند و مناصب دارای قدرت و امتیار را در نهادهای اصلی جامعه در دست دارند. در نتیجه ارزش ها و دیدگاه های اجتماعی مردان زندگی عمومی آنان را شکل خواهد داد. و از آنجا که مردان برجامعه شناسی مسلط اند ارزش های آنان غالب شده است. (سیدمن: 275- 274 )

اسمیت آرزو دارد که چهره ی واقعی جامعه شناسی را به منزله علمی سیاسی فاش کند. او به دنبال جامعه شناسی انتقادی است که برای زنان سودمند باشد و زنان را از نظام پدرسالاری اجتماعی آزاد سازد. اما جامعه شناسی مورد نظر او که ساخته ی زنان و برای آنان باشد چگونه جامعه شناسی است؟

این نوع جامعه شناسی برعکس جامعه شناسی مرد محور که به دنبال فرآیند های انتزاعی است، زنان را همانگونه که خودشان را در زندگی واقعی می یابند نشان خواهد داد، محیط، روابط و فعالیت های روزانه نقطه ی شروع این دانش خواهد بود. (سیدمن: 276 )

اسمیت از رئالیسم اجتماعی مارکس الگو برداری کرده است. او با الهام از مارکس نقطه شروع کارش از زندگی واقعی زنان قرار می دهد. (سیدمن: 277 )

اسمیت پروژه ی مشخصی دارد : جامعه شناسی فمینیستی زن محور. او به دنبال جامعه شناسی ای است که زنان را به عاملان اجتماعی تبدیل کند تا آگاهانه زندگی شان را بسازند. (سیدمن: 278 ) این جامعه شناسی بر نابرابری جنسیتی و ستم بر زنان در جامعه تأکید دارد. اما اسمیت بر سازوکارهای اساسی اما نادیده گرفته شده ای در سلطه ی اجتماعی تأکید می کند: دانش ها و گفتمان های ابژه شده.

از نظر او روابط سلطه نشانگر محل تلاقی سلطه ی مردان، نژاد پرستی و سرمایه داری است. او یک ویژگی بنیادین،مشترک و اساسی را در روابط سلطه در جوامع سرمایه داری غربی می بیند: نقش دانش به منزله ی نیروی اجتماعی سلطه. (سیدمن: 276 )

در جوامع غربی سلطه ی اجتماعی از طریق متون (سوابق پزشکی، مطالعات موردی روان شناسی، پرونده های استخدامی و...) صورت می گیرد. این متون کنترل اجتماعی را تسهیل می کند. مشخصه متون سلطه انتزاعشان از انسان هایی است که در محیط اجتماعی خاص شان عمل میکنند. دانش های ابژه شده تجربیات زندگی واقعی را به زبانی بی نام، غیرشخصی، عام و ابژه کننده برمی گردانند. (سیدمن: 278 )

اسمیت برای نشان دادن جایگزینی واقعیت مجازی به جای واقعیت حقیقی و پیوند دانش های ابژه شده و سلطه به گفتمان روان پزشکی «بیماری روحی» می پردازد. او معتقد است گفتمان ها روان پزشکی برای بیماری روانی یک الگو ی پزشکی ایجاد می کنند. این الگو مدعی است که برخی افراد دچار بیماری روانی می شوند. بیماری در نشانگان رفتاری یا روانی نمود می یابد، که مانع عملکرد اجتماعی بهنجار می شود. در این الگو ی پزشکی، بیماری روانی را متخصص کشف و نام نام مناسب به آن می دهد و آن را درمان می کند.

اسمیت نقد هایی درباره این الگو و تأثیرات اجتماعی آن دارد . مثلا بسیاری از مقوله های اختلالات عاطفی که در میان مردان شایع است در بسیار از شیوه ها ی درمانی از مقوله ی بیماری روانی حذف می شود.

این امر این تأثیر اجتماعی وسیاسی را دارد که زنان انساهایی بی ثبات تر از مردانند و بیشتر از آنان مستعد ابتلا به بیماری های روان و بیشتر نیازمند مراقبت های پزشکی و اجتماعی و کمتر از مردان قادر به اجرای نقش های اجتماعی هستند که مستلزم قدرت، استرس و مسئولیت اجتماعی هستند. در کل گفتمان پزشکی زنان را تحت سلطه ی مردان قرار می دهد. (سیدمن: 279 )

او انتقادهایی درباره منزلت علمی این دیدگاه ها دارد. با تکیه بر دیدگاه برساخت گرا او معتقد است که این گفتمان ها کاری بیش از کشف و درمان بیماری می کنند. آنها این بیماری را به عنوان هویت اجتماعی، خلق و انسان را تحت کنترل نهادی قرار می دهند. او منتقد اعتبار پیامد های اجتماعی پزشکی کردن اختلالات عاطفی است. تأثیر اجتماعی این گفتمان ها نشاندن داغ و سلب قدرت از بیمارا ن است. دانش روان پزشکی عاملیت و مسئولیت فرد را از بین می برد و خویشتن روان پزشکی را ابژه ی کنترل قرار می دهد.

با بیمار روانی معرفی کردن یک فرد، تجربه ی او از خود و جهان تغییر می کند. در این گفتمان زمینه ی واقعی کنش فرد، روابط و سرگذشت او به امری بی ربط تبدیل می شود. و تنها دسته ای از رفتار های فرد مهم تلقی می شود که نشانه ای از بیماری باشد. در این حالت فرد احساس عامل کنشگر اجتماعی مطلع و مسئول را از دست می دهد. در این حالت جهان معانی و روابط اجتماعی روان پزشکی جایگزین سرگذشت، روابط و تجربیات واقعی فرد می شود. یعنی انسان از افعال واقعی اش تخلیه و تاریخچه اش ازاو سلب می شود. این شخص در مجموعه ی دیگری از روابط اجتماعی قرار می گیرد؛ جهان بیماران، رستاران، روان پزشکان و... اسمیت روان پز شکی را عامل کنترل اجتماعی می داند که تلاش می کند رفتارهای نامناسبی را که سایر عاملان کنترل توان مدیریتشان درا ندارند، تعریف و مدیریت کند. (سیدمن: 280 )

زبان به خودی خودش همیشه یکی از علایق مخصوص اسمیت است. حتی او می گفت پیش از حضور در دانشگاه، زمانیکه کارگر دفتری در لندن بوده، برای لذت فلسفه را می خواند. بعدا" او فریفته جریانی شد که فیلسوفان آکسفورد درباره ی فلسفه زبان معمول می نوشتند. او دوست داشت بفهمد، چگونه مردم کلمات را بکار می برند و چگونه کلمات می توانند معنا تولید کنند. این امرکه ادبیات – رمان ها و شعرها – و همچنین تفسیر دانشمندانه بر آنها را ایجاد می کند؛ در اندیشه خود اسمیت و تلاشش برای فهم زندگی روزمره دارای قدرت و نفوذ بود.

اما چرخش زبان شناختی در تحقیق اندیشه ی اسمیت را سراسر نپوشاند. چون توجه به کاربرد زبان همیشه برای پروژه ی تلاش برای نوشتن جامعه آنگونه که مردم در آن زندگی می کنند، مهم است. این علاقه ی غالب او برای کشف و آموزش شیوه تحلیل اجتماعی است که بر محیط مرئی زندگی مردم منعکس می شود. او می گوید حقیقت و دانش در زمانی بنیادین بنا نهاده شده اند که جامعه از طریق زبان و از طریق زمینه ی احساسی که ارگانیسم های انسانی درآن شریک است، به وجود می آید. (Campbell, 2003)

بررسی مختصر آثار اسمیت

- جهان روزانه به عنوان یک مسئله: جامعه شناسی فمنیستی

در یکی از سه مجموعه مقالات مهم جهان روزمره به عنوان یک مسئله: جامعه شناسی فمینستی، او درباره ی "خطوط نقص" گسیختگی میان تجربه و اشکال اجتماعی تجلی آن می نویسد. در این مجموعه او برنامه ی کار جدید برای جامعه شناسی و برای خودش مطرح می کند: ترسیم و توضیح اینکه چگونه تجربه های مهم و چسبیده و واقعی با ایدئولوژی های بزرگتر و فرامحلی و عملکرد های حاکم مرتبط می شوند و از طریق آنها شکل می گیرند. (Festermarker, 2000)

- عملکردهای ذهنی قدرت: دانش جامعه شناسی فمینستی

مقالا ت قابل توجه ی در کتاب دومش عملکردهای ذهنی قدرت، جامعه شناسی فمینیست دانش جمع آوری شده است. کار اسمیت شناسایی جامعه شناسی دانش را بسط می دهد و آنچه را که او "عملکردهای ذهنی قدرت "می نامد را آشکار می کند. که معنای روابط حاکم جامعه و منافع جامعه شناسی دانش درباره ی جهان اجتماعی را شکل می دهد. (Festermarker, 2000)

- متون، واقعیت ها و زنانگی: بررسی روابط حاکم

اسمیت در سومین کتابش، متون واقعیت ها و زنانگی درست مانند مارکس که ما را برای اولین بار به فرا رفتن از "ورود ممنوع" هشدار داده شده در ورودی فقل شده ی سرمایه دعوت می کند، اوهم ما را به فرا رفتن از انتقاد دعوت می کند. در اینجا او از وجود اشکال ارتباطی پیچیده درون مباحث و از دانش و موضوعات دانشی بیشتر از متن دفاع می کند. (Festermarker, 2000)

- نوشتن درباره جامعه: انتقاد، نظریه و تحقیقات

دوروتی اسمیت بخاطر انتقاد دقیق از سنت های جامعه شناختی و بخاطر شیوه ی نوشتن آنها درباره جامعه از دیدگاه یک حکمران برای بسیاری از ما معروف است.

اوبرای این مسئله چاره جویی خود را مطرح می کند: جامعه شناسی که از زنان آغاز می شود و چگونگی ساخته شدن جامعه را از پایین بررسی می کند؛ تا دانشی درباره ی کارکردهای جامعه ای فراهم کند که به ما به عنوان شهروندان معنی می دهد. در تلاش در این جهت، او روی تعیین کارکردهای متن خصوصا - کارکردهای جامعه شناختی- تمرکز می کند. او واکنشی جامعه شناختی نشان داده که در آن جنبه های ارتباط اجتماعی یک متن مختصرا بیان شده اند.

او در کتابش به نام " نوشتن درباره ی جامعه " به طور تجربی، اینکه چگونه متن ساخته می شود و معنا می یابد و فهمیده می شود و در روابط شخصی مورد استفاده قرار می گیرد، را آشکارا توضیح می دهد. ( Widerberg, 2000)

این کتاب اسمیت در ادامه ی کار پیشین اودر زمینه ی جامعه شناسی فمنیست است، اما او با یک تفاوت. علاقه او به میان متنیت همه ی توجه اش را متمرکز کرده است.همانطور که تجربه در کار اخیرش توجه او را جلب کرده بود.

با این حال، خوانندگانی که کار او را مدتی دنبال کرده اند، نقطه عطف های آشنایی هم خواهد یافت. کارروش شناختی او بر روی وضع ساختارهای بیماری روانی و دلایل ر قابتی خشونت پلیسی و همچنین اتکای نظری اخیراو بر مارکس و اتنومتدولوژیست ها (روش شناسان) مردم نگارمورد استفاده قرار گرفته است. اسمیت علاقه مند است پیشرفت را در کارش نشان دهد. از طرفی چهره هایی مانند باختین (bakhtin)، ولوسینو ( volosinov )، هابرماس (habermas) وحتی بودریلارد (baudrillard) به عنوان منابع نظری قلمداد شده اند و از طرف دیگر فرا ساختار گرایان و اندیشمندان پست مدرن با تلاش او برای گفتن حقیقت بعد از پست مدرنیسم مواجه شده اند. (Doran, 2000)

هنوز هم در بسیاری از جنبه ها، اهداف اولیه او سیاسی و نظری است. ولی آنچه که اساسا" متفاوت است سطح تحلیل است که به این موضوعات آورده شده است. در صورتی که بخاطر مسائل اخیر، خود را علاقمند و درگیر دیدگاهی برای جنبش های زنان نمود، که می توانست مخالف روابط حاکم باشد؛ او اکنون دریافته است که این جنبش ها در مرض خطر دستگیری به واسطه ی مکانیسم های زمینه ای تشکیل دهنده ی روابط پیچیده ی حاکم می باشد. به عبارت دیگر مو ضوعات این کتاب تجربه های شکل گرفته یک مادر تنها و جامعه شناس مبتدی درگیر با آگاهی دو گانه نیست بلکه تجربه های میان متنی یک نظریه پرداز پیچیده ی اصلی فمنیست است که هم بر روی موفقیت ها و هم بر روی شکست ها ی علوم اجتماعی فمینیست که او در ایجادش مؤثر بوده است، منعکس می شود. با این وجود این انعکاس ها روی تجربه ها مقالات مهمی را شکل می دهد. هرچند بعضی از این مقا لات قبلا چاپ شده است، اما این نظم مخصوص فصل ها، به وضوح پیشرفت افکارش را در طول دهه ی گذشته یا بیش از آن نشان می دهد.

او با تأسف بخاطر تخصصی شدن فمینیسم و فاصله اش از عملگرایی پیچیده آغاز می کند، اما اصرار می کند که این فرایند امکان تحلیل را فراهم می کند. زیرا یک سیاست پنهان علمی وجود دارد که لازم است آشکار شود. بیشتر بخش کتاب دقیقا مرتبط با چنین پروژه ای است .

دو فصل دیگر این بخش انتقادی نسبتا کهنه و منسوخ هستند اما به عنوان یادآوری های لازم برای محدودیت های هم اقتصاد سیاسی علمی و هم جامعه شناسی برای هر علم اجتماعی فمینیست مورد استفاده قرار می گیرد. اقتصاد سیاسی بخاطر شرکت در تجارت اصلی و ناتوانی اش در ایجاد دیدگاهی خارج از روابط حاکم به اندازه ی کافی مناسب نیست. جامعه شناسی آکادمیک نیز مسئله ساز است؛ نه به خاطر اینکه ایدئولوژیک می باشد، بلکه بخاطر مسیرهای نامحسوسی که به واسطه ی آن قراردادهای بنیادین اش تلاش های فمینیستی را در تنظیم اطلاعات پژوهشی منهدم می کند. به منظور نشان دادن اینکه چگونه چارچوپ های زمینه ای تلویحی بیشتر تلاش های آشکار برای روشن کردن تجربه های زنان را متزلزل می کنند، این مقاله به خوبی مشکلات میان متنی روزمره ی مخالفت کردن با اعمال جامعه شناختی شئ انگاری معمول را شرح می دهد.

بخش میانی طرح نظری خود اسمیت را در دو جهت بسط می دهد. در اولین مقاله او درک خود را از روابط حاکم روشن و به روز می کند. او در کارش تشخیص فرا واقعیت های بودریلارد را کنار مطالعات تاریخی ظهور فعالیت های حسابگرانه ای که مدیریت صنعتی را در طول دهه ی اخیر رشته ای کرده است، ترکیب می کند. اما برای کسانی که نگرانند اسمیت با جاذبه های وانمود سازی بودریلارد گمراه شود، او برماهیت بی دردسر این فرا واقعیت ها تأکید می کند؛ که از طریق موضوعات واسطه ای، فعالیت های روتین و روزمره را انجام می دهند.

مقاله ی دوم در پاسخ به کسانی است که ظاهرا نه تنها امتیاز نظری که او به تجربه می دهد، بلکه حتی امکان حقیقی فوق العاده پراکنده و فوق العاده برهانی و استدلالی را انکار می کنند. در اینجا مقابله با فراساختار گرایی و هم پست مدرنیسم ( یا حداقل درک اسمیت از آنها ) مرحله ی مرکزی است. او همچنین با همقطاران فمنیست اش که فواید فمنیست پست مدرن را مطرح می کنند، مقابله می کند. پاسخ او تلاشی بدیع، هر چند ستیزه جویانه، در توسعه یک استراتژی برای گفتن حقیقت است که عمیقا به مید، باختین و ولوسینو وابسته است.

اسمیت برای شروع انتقاد از باز معرفی تلویحی پست مدرنیسم/فراساختار گرایان از مو ضوعات مجزا شده به جای موضوعات آگاهی دهنده، به تنظیم کردن از طریق مید واساسا"اجتماعی بودن هر دو مفهوم، هم خود و هم دانش می پردازد. او از باختین و ولوسینو فهم مکالمه ای آنان از بحث را اخذ می کند، به عنوان وسیله ای برای متعادل کردن صورتبندی تقریبا ثابتی که در پست مدرنیسم و فراساختار گرایی دیده می شود.

اما در صورتبندی او درباره ی اینکه چگونه یک نفر به چیزی خارج از بحث رجوع می کند، خلاقیت اسمیت آشکار می شود. اسمیت تحلیل را توسعه می دهد تا اموری را که به طور اجتماعی ساخته شد را در بر گیرد. به طور قابل توجهی عملکرد محلی علم است که نقش اساسی هماهنگ کردن مفاهیم را ایفا می کند. در نتیجه اسمیت معتقد است که مفهوم referring (اشاره کردن ،رجوع کردن) طوری صورتبندی شده است که می توان فراتر از محدودیت های هم موضوعات مجزا شده و هم جهان صرفا" استدلالی برود.

بخش سوم متن شاید قانع کننده ترین بخش تلاش اسمیت باشد. در اینجا او با زیرکی نیروی منحصر به فرد روش شناختی خود را نشان می دهد . اسمیت نشان می دهد چگونه تئوری جامعه شناختی معاصر از طریق دانش سبک شناسی اش، به طور ضمنی باز تولید مسلم بودن مفاهیم سلطه ی مردان سفید، روشنفکران اروپایی را فراهم می کند و از جنبش هایی که خارج از این ذهنیت مشترک قرار دارند، ممانعت می کند.  

فصل بعدی عملکرد بی نهایت قدرتمند اما نامعلوم مفهوم خانواده ی استاندارد امریکای شمالی را به عنوان رمزی ایدئولوژیکی توضیح می دهد. این رمز فهم مدارس، حکومتها و مادران را از اینکه یک خانواده چه باید باشد را تولید و سازماندهی می کند.

فصل بعدی بر مبنای شالوده هایی قرار دارد که در کار کلاسیک اخیرش " k بیماری روانی است" مطرح شده است. که به طور سیستماتیک و دقیق مکانیسم هایی را کشف می کند که رمز ایدئولوژیکی " صحت سیاسی" می تواند خود را در برنامه ای رادیویی تولید کند. به این صورت که سازمان آن می تواند توسط شنوندگان دوباره از نو شروع شود و از طریق کانال های استدلالی خودشان تکرار شود .

فصل نهایی بسیار گران بهاست.عناصرش ساده ودر نتیجه گیری مصرع است. تحلیلش از آب وهوای سرد و جدال در تقاضاهای آکادمی کانادایی ها، جلب توجه می کند. اسمیت به شیوه ای قابل فهم و مستقیم استناد می کند که مکانیسم های زمینه ای یک بحث واکنشی چه نامیده می شود.

او نشان می دهد که چگونه انتقاد به عملکرد های نهادی روزانه ی قدرت در یک دانشگاه از طریق متداول سازی مباحث حقوقی سرکوب می شود. که نه تنها انتقاد اصلی را تغییر شکل می دهد، بلکه مسئله را از چارچوب متنی خارج می کند و در چارچوبی نهادی قرار می دهد. زیبایی تحلیل اسمیت روش صریحی است که او در توضیح ساختار یابی منظم این انتقال و اینکه چگونه واکنش ها نسبت به گزارش اولیه ادعاهایی برای شکایت ایجاد می کند، دارد. همچنین درس مهمی که از این تحلیل پدیدار می شود، به قدرت پنهانی مرتبط می شود که این بحث حقوقی برای تسخیر کردن خوانندگان بعدی دارد. به نحوی که آنان گزارش اولیه را از طریق منشور چارچوب حقوقی تفسیرکنند. (همان)

با وجود قدرت بسیار زیاد این آگاهی و اینکه اسمیت به درستی جایگاهش را به عنوان یکی از بزرگترین نظریه پردازان فمنیست در اساس این مجموعه حفظ کرده است، اما تعدادی مسائل نگران کننده در مقاله باقی است: فقدان وضوح درباره ی جایگاه دقیق یک رمز ایدئولوژیکی، پیوند دادن ساده ی سرکوبی سیاسی و اندیشه علم اجتماعی، تحلیل های اندک تاریخی اش، برداشت های نسبتا مبهم او درباره ی برخی از فرا ساختارگرایان. شاید بیشترناهمانگی ها در شکاف میان تئوری و عمل او باشد. به همین سبب، او خودش تصدیق می کند که لذت زیادی از اثرش درباره ی رد پست مدرنیسم بدست آورده است.

پژوهش عملی خودش اکنون کاملا در "جهان میان متنی" است . در حقیقت شاید بتوان گفت که اولین و بزرگترین دستاوردی که اسمیت و دیگران یک نسل پیش بدست آوردند، وارد شدن به "جهان میان متنی" آکادمی می باشد، که از طریق اصرار منظم در متن بر صحت تجربه ی زنان صورت گرفت.

در نهایت شاید یکی از انتقادات به این اثر توجه ناکافی به مسئله ی تحول معانی هم در سطح خرد و هم کلان، باشد. با توجه به طرحش برای دنبال کردن فهم مید از خود، واضح نیست که چگونه خود اسمیت این راهنمایی را دنبال کرده است. به یک معنی، کار اخیرش مطالعه ای موردی است درباره ی اینکه چگونه خود -از طریق انتقال خود تجسم یافته ای که اطرافیان فرد به او می آموزند، آنگونه باشد- ایجاد می شود. با توجه به پیشینه ی او نسبت به روابط حاکم، رشد سیستم آموزش جنسیت مرتبط به آن، او "شکست رادیکال" که جنبش زنان یک نسل قبل یا بعد یا بیشتر ایجاد کرد، را تصدیق می کند. اما او نمی تواند تکامل تاریخی این شکست معرفت شناختی را توضیح دهد.

- قوم نگاری نهادی: جامعه شناسی برای مردم

آثار اسمیت در مردم شناسی نهادی، مبحثی است درباره ی تمرکز بر روابط اجتماعی بهم چسبید ه ی روزمره، که تجربه های زنده را تشکیل می دهد و ماهیت ذهنی قدرت جامعه شناسی را جهت دهی کرده است .

شاید کار اسمیت بیشتر به خاطر اشکال اولیه اش معروف است، کشمکش او با محروم سازی جامعه شناختی زنان و ماهیت کاربردی (عملی) چنان محرومیت هایی. (Festermarker, 2000)

اسمیت همانند اولین جامعه شناس که، مفاهیم هستی شناختی آن محروم سازی را تئوریزه می کند، انتقاد او به طور همزمان نظم سازمان (سامان ) اجتماعی دانش و حک شدن نهادهایش را آشکار می کند. او اصول هستی شناختی را برای مطالعات زنان معین می کند، و جامعه شناسی ای فمینیستی و اصول تئوریکی برای تحقیق در زندگی زنان فراهم می کند.

در حالیکه اکنون قوم نگاری نهادی بسط و توسعه یافته ، او را در ابتدا چهار ایده و موضوع مطرح کرده که روی همگی با هم کار کرده است اما اکنون می خواهد آنها را بیشتر بسط دهد. که در قوم نگاری نهادی به نظر می رسد کاملا به وجود آمده است: متن و روابط جامعه را در طول زمان و مکان سازمان می دهد. ( Widerberg, 2000)

تاریخچه و نحوه شکل گیری نظریه فمینیسم

فمینیسم یا جنبش اجتماعی زنان یکی از عمده ترین نظریات اجتماعی دو قرن گذشته بوده و با دامنه وسیع و سیطره عظیمش بر علوم انسانی، امروزه جزء لاینفک مطالعات حوزه علوم انسانی گردیده است. معمولاً آغاز جنبش فمینیسم به تاریخ نشر آثار اعتراض آمیز زنان برمیگردد. این آثار هر چند قبل از قرن 18 نیز دیده می شوند اما از اواخر قرن 18، و اوایل قرن 19 به مجموعه ای از کوشش‌های معنی داری تبدیل شد که روز به روز رو به افزایش بود.

نقطه عطفی که غالباً به عنوان آغاز جنبش فمینیسم از آن یاد می شود، اعلامیه حقوق بشر بود که مقاومت‌ها و مبارزات آشکار و صریح زنان را بر می انگیخت. این سؤال که آیا اعلامیه حقوق بشر دربرگیرنده چیزی به جز حقوق مردان بود، باعث شد که جنبش زنان آغاز گردد. در جواب به این اعلامیه بود که «مری ولستون کرافت» در 1792 کتاب «احقاق حقوق زنان» را نوشت و هم‌زمان با آن «المپ دوگور» برای گسترش حقوق وعده داده شده به زنان، در انقلاب فرانسه مبارزه می کرد.

در واقع مدرنیسم و لیبرالیسم را می توان دو جریان قوام بخش در آغاز شکل‌گیری جنبش زنان دانست،که شرایط نظری لازم را برای پاگیری نهضت زنان فراهم نمود و علاوه بر آن نظریات و آراء آن همواره در عمق نظریات فمینیستی محسوس بوده است.

زمان و مکان شکل گیری نظریه

در قرن نوزدهم، جنبش زنان به عنوان یک «جنبش پایدار» شکل گرفت. چنانچه مشاهده می شود گفتمان حاکم مدرنیسم و لیبرالیسم، مهم‌ترین عامل نظری شکل‌گیری جنبش فمینیسم بوده است .

«فمینیسم» واژه ای فرانسوی است که ابتدا برای بیان کیفیات زنانه به کار می رفت، اما به تدریج، معنای لغوی خود را از دست داد و به عنوان اصطلاحی عام برای توصیف آنچه در اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 در اروپا و آمریکا تحت عنوان «جنبش زنان» معروف بود، اطلاق شد. نحوه سازماندهی فمینیسم در اروپا و آمریکا تفاوت های خاصی داشت؛ زیرا سازماندهی فمینیسم در اروپا با ایجاد باشگاه های زنان طی انقلاب فرانسه و در آمریکا در فعالیت زنان در جنبش الغای بردگی و برده داری و مبارزه برای منع استفاده از مشروبات الکلی صورت گرفته که اولی به انتشار اعلامیه حقوق زنان از سوی المپ دوگور و دومی به انتشار «اعلامیه تصمیمات و احساسات» در گردهمایی «سنکافالز» در ژوئیه 1848 انجامید.

قضایای نظریه فمینیسم

قضایایی که بر اساس نظریات فمینیستی ساخته و پرداخته شده اند عبارتند از:

1) دانش جهان اجتماعی همواره بر مبنای موقعیت های اجتماعی شکل می گیرد.

2) ساختارهای کلان اجتماعی تنها بر پایه منافع افراد مسلط در جامعه است که توسط زیردستان اجرا می شود مانند کار خانگی زنان به نفع مردان.

3) فراگردهای کنش های متقابل خرد هم در جامعه روابط قدرت میان افراد و مسلط را محقق می سازند مانند نادیده گرفته شدن زنان در تولید اجتماعی به رغم خدمات خانگی آن ها.

4) ایدئولوژی پدرسالارانه زنان را از تجربیاتشان در نقش های تولید اجتماعی در سطح خرد و کلان جدا می سازد.

5) آنچه که در مورد زنان گفته شد در مورد همه زیردستان به صورت های گوناگون صادق است.

6) در مورد کاربرد هر مقوله ای که دستپرورده رشته ای باشد که اساساً تحت تسلط مردان است باید تردید کرد.

فرضیه های نظریه فمینیسم

1. هر تفاوتی تبعیض است و هر تبعیضی غیرقابل تحمل.

2. همه برتری ها در مردان هستند و زنان برای دسترسی به برتری، باید مثل مردان شوند.

3. جهان برابر جهان بدون جنسیت است پس مقابله با جنسیت تلاشی برای برابری است.

4. فقط با آزادی مطلق می توان برابری مطلق را برای زنان تأمین کرد.

5. برابری در همه چیز، همه وقت و همه جا اصلیترین هدف است.

6. مرد بودن یک حیثیت اصلی و زن بودن یک حیثیت فرعی است پس آن که باید مثل دیگری شود زن است، نه مرد.

7. بهبود وضعیت زنان فقط در گرو برابری زنان با مردان است، نه مردان با زنان.

8. رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان فقط در ایجاد کلیه اشکال برابری با مردان نهفته است.

9. برابری با مردان یک اصل لازم الحصول است، اگرچه با انکار «زن بودن» همراه باشد.

مکتب های مختلف فیمینیسم

لیبرال فمینیسم

 این دسته از فمینیستها هیچگونه تفاوت نژادی، جنسی، طبقاتی و یا ذاتی را بین زن و مرد قائل نیستند و تبعیض‌های بوجود آمده را حاصل از ناهنجاریهای اجتماعی می‌دانند و تعقل فردی را برسنت‌ها و نهادهای مستقر در جامعه ترجیح می‌دهند مسئله مورد توجه فمینیست‌های لیبرال یا اصلاح‌طلب، اثبات این امر بوده است که تفاوت‌های درخور توجه میان زن و مرد ذاتی نیست و در نتیجه اجتماعی شدن و «شرطی‌سازی نقش جنسی» بوده است. در این مکتب با مفاهیم و ابزارهای تولید علم که عمدتاً توسط مردان طراحی شده است مخالفتی دیده نمی‌شود و فقط «تساوی حضور زنان و مردان» در مباحث علمی و تکنولوژی مدنظر است.

هدف فمینیسم لیبرال از دیرباز احقاق حقوق برابر برای زنان بوده است یعنی برخورداری از حقوق شهروندیِ مساوی با مردان. فمینیست های لیبرال علیه قوانین و سنت هایی مبارزه کرده اند که حق را به مردان می دهند و به زنان نمی دهند یا با ادعای "حمایت" از زنان وضع می شوند. این گروه با این تشخیص که برابری صوری کافی نیست، خواستار وضع قوانین شده اند تا تبعیض علیه زنان غیر قانونی شود و زنان در محیط های کار از حقوقی مانند مرخصی و حقوق زایمان برخوردار شوند.

برمبنای این تفکر، زن موجودی انسانی است و همان حقوق طبیعی و سلب نشدنیِ مردان را دارد. جنس زن به حقوق او ربطی ندارد؛ در قوای عقلی زنان نقصی نیست و بنابراین حق دارند از حقوق کامل انسانی برخوردار باشند. اما در جامعه به خاطر جنسیت زنان نسبت به آنان تبعیض روا می دارند؛ یعنی برای گروه زنان بدون توجه به خواست ها، منافع، توانایی ها و نیازهای فردی آن ها محدودیت های خاصی مقرر می کنند. زنان از حقوق مساوی با مردان محروم اند و آزادی هایی که برای گروه مردان وجود دارد از گروه زنان دریغ می شود. افزون بر این، در مورد مردان برحسب شایستگی های فردی و انسانی داوری می شود، اما مبنای داوری در مورد زنان فضیلت های زنانه است یعنی زنان از حقی مساوی با مردان برای دنبال کردن علایق شخصی خود برخوردار نیستند.

هدفی که فمینست های لیبرال اصلاح طلب در جامعه شناسی دنبال کرده اند اثبات این نکته بوده که تفاوت های قابل مشاهده میان دو جنس داتی نیست بلکه نتیجۀ جامعه پذیری و "همگون سازیِ جنس و نقش" است. تفاوت رفتار با دختران و پسران کمابیش از بدو تولد آغاز می شود و از شکوفایی کامل ظرفیت های انسانی زنان جلوگیری می کند. پژوهش گران فمینیست با تحقیقات خود وجود تبعیض علیه زنان و برخورد متفاوت با آنان را نشان داده و همین مسئله را زمینه ساز جایگاه فرودست زنان در جامعه دانسته اند. برای آزاد کردن زنان باید نشان داد که زن و مرد از ظرفیت های یکسان برخوردارند، زنان خصوصیات کامل انسانی دارند و تفاوت میان زنان و مردان ناشی از تفاوت تربیت تربیت دختر و پسر و همچنین ناشی از تفاوت انتظارات جامعه از آنان و وجود قوانین تبعیض آمیز است.

فمینیسم لیبرالی در میان نظری های فمینیستی معاصر در اقلیت قرار گرفته است. با این همه فمینیسم لیبرالی در جنبش زنان آمریکا در دوران معاصر بیشتر از هر نظریه فمینیستی دیگر رواج دارد: بیشتر نوشته های مردم پسندی که درباره مشاغل زنان، برابری زن و مرد در مقام والدین و نیاز به آموزش فارغ از جنسیت برای کودکان منتشر شده اند، برپایه همین نظریه استوارند؛ این نظریه ارزش ویژه ای برای عرصه خصوصی زنان قایل نمی شوند و برای وظایف خانگی و خرده کاری های بی اجر ومزدِ زندگی خانوادگی چندان بهایی نمی دهد. در عوض، همین عرصه خصوصی رشته بی پایانی از توقعات، وظایف خانه داری که بی اجر و مزد، بدون ارزش و بی اهمیت تلقی می شوند، مراقبت از کودکان، و خدمت عاطفی، عملی و جنسی به مردان، را برای زنان در بر می گیرد. پاداش های راستین زندگی اجتماعی مانند پول، قدرت، منزلت، آزادی، فرصت های رشد و بالا بردن ارزش شخصی را باید در عرصه عمومی جستجو کرد. نظامی که از دسترسی زنان به عرصه عمومی جلوگیری می کند، بار مسئولیت های عرصۀ خصوصی را به گردن آن ها می اندازد، آن ها را در خانه های مجزا محبوس می سازد، و شوهران را از هرگونه درگیری با گرفتاری های عرصه خصوصی معذور می دارد، همان نظامی است که نابرابری جنسی را به بار می آورد.

اگر پرسیده شود که نیروهای اساسی در این نظام کدامند، فمینیست لیبرال به تبعیض جنسی اشاره می کند. به خاطر همین تبعیض جنسی است که زنان از همان کودکی محدود و علیل می شوند تا آن که نقش هایی را در بزرگسالی پذیرا گردند که آن ها را از انسانیت کامل محروم سازد. در واقع همین نقش های جنسی است که با قید و بندها و شرایط ویژه ای که بر زنان تحمیل می کنند، از آن ها چنین موجوداتی به وجود می آورند.

تبعیض جنسی، مانند تبعیض نژادی، مردان و زنان را در قالب های شخصیتی انعطاف پذیر محبوس می سازد و اجتماع را از شکوفایی استعدادهای اعضایش محروم می کند، زنان را دست کم می گیرد و و از تحقق گرامی ترین ارزش های فرهنگی ما که همان آزادی و ارزش فردی اند، پیوسته جلوگیری می کند.

فمینیست های لیبرال برنامه های زیر را برای از میان برداشتن نابرابری جنسی پیشنهاد می کنند:

بسیج در جهت کاربرد امکانات موجود سیاسی و قانونی که در حال حاضر برای تغییر وضع در دسترس می باشند؛ تأمین فرصت های برابر اقتصادی؛ دگرگونی در خانواده، مدرسه و پیام های رسانه ای همگانی تا آن که مردم دیگر در نقش های جنسیِ شدید و دربسته، اجتماعی نشوند؛ وکوشش های همه افراد برای مبارزه با تبعیض جنسی در هر کجا که روزانه با آن روبرو می شوند؛ ترتیب زندگی آرمانی برای فمینیت های لیبرال آن ترتیبی است که طی آن هر فردی مناسب ترین سبک زندگی را برای خود برگزیند و گزینش او از سوی دیگران مورد پذیرش و مورد احترام قرار گیرد. حال می خواهد زندگی مجردی باشد یا نیمی از درآمد خانوادگی را عهده دار شود، بچه دار یا بی بچه باشد و یا نوعی ارضای جنسی انعطاف پذیر را در پیش گیرد.

انتقاد از فمینیسم لیبرال

فمینیست های لیبرال در پژوهش های خود به کاوش در تجربیات زندگی زنان نمی پردازند و به کاربرد مفاهیم و ابزاری که برای شناخت جامعه از دیدگاه مردان خلق شده اعتراضی نمی کنند. وجود دیدگاه های مردمحور در تعیین اهمیت مسایلی که باید مورد پژوهش قرار داد نیز به اندازه کافی مورد چون و چرا قرار نمی گیرد. این دیدگاه هوادار گنجاندن زنان در نمونه های پژوهشی و انجام پژوهش به دست زنان است اما به بنیان رویکردهای نظریِ موجود دست نمی زند. با این همه، تحقیقات فمینیست های لیبرال اصلاح طلب شیوه های محرومیت زنان از فرصت های برابر و گونه های تبعیض علیه زنان را نشان داده و بنیان این اعتقاد را که تقسیم کار جنسی منشأ طبیعی و جبری دارد متزلزل کرده است.

 فمینیسم فرهنگی

 این گروه فمینیستی برخلاف لیبرالها نه تنها به تفاوتهای ذاتی میان زنان و مردان معتقدند بلکه برخی از تمایزات ذهنی و روحی زنان را از عوامل تعیین کننده جهت برنامه‌ریزیهای راهبردی می‌دانند و دگرگونی اساسی در کل فرهنگ و جایگزینی فرهنگ جدید اجتماعی از آرمانهای فمینیسم فرهنگی است. مفهوم «خرد» بعنوان سرمنشاء تبیین الویت در تولید علم و نحوه استفاده از آن برای هر دو جنس تعریف ویژه‌ای را ارائه می‌دهد که فقط حضور فیزیکی زنان را به منظور تحقق دستیابی به «فضای علمی زنانه» کافی نمیداند

فمینیسم مارکسیستی

 بارزین مارکسیست مکتب نوینی را در نهضت فمینیسم ایجاد نمودند که براساس نظریات کارل مارکس مفاهیم اصلی خود را در زمینه‌های «از خودبیگانگی»، «وجدان طبقاتی»، «حقوق کارگران»، «جبر مادیگرایی» و «تقسیم نابخردانه کار اجتماعی» ترسیم نمود. در چارچوب این نظریه زنان تحت ستم نظام‌های سرمایه‌داری و ایدئولوژی‌های مردسالارانه به استثمار کشیده شده‌اند و وجود وجدان جمعی، اشتراکات خاص و عبور از استبداد مردسالارانه جامعه سرمایه‌داری را بعنوان راه رهایی زنان معرفی می‌نماید. در فمینیسم مارکسیستی نهاد خانواده کوچکترین واحد اجتماعی به شمار نمی‌آید بلکه ایجاد مؤسساتی خاص پیشنهاد می‌گردد که در آن مؤسسات زنان و مردان برطبق وظایف اجتماعی کارهای روزمره زندگی و نگهداری از کودکان را به عهده می‌گیرند.

 فمینیسم سوسیالیستی

 هارتمن و دوروتی اسمیت» از بنیانگذاران این مکتب اجتماعی هستند، که در واقع آمیزه‌ای از تفکرات فمینسم مارکسیستی و فمینیسم رادیکال است. در این نحله فکری تبعیضات جنسی و طبقاتی در هم می‌آمیزد و فلسفه جدیدی را شکل‌گیری علوم‌اجتماعی جمع‌گرا بوجود می‌آورد. فمینیستهای سوسیالیست در توجیه شیوه تولید دانش به شناخت‌شناسی مارکسیستی روی آورده‌اند و تولید دانش را جنبه‌ای از خلاقیت انسان و براساس نیازهای زیستی آنان می‌دانند.انها معتقدند فقط در جامعه بی‌طبقه، دانش بی‌طرف و بی‌تبعیض بوجود خواهد آمد.

فمینیسم رادیکال

 فمینیسم رادیکال، پدیده‌ای معاصر است که بیش از هر چیز براحساسات و ذهنیات افراد توجه دارد. این نگرش در اواخر دهه 60 میلادی تغییرات مهمی را در اندیشه‌های بی‌ارتباط با مقوله‌های مارکسیستی ایجاد نمود. آنها در واقع بخشی از یک جنبش فرهنگی هستند که سعی در شکوفایی «فرهنگ زنانه» در عرصه‌های مختلفی چون ادبیات، موسیقی و حتی تکنولوژی دارند. فمینیسم رادیکال می‌کوشد تا تمایزات زن و مرد را حتی در تصورات ذهنی به گونه‌ای متفاوت استدلال نماید و این تمایزات را راهی برای انقیاد زنان بوسیله مردان تلقی می‌نماید.فمینیسم رادیکال می‌کوشد تا با ستایش خصوصیات زنانه که از نزدیکی سرشت زن با طبیعت نشأت می‌گیرد و نشانگر طبیعت‌گرایی در تولید مفاهیم علمی و فلسفی در این مکتب است، به گونه‌ای از «فطرت زنانه» تجلیل به عمل‌ آورد. بعدها صاحب‌نظرانی چون «مونیک ویتیگ» و «دریدا» سعی در تغییر روش فمینیسم رادیکال به منظور دستیابی به جامعه‌ای بدون جنسیت، نمودند

منابع و مآخذ:

- ریتزر، جورج، نظریه های جامعه شناسی در دوران معاصر، محسن ثلاثی، تهران، علمی، 1374.

- سیدمن، استیون، کشاکش آرا در جامعه شناسی، هادی جلیلی، نشر نی، تهران، 1386.

-دایرة المعارف الکترونیکی ویکی پدیا

نقش خانواده در پیشگیری از بازگشت بیمار به مصرف مواد مخدر(عود مجدد)

$
0
0

نقش خانواده در پیشگیری از بازگشت بیمار به مصرف مواد مخدر(عود مجدد):

خانواده ها باید بدانند که بیماری اعتیاد یکی از سخت ترین و مشکل ترین بیماریها می باشد و هر لحظه ممکن است به دلیل خاصی عود کند، در صورتی که خانواده تمام امکانات و قوای خود را جهت کمک به بیمار در حال ترک به کار گیرد و درمان را یک درمان بلند مدت بداند امکان عود مجدد بسیار کم می شود، در غیر این صورت ممکن است بیمار در ظرف مدت زمان کوتاهی درمان شود ولی امکان بهبودی در دراز مدت برای وی وجود نخواهد داشت.

تشویق، حضور و مشارکت تمامی افراد خانواده:

همراهی تمامی اعضای خانواده درجهت کمک به درمان اعتیاد بیمار، همچنین حمایت های اقتصادی و عاطفی خانواده از بیمار مهمترین تأثیر را در پیشگیری از بازگشت بیمار به مصرف مجدد مواد مخدر خواهد گذاشت.

عدم کنترل بیش از حد بیمار:

خانواده ها باید توجه داشته باشند که هیچگاه نقش پلیس و تعقیب و گریز بیمار را بازی نکنند چرا که بیماران به این مسئله حساس می باشند و همین عامل موجب بهانه جویی و عود مجدد در بیمار شده و بیمار به این نتیجه می رسد که خانواده به وی اعتماد ندارد.

عدم یادآوری خاطرات تلخ گذشته:

بیماران در زمان درمان، تحت فشارهای روانی و مشکلات روانی جسمی می باشند وجود همین مشکلات توانبیمار را کاهش می دهد، اگر خانواده دراین شرایط بخواهد مشکلات و مصائبی را که در زمان اعتیاد وی وجود داشته است به یاد بیاورد، ممکن است باعث شوید که بیمار به دنبال چیزی برود که آرامش را به او برگرداند.

پاکسازی خانواده از اعتیاد:

از عواملی که سبب بازگشت بیمار به مصرف مواد مخدر می شود وجود فرد مصرف کننده در یکی از اعضای خانواده می باشد. بیمار دچار وسوسه شده و به فکر مصرف مجدد مواد می افتد و درمان وی با شکست مواجه می گردد، بنابراین پاکسازی خانواده از اعتیاد نقش بسزایی در درمان بیمار خواهد داشت.

تغییر محیط زندگی فرد معتاد:

مطمئناً محیط آلوده اراده بیمار را سست می کند و او را به انجام کارهای نادرست وسوسه می کند از جمله وظایف خانواده در طول دوره درمانی بیمار این است که مصرف مواد مخدر از هر نوع که باشد را از بین ببرند حتی دکور و وضعیت ظاهری اتاق را بایستی تغییر دهند تا هر گونه فکری که بیمار را به مصرف مجدد مواد مخدر سوق می دهد تغییر یابد چنانچه عوامل حمایتی ذکر شده توسط خانواده کاملاً رعایت شود بیمار دوره درمانی خود را به خوبی سپری نموده و به عنوان یک فرد سالم به محیط خانواده برمی گردد. شما باید این تمرینات را حداقل روزانه 15 دقیقه ولی به طور مرتب انجام دهید و در مواقع بی خابی و استرس مجدداً تمرینات را تکرار کنید.

(Relaxation Exercise) تمرین آرامش

1-(Breathing Exercise) تمرین نفس کشیدن: یادگیری جهت نفس کشیدن عمیق در حالیکه از شماره 1 تا 4 می شمارید یک دم عمیق و کامل بکشید و بعد نفس خود را حبس کنید و مجدداً تا 4 بشمارید و بعد بازدم را شروع کنید ولی این بار از 1 تا 8 بشمارید و این کار را 4 بار تکرار کنید. در زمان دم فکر کنید که با هر دم انرژی مثبت و آرامش را به بدن خود راه می دهید و با هر بازدم، استرس و عصبانیت را از خود دور می کنید. این تمرین زمانی که ناگهان دچار استرس شدیدی می شوید نیز کاملاً کمک کننده است.

2-(Visual Imaging) تصویر پردازی چشمی:تنها با اجازه دادن به ذهن خود برای به تصویر کشیدن یک منظره آرامبخش و خوشایند می توانید آرامش را به فکر خود بازگردانید. این تصویر می تواند واقعی و یا ساخته ذهن خود شما باشد مثل یک ساحل آفتابی زیبا، شنا کردن در دریا و یا تصویری که برای شما لذت بخش است. فقط سعی کنید که تصویر را کامل ببینید، صداهای محیط را بشنوید و بوهای فرح بخش اطراف را ببوئید و به تمام جزئیات تصویر خود بپردازید و از آن لذت ببرید و در آخر 2 بار نفس عمیق بکشید و با دم خود احساس گرفتن انرژی و آرامش و با بازدم خود احساس دور شدن تنش ها را داشته باشید.

3-(Muscle Relaxation Exercise) تمرینات عضله: این تمرین برای بی خوابی و استرس بسیار مؤثر است. بر عضلات بدن خود به صورت گروهی فکر کنید و در هر زمان تمرکز خود را فقط بر یک گروه خاص از عضلات متمرکز کنید. می توانید عضلات بدن خود را به این صورت تقسیم بندی کنید: کف پا، ساق پا، ران، نشیمن گاه، کمر، قفسه سینه، کتف، شانه ها، گردن، فک، زبان، شقیقه ها، چشم، پیشانی، کاسه سر. تصور کنید که عضلات شما درحال گرفتن ماساژ هستند و باز در آخر با کشیدن 2 نفس عمیق تکنیک فوق را به اتمام برسانید.

 

Viewing all 131 articles
Browse latest View live


Latest Images

<script src="https://jsc.adskeeper.com/r/s/rssing.com.1596347.js" async> </script>